1-4- تعاريف اصطلاحي دين از نظر دانشمندان اسلامي16
2-4- تعاريف اصطلاحي دين از نظردانشمندان غربي18
2-6-تعريف جامعه21
3-6-تعريف كاركرد و انواع آن22
1-3-6- مفهوم كاركرد:23
2-3-6- كاركردهاي مناسب و نامناسب24
3-3-6- كاركردهاي آشكار و پنهان25
4-3-6-کارکرد اجتماعي26
4-6- انسان شناسي26
5-6- هستي شناسي27
6-6- روش شناسي27
7- پيش فرض ها28
8- روش پژوهش28
9- روش گرد آوري اطلاعات29
10- سازماندهي پژوهش29
فصل دوم: ديدگاههاي اساسي درباره كاركردهاي دين31
مقدمه32
ديدگاههاي اساسي در باره كاركردهاي دين33
1- كاركردهاي دين برحسب نوع نگرش( مثبت يا منفي بودن)33
1-1- كاركردهاي منفي دين34
نقد نظريه ماركس و ماركسيست ها35
2-1- كاركردهاي مثبت دين36
1-2-1- هميشگي بودن كاركردهاي مثبت دين36
2-2-1- مقطعي بودن كاركردهاي مثبت دين37
نقد نظريه اگوست کنت:38
2- كاركردهاي دين برحسب قلمرو آن40
1-2- نظريات حداقلي دين و نقد آنها40
1-1-2-نظريه سكولاريسم40
2-1-2- نظريه روانشناسان44
3-1-2- نظريه جامعه شناسان46
4-1-2- نظريه روشنفكران مذهبي49
نقد نظريات حداقلي52
2-2- نظريه حداكثري دين و نقد آن53
نقد نظريه حداكثري54
3-2- نظريه اعتدالي دين55
فصل سوم: دين و كاركردهاي اجتماعي آن از ديدگاه دوركيم59
بخش اول: كلياتي درباره دوركيم60
1- زندگي و آثار دوركيم60
2- زمينه فكري و انديشههاي اصلي دوركيم64
3- رويكرد روش شناسي دوركيم در دين پژوهي69
4- هستي شناسي دوركيم71
5- انسان شناسي دوركيم72
بخش دوم: كاركردهاي اجتماعي دين از نظر دوركيم74
1- دين و ابعاد آن74
1-1- دوركيم و بعد مناسكي دين77
2- دين و خصوصيات آن در جوامع مختلف از نظر دوركيم83
1-2- دين و خصوصيات آن در جوامع ابتدايي87
2-2- دين و خصوصيات آن در جوامع صنعتي امروزي90
3- دوركيم و تبيين كاركردي دين95
4- دين به مثابه نهاد اجتماعي و كاركردهاي آن از نظر دوركيم99
5- نقد نظريه دين دوركيم104
1-5- انتقادات روش شناسانه104
2-5- انتقادات مردم نگارانه و تجربي105
3-5- انتقادات نظري106
فصل چهارم: دين و كاركردهاي اجتماعي آن از ديدگاه علامه طباطبايي109
بخش اول: كلياتي درباره علامه طباطبايي110
1- زندگي و آثار علامه طباطبايي110
آثار علامه طباطبائي112
2- انديشههاي اصلي علامه طباطبايي و نوآوريهاي او در ابعاد مختلف113
3- رويكرد روش شناسي علامه طباطبايي در دين پژوهي114
4- هستي شناسي علامه طباطبايي115
5- انسان شناسي116
بخش دوم: دين و كاركردهاي فردي و اجتماعي آن از ديدگاه علامه طباطبايي118
1- دين و ابعاد آن118
2- دين و نظريه فطرت علامه122
3- دين و ماهيت اجتماعي آن124
4- كاركردهاي دين از ديدگاه علامه طباطبايي125
1-4- پيش فرضهاي علامه طباطبايي در بحث كاركرد دين126
1-1-4- حقانيت دين و خدا126
2-1-4- قرآن و سنت126
3-1-4- سازگاري عقل و دين126
4-1-4- شريعت سخنگو127
5-1-5- دو ساحتي بودن دين127
2-4- کارکردهاي فردي و اجتماعي دين از ديدگاه علامه128
1-2-4-كاركردهاي فردي دين128
1-1-2-4- كاركردهاي نگرشي دين128
1- كاركردهاي نگرش ايماني در قرآن130
2- كاركردهاي معرفت زايي دين131
1-2- خداشناسي132
2-2- پيامبرشناسي132
1-2-2- تبيين خصوصيات پيامبران133
2-2-2- معرفي انگيزه بعثت پيامبران133
3-2- معاد شناسي135
2-1-2-4- کارکردهاي دين در عرصه اخلاق136
1- شناخت فضائل و رذائل اخلاقي138
2- تربيت اخلاقي140
3- پشتيباني از اصول اخلاقي و ضمانت اجراي آن141
3-1-2-4- تامين سعادت دنيوي و اخروي انسان143
4-1-2-4- تأمين بهداشت جسمي و روحي انسان145
2-2-4- كاركردهاي اجتماعي دين146
1-2-2-4- اصلاح جامعه146
2-2-2-4-ايجاد وحدت و همبستگي اجتماعي147
3-2-2-4- تنظيم زندگي اجتماعي انسان148
4-2-2-4- شكوفايي تمدن و فرهنگ149
5-2-2-4- حفظ منافع افراد ورفع اختلافات اجتماعي150
6-2-2-4- کارکردهاي اجتماعي دين در عرصه احكام عملي(فقه)151
1-كلياتي در باب احكام عملي151
1-1- معناي لغوي و اصطلاحي احكام151
2-1-موضوع و گستره احكام151
3-1- ابواب فقه از نظر علامه طباطبايي153
1-3-1- عبادات :153
2- 3-1- معاملات :153
3-3-1- سياسات (احكام ):154
2- كاركردهاي اجتماعي احكام ديني بر حسب ابواب فقهي154
1-2- فقه عبادي و كاركردهاي اجتماعي آن154
1-1-2- كاركرد اجتماعي نماز155
2-1- 2- كاركرد اجتماعي حج156
3-1-2- نماز، روزه و حج وسيله رفع اختلافات طبقاتي158
4-1-2- كاركرد اجتماعي خمس و زكات158
2-2- فقه معامله اي و كاركردهاي اجتماعي آن159
1-2-2- قوام و ثبات اجتماعي159
2-2- 2- تأمين عدالت اجتماعي161
3-2-2- معاملات اقتصادي باطل و كاركردهاي منفي آن162
1-3-2-2- معاملات ربوي163
2-3-2-2- كم فروشي164
3-2- فقه سياسي و كاركردهاي اجتماعي آن165
1-3- 2- حكومت ضامن اجراي احكام فقهي و حكومتي166
2-3- 2- حكومت حافظ حقوق و منافع اجتماعي انسان171
فصل پنجم: بررسي تطبيقي ديدگاهها172
بخش اول: وجوه اشتراك ديدگاه علامه طباطبايي و دوركيم173
1- اشتراك در واقعيت دين173
2- اشتراك در كاركردهاي مثبت دين176
3- اشتراك دردائمي بودن دين176
4- اشتراك درپيوند دين و جامعه177
بخش دوم: وجوه افتراق ديدگاه دوركيم وعلامه طباطبايي179
1- پيش فرضهاي متفاوت در تعريف دين179
2- تفاوت در مباني نظري185
1-2- تفاوت در روش شناسي185
2-2- تفاوت در هستي شناسي185
3-2- تفاوت درانسان شناسي186
3- منشأ دين187
4- نوع رابطه دين و جامعه192
5- رابطه دين و اخلاق193
6- علت دوام دين195
7- حركت اديان197
8- كاركردهاي دين برحسب برحسب قلمرو آن198
9- كاركردهاي اجتماعي دين بر حسب ابعاد دين199
نتيجه گيري206
فهرست منابع210
الف) کتابها211
ب) پايان نامهها و مقالات217

مقدمه
در عصر جديد با رشد علوم به ويژه علوم تجربي تبيين كاركردي رواج يافته است . اين تبيين به بررسي پديده ها بر اساس پيامد و آثار شان در زندگي فردي و اجتماعي انسان مي پردازد و در عرصه هاي مختلف از جمله دين توجه بسياري از دانشمندان از جمله جامعه شناسان ومردم شناسان و متکلمان را به سوي خود معطوف داشته است . سؤالي که در تبيين کارکردي دين مطرح مي شود اين است که دين چه نقش و كاركردي در زندگي انسان دارد ؟
از بين جامعه شناسان دورکيم را به عنوان بنيانگذاري کارکردگرايي در عصر جديد مي دانند که در تبيين دين بر جنبه اجتماعي آن تاکيد دارد . ايشان توجهي به صدق و کذب اديان و حقانيت دين و گزاره هاي ديني ندارد و صرف نظر از حقانيت دين و با روش علمي به مطالعه دين و آثارو کارکردهاي آن مي پردازند .
متفکرين و انديشمندان اسلامي نيز از گذشته هاي دور به پيامدها وکارکردهاي دين توجه داشته اند .آنها در ضمن مباحث مختلف ديني به اين موضوع نظر داشته ، اما به طور مستقل به اين موضوع نپرداخته اند . بنابراين نياز بشر به دين و اينکه دين پاسخگوي چه نيازي از نيازهاي انسان است همواره مورد توجه انديشمندان اسلامي بوده وتوجه به اين مساله در بين آنها سابقه اي طولاني دارد . اما آنچه که دين پژوهان اسلامي در مطالعات ديني خود به آن عنايت دارند توجه به حقانيت دين و صدق و کذب آن است ، علامه طباطبايي نيز از اين جمله است . ايشان ضمن تبيين و تفسير دين حقانيت آن را مد نظر داشته و به دفاع عقلاني از آن مي پردازند .
دوركيم و علامه طباطبايي با وجود پيش فرض هاي متفاوتي كه از دين دارند در آثار خود به نقش و کارکردهاي اجتماعي آن پرداخته اند وحضور دين در زندگي اجتماعي را يك ضرورت مي دانند.هدف از انجام اين پژوهش بيان كاركردهاي اجتماعي دين از ديدگاه اين دو متفكر و يافتن وجوه اشتراك و افتراق ديدگاههاي آنها مي باشد که به تفصيل به آن خواهيم پرداخت.

فصل اول:
کليات و مفاهيم

1- بيان مساله
انسان موجودي اجتماعي است كه بدون حضور در جامعه و تعامل با ديگران از عهده پاسخگويي به نيازهاي متنوع زندگي خويش بر نمي آيد . اين معاشرت و تعامل در زندگي اجتماعي بايد مبتني بر قانون باشد و گرنه به اختلال در نظام اجتماعي منجر خواهد شد.زيرا سود جويي و حب ذات كه از صفات غريزي انسان است، او را به سوي تضييع حقوق ديگران سوق ميدهد . بنابراين براي كنترل صفات غريزي انسان وجود قانون امري ضروري به نظر ميرسد. از بين همه قوانين اين قوانين ديني هستند که بيش از هر قانون ديگر ميتوانند در اين زمينه مؤثر باشند و درثبات نظام اجتماعي نقش ايفا نمايند.
بنابراين قوانين ، اصول و ارزشهاي ثابتي كه دين آنها را براي انسان فراهم ميكند، براي رفع نيازهاي اجتماعي وي بيش از هر چيز ديگر اهميت دارند . دين در يك تقسيم بندي كلي به دو دسته الهي و بشري تقسيم ميشود. دين بشري ديني است كه بشر با فكر خود براي خويش تدوين كرده است. اما دين الهي از سوي خداوند براي هدايت بشر فرستاده شده است.
دين چه منشأ الهي داشته باشد چه بشري، از نگاه انديشمنداني كه از منظرهاي متفاوتي به مطالعه آن پرداخته اند، داراي كاركردهاي مختلفي از جمله كاركردهاي اجتماعي در زندگي انسان است. كاركرد در اصطلاح جامعه شناسي غالباًبه معني كار، نقش و وظيفه استعمال ميشود. علاقه جامعه شناسان از جمله دوركيم به مطالعه دين عمدتاً ناشي از تأثيراتي است كه دين در حيات اجتماعي انسان دارد. دوركيم دين را به عنوان يك پديده اجتماعي در نظر مي گيرد و علت موجده آن را انسان و زندگي اجتماعي مي داند.
علامه طباطبايي بر خلاف دوركيم براي دين منشأ الهي قائل است. از نظر ايشان نيز دين و قوانين ديني به دنبال پاسخگويي به نيازهاي ضروري انسان مي باشند . دوركيم و علامه طباطبايي كه هر كدام از انديشمندان بر جسته زمان خود هستند، بر نقش مؤثر دين درحيات اجتماعي بشر تأكيد دارند.
در اين پژوهش بر آنيم تا به بررسي تطبيقي دين از ديدگاه دوركيم و علامه طباطبايي بپردازيم وكاركردهاي اجتماعي دين را از نگاه آنان مقايسه كرده و وجوه اشتراك و افتراق آنها را بيان نماييم.
2- سؤالات اصلي و فرعي پژوهش
هر پژوهشي داراي سؤالات اصلي و فرعي است. اين پژوهش نيز از اين قاعده مستثني نيست که عبارتند از:
الف) سؤال اصلي
از ديدگاه دوركيم و علامه طباطبايي دين چه کارکردهاي اجتماعي در زندگي انسان دارد و وجوه اشتراک و افتراق ديدگاههاي آنها چيست ؟
ب) سؤلات فرعي پژوهش
1. دين در چه عرصه هايي از زندگي انسان حصور دارد و داراي کارکرد است؟
2. آيا در نگرشهاي غير مؤمنانه دورکيم نسبت به دين ميتوان كاركردهاي اجتماعي براي دين قائل شد؟
3. آيا در نگرشهاي مؤمنانه علامه طباطبايي نسبت به دين ميتوان كاركردهاي اجتماعي براي دين مطرح کرد؟
3. ميان كاركردهاي اجتماعي دين از ديدگاه دوركيم و علامه طباطبايي چه وجوه تمايز و تشابهي وجود دارد؟
3- علت انتخاب موضوع و اهميت و فايده آن
علاوه بر علاقه شخصي كه منجر به انتخاب موضوع مورد پژوهش شده، پژوهشهاي فرهنگي و تاريخي گوياي اين حقيقت است كه بشر به دين در زندگي اجتماعي نياز دارد.اين نياز نه تنها در اعصار گذشته بلكه در عصر جديد نيز كه بشر زندگيش را بر مبناي عقلانيت اداره ميكند، رفع نشده است. گرايش مجدد به دين در عصر حاضر، نشان ناتواني عقلانيت مدرن و پيوند عميق آن با زندگي فردي و اجتماعي انسان است. بنابراين ميتوان گفت كه دين بيش از هر عامل ديگري در زندگي انسان نقش مؤثر دارد. به طوري كه هيچ نهاد ديگري نمي تواند كاركردهاي آن را ايفا نمايد.زيرا دين با نيازهايى از انسان سر و کار دارد که اين نيازها همواره باقى است و لذا دين هم همواره باقى خواهد ماند. بنابراين ضرورت ايجاب ميكنددر مورد دين و كاركردهاي اجتماعي آن تحقيق شود تا بدين وسيله اهميت وضرورت نقش بي بديل آن در زندگي بشر آشكار شود.
نياز بشر به دين در زندگي اجتماعي و كاركردهاي اجتماعي آن هم از سوى افرادى مطرح مى‏شودکه به مبدأ و معاد عقيده ندارند و دين را امري بشري ميدانند، هم توسط کسانى که به خدا و معاد ايمان دارند و براي دين منشأ الهي قائلند. لذا دراين پژوهش درصدد بيان ديدگاه دوركيم به عنوان يك فرد ملحد با ديدگاه علامه طباطبايي به عنوان يك فرد مؤمن در زمينه كاركردهاي اجتماعي دين هستيم . تا بدين وسيله ضمن معرفي انديشه علامه (ره) و مقايسه آن با دوركيم غناي انديشه اسلامي و جامعيت آن را نسبت به انديشههاي غربي آشكارتر نماييم.
4- پيشينه پژوهش
در رابطه با كاركرد دين در انديشه علامه طباطبايي يا دوركيم هيچ كتابي كه به طور مستقل به اين موضوع پرداخته باشد پيدا نكردم. لذا انديشههاي اين دو متفكر دراين زمينه از طريق كتب مختلفي كه خود آنان نگاشتهاند يا نويسندگان ديگر در كتب خود بدان اشاره داشتهاند، جمع آوري شده است.
از بين كتابهايي علامه طباطبايي ميتوان به الميزان اشاره كردكه بيش از هر كتاب ديگري ازآن استفاده شده است. كتاب انتظار بشر از دين نوشته عبد الله نصري كتاب ديگري است كه در بخش سوم آن به بيان ديدگاه علامه طباطبايي در زمينه دين پرداخته شده است.و مورد استفاده واقع شده است.
يكي ديگر از منابع مورد استفاده در اين پژوهش كتاب كاركرد دين نوشته اسد الله تبريزي است، كه از منظر درون ديني به مطالعه دين پرداخته است. و داراي دو بخش ميباشد.دربخش اول به كاركردهاي فردي دين پرداخته شده است ودر بخش دوم كاركردهاي اجتماعي دين مطرح شده است. در اين پژوهش از پيش گفتار و فصل اول كه شامل كليات نيز ميشودبهره گرفته شده است.
علاوه بر اين كتابها به كتابهاي تعاليم اسلام نوشته علامه طباطبايي، كاركرد دين در زندگي بشر نوشته محمد سبحاني نيا ميتوان اشاره كرد.
از بين كتابهايي كه به انديشه دوركيم در زمينه موضوع مورد پژوهش پرداختهاند كتاب صور بنياني حيات ديني است كه شامل سه كتاب است: كتاب اول مسائل مقدماتي را باز مي‌گويد، كتاب دوم باورهاي بنياني دين را معرفي مي‌كند و كتاب سوم مسأله مناسك ديني را كه در هر ديني وجود دارد تحليل مي‌نمايد.كه بيشتركتاب اول و سوم بهره گرفته شده است.
زندگي و انديشه بزرگان جامعه شناسي نوشته لوئيس كوزراز جمله كتابهايي است كه به انديشه و زندگي بزرگان جامعه شناسي از جمله دوركيم پرداخته كاركردهاي دين از نظر وي را توضيح داده است.
يكي ديگر از منابع مورد استفاده كتاب جامعه شناسي دين است كه از منظر برون ديني به مطالعه دين پرداخته است وتوسط جابر دانش در هفت فصل تدوين شده است. فصلهاي چهارم با موضوع عرصههاي مطالعاتي جامعه شناسي دين، فصل پنجم با موضوع سير مطالعاتي جامعه شناسي دين و فصل ششم با موضوع انديشههاي بزرگان جامعه شناسي دين در اين پژوهش به كار رفتهاند.
كتاب درآمدي بر منشأدين نوشته عليرضا قائمي نيا يكي ديگر از كتابهايي است كه در فصل اول آن تحت عنوان نظريات تكامل گرايانه به بيان و نقد نظريه دين دوركيم پرداخته است.كتاب مراحل اساسي انديشه در جامعه شناسي نوشته ريمون آرون، منبع ديگري است كه نظريه دين دوركيم در آن مطرح شده است.
5- اهداف پژوهش
1. شناخت عرصههاي حضور دين در زندگي انسانها از ديدگاه دورکيم و علامه طباطبايي
2. شناخت نقش و تأثير آموزههاي ديني در زندگي انسانها از ديدگاه دورکيم
3. شناخت نقش و تأثير آموزههاي ديني در زندگي انسانها از ديدگاه علامه طباطبايي
4. شناخت كاركردهاي اجتماعي دين از ديدگاه دوركيم و علامه طباطبايي و وجوه اشتراک و افتراق ديدگاههاي آنها
6- تعريف مفاهيم
قبل از ورود به مباحث اصلي لازم است مفاهيم كليدي كه در اين پژوهش به كار رفتهاند را تعريف كنيم تا معناي دقيق اين مفاهيم را به درستي روشن كرده باشيم :
1-6- تعريف دين:
دين يكي از واژگان كليدي اين پژوهش است. كه از لحاظ لغوي و اصطلاحي معاني متفاوتي دارد. كه به آنها ميپردازيم.

1-1-6-معناي لغوي دين
لغويان براي واژه” دين ” معاني گوناگوني ذكر كردهاند كه برخي از آنها عبارتند از :طاعت، جزا، عادت، قهر، استيلا، تدبير، سيره، كرنش، پيروي، تسليم و. ..برخي يك معناي اصلي را براي اين واژه بيان كردهاند. ابن فارس در كتاب معجم مقاييس اللغه براي اين واژه يك معنا را بيشتر نمي پذيرد. به نظر وي معناي اصلي اين واژه انقياد و اطاعت است. در لغت نامه دهخدا نيز اين معاني براي واژه دين ثبت شده است :كيش، ملت، صبغه، طريقت، شريعت، مقابل كفر، توحيد، عبادت پرهيزكاري، پاداش، اسلام، حساب، معصيت، قضا، حال، سياست و راي، سيرت، عادت و كار، بيماري خواري و. …1با تدبر در معاني واژه دين درمي يابيم كه به نظر همه لغت شناسان دين به معناي اطاعت و انقياد آمده است و در قرآن نيز به اين معنا به كار رفته است:
“ولايدينون دين الحق”:دين حق را نمي پذيرند و اطاعت نميكنند.
برخي از لغت شناسان معتقدندكه در معناي اصلي اين واژه “د-ي-ن”دو چيز نهفته است:
1.خضوع و فرمان برداري2.بودن اين انقياد در برابر يك قانون، دستور و مقررات ويژه و معين . پس معناي دين و حقيقت آن عبارت است از :تسليم، خضوع و فرمان برداري كامل و خالص در برابر احكام تكويني و تشريعي خداوند. ظهور واقعي اين حقيقت در آخرت است از اين رو ،آن را يوم الدين گويند. اماعلت وجود معاني گوناگون واژه دين، ميتوانداين باشد كه، چون اين واژه در دهها و صدها جمله گوناگون و در موقعيت ها، زمانها و مكانهاي مختلف به كار رفته، معاني جديد پيدا كرده است، بدون انكه با معناي اصلي تناقضي داشته باشد. 2
2-1-6-دين در قرآن
واژه دين بيش از نود بار در قرآن با معاني ذيل به كار رفته است :
1- دين به معناي جزا و پاداش، مانند: مالك يوم الدين،
2- دين به معناي اطاعت و بندگي، مانند:قل اني امرت ان اعبد الله مخلصا له الدين
3- دين به معناي ملك و سلطنت، مانند:و قاتلوهم حتي لا تكون فتنه و يكون الدين لله.
4- دين به معناي شريعت و قانون، مانند:لكم دينكم ولي الدين.
5- دين به معناي ملت، مانند:قل انني هداني ربي الي صراط مستقيم دينا قيما مله ابراهيم حنيفا.3
6- دين به معناي تسليم، مانند:ان الدين عند الله الاسلام.
7- دين به معناي اعتقادات، مانند :لا اكراه في الدين.
8- دين به معناي كيش و آيين:درآيه 21سوره شوري، آيه28سوره فتح، آيه 61سوره صف، آيه 6سوره كافرون، آيه 26سوره غافر.
9- دين به معناي راز و نياز:فاذا ركبوا في الفلك دعواالله مخلصين له الدين .
علامه طباطبايي در تفسير اين آيه شريفه مينويسد: دين سلسلهاي از معارف علمي است كه اعمالي را به دنبال دارد پس ميتوان گفت :دين اعتقادات است و اعتقاد و ايمان از امور قلبي به شمار ميرود كه اكراه و اجبار بر آنها حكومت نمي كند. اكراه در اعمال ظاهري و افعال و حركات بدني و مادي اثر دارد.4
10- دين به معناي مجموعه معارف و احكام الهي، مانند:فلولانفرمن كل فرقهم منهم طائفه ليتفقهوا في الدين
در ساير موارد دين به معناي اطاعت، انقياد، عبادت و پرستش است كه البته مانعه الجمع نمي باشند.5
3-1-6-دين در روايات
پيشوايان ديني اسلام، دين را به اركان و ويژگيهايش از جمله ايمان، يقين، حب و بغض قلبي، معرفت داشتن، دوستي ورزيدن، اخلاق حسن، نورانيت، عزت طلب علم، مايه حيات و مانند اينها تفسير كردهاند.
ارزيابي تعاريف دين در قرآن و روايات :بسياري از تعابير درباره دين در متون اسلامي، ازجمله معناي جزا، پاداش، ملك و سلطنت به مقصود ما از دين در بحث كاركردهاي اجتماعي دين هيچ ارتباطي ندارد و اين اشارهها به صفات و افعال الهي مرتبطند و پاره اي ديگر از تعابير از جمله آيه 11سوره زمر و احاديثي مانند غايه الدين الايمان، ان الدين كشجره اصلها اليقين بالله و… نيز به تبيين تدين و دينداري ناظرند، نه بيان حقيقت دين. بنابراين فقط دين در معاني اعتقادات و مجموعه معارف و احكام، با مباحث ما ارتباط مييابد. با توجه به آيات و روايات ميتوان دين را به مجموعه اي از معارف، احكام، اخلاق و در يك كلام “ما جاءبه النبي”تفسير كرد.6
4-1-6-تعاريف اصطلاحي دين و عوامل اصلي بروز اختلاف در آن
براي دين تعاريف متعددي از سوي انديشمندان مسلمان و غربي ارايه شده است و شمار آنها به قدري است كه بسيار مشكل ميتوان آنها را جمع و شمارش كرد. ساموئل كينگ از انديشمندان غربي اعتقاد دارد كه از دين، هزاران تعريف ارايه شده است . 7به طور كلي چهار دسته عوامل در بروز تعدد و تنوع در تعريف دين مي توان مطرح كرد:
1- حوزه هاي دين پژوهي و مسأله تعريف دين
اين که مسأله “تعريف‏” در ميان رشته‏هاي دين‏پژوهي از چه جايگاهي برخوردار باشد و چقدرمورد اهتمام انديشمندان آن حوزه قرار گيرد، بستگي به اثر و وضع دو ويژگي معرفت‏ شناختي در آن دانش دارد:
الف . موضع و نگاه عالم برحسب “بيروني‏” يا “دروني‏” بودن نسبت او با پديده مورد مطالعه.
ب. ويژگي موضوع مورد مطالعه از نظر “نوعي‏” يا “مصداقي‏” بودن آن.

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

برحسب اين دو خصوصيت، فلسفه، جامعه‏شناسي و روان‏شناسي، جزء آن دسته از معارفي قرار مي‏گيرند که به واسطه جستجوي ويژگيهاي “نوعي‏” و داشتن نگاه “بيروني‏” به موضوع مورد مطالعه خويش، از ديگر رشته‏هاي دين‏پژوهي متمايز گشته و “تعريف‏” در آن، جايگاه مهمي يافته است. به همين دليل است که شاهد فراواني و تنوع “تعريف‏” نزد روان‏شناسان، جامعه‏شناسان و فيلسوفان دين مي‏باشيم.
در مقابل، دسته ديگري از رشته‏هاي دين‏پژوهي مثل تاريخ و مردم‏شناسي قرار دارند که اگرچه از منظري “بيروني‏” به پديده مورد مطالعه خويش مي‏نگرند، به علت تامل “مصداقي‏” در موضوع خويش، تعريف دين در آن، موقعيتي فرعي و اهميتي حاشيه‏اي دارد. “کلام‏” از جمله علومي است که به جهت تقيد و تخصيص موضوعي، از سنخ تاريخ و مردم‏شناسي است؛ ولي به دليل نگاه درون‏ديني، از بقيه حوزه‏هاي دين‏پژوهي متمايز مي‏گردد.8
2- دين و مترادف هاي آن
هر لفظ به لحاظ معنايي که بر آن بار مي‏گردد و فحوايي که از آن فهميده مي‏شود، در دسته مشخصي از واژه‏هاي قريب‏المعنا جاي مي‏گيرد و با مجموعه اصطلاحات معيني ارتباط پيدا مي‏کند. با اين که الفاظ با مرادفهايشان همنشينند و در کاربردهاي عاميانه نيز با تسامح به جاي هم استعمال مي‏شوند، ولي غالباً حاوي تباينهاي قابل اعتنايي هستند که نمي‏توان آنها را در عبارتهاي دقيق علمي با همان تسامح به کار برد و با سهولت ‏به هم تبديل کرد.
“دين‏” از چنين الفاظي است که در عين دارا بودن معناي مشخص و ضيق، برحسب اعتبارهاي مختلف، معاني متفاوتي بر آن بار شده و بعضا، به خطا، با مفاهيمي متباين مترادف گرديده است. برخي ازاين مفاهيم مترادف عبارتند از :ايدئولوژي ،ايمان ،شريعت ،ماوراءالطبيعه ،الهيات و …حال به اختصاربرخي از اين مفاهيم را كه در اين پژوهش استفاده مي شوند را توضيح مي دهيم .
1-2- دين وايدئولوژي
مکتب و مرام در فارسي، نزديک‏ترين معادل براي ايدئولوژي است. بدين اعتبار، نسبت ميان “دين‏” و “مکتب‏”، عموم و خصوص من‏وجه است. يعني ممکن است ‏برخي از اديان کامل‏تر، نقش يک مکتب و مرام دنيوي را به عهده گيرند و کارکردهاي ايدئولوژيک بيابند؛ اما به طور قطع نمي‏توان تماميت‏ يک دين را در يک مکتب يا ايدئولوژي خلاصه کرد . آنچه دين را از ايدئولوژي جدا مي‏سازد و بر وسعت و دامنگيري آن مي‏افزايد، افتراقي است که ميان “غايات‏” اين دو وجود دارد. در حالي که غايت‏الغايات ايدئولوژي‏ها، “آبادي دنيا” براي کاميابي هم‏انديشان است، اصولا دين، حتي اديان دنياپذير، نظر به “دنياي ديگر” دارند. C,J.A روش ديگري را براي فرار از اين ابهام و تخليط پيشنهاد مي‏کند. او مي‏گويد براي اين منظور لازم است که بر خصايص نوعي اديان مثل “اجراي مناسک عبادي‏” تاکيد نمود؛ هرچند که ممکن است اين جنبه در بعضي از اديان نقش محوري نداشته باشد . ديگراني هم بوده‏اند که بر وجود “ايده‏هاي متعالي‏”، توام با “تقدس‏” و نگاه “غايت‏نگرانه‏” در دين به عنوان وجوه اصلي تمايز دين از انواع مکاتب تاکيد نموده‏اند.9
2-2- دين و ايمان
“ايمان‏”، حلول “دين‏” در ضمير شخصي افراد است. برخلاف جنبه خصوصي ايمان، دين جز در اجتماع تجلي نمي‏يابد . بايد توجه داشت که گرچه ايمان، چيزي ضروري و انحصاري براي دين است، اما آنچه دين را صورتي اجتماعي مي‏بخشد و ايمان را متجلي مي‏سازد، عناصر ديگر حيات ديني است.
کارل بارت نيز در تميز ميان دين و ايمان با بياني کلامي، قريب به همين رأي را اظهار مي‏دارد . او مي‏گويد: دين عبارت است از جستجوي انسان براي رسيدن به خدا، جستجويي که هميشه به يافتن خدايي منتهي مي‏شود که مطابق ميل انسان است؛ اما ايمان مکاشفه خداست. به همين دليل است که در برابر “جمعي‏” بودن دين، ايمان و مکاشفه، امري کاملا “شخصي‏” مي‏باشد .10
در مقارنه سريع ميان ايمان و شريعت، دست‏کم سه وجه تمايز قابل تشخيص است:
1. جوهر شريعت، تکليف است و التزام، و جوهر ايمان تخيير است و اهتمام;
2. بستگي داشتن شريعت‏ به ذهن و رفتار، در مقابل اتکاي ايمان به قلب و روان; و
3. جمعي بودن شريعت در مقابل شخصي بودن ايمان.
3-2- دين و شريعت
دين دو جزء دارد: “ايمان‏” که تبلور فردي و دروني آن است و از اين رو کاملاً اختياري و اکتسابي است و هيچ نوع تحميل و اجباري را نمي‏توان بر آن جاري ساخت؛ و “شريعت‏” که تجلي خارجي باور و ايمان ديني است و نوعي تکليف و بعضي شروط را براي داشتن زندگي مؤمنانه، توصيه و تحميل مي‏نمايد. طبعاً اين جزء دوم به اديان کامل‏تري که به حيات اجتماعي مؤمنان اهميت مي‏دهند، تعلق دارد و در اديان غير شريعتي جايگاه مهمي ندارد و جزء ذاتي آن محسوب نمي‏شود. به بيان ديگر، اگر دين را چنان امر فراگيري بدانيم که هرسه حيطه وجود آدمي يعني “دل‏” و “ذهن‏” و “رفتار” را متاثر سازد، آنگاه “شريعت‏” نيز از اجزاء آن به شمار مي‏آيد.
شريعت در برخي تعابير، چنان موسع ديده شده است که علاوه بر “اصول عقايد” و “احکام عملي‏”، حتي “توصيه‏ها و نواهي اخلاقي‏” را نيز شامل مي‏شود. در چنين مفهومي، “شريعت‏” در برابر نهاده شده است؛ اما برداشت محدود از آن، شريعت را تنها به احکام عملي دين تقليل مي‏نمايد و آن را با “فقه‏”، معادل مي‏سازد. به اعتبار اخير، شريعت جنبه‏اي از دين است که صرفاً ناظر بر افعال و رفتار مؤمنان است و حداکثر، به نيات آنان توجه دارد. 11
4-2- دين و مذهب
قطع‏نظر از معادلهاي انگليسي اين دو مفهوم، معمولا “دين‏” و “مذهب‏” در کاربردهاي غيرفني و عاميانه فارسي‏زبانان به مثابه بديل يکديگر به کار مي‏روند. اين ساده‏گزيني و تبديل نابجا، نه‏تنها ما را از در اختيار داشتن اصطلاحات متعدد با معاني متفاوت محروم مي‏سازد،12بلکه در بسياري از موارد موجب خلط مفاهيم و دشواري تفاهم متقابل نيز گرديده است.
“دين‏” به عنوان معادل Religion ،مفهوم فراگيري است که به کليت دين، قبل از تجلي خارجي‏اش تعلق مي‏گيرد. برحسب چنين تعبيري، تا زمانيکه برداشتها و تلقيهاي متفاوت از دين واحد، در قالب گروههاي کلامي مجزا، شکل نگرفته و رسميت اجمالي و تفصيلي نيافته است، چيزي به عنوان “مذهب‏” نيز هنوز به ظهور نرسيده است. تحقق بيروني دين، در چارچوب يک “کليسا”ي واحد صورت مي‏گيرد؛ ولي با بروز انشعاب در ساختار کليساي واحد، مذاهب، (Denominations) گوناگوني که هريک انحصاراً داعيه اصالت و راست‏ديني دارند، سر بر مي‏آورند. بر اين اساس، مذهب نه مرادف و نه قسيم دين است؛ بلکه نوع خاصي از تجلي خارجي آن در ميان پيروان مي‏باشد. 13
5-2- دين و ماوراءالطبيعه
مک‏گوئر معتقد است که اصولا معتقدان به تعاريف “”ماهوي‏”، در جهان‏شناسي خويش به انقسام ثنوي “طبيعي/ ماوراءالطبيعي‏”، از هستي مي‏رسند و جوهر دين را نيز در هستي ماوراءالطبيعي مي‏يابند; اين در حالي است که قائلان به تعاريف “کارکردي‏”، (Functional) بر انقسام “عرفي/قدسي‏”،آن هم در ذهن و تلقي معتقدان و نه در هستي خارجي پاي مي‏فشارند . با اين تعبير، “ماوراءالطبيعه‏” و “امر قدسي‏” دو امر متمايز و مبتني بر فروضي متباين مي‏باشند، گرچه ترادف قريبي ميانشان جاري است و بعضاً از سر تسامح به جاي يکديگر به کار مي‏روند.
نزد بسياري از اديان، آن بخش از هستي که در قلمرو ماوراءالطبيعه قرار دارد، در هاله‏اي از تقدس پوشيده است ؛ با اين حال، امر مقدس چيزي فراتر از اين قلمرو است. در بعضي از اديان، خصوصاً اديان ابتدايي، امر مقدس يا “تابو” (محرم) صرفاً به ماوراءالطبيعه مربوط و محصور نمي‏گردد؛ بلکه برخي از اشياء و امور طبيعي را نيز در بر مي‏گيرد.14
3- دين و مبادي تعريف
يکي ديگر از مواضع بروز تعدد و اختلاف در تعريف دين، آن است که عالمان دين‏پژوه مباني و چارچوبهاي متفاوتي را براي تعريف خويش برگزيده‏اند. طبعاً تعاريف حاصل از اين تلاشهاي نظري که نقطه عزيمت و محور تمرکز متفاوتي را اختيار کرده‏اند نيز مختلف خواهد شد. برخي از آن مبادي عبارتند از :تعريف حداقلي يا حداكثري ،تعريف اشتمالي يا حصري ،حق يا محق بودن دين ،ريشه ،ذات يا كاركرد دين و …. که منشا بروز تنوع در تعريف دين گرديده اند‏.15
4- رهيافتهاي نظري در تعريف دين
مهم‏ترين عامل ايجاد تنوع و تعدد در تعريف دين “رهيافتهاي نظري‏” است . نسبت ميان “تعريف‏” و “تبيين نظري‏” يک موضوع چنان وثيق و محرز است که با واکاوي دقيق، به راحتي مي‏توان از يکي به ديگري رسيد. هرچند که شرط نخست راهيابي انديشه‏هاي مختلف به يکديگر و ممکن شدن تضارب و چالش، وجود مفاهيم و مبادي مشترک و تعريف متفق‏عليه درباره يک موضوع مي‏باشد؛ با اين حال، تعاريف ارائه شده از دين به شدت تفريدي و غيرقابل امتثال و پذيرش همگاني است و صبغه پررنگي از رويکرد ويژه و اختصاصي تعريف‏کننده را با خود دارد. 16
بنابرآنچه بيان شد مي توان گفت كه ارائه تعريفي جامع وكامل از دين كه همگان بر آن اتفاق نظر داشته باشند ،كار بسيار دشواري است .از اين رو بر حسب موضوع پژوهش ابتدا تعاريف برخي از انديشمندان مسلمان را كه با الهام گرفتن از معارف زلال قرآني و روايي به تعريف دين پرداختهاند مطرح مينماييم و در ادامه تعريف دانشمندان غربي را ذكر ميكنيم.
1-4- تعاريف اصطلاحي دين از نظر دانشمندان اسلامي
انديشمندان مسلمان از منظر درون ديني به تعريف دين پرداختهاند. حال به برخي از اين تعاريف اشاره ميكنيم:
1- دين،مجموعه اي است شكل گرفته از معارف مربوط به مبدأو معاد و قوانين اجتماعي (عبادات و معاملات )كه از طريق وحي و نبوتي كه صدق و درستي اش با برهان ثابت گشته و نيز مجموعه اي از اخبار و احاديث راست و درستي كه پيامبر آنها را باز مي گويد.17
2- دين مجموعة عقايد، اخلاق، قوانين و مقرراتي است كه براي ادارة جامعه انساني و پرورش انسانها باشد.18
3- دين در اصطلاح، به معناي اعتقاد به آفريننده اي براي جهان و انسان و دستورهاي عملي متناسب با اين عقايد است ؛ از اين رو كساني كه مطلقاً معقتد به آفريننده اي نيستند و پيدايش پديدههاي جهان را تصادفي و يا صرفاً معلول فعل و انفعالهاي مادي و طبيعي ميدانند بي دين ناميده ميشوند. بنا به تعريف ذكر شده هر ديني از دو بخش تشكيل ميگردد:
1- عقيده يا عقايدي كه حكم پايه و اساس و ريشة آن را دارد مانند اعتقاد به وجود خداوند يكتا و دادگر و تواناي مطلق، اعتقاد به معاد و. ..
2- برنامة حركت به سوي هدف كه احكام و تكاليف ناميده ميشود و اخلاقيات و احكام فقهي را تشكيل ميدهد.19
4- دين مجموعه عقايد موروث قبول ،درباره روابط انسان با مبدأوجودي و التزام به سلوك و رفتار ،بر مقتضاي آن عقايد .
5- دين مجموعه معارف و قوانيني كه خداوند- توسط پيامبران- براي راهنمايي و سعادت جامعه ،تشريع نموده است.
6- دين يعني اقرار به زبان و عمل به اركان و اعتقاد به پاداش و كيفر در آن جهان .


دیدگاهتان را بنویسید