2-3-2- مفاهيم گوناگون واژهي سؤال در قرآن 14
عنوان صفحه
2-3-2- الف: سؤال به مفهوم خواسته(سول)14
2-3-2- ب: سؤال به مفهوم سؤال از خبر (تسائل)14
2-3-2- ج: سؤال به مفهوم درخواست واقعي و احتياج (سألتموه)14
2-3-2- د: سؤال به مفهوم سؤال از عطاء(اسئلكم)15
2-3-2- هـ: سؤال به مفهوم سؤال از علم(يسئلونك)15
2-3-2- و: سؤال به مفهوم سؤال از عمل(مسئول)15
2-3-3- فرق دعا و سؤال15
2-4- طلب16
2-4-1- معناي لغوي طلب16
2-4-2- کاربردهاي گوناگون واژه طلب در قرآن16
2-4-2- الف- طلب به مفهوم به دست آوردن16
2-4-2-ب- طلب به مفهوم جستجو و خواستن16
2-4-2-ج- طلب به مفهوم خواهنده16
2-4-2-د- طلب به مفهوم مورد طلب17
2-4-3- ارتباط طلب با دعا17
2-4-4- فرق سؤال و طلب17
2-5-استغفار:17
2-5-1- معناي لغوي استغفار:17
2-5-2- کاربردهاي گوناگون واژه استغفار در قرآن18
2-5-2-الف- استغفار به مفهوم آمرزش خواستن از شرک18
2-5-2-ب- استغفار به مفهوم آمرزش خواستن از گناه18
2-5-2-ج- استغفار به مفهوم نماز گزاردن19
2-5-2-د- استغفار به مفهوم بسيار آمرزنده (غفار)19
2-5-3- ارتباط استغفار با دعا19
2-6- اجابت و استجابت20
2-6-1- معناي لغوي اجابت واستجابت20
2-6-2- کاربردهاي گوناگون واژه اجابت و استجابت در قرآن21
2-6-2-الف- يجيب21
عنوان صفحه
2-6-2-ب- اجيب21
2-6-2-ج-استجيبوا21
2-6-3- ارتباط اجابت (استجابت) با دعا21
2-7-ابتهال:21
2-7-1- معناي لغوي ابتهال:21
2-7-2- مشتقات واژه ابتهال در قرآن:22
2-8- تضرع:23
2-8-1- معناي لغوي:23
2-8-2-کاربردهاي گوناگون واژه تضرع در قرآن23
2-8-2-الف- تضرع به مفهوم زاري و خاکساري(يتضرعون)23
2-8-2-ب- تضرع به مفهوم (تضرعا):23
2-8-3- ارتباط تضرع با دعا24
2-9- جايگاه ويژه دعا24

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

2-9-1- تاکيد ويژه قرآن بر دعا24
2-9-2- تاکيد پيامبر و ائمه بر دعا25
2-10- اقسام دعا:26
2-11- دعا يک امر فطري28
2-12- حقيقت دعا29
فصل سوم :
3-1- سوره هاي دعايي34
3-1-1- سوره مبارکه الفاتحه35
3-1-2- “اخلاص”35
3-1-3- “الفلق”36
3-1-4- “الناس”37
3-2- آيه هاي دعايي:37
3-2-1- انواع آيه هاي دعا بر اساس منادا:37
3-2-1-1- “رب”:37
3-2-1-2- “ربنا”38
عنوان صفحه
3-2-1-3- “اللهم”38
3-2-1-4- “ضمير”39
3-2-2 -آيه هاي دعا بر اساس دعا کنندگان39
3-2-2-1- نيايشگران حقيقي39
3-2-2-2- درخواست کنندگان39
3-2-3- آموزه هاي دعايي:39
فصل چهارم :
4-1- دعاي آدم وحوا42
4-1-1 دعا و شرح42
4-1-2- آموزه هاي تربيتي:43
4-2- دعاهاي حضرت نوح (ع)44
4-2-1 سرگذشت حضرت نوح (ع):45
4-2-2- دعا ها و شرح46
4-2-2-1- استغفار:46
4-2-2-2- نصرت خدا47
4-2-2-3- فتح و پيروزي47
4-2-2-4- اندوه بزرگ:49
4-2-2-5- دعاي نوح براي فرزند:50
4-2-3- آموزه هاي تربيتي دعاهاي حضرت نوح (ع)50
4-2-3-2- دو نکته تربيتي در نفرين نوح (ع):52
4-3-دعاهاي حضرت هود (عليه السلام)53
4-3-1- دعاي تعليمي حضرت هود (ع):53
4-3-1-1- تعليم و آموزش دعا:53
4-3-2- نکات آموزنده:55
4-4- دعاي حضرت صالح (ع)56
4-4-1- دعاي تعليمي حضرت صالح (ع):56
4-4-2- نکات آموزشي و تربيتي:57
4-5- دعاهاي حضرت ابراهيم(عليه السلام)58
عنوان صفحه
4-5-1-دعا ها و شرح60
4-5-1-1- درخواست احياء اموات……………………………………………………………………………………………………………….60
4-5-1-3- درخواست پذيرش عمل و توبه و ارائه مناسک:62
4-5-1-5- توجه دل ها،اقامه نماز، روزي ثمرات67
4-5-1-6- دعاي ابراهيم (ع) براي فرزندان:69
4-5-1-7- ربنا و تقبل دعاء:69
4-5-1-9- دعاي ابراهيم براي پدرو مادر و مومنين:70
4-5-1-10 -تقاضاي دانش و نام نيک و وراثت بهشت71
4-5-1-11- قلب سليم:72
4-5-1-12- برائت از کفار و توکل بر خدا:73
4-5-2- حکمت و آداب دعا:74
4-5-3- رمز استجابت دعا:74
4-5-4 – سپاس و ستايش ابراهيم (ع):75
4-5-5- نکته تربيتي:76
4-6- دعاهاي حضرت لوط (ع)76
4-6-1- سرگذشت حضرت لوط:76
4-6-2-1- نجات77
4-6-2-2- دعاي دوم لوط77
4-6-3- تحليل دعاي حضرت لوط:78
4-6-4- جهت دعا78
4-7 – دعاهاي حضرت يعقوب (عليه السلام):79
4-7-1- سرگذشت حضرت يعقوب:79
4-8- دعاهاي يوسف(عليه السلام)80
4-8-1- سرگذشت حضرت يوسف (ع):80
4-8-2-1- دعاي يوسف (ع) هنگام تهديد به زندان81
4-8-2-2- دعاي يوسف در قعر چاه81
4-8-2-3- نکات آموزنده دعا و استمداد حضرت يوسف (ع):82
4-8-2-4- يوسف وذکر الهي83
عنوان صفحه
4-8-2-5- شکر و تقاضاي يوسف (ع)83
4-9- دعاهاي حضرت ايوب (عليه السلام)84
4-9-1- سرگذشت حضرت ايوب (ع)84
4-9-2- دعاهاي حضرت ايوب (ع)85
4-9-3- آزمايش و صبر حضرت ايوب (ع)85
4-9-4- استجابت دعاي ايوب و بازگشت نعمت ها86
4-9-5- نکته هاي آموزنده دعاي ايوب (ع)87
4-9-6- سه حجت خدا88
4-10 – دعاهاي حضرت شعيب (عليه السلام)88
4-10-1- سرگذشت حضرت شعيب (ع)89
4-10-2- نکات تربيتي و اخلاقي90
4-10-3- آموزش دعا و توبه91
4-10-4- معارف و نکات آموزنده92
4-11- دعاهاي حضرت موسي (عليه السلام)93
4-11-1- دعا واستغفار حضرت موسي (ع)94
4-11-2- نکات آموزنده دعاي موسي (ع)95
4-11-3- نجات از ظالمان96
4-11-4- موسي در خانه شعيب97
4-11-5- درس هاي آموزنده دعاهاي موسي (ع)97
4-11-6- تقاضاي رويت98
4-11-7- نکته اخلاقي و تربيتي دعاي موسي (ع)100
4-11-8- تقاضاي شرح صدر101
4-11-9- گشايش زبان و نعمت بيان101
4-11-10- تقاضاي وزارت براي هارون101
4-11-11- هدف حاجات موسي (ع)102
4-11-12- حسنه در دنيا و آخرت102
4-11-13- دعا براي همه103
4-11-14- نفرين حضرت موسي (ع) (دعا عليه فرعونيان)103
عنوان صفحه
4-11-15- دعا و اجابت104
4-12 – دعاي حضرت داوود (ع)104
4-12-1- سرگذشت حضرت حضرت داوود (ع)105
2-12-2- نکته آموزنده106
3-12-3- قضاوت و استغفار106
4-12-4- دعا و توبه و استغفار106
4-13- دعاهاي حضرت سليمان (عليه‌السلام)107
4-13-1- تقاضاي حضرت سليمان108
4-13-2- اجابت دعاي سليمان109
4-14 – دعاي حضرت يونس (عليه السلام)112
4-15- دعاهاي حضرت زکريا (عليه السلام)114
4-15-1 -نكات آموزنده115
4-15-2- علامت و نشانه فرزند116
4-16 – دعاهاي حضرت عيسي (عليه السلام)117
4-16-1- درخواست طعام آسماني118
4-17-دعاهاي حضرت محمد(صلي الله عليه و آله)121
4-17-1 – زبان حال و ميل باطني پيامبر (ص)121
4-17- 4- تقاضاي ورود و خروج صادقانه125
4-17-6- غفران و رحمت127
4-18 – دعاي مشترک پيامبران و مردان الهي در جنگ127
فصل پنجم: دعاي مشرکان و کافران (خواندن غير خدا)
5-1- دعاي مشرکان و کافران (خواندن غير خدا)130
5-2- استدلال قرآن بر نفي طلب آميخته به شرک131
5-2-1- قادر نبودن بت و معبودهاي مشرکين بر امر خلقت131
نتيجهگيري 141
فصل اول
کليات تحقيق
1-1- تبيين مساله پژوهشي و اهميت آن:
زيباترين رابطه در جهان خلقت رابطه بنده با خداست و دعا به عنوان بهترين وسيله براي اين ارتباط است. دعا ابزار نياز از سوي نياز مطلق به درگاه بي نياز مطلق است. اهميت و جايگاه “نيايش و پرستش” به اندازه اي است که خداوند، بندگانش را به “دعا” و خواستن از خود فرامي خواند و آنان را به اجابت و برآوردن خواسته هايشان از سوي خود اميدوار مي گرداند و نيز فرجام آنانکه در برابرش بزرگي کنند و از “نيايش و پرستش” او روي گردان باشند را خواري و سرافکندگي در آتش بيان مي دارد: “وَقَالَ رَبُّكُمُ ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ إِنَّ الَّذِينَ يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِي سَيَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ دَاخِرِينَ” (الغافر/60)
البته زيباترين دعا، دعايي است که خداوند، خود به بندگان خويش تعليم دهد و با آن بهترين روش ارتباط با خود را به آنان بياموزاند. در اين ميان دعاهائي که از پيامبران در قرآن کريم ذکر شده از جهاتي بر ساير ادعيه داراي برتري زيرا دعاي برگزيدگان خداوند،اين عصاره هاي خلقت اند که آداب و کيفيت دعا را به انسان مي آموزد و به او تعليم مي دهد چگونه با خداي خود سخن گفته و عرض حاجت کند و از سوئي ديگر دعاي پيامبران بيانگر صفات و حالات دروني اين اسوه هاي الهي است كه خود آموزه هايي تربيتي و اخلاقي را براي آناني است كه اين بزرگان را الگوي خويش قرار مي دهند.
براي نمونه در دعاي بنده ي ممتازي چون حضرت ابراهيم(ع)از درگاه خداوند سه خواسته مورد طلب قرار مي گيرد: * همسر شايسته * فرزند صالح * و اين که به مقامي برسد که پيشوا و الگو و راهنماي مردم شود، يعني پيامبران بيشتر به کيفيت دعا توجه دارند، امور مهم را از خدا مي‏خواهند و براي تحقق آن، سعي مي‏نمايند، آنها مي‏گويند: پروردگارا! همسر و فرزندانمان را نور چشم ما قرار بده، اين تعبير (نور چشم) رمز کمال و سعادت است، چرا که همسر و فرزند نيک موجب آرامش و سعادت انسان شده و روح و روان انسان را شاد نموده و در نتيجه باعث روشني چشم خواهد شد، و به عبارت روشن‏تر، همسر و فرزندان شايسته، به زندگي انسان نور و صفا مي‏بخشند و باعث آبرو و روسفيدي و سربلندي دنيا و آخرت خواهند شد.چنين دعايي مفيد و داراي آثار درخشان است، به خلاف دعاهاي بيهوده و يا کم فايده که ارزش چنداني ندارند، انسان بايد در همه چيز حتي در دعا، داراي همت عالي و نظري بلند باشد، و در پرتو نورانيت دعا، به مقام‏هاي عالي برسد.تا آنجا که دعا کند که امام و الگوي مردم شود.
اين پژوهش به دنبال بررسي دعاهايي است که بخشي از آن به طور مستقيم از خود پيامبران و بخشي مربوط به دعاهايي است که خداوند به آنان تعليم فرموده و يا به آنان آموخته که چگونه دعا کرده، به چه صورت با خداوند راز و نياز داشته باشند که اين خود در حقيقت بهترين نوع دعا و نيايش مي باشد و در اين جا آن، ذات غني و بي نياز است که به بندگان صالحش مي آموزد که در سختي ها و مشکلات چگونه او را بخوانند. در اين پايان نامه کوشش مي گردد شرح حال مختصري از پيامبراني که در قرآن به دعاي آنان اشاره شده- به ترتيب رسالت و نبوتشان- ادعيه و مناجات ايشان بررسي شود که بخش گسترده ي پايان نامه را در بر مي گيرد. مسأله اصلي در اين پژوهش بيان آثار و آموزه هاي تربيتي دعاهاي پيامبران اعم از تعليمي و غير تعليمي است که در حد توان بدان پرداخته خواهد شد.
1-2- پيشينه تحقيق:
در زمينه دعا از دانشمندان شيعه و سني آثاري ارزشمند به جاي مانده،از جمله کتبي که از اهل تسنن در اين زمينه در دست است مي توان به صحيح بخاري، صحيح مسلم، سنن ترمذي و جامع الاصول ابن اثير به سال 606 ه.ق اشاره نمود که فصل هايي از اين کتب مربوط به احاديثي است که در زمينه دعا و ارزش آن وارد شده است البته با نگاهي گذرا به پاره اي از کتب اصيل و کهن شيعه مي توان به اهميت سرشار دعا در آيين تشيع آشنا گرديد که از جمله اين آثار حديثي که از متقدمين در زمينه دعا به جاي مانده مي توان به کتب ذيل اشاره کرد:
– اصول کافي محمدبن يعقوب کليني به سال 329 هجري که در فصل هاي کفر و ايمان مبحث دعا را مطرح کرده و 406 حديث ضمن آن نقل شده است.
– التهذيب شيخ طوسي، محدث و فقيه سده پنجم هجري که فصل مهمي از کتابش در باب دعاست و همچنين مصباح المتهجد شيخ که تماما در راستاي نيايش و دعا و اهميت سرشار آن است.
– بحارالانوار مجلسي که ابواب متعددي از کتابش درباره دعا و ارزش آن است و از جمله باب هاي آن که ذيل کتاب الذکر و الدعا به اين موضوع پرداخته است عبارتند از: باب من لا يستجاب دعاوه و من لا يستجاب،باب ادعيه يوسف في الجب و ادعيه ساير الانبياء و ما يناسب ذلک ادعيه التحرر من الافات و الهلکات و…
از محققين و متاخرين معاصر نيز آثار ارزشمندي در زمينه دعا به جاي مانده است از جمله:
– عده الداعي، ابن فهد حلي که از جمله کتب احاديث ذيل عنوان دعاست.
– الميزان، فصل ادب دعاي انبياء در قرآن (قرآني)
– دعا در قرآن كريم، مينا شمخي
– دعا و اسرار آن در الميزان، حسين پنجعلي زاده
– دعا از ديدگاه قرآن و احاديث، مرضيه رحمتي فر
1-3- اهداف:
1 – بررسي زمينه ها و آثار تربيتي ادعيه پيامبران
2- تبيين چيستي و آداب ادعيه پيامبران و مراتب تکاملي آن
3- دست يابي به ادب، راز و نتيجه دعا در زندگي پيامبران الهي
1-4- فرضيات و پرسشها:
1- زمينه تربيتي ادعيه پيامبران چيست؟
2- الگوي مناسب دعا از ديدگاه قرآني با توجه به اسوه بودن پيامبران چيست؟
3- آثار تربيتي ادعيه پيامبران در تربيت قرآني چيست ؟
1-5- روش تحقيق و مراحل آن:
1- آيات مرتبط با ادعيه پيامبران بررسي مي شود.
2- آموزه هاي تربيتي ادعيه پيامبران در قرآن تبيين مي شود.
3- الگوي مناسب دعا از ديدگاه قرآن با توجه به اسوه بودن پيامبران مورد توجه قرار مي گيرد.
دعا : عبادت و فراخواندن و نوعي استعانت نيز هست، دعا در اصطلاح به معني تقاضا و طلب خير از خداوند است و به خواندني گفته مي شود که به وسيله آن موجودي از خداوند چيزي را بطلبد و درخواست نمايد. (راغب، 1363، ص761، ابن منظور، 1408،ص 359)
نداء : از باب نادي، ينادي، يعني کسي را با صدا و آواز خواندن و غالبا بلند و کشيده مي باشد و از نظر معنا اخص از دعاست و تدبر در آيات قرآن نشان مي دهد رفع الصوت در آن معتبر است و مطلق صدا، گرچه در بعضي آيات به معني مطلق دعا و خواندن است. (قرشي،1372، ص39وشعراني، 1352،ص 446)
استغفار: غفر پوشاندن چيزي است که آن را از آلودگي مصون و محفوظ بدارد، غفران و مغفرت خداوند يعني حفظ و نگهداري بنده از اينکه عذاب به او برسد و استغفار طلب بخشش با قول و فعل است. (راغب،1363،ص609).
استعاذه : واژه و تعبيري قرآني به معني پناه بردن به خداوند از هر نوع شر و بدي و نيز وسوسه هاي شيطاني. استعاذه مصدر باب استفعال از ريشه (ع و ذ) و عوذ مصدر باب (عاذ، يعوذ) به معني پناه بردن به غير، اعم از شيء، شخص يا مکان است. استعاذه در فرهنگ اسلامي به ويژه در قرآن کريم، دعايي است که به وسيله آن، انسان براي دفع شرور، خود را در پناه خداوند متعال قرار مي دهد. (شعراني، 1355، ص 198وراغب، 1363، ص669)
رب : رب در اصل به معناي تربيت و پرورش است؛يعني ايجاد كردن حالتي پس از حالت ديگر، در چيزي تا به حد نهايي و تمام و كمال خود برسد. (راغب، 1363، ص336).
فصل دوم
بررسي مفهومي واژه دعا و مفاهيم وابسته
2-1- دعا
واژه”دعو” و مشتقات آن در قرآن کريم داراي کاربردهاي فراواني است و همه جا به يک معنا به کار نرفته، لذا ضرورت دارد که وجوه معاني اين واژه در قرآن بررسي گردد به اين واژه و مشتقات آن در قرآن 212بار اشاره شده، از آن جمله واژه”دعا”در نوزده آيه از قرآن بيست بار وارد گرديده است. (الحاني،1366،1/426) از طرفي گاهي در قرآن واژه هاي ديگري نيز مانند سؤال، طلب، نداء و استغاثه به مفهوم دعا به کار رفته که لازم است ارتباط معاني وهم اختلاف آن ها با دعا بيان گردد به گونه اي که برخي واژه ها مانند تضرع، استغفار و ابتهال بر کيفيت و نوع خاصي از دعا دلالت دارند که در اين فصل به آنها پرداخته و در نهايت با توجه به همه موارد، تحليلي در معناي حقيقي دعا ارايه مي گردد.
مفهوم شناسي واژه دعا: فيروزآبادي در معناي دعا مي نويسد: “الدعاء الرغبه الي الله تعالي” (فيروز آبادي،4/150). و زمخشري مي گويد: “دعوت فلانا و بفلان، ناديته و صحت به” يعني او را ندا دادم و بر سرش داد زدم و نيز گاهي به جاي تسميه مي آيد: “دعوته زيدا: سميته زيدا” او را زيد ناميدم. (زمخشري،1407ق،2/12). اين در حالي است که معناي مجازي آن “نازل کردن” است به اين گونه که وقتي گفته مي شود: “دعاه الله بما يکره” يعني خداوند بر او آنچه کراهت داشت نازل فرمود. (زمخشري،1407ق،2/12وفيروزآبادي،4/100). خليل بن احمد فراهيدي نيز چنين معنايي براي دعا قايل است.(فراهيدي،1404،ص137). حروف اصلي اين واژه، “دعو” است. به معناي “دعو اصل واحد و هو ان تميل الشي ء اليک بصوت و کلام يکون منک” يعني دعو يک معناي اصلي دارد و آن ميل دادن چيزي به سوي خدا با صدا و گفتار است (ابن فارس، 1404،2/295).
در اين باره مصطفوي مي گويد: ماده دعو دلالت دارد بر اين که کسي چيزي را طلب کند به اين منظور که توجه آن را به خود جلب کند يا به خودش متمايل نمايد و يا حرکتش را به سمت خود سوق دهد. (مصطفوي،1360،3/296). وي درباره تفاوت معناي “دعا” و “دعوه” مي نويسد: “دعا” به مطلق درخواست، ميل و توجه از طرف مقابل گفته مي شود، ولي “دعوه” به اعتبار صيغه اش بر دعاي مخصوص دلالت دارد. (مصطفوي،1360،3/296). و اسم مصدر آن “دعوي”است يعني آن چه از دعا حاصل مي شود.(المصطفوي، 1360، 3/235).و”الدعوه” اسم است که اکثر عرب زبانان براي دعوت کردن و خواندن به طعام و براي خواندن و معرفي به نسب به کار مي برند. (ابن فارس،1404،2/341).
مفهوم شناسي اصطلاحي دعا: “دعا” طلب و درخواست پايين تر از بالاتر براي انجام کاري است همراه با خضوع، استکانت و تضرع، بر خلاف “امر” که از شخص بالاتر به پايين تر است هر چند هر دو طلب هستند. (ابن فهد حلي،1380ق،ص36). شيخ طبرسي نيز دعا را اظهار خضوع و انقياد در برابر خدا مي داند. (طبرسي،1406ق،2/361). بنابراين مي توان گفت دعا يعني خواندن و صدا زدن خدا همراه با طلب و درخواست.
2-1-1-مفاهيم گوناگون واژه دعا در قرآن
پيش از اين اشاره شد که مشتقات “دعا” در قرآن بسيار است لذا بايد با بررسي “بافت موقعيتي” واژه دعا و با توجه به سبک و سياق و فرهنگ قرآني،کاربرد اين واژه را در معاني زير گوناگون دريافت .اين مفاهيم عبارتند از:
2-1-1-الف- دعا به مفهوم ندا دادن، صدازدن مانند:
“وَمَثَلُ الَّذِينَ كَفَرُواْ كَمَثَلِ الَّذِي يَنْعِقُ بِمَا لاَ يَسْمَعُ إِلاَّ دُعَاء وَنِدَاء صُمٌّ بُكْمٌ عُمْيٌ فَهُمْ لاَ يَعْقِلُونَ (البقره/171)؛و مثل [دعوت‏كننده] كافران چون مثل كسى است كه حيوانى را كه جز صدا و ندايى [مبهم چيزى] نمى‏شنود بانگ مى‏زند [آرى] كرند لالند كورند [و] درنمى‏يابند”.
2-1-1-ب- دعا به مفهوم دعوت به چيزي، فرمان به کار، نفرين مانند:
“لَا تَجْعَلُوا دُعَاء الرَّسُولِ بَيْنَكُمْ كَدُعَاء بَعْضِكُم بَعْضًا قَدْ يَعْلَمُ اللَّهُ الَّذِينَ يَتَسَلَّلُونَ مِنكُمْ لِوَاذًا فَلْيَحْذَرِ الَّذِينَ يُخَالِفُونَ عَنْ أَمْرِهِ أَن تُصِيبَهُمْ فِتْنَةٌ أَوْ يُصِيبَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ؛(النور/63) يعني خطاب كردن پيامبر را در ميان خود مانند خطاب كردن بعضى از خودتان به بعضى [ديگر] قرار مدهيد خدا مى‏داند [چه] كسانى از شما دزدانه [از نزد او] مى‏گريزند پس كسانى كه از فرمان او تمرد مى‏كنند بترسند كه مبادا بلايى بديشان رسد يا به عذابى دردناك گرفتار شوند”.درباره معناي واژه “دعا” در اين آيه به چند مفهوم اشاره گرديده است که عبارتند از:
– خداوند به مردم آموخته که پيامبر (ص) را بزرگ دارند و هنگام صدا زدن، محمد يا پسر عبدالله نگويند بلکه “يا رسول الله” و “يا نبي الله” بگويند.
– خداوند آنها را بر حذر داشته است از اينکه کاري کنند که آنها را نفرين کنند، زيرا دعاي پيامبر (ص) با دعاي ديگران يکسان نيست، چراکه اگر دعا کند مستجاب مي شود.
– دعوت پيامبر (ص) مانند دعوت شما نيست، او هرچه بگويد از جانب خدا مي گويد واگر کسي از فرمان او سرپيچي کند از فرمان خدا سرباز زده است. (طبرسي،1358،4/154).
2-1-1-ج- دعا به مفهوم خواندن، طلب و درخواست چيزي مانند:
“إِن تَدْعُوهُمْ لَا يَسْمَعُوا دُعَاءكُمْ وَلَوْ سَمِعُوا مَا اسْتَجَابُوا لَكُمْ وَيَوْمَ الْقِيَامَةِ يَكْفُرُونَ بِشِرْكِكُمْ وَلَا يُنَبِّئُكَ مِثْلُ خَبِيرٍ (الفاطر/14)؛اگر آنها را بخوانيد دعاى شما را نمى‏شنوند و اگر [فرضا] بشنوند اجابتتان نمى‏كنند و روز قيامت‏ شرك شما را انكار مى‏كنند و [هيچ كس] چون [خداى] آگاه تو را خبردار نمى‏كند”.
“وَيَدْعُ الإِنسَانُ بِالشَّرِّ دُعَاءهُ بِالْخَيْرِ وَكَانَ الإِنسَانُ عَجُولاً (الإسراء/11)؛وانسان [همانگونه كه] خيررا
فرا مى‏خواند [پيشامد] بد را مى‏خواند و انسان همواره شتابزده است”.
(2-1-1- د- : دعوت کردن به توحيد و پيروي از آن مانند:
“قُلْ إِنَّمَا أُنذِرُكُم بِالْوَحْيِ وَلَا يَسْمَعُ الصُّمُّ الدُّعَاء إِذَا مَا يُنذَرُونَ (الانبياء/45)؛بگو من شما را فقط به وسيله وحى هشدار مى‏دهم و[لى] چون كران بيم داده شوند دعوت را نمى‏شنوند”.
“فَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ إِنَّكَ عَلَى الْحَقِّ المبين إِنَّكَ لَا تُسْمِعُ الْمَوْتَى وَلَا تُسْمِعُ الصُّمَّ الدُّعَاء إِذَا وَلَّوْا مُدْبِرِينَ (النمل/80-79)؛پس بر خدا توكل كن كه تو واقعا بر حق آشكارى البته تو مردگان را شنوا نمى‏گردانى و اين ندا را به كران چون پشت بگردانند نمى‏توانى بشنوانى”.
“فَإِنَّكَ لَا تُسْمِعُ الْمَوْتَى وَلَا تُسْمِعُ الصُّمَّ الدُّعَاء إِذَا وَلَّوْا مُدْبِرِينَ (الروم /52)؛و در حقيقت تو مردگان را شنوا نمى‏گردانى و اين دعوت را به كران آنگاه كه به ادبار پشت مى‏گردانند نمى‏توانى بشنوانى”.
“قَالَ رَبِّ إِنِّي دَعَوْتُ قَوْمِي لَيْلًا وَنَهَارًا فَلَمْ يَزِدْهُمْ دُعَائِي إِلَّا فِرَارًا (نوح/5-6)؛[ نوح ] گفت: [نوح] گفت پروردگارا من قوم خود را شب و روز دعوت كردم و دعوت من جز بر گريزشان نيفزود”. (وهبي،1417ق،ص309).
در آيات سه گانه اي که عبارت “… الصُّمَّ الدُّعَاء…” تکرار شده است، کافران به مردگاني که وسيله ادراک ندارند و کراني که گوش شنوا ندارند تشبيه شده اند ايشان موعظه هاي پيامبر (ص) را نمي شنوند و مورد تامل قرار نمي دهند. نکته ديگر اينکه مي توان انسان ناشنوايي را که توجه مي کند از چيزي باخبر و اگاه ساخت، اما کافران و معاندان همچون کراني هستند که روي گردانده و پشت نموده و در حال فرار هستند، آگاه ساختن و دعوت نمودن چنين موجوداتي آسان نيست، چنانکه نوح (ع) با پروردگار خويش به مناجات مي پردازد و چنين مشکلي را در دعوت کافران گزارش مي دهد.
2-1-1- ه- دعا به مفهوم دعا، عبادت، پرستش مانند:
“وَأَعْتَزِلُكُمْ وَمَا تَدْعُونَ مِن دُونِ اللَّهِ وَأَدْعُو رَبِّي عَسَى أَلَّا أَكُونَ بِدُعَاء رَبِّي شَقِيًّا (مريم /48)؛ و از شما و [از] آنچه غير از خدا مى‏خوانيد كناره مى‏گيرم و پروردگارم را مى‏خوانم اميدوارم كه در خواندن پروردگارم نااميد نباشم”.
مولا فتح الله کاشاني در تفسير “بِدُعَاء رَبِّي شَقِيًّا” مي گويد: به خواندن و پرستيدن پروردگار خود نااميد و بي بهره نخواهم بود. به کار گرفتن “عسي” شايد اشاره به اين دارد که مومن بايد هميشه ميان خوف و رجاء باشد. (کاشاني، 1344، 5/430). – “قُلْ مَا يَعْبَأُ بِكُمْ رَبِّي لَوْلَا دُعَاؤُكُمْ فَقَدْ كَذَّبْتُمْ فَسَوْفَ يَكُونُ لِزَامًا (الفرقان/77)؛ بگو: اگر خواندن (دعا و عبادت) شما نباشد پروردگارم هيچ اعتنايي به شما نمي کند. [ شما را قدر و ارزش ننهد ] شما [ آيات و پيامبر خدارا ] تکذيب کرديد پس [عذاب بر شما] لازم خواهد شد”. لسان التنزيل در بيان”لَوْلَا دُعَاؤُكُمْ” “خواندن و پرستش” را ياد مي کند وبا اشاره به آيه شريفه: “وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ”(الذاريات/56) مي نويسد: “لَوْلَا دُعَاؤُكُمْ؛اگر نه خواندن شما بودي، يعني نه پرستيدندي او را” (محقق،1355،ص116). بنابراين “دعا و نيايش” همان “عبادت و پرستش” است، چرا که حقيقت واحدي دارند، که همان اظهار خشوع و نياز به خداي تعالي است، و عبادت غايت آفرينش است.
2-1-1- و- دعا به مفهوم استغاثه و پناه خواستن و ياري طلبيدن مانند:
– “لَهُ دَعْوَةُ الْحَقِّ وَالَّذِينَ يَدْعُونَ مِن دُونِهِ لاَ يَسْتَجِيبُونَ لَهُم بِشَيْءٍ إِلاَّ كَبَاسِطِ كَفَّيْهِ إِلَى الْمَاء لِيَبْلُغَ فَاهُ وَمَا هُوَ بِبَالِغِهِ وَمَا دُعَاء الْكَافِرِينَ إِلاَّ فِي ضَلاَلٍ (الرعد/14)؛دعوت حق براى اوست و كسانى كه [مشركان] جز او مى‏خوانند هيچ جوابى به آنان نمى‏دهند مگر مانند كسى كه دو دستش را به سوى آب بگشايد تا [آب] به دهانش برسد در حالى كه [آب] به [دهان] او نخواهد رسيد و دعاى كافران جز بر هدر نباشد”.
– “قَالُوا أَوَلَمْ تَكُ تَأْتِيكُمْ رُسُلُكُم بِالْبَيِّنَاتِ قَالُوا بَلَى قَالُوا فَادْعُوا وَمَا دُعَاء الْكَافِرِينَ إِلَّا فِي ضَلَالٍ (الغافر/50)؛مى‏گويند مگر پيامبرانتان دلايل روشن به سوى شما نياوردند مى‏گويند چرا مى‏گويند پس بخوانيد و[لى] دعاى كافران جز در بيراهه نيست”.
– “وَمَنْ أَضَلُّ مِمَّن يَدْعُو مِن دُونِ اللَّهِ مَن لَّا يَسْتَجِيبُ لَهُ إِلَى يَومِ الْقِيَامَةِ وَهُمْ عَن دُعَائِهِمْ غَافِلُونَ (الاحقاف/5)؛و كيست گمراه‏تر از آن كس كه به جاى خدا كسى را مى‏خواند كه تا روز قيامت او را پاسخ نمى‏دهد و آنها از دعايشان بى‏خبرند”.
“دعاء” در اين آيات ياري خواستن از غير خدا معنا شده است، ياري خواستن جز از خداوند موجب تباهي و گمراهي آشکار و از نشانه هاي کافران و مشرکان است، اين دعا بي پاسخ مانده و هرگز به اجابت نمي رسد، چنانکه خداوند براي تاکيد اين معنا عبارت “إِلَى يَومِ الْقِيَامَةِ” مي آورد و اجابت چنين دعايي را مردود بر مي شمارد.
2-1-1-ز- دعا به مفهوم دعا کردن، خواستن از خداوند، نيايش مانند:

-“هُنَالِكَ دَعَا زَكَرِيَّا رَبَّهُ قَالَ رَبِّ هَبْ لِي مِن لَّدُنْكَ ذُرِّيَّةً طَيِّبَةً إِنَّكَ سَمِيعُ الدُّعَاء (آل عمران/38)؛آنجا [ بود که ] که زکريا پروردگارش را خواند [و ] گفت: پروردگارا، از جانب خود فرزندي پاک [ و پسنديده ] به من عطا کن که تو شنونده [ اجابت کننده ] دعايي”.
– “الْحَمْدُ لِلّهِ الَّذِي وَهَبَ لِي عَلَى الْكِبَرِ إِسْمَاعِيلَ وَإِسْحَقَ إِنَّ رَبِّي لَسَمِيعُ الدُّعَاء (ابراهيم 39)؛سپاس خداى را كه با وجود سالخوردگى اسماعيل و اسحاق را به من بخشيد به راستى پروردگار من شنونده دعاست”.
– “رَبِّ اجْعَلْنِي مُقِيمَ الصَّلاَةِ وَمِن ذُرِّيَّتِي رَبَّنَا وَتَقَبَّلْ دُعَاء (ابراهيم/40)؛پروردگارا مرا برپادارنده نماز قرارده و از فرزندان من نيز پروردگارا و دعاى مرا بپذير”.
– “قَالَ رَبِّ إِنِّي وَهَنَ الْعَظْمُ مِنِّي وَاشْتَعَلَ الرَّأْسُ شَيْبًا وَلَمْ أَكُن بِدُعَائِكَ رَبِّ شَقِيًّا (مريم /4)؛گفت پروردگارا من استخوانم سست گرديده و [موى] سرم از پيرى سپيد گشته واى پروردگار من هرگز در دعاى تو نااميد نبوده‏ام”.
– “لَا يَسْأَمُ الْإِنسَانُ مِن دُعَاء الْخَيْرِ وَإِن مَّسَّهُ الشَّرُّ فَيَؤُوسٌ قَنُوطٌ (الفصلت/49)؛انسان از دعاى خير خسته نمى‏شود و چون آسيبى به او رسد مايوس [و] نوميد مى‏گردد”.


دیدگاهتان را بنویسید