4-3) جامعه آماري…………………………………………………………………………………………………………….55
5-3) قلمرو پژوهش…………………………………………………………………………………………………………..55
6-3) روش جمع آوري اطلاعات…………………………………………………………………………………………56

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

7-3) ابزار پژوهش…………………………………………………………………………………………………………….56
8-3) آزمون هاي پژوهش……………………………………………………………………………………………………56
1-8-3) آزمون ريشه واحد فيليپس – پرون…………………………………………………………………………..56
2-8-3) آزمون همجمعي جوهانسن……………………………………………………………………………………..57
3-8-3) الگوي تصحيح خطاي برداري…………………………………………………………………………………59
9-3) متغيرهاي پژوهش………………………………………………………………………………………………………60
1-9-3) شاخص سرمايه اجتماعي………………………………………………………………………………………..61
2-9-3) شاخص توسعه مالي………………………………………………………………………………………………61
3-9-3) متغيرهاي برونزا…………………………………………………………………………………………………….62
10-3) الگوي پيشنهادي……………………………………………………………………………………………………..62
فصل چهارم – محاسبات و يافته هاي تحقيق………………………………………………………………………65
1-4) مقدمه……………………………………………………………………………………………………………………….66
2-4) نتايج آزمون ريشه واحد فيليپس – پرون……………………………………………………………………….66
3-4) نتايج آزمون همجمعي جوهانسن…………………………………………………………………………………68
4-4) نتايج تخمين ضرايب مدل با استفاده از الگوي تصحيح خطاي برداري………………………………70
فصل پنجم – نتيجه گيري و پيشنهادات……………………………………………………………………………….72
1-5) خلاصه پژوهش…………………………………………………………………………………………………………73
2-5) نتيجه گيري………………………………………………………………………………………………………………74
3-5) پيشنهادات براي پژوهش هاي آتي……………………………………………………………………………….76
4-5) محدوديت هاي پژوهش……………………………………………………………………………………………..77
پيوست……………………………………………………………………………………………………………………………..78
منابع و مآخذ…………………………………………………………………………………………………………………….88
چکيده انگليسي………………………………………………………………………………………………………………104
فهرست جداول
جدول 1-4)………………………………………………………………………………………………………………………67
جدول 2-4)………………………………………………………………………………………………………………………67
جدول 3-4)………………………………………………………………………………………………………………………69
جدول 4-4)………………………………………………………………………………………………………………………69
جدول 5-4)………………………………………………………………………………………………………………………70
1-1) مقدمه

سرمايه اجتماعي شامل شبکه هاي اجتماعي، نهادها، هنجارها و مولفه هايي نظير اعتماد، از انواع سرمايه هاي غيرفيزيکي است که عموماً از آن به عنوان يکي از اشکال اصلي سرمايه ياد مي شود. در مقابل، توسعه مالي شامل توسعه بازارها، ابزارها و موسسات مالي به عنوان يکي از نشانگرهاي درجه باز بودن اقتصادي و از مهم ترين ابزارهاي رشد در هر اقتصاد به شمار مي آيد.
هدف عمده از اين پژوهش، بررسي رابطه سببي بين سرمايه اجتماعي و توسعه مالي در اقتصاد ايران با تاکيد بر رابطه بلندمدت ميان آن ها است. در پژوهش حاضر قصد داريم با اندازه گيري شاخص هاي سرمايه اجتماعي و توسعه مالي و تخمين مدل به کمک يک الگوي اقتصادسنجي، به بررسي رابطه متقابل بين اين دو متغير پرداخته و به اين سوال پاسخ دهيم که “آيا ارتباط بلندمدت معنادار بين سرمايه اجتماعي و توسعه مالي اقتصاد ايران وجود دارد؟”.

2-1) بيان مسئله و اهميت آن
امروزه فرآيند رشد و توسعه اقتصادي علاوه بر نياز به وجود يک نظام اقتصادي کارا و تدوين سياست هاي پولي و مالي مناسب، مستلزم مشارکت وسيع افراد جامعه نيز هست. در اين ميان نهادهاي اجتماعي نقش مهمي را در آموزش و توانمندسازي افراد در اين فرآيند ايفا مي کنند و تصور بر اين است که بُعد اجتماعي و مولفه نهادي توسعه، نقش مهمي را در فرآيند رشد و توسعه اقتصادي ايفا مي کند. به همين جهت شناسايي سرمايه اجتماعي به عنوان عاملي اثرگذار بر فعاليت هاي اقتصادي مي تواند تاثير بسزايي بر دستيابي به اهداف کلان اقتصادي کشور داشته باشد.
سرمايه اجتماعي يکي از مهم ترين انواع سرمايه هاي غيرفيزيکي است که در دهه هاي پس از 1980 ميلادي بسيار مورد توجه پژوهشگران در حوزه هاي علوم انساني و اجتماعي قرار گرفته است. در کشور ما در سال هاي اخير توجه ويژه اي به سرمايه اجتماعي و نقش آن در اقتصاد شده است. به عنوان نمونه سوري ?1?، علمي و همکاران ?2?، رناني و همکاران ?3?، رحماني و همکاران ?4?، صفدري و همکاران ?5? و… همگي در مطالعات خود به بررسي نقش سرمايه اجتماعي در اقتصاد ايران پرداخته و نشان داده اند که ارتباط مثبتي ميان سرمايه اجتماعي و پيامدهاي اقتصادي آن وجود دارد. در بسياري از مطالعات فارسي ذکر شده، هدف محققان از پژوهش ها به تاثيرات مستقيم سرمايه اجتماعي بر رشد و توسعه اقتصادي متمرکز شده است. به همين منظور در پژوهش پيش رو اثرگذاري غيرمستقيم سرمايه اجتماعي بر اقتصاد از طريق تاثير آن بر توسعه مالي به عنوان يک هدف کلي در نظر گرفته شده است.
از طرفي ديگر، توسعه مالي به عنوان يکي از نشانگرهاي درجه باز بودن تجارت و اقتصاد مطرح بوده و عامل تعيين کننده اي در تشريح دلايل تفاوت در نرخ هاي رشد اقتصادي در جوامع گوناگون مي باشد. مطالعات داخلي گوناگوني مانند نظيفي ?6?، هيبتي و محمدزاده ?7?، صمدي و همکاران ?8?، راسخي و رنجبر ?9?، سيفي پور ?10?، فطرس و همکاران ?11? و… در تبيين جايگاه توسعه مالي در اقتصاد ايران صورت گرفته که نتايج اين پژوهش ها حاکي از وجود رابطه اي معنادار ميان توسعه مالي و پيامدهاي مثبت اقتصادي آن مي باشند. با اين وجود به دليل موانع عمده اي مانند تصدي گري دولت در اقتصاد، عدم استقلال بانک مرکزي، عدم اتخاذ سياست هاي پولي مناسب توسط بانک مرکزي و يا عدم بهبود روش هاي مديريت، در گزارش مجمع جهاني اقتصاد در سال ????، نام کشور ايران در ميان ?? كشور پيشرو در زمينه توسعه مالي به چشم نمي خورد ?12? و اين کشور از لحاظ شاخص هاي توسعه مالي در سال هاي بعد از دهه 80 ميلادي پايين تر از سطح ميانگين کشورهاي منطقه منا (کشورهاي عمده توليد کننده نفت در منطقه خاورميانه و شمال آفريقا) قرار دارد ?58?. اين مهم بيانگر آن است که تاکنون توجه شايسته اي به بررسي عوامل تاثيرگذار بر توسعه يافتگي نظام مالي در کشور صورت نگرفته و لزوم انجام مطالعات بيشتر در اين خصوص همچنان احساس مي شود.
محققان يکي از مهم ترين سطوح موثر بر توسعه مالي را سطح پايداري پديده هاي اجتماعي مي دانند که به نهادهاي غيررسمي مانند فرهنگ ها، مذهب و موارد ديگر برمي گردد. بررسي تاثير اين سطح از پديده هاي اجتماعي بر توسعه مالي، با توجه به آثار آن ها بر تصميم گيري هاي مالي، لازم و ضروري به نظر مي رسد. متاسفانه نبود اطلاعات لازم براي محاسبه شاخص هاي اين سطح، بررسي تجربي را محدود مي نمايد، اما احصاء برخي شاخص ها در اين سطح، لازم و ضروري به نظر مي رسد ?13?.
به طور کلي از اعتماد به عنوان مهم ترين مولفه ي سرمايه اجتماعي ياد مي شود. دريافت و يا اعطاي وام هاي رسمي و غيررسمي، چک هاي شخصي، انواع ابزار مشتقه و فعاليت هاي تخصيص سبد دارايي، همگي از جمله ابزارهاي فعاليت هاي مالي اند که استفاده از هر يک از اين ابزارها نيازمند سطح معيني از اعتماد ميان طرفين معامله مي باشد. همين مسئله نقش سرمايه اجتماعي در توسعه نظام هاي مالي را بيشتر برجسته مي کند.
بررسي ارتباط ميان سرمايه اجتماعي و توسعه مالي از لحاظ کاربردي نيز مي تواند اثرات مثبتي در فراهم ساختن زمينه هاي لازم جهت توسعه و گسترش نظام مالي و به دنبال آن رشد اقتصاد کلان در پي داشته باشد. نظر به ضروريات ذکر شده و نيز نوآوري صورت گرفته در بررسي تاثير توسعه مالي بر سرمايه اجتماعي در ايران، انجام پژوهش پيش رو ضروري به نظر مي رسد.

3-1) اهداف پژوهش
1-3-1) هدف کلي
هدف کلي از اين پژوهش بررسي رابطه سببي بين سرمايه اجتماعي و توسعه مالي در اقتصاد ايران با تاکيد بر رابطه بلندمدت ميان آن ها مي باشد.

2-3-1) اهداف اختصاصي
1-2-3-1) بررسي تاثير اعتماد عمومي به عنوان شاخص سرمايه اجتماعي بر شاخص توسعه مالي
2-2-3-1) بررسي تاثير توسعه مالي بر سطح اعتماد عمومي به عنوان شاخص سرمايه اجتماعي
4-1) فرضيات و سوالات پژوهش
1-4-1) فرضيات پژوهش
1-1-4-1) سرمايه اجتماعي تاثير معناداري بر توسعه مالي اقتصاد ايران دارد.
2-1-4-1) توسعه مالي اقتصاد ايران تاثير معناداري بر سرمايه اجتماعي دارد.
2-4-1) سوالات پژوهش
1-2-4-1) آيا سرمايه اجتماعي اثر معناداري بر توسعه مالي اقتصاد ايران دارد ؟
2-2-4-1) آيا توسعه مالي اقتصاد ايران اثر معناداري بر سرمايه اجتماعي دارد ؟
5-1) قلمرو پژوهش
1-5-1) قلمرو موضوعي
بررسي رابطه سببي بين سرمايه اجتماعي و توسعه مالي در اقتصاد ايران با تاکيد بر رابطه بلندمدت ميان آن ها

2-5-1) قلمرو زماني
فاصله سال هاي 1363 تا 1390 شمسي

3-5-1) قلمرو مکاني
کشور ايران ( سطح ملي )

6-1) واژگان پژوهش
سرمايه اجتماعي: سرمايه اجتماعي مجموعه هنجارهاي موجود در سيستم‌ هاي اجتماعي است كه موجب ارتقاي سطح همكاري اعضاي جامعه و پايين آمدن سطح هزينه‌هاي تبادلات و ارتباطات مي‌شود ?59?.
اعتماد: اعتماد به معناي باور به عملي است كه از ديگران انتظار مي رود. مفهوم اعتماد ممكن است براي پيش نگري رفتار يك شريك با توجه به تعهدات و الزامات او و امكان پيش بيني رفتار او در مذاكرات و تعاملات در حالي كه او ممكن است با رفتار فرصت طلبانه نيز مواجه باشد ، بيان شود ?14?.
توسعه مالي: توسعه مالي اغلب به عنوان بهبود در کميت، کيفيت و کارايي خدمات واسطه هاي مالي تعريف مي شود ?60?.

1-2) مباني نظري
1-1-2) سرمايه اجتماعي
1-1-1-2) مقدمه
در علوم سياسي، روانشناسي و مردم شناسي، منظور از سرمايه اجتماعي، هنجارها، شبکه ها و سازمان هاي رسيدن به منابع محدود و قدرت و کانال انجام تصميم گيري ها و سياست گذاري ها است. دانشمندان اين علوم نيز از طريق تجزيه و تحليل هنجارها، شبکه ها و نهادها به مفهوم سرمايه اجتماعي دست پيدا مي کنند. اين در حالي است که اقتصاددانان اين مفهوم را از طريق تجزيه و تحليل نهادي و قراردادها و روابط متقابل بين افراد و آثار آن بر مبادلات و سرمايه گذاري ها بررسي مي کنند. تعداد زيادي از محققان، سرمايه اجتماعي را به عنوان اعتماد و هنجارهاي گروه هاي شهروندي و بعضي ديگر اين مفهوم را به عنوان ارزش هاي فرهنگي از قبيل دلسوزي، نوع دوستي، تعاون و بردباري تعريف مي کنند ?61?. در متون موجود اشاره مي شود که کلمن1 و پاتنام2 مفهوم فعلي سرمايه اجتماعي را پايه ريزي و وارد متون علم اقتصاد کرده اند ?15?. سرمايه اجتماعي مفهومي است اجتماعي که در مقايسه با ديگر مباحث علوم اجتماعي پيشينه چندان طولاني ندارد. كاربرد اين مفهوم به تدريج از دهه 90 ميلادي در پايان نامه ها و مقالات علمي به ويژه در رشته هاي جامعه شناسي، اقتصاد، سياست و آموزش همگام با تحقيقات افرادي چون كلمن، پاتنام، فوكوياما3 و بورديو4 بيشتر به چشم مي خورد. همچنين استفاده از مفهوم سرمايه اجتماعي با توجه به روند جهاني شدن و تضعيف نقش دولت هاي ملي، به عنوان راه حلي عملي در سطح اجتماعات محلي براي مشکلات توسعه، مورد توجه سياستگذاران و مسئولان سياست اجتماعي قرار گرفته است ?62?. اصطلاح سرمايه اجتماعي نخستين بار در اثر کلاسيک جين جاکوب5 به کار رفته است. او در آنجا توضيح داده بود که شبکه هاي اجتماعي فشرده در محدوده هاي حومه قديمي و مختلط شهري، صورتي از سرمايه اجتماعي را تشکيل مي دهند و در ارتباط با حفظ نظافت، عدم وجود جرم و جنايت خياباني و ديگر تصميمات در مورد بهبود کيفيت زندگي، در مقايسه با عوامل نهادهاي رسمي مانند نيروي حفاظتي پليس و نيروهاي انتظامي، مسئوليت بيشتري از خود نشان مي دهند ?16?. فوکوياما نيز در کتاب “پايان نظم (سرمايه اجتماعي و حفظ آن)” مبناي استفاده از اصطلاح سرمايه اجتماعي را به دهه شصت ميلادي بازگرداند. او متذکر مي شود که شبکه هاي اجتماعي فشرده در محدوده هاي قديمي و مختلط شهري، صورتي از سرمايه اجتماعي را تشکيل مي دهند و در ارتباط با حفظ نظافت، عدم وجود جرائم خياباني و ديگر تصميمات در مورد بهبود کيفيت زندگي، در مقايسه با عوامل نهادهاي رسمي مانند نيروي حفاظتي پليس و نيروهاي انتظامي، مسئوليت بيشتري از خود نشان مي دهند. گلن لوري6، نيز اصطلاح سرمايه اجتماعي را دهه 1970 ميلادي براي توصيف مشکل اقتصاد درون شهري به کار برد و متذکر شد: امريکايي هاي آفريقايي الاصل، در محدوده اجتماعات خود فاقد اعتماد و همبستگي بودند، در حالي که براي آمريکايي هاي آسيايي الاصل و ديگر گروه هاي قومي، اين اعتماد و همبستگي وجود داشت. همين فقدان اعتماد و همبستگي در ميان سياهان ، مبين نبود داد و ستد جزئي در ميان سياهان بود. در دهه 1980 اين اصطلاح توسط جيمز کلمن، جامعه شناس، در معناي وسيع تري مورد استفاده قرار گرفت و رابرت پاتنام، دانشمند علوم سياسي، دومين نفري بود که بحث پرشوري را در مورد نقش سرمايه اجتماعي و جامعه مدني در ايتاليا و همچنين ايالات متحده برانگيخت ?17?. بانک جهاني سرمايه اجتماعي را رابط گمشده ميان سرمايه هاي طبيعي، فيزيکي، انساني و نيز رشد و توسعه اقتصادي معرفي مي کند ?63?.
سرمايه اجتماعي مفهومي جامعه‌شناسي است که در تجارت، اقتصاد، علوم انساني و بهداشت عمومي جهت اشاره به ارتباطات درون و مابين گروهي از آن استفاده مي شود. اگرچه تعاريف مختلفي براي اين مفهوم وجود دارد، اما در کل سرمايه اجتماعي به عنوان نوعي علاج براي همه مشکلات جامعه مدرن تلقي شده است?64?. سرمايه اجتماعي به عنوان يک مفهوم جامعه شناختي مورد توجه بسياري از محققين در علوم اقتصادي و مديريت قرار گرفته و پژوهش هاي گوناگوني در بررسي نقش و جايگاه آن در اقتصاد و علوم مالي صورت گرفته است که در فصل دوم به نتايجي از اين مطالعات نيز اشاره خواهد شد.

2-1-1-2) اشکال سرمايه
سرمايه ابعاد گوناگوني دارد که هر کدام از نظر ماهيت، قلمرو و تاثيراتي که بر توسعه مي‌گذارند، با يکديگر متفاوتند. از نقطه نظر اقتصادي، سرمايه اغلب به عنوان کالايي با ارزش که در توليد و يا خدمات کاربرد دارد به کار گرفته مي شود.
از نظر بورديو ?65? سرمايه چهار شکل اساسي دارد: سرمايه اقتصادي، که فوري و مستقيم به پول تبديل مي شود و مي تواند به شکل حقوق مالکيت نهادينه شود. سرمايه فرهنگي، که در شرايط خاصي به سرمايه اقتصادي تبديل مي گردد. سرمايه اجتماعي که از تکاليف اجتماعي ( پيوندها ) ايجاد مي شود و در شرايط خاص مي تواند به سرمايه اقتصادي تبديل شود. سرمايه نمادين، که در رابطه با دانش است و به عنوان سرمايه اي ناشناخته و منبع با ارزشي از دانش شناخته شده است.
کلمن ?18? نيز در معرفي اشکال مختلف سرمايه، آن را به شش دسته متمايز تقسيم بندي مي کند: 1- سرمايه فيزيکي شامل کارخانه ها، دستگاه ها و ساير دارايي ها 2- سرمايه طبيعي شامل هواي پاک، آب و ساير منابع طبيعي 3- سرمايه انساني شامل دانش، مهارت ها و شايستگي ها 4- سرمايه اجتماعي شامل شبکه هاي اجتماعي 5- سرمايه فرهنگي شامل آشنايي با فرهنگ جامعه و توانايي درک و کاربرد دانش آموخته شده 6- سرمايه مالي شامل کسب ساير اشکال سرمايه يا سرمايه گذاري در اشکال مختلف سرمايه.

3-1-1-2) تعريف سرمايه اجتماعي
اينگلهارت7 ?66? سرمايه اجتماعي را اينگونه تعريف مي کند: سرمايه اجتماعي، فرهنگ اعتماد و مداراست كه در آن شبكه هاي گسترده ي سازمان هاي داوطلبانه به وجود مي آيد. شبكه ها نتيجه اعتماد مردم به يكديگرند و نه اين كه اعتماد، محصول جانبي انجمني شدن مردم با يكديگر باشند. از ديد کلمن ?18? روابط اجتماعي هنگامي به وجود مي آيند که افراد مي کوشند تا از منافع فردي خود بهترين استفاده را کنند. مفهوم سرمايه اجتماعي در برابر نگرش هاي تند و جانب دارانه درباره فردگرايي و اين اصل که تنها کنشگران محسوس در جامعه، افراد هستند، وضع شده است و مفهومي است که اين نگرش ها را تعديل مي کند. او با اشاره به آثار برخي افراد، نقش سرمايه اجتماعي در تسهيل فعاليت هاي عقلاني اقتصادي و همچنين نقش اين سرمايه را در دستيابي افراد به اهداف مختلف مورد توجه قرار مي دهد. بنابراين او سرمايه اجتماعي را با توجه به نقش آن در دستيابي افراد به اهداف خود تعريف مي کند و عنوان مي دارد سرمايه اجتماعي، به نوبه خود، هنگامي به وجود مي آيد که روابط ميان افراد به شيوه اي دگرگون مي شود که کنش را تسهيل مي کند.
يكي از تعاريف مطرح حول سرمايه اجتماعي اين است كه سرمايه اجتماعي مجموعه هنجارهاي موجود در سيستم‌ هاي اجتماعي است كه موجب ارتقاي سطح همكاري اعضاي جامعه و پايين آمدن سطح هزينه‌هاي تبادلات و ارتباطات مي‌شود ?59?. به عقيده رُز8 ?67? سرمايه اجتماعي بين افراد مختلف و در موقعيت هاي مختلف متفاوت است. بانک جهاني، سرمايه اجتماعي را به عنوان هنجارها و روابط اجتماعي که در ساختارهايي اجتماعي ريشه دارد و افراد را به عملکرد هماهنگ و دستيابي مطلوب به اهداف قادر مي سازد، تعريف مي کند و برخي محققان ?68? اين تعريف را مرتبط با ارزش مشترک همه شبکه هاي اجتماعي و اعتماد، روابط متقابل، اطلاعات و همکاري که به وسيله شبکه هاي اجتماعي ايجاد مي شود مي دانند و برخي ديگر نيز سرمايه اجتماعي را شامل نهادها، روابط، گرايش ها، ارزش ها و هنجارهايي مي دانند که بر رفتارها و تعاملات بين افراد حاکم است ?63?. افه و فوش9 ?69? در مقاله خود سرمايه اجتماعي را به عنوان يك منبع با مالكيت جمعي متعلق به محلات، جوامع و مناطق و بخش ها معرفي نموده اند. آنان مفهوم سرمايه اجتماعي را با سه عنصر اصلي معرفي مي كنند: در قالب گرايش به آگاهي و توجه، در بعد تمايلات رفتاري به اعتماد و در بعد الگوهاي ساختاري به انجمن پذيري. به عقيده بولز و جنتيس10 ?70?، سرمايه اجتماعي عموماً به اعتماد اشاره داشته و متوجه ميزان همکاري يک فرد و تمايل او براي زندگي با هنجارهاي موجود در جامعه و تنبيه کساني که با هنجارها زندگي نمي کنند مي باشد. به عبارت ديگر، سرمايه اجتماعي آن دسته از شبکه ها و هنجارهايي است که مردم را قادر به عمل جمعي مي کند ?71?.
سرمايه اجتماعي، روابط و هنجارهاي شکل دادن به کميت و کيفيت تعامل اجتماعي در يک جامعه است. سرمايه اجتماعي، تنها سرجمع نهادهاي پايه ريزي شده و نهادينه شده در يک جامعه نيست، بلکه مانند چسبي است که آنها را در کنار يکديگر نگه مي دارد ?19?.
بورديو ?65? نيز سرمايه اجتماعي را ساخته شده از تکاليف و تعهدات اجتماعي ( پيوندها و ارتباطات ) مي داند که اين سرمايه در برخي شرايط قابل تبديل به سرمايه اقتصادي است. سرمايه اجتماعي همچون مفاهيم سرمايه فيزيکي و سرمايه انساني به ويژگي سازمان اجتماعي از قبيل شبکه ها، هنجارها و اعتماد اشاره دارد که هماهنگي و همکاري براي کسب سود را تسهيل مي کند. سرمايه اجتماعي سود سرمايه گذاري در زمينه سرمايه فيزيکي و سرمايه انساني را افزايش مي دهد. در جامعه اي که از نعمت سرمايه اجتماعي چشمگير برخوردار است همکاري آسان تر است ?20?. سرمايه اجتماعي شکل و نمونه ملموسي از يک هنجار غيررسمي است که باعث ترويج همکاري بين دو يا چند نفر مي شود. هنجارهاي تشکيل دهنده سرمايه اجتماعي مي توانند از هنجار روابط متقابل دو دوست گرفته تا آموزه هاي پيچيده اي را دربرگيرند ?21?. سرمايه اجتماعي همچون مفاهيم سرمايه فيزيكي و سرمايه انساني به ويژگي هاي سازمان اجتماعي از قبيل شبكه ها، هنجارها و اعتماد اشاره دارد كه هماهنگي و همكاري براي كسب سود متقابل را تسهيل مي كنند ?22?.
دارلاف و ففچمپز11 ?72? از سرمايه اجتماعي عموماً به عنوان اشکال غيررسمي نهادها و سازمان هاي مبتني بر روابط اجتماعي، شبکه ها و گروه ها ياد مي کنند که موجب خلق دانش جمعي، اعتماد متقابل، هنجارهاي اجتماعي و قوانين نانوشته مي شود و به عقيده برخي ديگر، سرمايه اجتماعي مانند يک منبع روابط ميان فردي و شبکه هاي اجتماعي و نيز سرمايه گذاري در روابط عمل مي کند ?73?.

4-1-1-2) سطوح سرمايه اجتماعي
نارايان و پريچت12 ?74? سرمايه اجتماعي را در سه سطح مجزا معرفي مي کنند: سرمايه اجتماعي در سطح سياست هاي کشوري و ملي که ناظر بر جنبه رشد اقتصادي است، سرمايه اجتماعي در سطح نهادها که ناظر بر کارايي نهادهاي اجتماعي است و سطح سوم در سطح خرد که مي تواند به عنوان راه حلي براي جلوگيري از شکست هاي بازار در نظر گرفته شود.
برخي ديگر نيز سرمايه اجتماعي را در سه سطح زير تقسيم بندي کرده اند:
1- سطح خرد ( فردي ): سرمايه اجتماعي در سطح خرد شامل شبکه هايي از افراد گروه هاي مختلف اجتماعي همچون دوستان، اقوام و خانواده ها است. به طور کلي، سرمايه اجتماعي در اين سطح، به افراد موجود در شبکه اشاره دارد که بر اثر تعامل ميان آن ها، شناخت حاصل مي شود و هويت اعضا شکل مي گيرد ?23?. اين سطح از سرمايه اجتماعي مي تواند اثرات جنبي مثبت و يا منفي را به همراه داشته باشد. اگر تعاملات و روابط بين گروه ها و شبکه ها طوري باشد که فقط با اعضاي گروه رابطه و داد و ستد داشته باشند، يک نوع اثر جنبي منفي را به وجود مي آورد که مي تواند با رشد و توسعه اقتصادي در تضاد باشد. از آن جمله مي توان به گروه هاي تروريستي و مافيا اشاره کرد که در اين گونه موارد، سرمايه اجتماعي فقط به نفع اعضاي اين گروه هاست و نفعي براي جامعه ندارد ?5?. چو13 ?61? اين سطح از سرمايه اجتماعي را به دو نوع سرمايه اجتماعي “درون گروهي” و سرمايه اجتماعي “ميان گروهي” تقسيم بندي کرده است.
سرمايه اجتماعي درون گروهي در بين افرادي که روابط نزديک و دوستانه دارند، مثل اعضاي خانواده، دوستان نزديک و همسايگان ديده مي شود. سرمايه اجتماعي درون گروهي به خانواده و دوستان نزديک حس هويت و مقصد مشترك مي دهد. نظريه پردازان، اثرات منفي سرمايه اجتماعي را به سرمايه اجتماعي درون گروهي نسبت مي دهند و گذراندن وقت با خانواده و دوستان نزديک را مانع از افزايش توليد و در نتيجه رشد اقتصادي مي دانند. اين در حالي است که چو ?61? در مدل انتخابي خود سرمايه اجتماعي درون گروهي را داراي نقشي کليدي در انباشت سرمايه انساني مي داند که مي تواند باعث افزايش رشد اقتصادي شود.
سرمايه اجتماعي ميان گروهي روابط بين افرادي را شامل مي شود که از خصوصيات ارزشي و فرهنگي و نيز عقايد مشترك کمتري برخوردارند. به عنوان مثال، هر چه ارتباط و پيوند بين عموم مردم و گروه ها و سازمان هاي مختلف بيشتر باشد، اين نوع از سرمايه اجتماعي بيشتر در جامعه وجود خواهد داشت. سرمايه اجتماعي درون گروهي و وجود تعداد زيادي گروه با انسجام دروني بالا، ممکن است جامعه را دچار چنددستگي کند؛ زيرا برخي گروه ها براي تقويت انسجام دروني شان اقدام به حذف ديگران مي کنند و زمينه اي را فراهم مي آورند که تعصب هاي گروهي و قومي در جامعه رواج يابد ?2?.
2- سطح مياني: اين سطح از سرمايه اجتماعي، شامل پيوندها و روابط عمودي است که به سرمايه اجتماعي رابط نيز معروف است و از طريق همکاري هاي خودجوش بين گروه ها و شبکه ها، از قبيل شرکت ها به وجود مي آيد. در سطح مياني، سرمايه اجتماعي به اجتماعات و گروه ها و سازمان ها اشاره دارد و باعث تقويت و ساخت بنيه ارزشي و تعاملي گروه مي شود ?23?. اين سطح، يک پيوند قوي بين گروه و ديگر سازمان ها برقرار مي کند و باعث انتقال اطلاعات و ايده ها از موسسات رسمي به بيرون و عوام شده و باعث تسهيل شبکه هاي تحقيق و توسعه مي گردد.
3- سطح کلان ( اجتماعي ): اين سطح از سرمايه اجتماعي شامل روابط و ساختارهاي نهادي و محيط سياسي و اجتماعي مي شود و به محيط اجتماعي و سياسي مي پردازد که ساختارهاي اجتماعي را شکل مي دهد و هنجارها را قابل توسعه مي کند. رژيم سياسي، سلطه قانون، نظام قضايي و آزادي هاي سياسي و مدني، نهادهايي هستند که از طريق آن ها سرمايه اجتماعي کلان شکل مي گيرد ?61?. سرمايه اجتماعي کلان، مهم ترين نقش را در مشارکت آحاد جامعه در فرآيند رشد و توسعه ايفا مي کند و به همين جهت مي تواند به طور مستقيم و يا از طريق اثرگذاري بر کانال هاي ديگر مانند توسعه مالي بر اقتصاد تاثيرگذار باشد. به همين دليل شاخص انتخابي براي اندازه گيري سرمايه اجتماعي در اين پژوهش به گونه اي انتخاب شده است که ناظر بر سطح کلان سرمايه اجتماعي باشد.
5-1-1-2) نظريه هاي سرمايه اجتماعي
عموماً سه نظريه در خصوص سرمايه اجتماعي مطرح است:
1ـ نظريه پيوندهاي ضعيف: اولين تئوري براي مفهوم‌سازي سرمايه اجتماعي، نظريه پيوندهاي ضعيف است. مطابق اين نظريه، هر چه شدت و استحكام روابط ميان اعضاي يك شبكه بيشتر باشد، ارزش سرمايه اجتماعي كمتر و به عكس هر چه شدت و استحكام اين روابط ضعيف تر باشد نشان دهنده سرمايه اجتماعي بيشتر است.
2ـ نظريه شكاف ساختاري: مطابق نظريه شكاف ساختاري، اگر يك فرد در شبكه اجتماعي خود با همكاراني كه با هم در ارتباط نيستند يا حداقل ارتباط اندكي با هم دارند، ارتباط برقرار كند، نهايت استفاده را خواهد برد. منظور از شكاف در اين نظريه، فقدان ارتباط ميان دو فرد در يك شبكه اجتماعي است، كه مزيتي براي سازمان تلقي مي‌شود ?75?.
3ـ نظريه منابع اجتماعي: اين نظريه پيوندهاي موجود در شبكه را بدون وجود منابع داخل آن كارآمد نمي‌داند. از ديدگاه اين نظريه فقط منابع موجود در درون شبكه است كه مي‌تواند به عنوان يك سرمايه قلمداد شود. به عبارتي، نظريه پيوندهاي ضعيف و شكاف ساختاري هر دو بر ساختار شبكه‌ها معطوف هستند در حالي كه نظريه منابع اجتماعي به محتواي شبكه توجه دارد ?24?.
6-1-1-2) انواع سرمايه اجتماعي
پاتنام ?25?، سرمايه اجتماعي را در 4 نوع به شرح زير معرفي و دسته بندي مي کند:
1- سرمايه اجتماعي شناختي ( رابطه اي ): اين نوع از سرمايه شامل تجليات انتزاعي تر سرمايه اجتماعي اند. به ايجاد و تقويت وابستگي متقابل مثبت براي كنش جمعي دو طرفه مي انجامد. شاخص هايي از قبيل تضاد، اعتماد عمومي و نهادي، انسجام و همبستگي، همکاري و مشاركت غيررسمي هميارانه و خيريه‌اي و مذهبي و شركت در اتحاديه‌ها، انجمن‌ها، سازمان ها و موسسات مدني رسمي، آگاهي به امور عمومي، سياسي و اجتماعي، گذشت، فرهنگ مدني، هنجارها و ارزش هايي که بين اعضاي يک اجتماع مشترک مي باشد و باعث همکاري افراد آن اجتماع با همديگر براي رسيدن به منافع مشترک مي شود.
2- سرمايه اجتماعي ساختاري ( نهادي ): اين نوع از سرمايه شامل جنبه هاي قابل رويت و قابل لمس سرمايه اجتماعي است. كنش جمعي منافع دو طرفه را تسهيل مي كند. جنبه هايي از قبيل عضويت گروهي، حمايت متقابل، تفاوت و خدمات، نهاد هاي محلي، سازمان ها و شبکه هاي موجود در ميان مردم که قادر به پيگيري اهداف فرهنگي ، اجتماعي، اقتصادي و سياسي مي باشند. جنبه ساختاري باعث ايجاد روابط افقي و عمودي در جامعه مي گردد و از اين طريق سرمايه اجتماعي کل جامعه را تقويت مي نمايد.
3- سرمايه اجتماعي درون گروهي: سرمايه اجتماعي درون گروهي تنها گروه هاي همجنس ( مانند ارتباطات محدود با دوستان و خانواده ) را پيوند مي زند و اثر منفي بر معاشرت پذيري اجتماعي دارد.
4- سرمايه اجتماعي برون گروهي: پاتنام اين نوع از سرمايه اجتماعي را به عنوان پل ارتباطي گروه هاي اجتماعي گوناگون ( تعامل افراد با خارج از محيط بسته ) تعريف مي كند که اثر مثبت بر رشد دارد.

7-1-1-2) اهميت سرمايه اجتماعي
کلمن ?76? در تعريف خود بيان مي دارد، سرمايه اجتماعي در ذات ساختار روابط موجود ميان افراد قرار دارد. او سرمايه اجتماعي را مولد و امکان بخش دستيابي به خروجي هاي مطمئني مي داند که در غياب آن ممکن نبود و پاتنام ?77? سرمايه اجتماعي را به عنوان نوعي دارايي متعلق به گروه ها، جوامع، مناطق و يا حتي ملل به تصوير کشيده که هماهنگي و همکاري ميان آنان در جهت رسيدن به منافع متقابل را تسهيل مي کند. در اجتماعات با سرمايه اجتماعي بالا، مردم اعتماد بيشتري به يکديگر دارند. سطوح بالاي سرمايه اجتماعي به معني برخورداري از سطح بالايي از اعتماد است. با توجه به اين تعريف، اعضاي اجتماعي که سرمايه اجتماعي بالايي دارد راحت تر به يکديگر اعتماد مي کنند، چرا که از ديگر افراد اجتماع انتظار دارند در چارچوب هنجارهاي اجتماعي رفتار کنند. به زبان ديگر، شبکه هاي اجتماع، موقعيت بهتري براي تنبيه کساني که کج روي مي کنند، فراهم مي آورند ?18?. در دهه 90 ميلادي، تحقيقات متعددي در مورد سرمايه اجتماعي به وسيله اقتصاددانان، دانشمندان علوم سياسي و جامعه شناسان انجام گرفته است. اين مطالعات در دو سطح كلي جهت گرفته اند. خط اول در اصلاح فهم رابطه بين معيارها و شاخص هاي كمي عملكرد اقتصادي – سياسي سرمايه اجتماعي است. در سطح دوم، ادبيات سرمايه اجتماعي، ظرفيت وسيعي را به عنوان مواد اوليه مطالعات موردي تشکيل داده است. اين ظرفيت مي تواند از مطالعاتي مانند مطالعه پاتنام ?78? استنباط شود. او روابط جغرافيايي را براي توضيح اختلاف بين توسعه جوامع سنتي و دموكراتيك در ايتاليا موثر مي داند. به عقيده پاتنام اعتماد بُعد مهم سرمايه اجتماعي است. او سرمايه اجتماعي را به صورت ويژگي هاي سازمان اجتماعي مثل اعتماد، هنجارها و شبكه ها كه مي توانند كارايي جامعه را با تسهيل فعاليت هاي مشاركتي بهبود بخشد تعريف مي كند. فوکوياما ?17? تحليل هاي اجتماعي وسيعي را بر پايه ديدگاه اعتماد ( به صورت انتظاراتي كه در جامعه قانونمند، صادق و همكاري مبتني بر معيارهاي مشترك بوجود مي آيد ) بسط مي دهد. او معتقد است سرمايه اجتماعي را مي توان به عنوان وجود مجموعه معيني از هنجارها و ارزشهاي غيررسمي تعريف كرد، مشروط بر آن كه اين هنجارها شامل ارزش هاي مثبت مانند صداقت، اداي تعهدات و ارتباطات دوجانبه باشد.
مهم‌ترين کارکرد و نتيجه‌ي سرمايه‌ اجتماعي، اعتماد است. اعتماد، چرخ‌هاي زندگي اجتماعي را روغنکاري مي‌کند. اعتماد، تمايل فرد است به قبول خطر در رفتار با ديگران و مبتني است بر حسن اطميناني که انتظار مي‌رود ديگران به‌گونه‌اي مناسب به اين رفتار پاسخ دهند. اگر قرار است جامعه به مشاوره و مشاوران اعتماد کند، رفتار مناسبي با اين حرفه داشته باشد و حضور اين حرفه را در خود بپذيرد، لاجرم بايد به منزله‌ي کارکرد و نتيجه‌ي سرمايه اجتماعي به آن بنگرد. اگر اين اعتماد درست شکل بگيرد، هم مشاوران با قبول مخاطرات‌ حرفه‌ي خود، مسئوليت مي‌پذيرند و مداخله‌ي مؤثري در رفتار با ديگران‌ خواهند داشت و هم جامعه اين حضور را مغتنم خواهد شمرد و بهره‌وري‌ از اين سرمايه‌ مهم اجتماعي را ضروري خواهد دانست ?26?.
در حوزه هاي غيراقتصادي نيز، مطالعات گوناگوني تاثيرات مثبت سرمايه اجتماعي را بر خلق سرمايه انساني ?76?، ترويج سلامتي ?79?، نيکوکاري ?80?، پيشگيري از وقوع جرم ?81?، افزايش فعاليت هاي نوآورانه ?82? و… نشان داده است.
برخلاف کشورهاي توسعه يافته که در آن ها مطالعات درباره سرمايه انساني و سرمايه اجتماعي صورت گرفته و درحال رشد است، اين مطالعات در کشورهاي جهان سوم و به ويژه ايران به روشني انجام نگرفته و هنوز جاي مطالعات بيشتر احساس مي شود ?27?.

8-1-1-2) ابعاد و مولفه هاي سرمايه اجتماعي
پاتنام ?25? در بررسي عناصر سرمايه اجتماعي، مشاركت مدني را از اشكال ضروري آن به شمار مي آورد و معتقد است كه هر چه اين شبكه ها در جامعه اي متراكم تر باشد احتمال همكاري شهروندان در جهت منافع متقابل بيشتر است و باعث مي گردد كه هزينه هاي بالقوه عهد شكني در هر معامله اي كاهش يابد . هنجارهاي قوي معامله متقابل را تقويت كرده، ارتباط را تسهيل و جريان اطلاعات را در مورد قابل اعتماد بودن افراد بهبود مي بخشد. به عبارتي ديگر شبكه هاي مشاركت مدني تجسم موفقيت پيشينيان در همكاري است. دکر و اوسلانر14 ?83? مولفه هاي سنجش سرمايه اجتماعي را در قالب: اعتماد اجتماعي، مشارکت اجتماعي، کنش و عامليت اجتماعي، ارتباطات شغلي، ارتباطات دوستي و خانوادگي و ارتباطات همسايگي بيان مي دارند.
به عقيده برخي ديگر سرمايه اجتماعي داراي ابعاد و مولفه هاي فراواني است که متناسب با فرهنگ جامعه مي باشند. مولفه هايي چون اعتماد، مشارکت در نهادهاي مدني و موسسات خيريه، ارتباطات مناسب با ديگران، تعهد و مسئوليت، همکاري و روحيه کار گروهي و احساس هويت جمعي در اين زمينه مدنظر مي باشند. با اين وجود مولفه هاي اعتماد اجتماعي، انسجام اجتماعي و مشارکت اجتماعي که در يک رابطه متعامل با هم قرار گرفته و هر کدام تقويت کننده ديگري است از مولفه هاي اصلي سرمايه اجتماعي محسوب مي شوند ?28?.
9-1-1-2) سرمايه اجتماعي و پيامدهاي اقتصادي
تمام مفاهيم حول سرمايه اجتماعي بر اهميت اعتماد و هنجارهاي تعاون مدني در قانونمند سازي و فرآيند اقتصادي جوامع اشتراک نظر دارند ?84?. مطالعات تجربي و نظري بسياري از جمله نک و کيفر15 ?84?، ويتلي16 ?85?، زک و نک17 ?86? و… بر نقش موثر سرمايه اجتماعي بر رشد بلندمدت اقتصادي تاکيد داشته اند. فوکوياما ?87? تاکيد مي کند که وجود همکاري با غريبه ها جهت موفقيت بنگاه هاي بزرگ ضروري است و بر اساس مطالعه ي پسي و ليونز18 ?88?، سرمايه اجتماعي مي تواند جهت ذخيره منابع و کاهش هزينه هاي هر سازمان ضروري باشد. در جوامع با سطح بالاي سرمايه اجتماعي و اعتماد، ميان کارگزاراني که با يکديگر به ندرت در ارتباط اند تعاون و همکاري بيشتري مشاهده مي شود ?89?. ياماگيشي19 ?90? اعتماد متقابل را کليد اصلي تعاون و همکاري مي داند و ارو20 ?91? در اهميت اعتماد اينگونه مي نويسد: براي افراد مفيد است که به سخنان و قول هاي ديگران مقداري اعتماد داشته باشند. در نبود اعتماد، بسياري از تضمين ها بسيار پرهزينه مي بود و فرصت هاي بسياري جهت همکاري هاي سودمند و متقابل از دست مي رفت.
اعتماد، لازمه شکل گيري پيوندها و معاهدات اجتماعي است. اعتماد اجتماعي، ايجادکننده تعاون و همياري است و فقط در اين حالت است که در عين وجود تفاوت ها قادر به حل مشکلات و انجام تعهدات اجتماعي مي شود. اعتماد اجتماعي برگرفته از عدالت ( برابري ) بوده و امنيت اجتماعي نيز زاينده آن ها مي باشد. در مقابل بي اعتمادي، پديده اي روانشناختي است که فرد اطمينان به خود را از دست مي دهد و به ناتواني خود اذعان دارد اين روند از نقطه نظر کلان به بي اعتمادي در سطوح ملي مي رسد، پديده بي اعتمادي توان حرکت و خلاقيت را از فرد مي گيرد و او را به موجودي بي تحرک و خنثي تبديل مي کند. بحران سياسي، اقتصادي و اجتماعي در سطح جامعه و فراگير شدن آن باعث بي اعتمادي افراد و سلب اعتماد نسبت به همديگر و مجموعه آنها نسبت به جامعه مي شود و اتحاد و پيوستگي ملي به قيمت کسب امنيت فردي به خطر جدي مي افتد. شدت چنين وضعيتي، نزول معيارهاي اخلاقي فرد و ناديده گرفتن معيارهاي جمعي و در نهايت تجاوز به حقوق ديگران حتي به صورت آشکار و به صورت باجگيري هاي مختلف است ?29?.


پاسخی بگذارید