جدول شماره 16-4: توزيع درصد تراکمي واريانس تبيين شده پس از چرخش واريماکس 68
جدول شماره 17-4: ماتريکس نهايي عوامل مرتبط با پرستار پيشگويي کننده خشونت 70
جدول شماره 18-4: ماتريکس نهايي عوامل مرتبط با بيمار پيشگويي کننده خشونت 72
جدول شماره 19-4: ماتريکس نهايي عوامل مرتبط با همراه بيمار پيشگويي کننده خشونت 74
جدول شماره 20-4: ماتريکس نهايي عوامل سازماني پيشگويي کننده خشونت 76
جدول شماره 21-4: ماتريکس چرخشي تمامي عوامل مرتبط با بروز خشونت(پرستار،بيمار،همراه بيمار،سازماني) 77
فهرست نمودار
عنوان صفحه
نمودار شماره 1-نمودار شن ريزه نهايي عوامل مرتبط با پرستار پيشگويي کننده خشونت69
نمودار شماره 2-نمودار شن ريزه نهايي عوامل مرتبط با بيمار پيشگويي کننده خشونت71
نمودار شماره 3-نمودار شن ريزه نهايي عوامل مرتبط با همراه بيمار پيشگويي کننده خشونت73
نمودار شماره 4-نمودار شن ريزه نهايي عوامل سازماني پيشگويي کننده خشونت 75
عنوان:
بررسي ميزان بروز خشونت نسبت به پرستاران شاغل در مراکز آموزشي درماني شهر رشت و عوامل مرتبط از ديدگاه آنان سال 1391.
فصل اول
-بيان مسئله
خشونت در محل کار به صورت اقدامات پرخاشگرانه نسبت به افرادي که در محل کار درحال انجام وظيفه هستند تعريف مي شود(1).امروزه مراقبان بهداشتي و پرستاران بيش ازگذشته در معرض خطرات مختلف از جمله خشونت قرار دارند. پرسنل پرستاري در بيمارستانها اغلب با افرادي مواجه هستند که به تازگي خود يا عزيزان آنها دچار بحران و مشکل شده اند .در اين شرايط بيمار و همراهان وي با تنشهاي مختلفي روبرو مي باشند و از آنجايي که پرخاشگري يکي از معمولي ترين واکنش انسان ها در موقعيت هاي بحراني است احتمال وقوع خشونت در هر لحظه وجود دارد(2). پرستاران به دليل ارتباط مستقيم با بيماران بيش از ساير رده هاي پرسنل پزشکي درمعرض خشونت قرار دارند و پژوهش هاي مختلف شيوع اين پديده را درميان پرستاران کشورهاي مختلف بين 57 تا 93 درصد گزارش نموده اند (4و3).البته بايد اذعان داشت که تنها پرستاري نيست که مواجهه با خشونت در آن افزايش يافته است بلکه آمار خشونت به طور کلي نيز روند رو به رشدي در جهان داشته و گزارشات مويد وقوع 10 تا 15 مورد اعمال خشونت در يک سال بر کارکنان انواع حرف مي باشد (5و2). در فاصله زماني بين سالهاي 1992 تا 1993 بيش از دو ميليون تهاجم خشونت بار عليه کارکنان مراقبت سلامت رخ داده است (3).آيکن و همکاران درتحقيقي در سال 2000در آمريکا بيان نموده اند که 7/52 درصد کارکنان بهداشتي در آمريکا و 2/61 درصد کارکنان در کانادا مورد خشونت کلامي قرار گرفته و در برزيل نيز 50 درصد کارکنان بهداشتي در طول يک سال حداقل در معرض يکي از انواع خشونت قرار داشته اند (6). درترکيه ميزان خشونت کلامي ايراد شده نسبت به پرستاران 5/98 درصد و ميزان خشونت فيزيکي 7/19 درصد بوده است(7).در ايران نيز تحقيق سليمي نشان داده است که 8/97 درصد پرستاران شاغل در بيمارستانهاي تهران تحت خشونت کلامي بوده و 7/39 درصد آنها خشونت فيزيکي را نيز تجربه کرده بودند(3).نتيجه تحقيق رحماني و همکاران در سال 1386 بر پرسنل واحد فوريت هاي پزشکي 1386 استان آذربايجان شرقي حاکي از آن بود که 7/37 درصد افراد اين رده شغلي تحت خشونت فيزيکي بوده اند(8).در گيلان نيز در تحقيقي که در سال 1388 توسط اصغرزاده انجام شده ميزان وقوع انواع خشونت 6/74درصد برآورد شده و7/92 درصد پرستاران شاغل دربخش اورژانس نسبت به اين مسئله ابراز نگراني کرده بودند (4).
خشونت ممکن است به سه صورت: تهاجم کلامي ،تهديد و تهاجم فيزيکي ديده شود(3).البته اين دسته بندي گاه مختلف بوده و به صورت: خشونت کلامي، عاطفي،فيزيکي حتي جنسي تقسيم بندي مي شود(9). خشونت دربيمارستانها اغلب جزئي از کار روزمره پرستاران محسوب گرديده و بندرت گزارش مي گردد، در حالي که اين خشونت ها يکي از منابع مهم آسيبهاي شغلي محسوب شده(4و2) و مي تواند سبب کاهش تمرکز و انگيزه ،کاهش فعاليت،صدمات مالي-رواني و جاني،پناه بردن به داروهاي آرامبخش و افزايش ميزان مرخصي شود (2).از ديگر عوارض متعدد فيزيکي و روان شناختي در پرستاران مي توان به جراحات فيزيکي، بروز بيماري و يا نشانه هاي آن (ميگرن،استفراغ)، خشم، ترس،افسردگي،اضطراب ،احساس گناه و کاهش اعتماد به نفس ،کاهش روحيه کاري،افزايش استرس شغلي، افزايش تمايل نسبت به ترک شغل،کاهش اعتماد به مديران و همکاران و ايجاد محيط کاري غير دوستانه ،اشاره نمود که همگي ازنتايج منفي خشونت بوده وعلاوه بر خود پرستار تاثير فراواني بر کارآيي و موفقيت سازمان خواهد داشت (2).
ابعاد واقعي خشونت در محيط کار مراکز بهداشتي در ماني هنوزبه خوبي مشخص نشده و مطالعات بيانگر آن است که چهره کنوني از خشونت شغلي عليه اين افراد تنها قله يک کوه يخي عظيم است (10). برآورد هزينه هاي ناشي از خشونت عليه پرستاران در انگلستان نشان مي دهد به علت هزينه هاي ناشي از غيبت و درمان و کاهش فعاليت و تمرکز آنان ساليانه سي ميليون پوند به بخش درمان انگلستان خسارت وارد مي شود(1).مساله خشونت شغلي در محيط کار تا آنجا حائز اهميت است که عبارت “بحران تمدن” در مورد آن بکار برده مي شود(10).خشونت ممکن است از سوي افراد مختلف اعمال گردد که از اين دسته مي توان به همکاران پرستار اشاره نمود(5و2). گاهي رفتارهاي خاص پرستاران باعث ايجاد خشونت همراهان و بيماران نسبت به پرستاران مي شود.در تحقيقي که در سال 2007 در کشور استراليا انجام شد به واژه استامپ1 که مخفف تماس چشمي و خيره نگاه کردن،تن و بلندي صداي پرستار،اضطراب
STAMP(Staring and eye contact,Tone and volume of voice,Anxiety,Mumbling and Pacing)(1
وي و پچ پچ کردن و قدم زدن وي است، بعنوان عوامل موثر در بروزخشونت بيمار و همراهان اشاره شده است (11).برخي از ديگر مواردي که سبب ايجاد خشونت بيماران و همراهان آنها ،نسبت به پرستاران مي شود شامل:انتظار جهت ويزيت پزشک،انتقال بيمار به بخش يا بيمارستاني ديگر،مرگ بيمار ،مشکل خدمات و نگهبان ،مصرف الکل،مصرف داروها و مشکلات مغزي ،است(9). در مطالعات زيادي ترس از بروز خشونت در پرستاراني که قبلا با خشونت مواجه شده بودند نيز به عنوان يک عامل مرتبط با بروز خشونت ذکر شده است (12و4).
البته عوامل بسيار متعدد و گوناگوني مي تواند سبب بروز خشونت توسط بيمار و همراه وي نسبت به پرستار شود .اين عوامل مرتبط را مي توان تحت عنوان عوامل فردي،عوامل سازماني و عوامل رواني-اجتماعي تقسيم بندي نمود(21). در مطالعه دانتلا1که در 8 کشور اروپايي انجام شد ، مشخص گرديد که بين عوامل موثر سازماني و عوامل رواني- اجتماعي با بروز خشونت نسبت به پرستاران ارتباط وجود دارد(21) .
البته در هر يک از اين کشورها عوامل متفاوتي بعنوان مهمترين عوامل مرتبط با بروز خشونت اعلام گرديده اند مثلا در کشور هلند فشار کاري مهمترين عامل در بين عوامل مرتبط با بروز خشونت بوده و جنسيت پرستار کم اهميت ترين عامل بوده است.در حالي که عامل جنسيت به عنوان مهمترين عامل بروز خشونت در ايتاليا گزارش شده است(12). متاسفانه بسياري از پرستاراني که تاکنون در معرض خشونت قرار نگرفته اند ممکن است در مورد عوامل مرتبط با بروز خشونت ايده هاي مشخصي نداشته و اين عدم شناخت از عوامل موثر مي تواند شرايط را براي بروز خشونت بر عليه آنها هموارتر سازد. البته بنظر مي رسد آموزش راههاي مقابله با بحران و خشونت و کاستن از موقعيت هاي بحراني نيز مي تواند به کاهش بروز خشونت کمک نمايد چنانچه نتيجه تحقيقي نشان مي دهد که وقتي 60 درصد پرسنل يک بخش دوره آموزش مقابله با خشونت ها را گذرانده باشند تعداد موارد خشونت در آن بخش در مقايسه با بخشهاي ديگر به يک سوم کاهش پيدا کرده است(2)به علاوه عدم وجود دستور العمل براي پيشگيري از خشونت در محل مي تواند خشونت را تا ميزان 5/93 درصد افزايش دهد (10).
با توجه به روند رو به رشد بروز خشونت عليه پرستاران و عوامل مختلفي که در مطالعات گوناگون با توجه به کشورها و شهرهاي محل مطالعه بعنوان عوامل مرتبط با بروز خشونت عليه پرستاران اعلام
Donetella(1
گرديده است به نظر مي رسد تعيين اين عوامل در استان گيلان که بدليل موقعيت خاص آب و هوائي، فرهنگي وجغرافيايي بويژه در فصل هاي خاصي از سال با هجوم سيلي از مسافران مواجه و بالطبع با بيماران فراواني روبرو مي باشد،حائز اهميت بسيار باشد.با توجه به آن که مطالعات گسترده اي در مورد عواملي که مي تواند بروز خشونت در محيط کار را تسهيل نمايد،انجام نشده است لذا اين مطالعه، با هدف تعيين ميزان بروز خشونت نسبت به پرستاران شاغل در مراکز آموزشي درماني شهر رشت و عوامل مرتبط از ديدگاه آنان انجام مي شود تا با شناسايي عوامل مرتبط با بروز خشونت به تلاش جهت کاستن از شدت و يا حتي به حذف آنها منجر گردد وبدين ترتيب شايد بتوان با توجه بيشتر به اين موارد از بروز عوارض ناشي از خشونت نسبت به پرستاران پيشگيري نمود .
– هدف كلي:
تعيين ميزان بروز خشونت نسبت به پرستاران شاغل در مراکز آموزشي درماني شهر رشت و عوامل مرتبط از ديدگاه آنان سال 1391
– اهداف ويژه‌:
1-تعيين ميزان بروز خشونت نسبت به پرستاران شاغل در مراکز آموزشي درماني شهر رشت
1-1- تعيين ميزان بروز خشونت کلامي نسبت به پرستاران شاغل در مراکز آموزشي درماني شهر رشت
2-1- تعيين ميزان بروز خشونت فيزيکي نسبت به پرستاران شاغل در مراکز آموزشي درماني شهر رشت
2- تعيين مهمترين عوامل مرتبط(عوامل فردي پرستار،بيمار،همراه بيمار،سازماني) با بروز خشونت در پرستاران از ديدگاه آنان
– فرضيات يا سوالات پژوهش (باتوجه به اهداف) :
سوالات پژوهش:
1- ميزان بروز خشونت نسبت به پرستاران شاغل در مراکز آموزشي درماني شهر رشت چقدراست؟
1-1- ميزان بروز خشونت کلامي نسبت به پرستاران شاغل در مراکز آموزشي درماني شهر رشت چقدر است؟
2-1- ميزان بروز خشونت فيزيکي نسبت به پرستاران شاغل در مراکز آموزشي درماني شهر رشت چقدر است؟
2- مهمترين عوامل مرتبط (عوامل فردي پرستار،بيمار،همراه بيمار،سازماني) با بروز خشونت در پرستاران از ديدگاه آنان کدام است؟
– تعريف واژه ها
خشونت -عوامل مرتبط فردي پرستار-عوامل مرتبط به بيمار-عوامل مرتبط به همراه بيمار-عوامل مرتبط سازماني
خشونت(تعريف نظري) :خشونت رفتاري است که با قصد و نيت آشکار و پنهان براي وارد کردن آسيب فيزيکي، رواني،اجتماعي به فرد ديگر صورت مي گيرد(3) خشونت مي تواند بصورت کلامي يا فيزيکي اعمال گردد (8).

خشونت فيزيکي(تعريف نظري): خشونت فيزيکي عبارت است از استفاده از نيروي فيزيکي بر عليه اشخاص که باعث آسيب فيزيکي،جنسي يا رواني مي شود (8).
خشونت کلامي(تعريف نظري):عبارت است از رفتارهايي مانند توهين،تحقير و ارعاب و استهزاء و فحاشي که مکررا انجام شود و فرد آن را به منزله حمله به خود تصور کند(8).
خشونت نسبت به پرستاران(تعريف عملي):در اين پژوهش خشونت رفتاري ناخوشايند است که به صورت کلامي يا فيزيکي و يا عاطفي از سوي بيمار و يا همراه وي نسبت به پرستاران انجام مي گيرد.
خشونت فيزيکي(تعريف عملي): در اين پژوهش خشونت فيزيکي ،اعمال هر گونه رفتاري( به صورت هل دادن ،نيشگون گرفتن و لگد زدن ،پرتاب اجسام ،سيلي زدن و…) است که از جانب بيمار،همراه بيمار و همکارموجب رساندن آسيب جسمي به پرستار شده باشد.
خشونت کلامي(تعريف عملي): در اين پژوهش خشونت کلامي،بکار بردن لحن و يا گفتار خاصي نظير داد زدن و دشنام دادن و تهديد و سرزنش فرد و موارد مشابه آن است که از جانب بيمار،همراه بيمار و همکاراعمال شده باشد.
در پرسشنامه از پرستار نوع خشونتي را که متحمل شده است ،پرسش مي شود.
عوامل مرتبط فردي از ديدگاه پرستار(تعريف عملي):در اين پژوهش عوامل فردي مربوط به پرستار شامل جنسيت؛سابقه کار، متوسط سني ،خستگي، سطح تحصيلات ،تاهل ،رتبه شغلي،ضعف در برقراري ارتباط ،داشتن سابقه قبلي رويارويي با خشونت،مصرف داروي موثر بر اعصاب و سابقه گذراندن دوره کنترل بحران با پرسشنامه بررسي مي شود.
عوامل سازماني مرتبط از ديدگاه پرستار (تعريف عملي):در اين پژوهش موارد ي مانند نوع و تعداد نوبت کاري،ميانگين تعداد پرسنل همکار در هر نوبت کاري،اقدامات مافوق، در دسترس بودن پزشک،در دسترس بودن پرسنل نگهباني،فاصله زماني بين بستري شدن تا اولين ويزيت،در دسترس بودن تجهيزات پزشکي،در دسترس بودن امکانات رفاهي براي بيمار،وجود خط تلفن مستقيم و غير مستقيم،وجود پروتکل مواجهه با شرايط بحراني،در دسترس بودن سيستم زنگ اخبار ،وجود اتاق استراحت با کليد،وجود کليد يا دگمه خطر،وجود دوربين مدار بسته و برگزاري دوره هاي آموزش مديريت و کنترل خشونت مورد بررسي با پرسشنامه قرار خواهد گرفت.
عوامل مرتبط با بيمار از ديدگاه پرستار(تعريف عملي):در اين پژوهش جنس و سن بيمار،سطح تحصيلات،محل سکونت،مصرف دارو و الکل،نوع و علت بستري بيمار و بخش محل بستري ،طول مدت بستري ،عدم وجود امکان ملاقات و بستر بودن در تخت اکسترا از طريق پرسشنامه بررسي مي شود.
عوامل مرتبط با همراه بيمار از ديدگاه پرستار (تعريف عملي):در اين پژوهش عواملي مانند سن و جنس همراه بيمار،تعدا همراهان ،در اختيار داشتن امکانات رفاهي براي همراه بيمار و امکان دسترسي همراه بيمار به پزشک از طريق پرسشنامه مورد بررسي قرار مي گيرد.
پيش فرض هاي پژوهش:
1- بروز خشونت کلامي و فيزيکي نسبت به کارکنان بهداشتي داراي شيوع فراواني مي باشد (2).
2- پرستاران به عنوان مراقبيني که بيشترين تماس را با بيماران و همراهان آنان برقرار مي کنند در معرض انواع خشونت قرار دارند(1).
3- بروز خشونت نسبت به پرستاران سبب ايجاد عوارض جسمي و رواني در آنان مي گردد(13).
4- بروز خشونت عليه کادر درماني و مراقبتي موجب زيان هاي اقتصادي عظيمي مي گردد(14).
5- عوامل متعددي مانند عوامل فردي مرتبط با پرستار و بيمار و همراه بيمار و عوامل سازماني بر ميزان بروز خشونت تاثير گذار مي باشد(11).
6-شناسايي عوامل متعدد بروز خشونت بر پيشگيري از بروز خشونت تاثير گذار مي باشد(15).
7-ميزان بروز خشونت نسبت به پرستاران از ديدگاه آنان قابل اندازه گيري مي باشد.
-محدوديت‌هاي اجرايي وروش كاهش آن :
از آنجايي که پرستاران در مورد اعمال خشونت عليه خود در حداقل 6 ماه گذشته مورد پرسش قرار مي گيرند ممکن است برخي از موارد به فراموشي سپرده شده باشند که اين مورد مي تواند جزء محدوديت هاي اين تحقيق محسوب گردد.
فصل دوم
اين فصل از پژوهش،مشتمل بر دو بخش چهارچوب پژوهش و مروري بر مطالعات مي باشد
چهارچوب پژوهش:
چهار چوب اين مطالعه پنداشتي است و بر اساس مفهوم خشونت استوار است .بر اساس اين مفهوم اصلي خشم و خشونت ، انواع خشونت ، علل بروز و عوامل موثر بر خشونت،خشونت در محل کار،اثرات و عوارض خشونت بر مراقبين بهداشتي از جمله پرستاران ،تاثير خشونت بر عملکرد پرستاران و نگرش آنان در ارتباط با وقوع خشونت در محل کار مورد بحث و بررسي قرار خواهد گرفت.
خشم هيجاني فراگير است که افراد در زماني که مي خواهند جديدترين تجربه هيجاني خود را توصيف کنند ،آن را بيشتر به ذهن مي آورند. احساس خشم پورشور ترين هيجان بشر است و انسان خشمگين ،قويتر و نيرومند تر از زمان معمول خود شده و موجب مي شود تا کنترل فرد بر شرايط اطرافش افزايش يابد.اين هيجان افراد را نسبت به بي عدالتي ديگران حساستر نموده و با حس مبارزه و کنترل افراد،به سمت غلبه بر موانع پيش رو و يا اصلاح کردن شرايط هدايت مي شود.(16)

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

خشونت در هر فضايي از زندگي اجتماعي و در همه فرهنگ ها و نژادها وجود دارد و امروزه به عنوان يکي از موضوعات مربوط به سلامتي و ايمني کاري افراد بسيار مورد توجه است(17).در انسان رفتار پرخاشگرانه به صورت اعمال خشونت بار بر ضد ديگران تظاهر مي کند،که ممکن است به برخوردهايي اجتنابي يا مقابله به مثل منجر شود.اعمال خشونت عبارت از رساندن صدمه يا آسيب به فردي ديگر به صورت تعمدي است،اين تعمد را از مقدمات يا نتايج پرخاشگري مي توان درک کرد.اصطلاح پرخاشگري1 در کتابچه تشخيصي و آماري اختلالات رواني انجمن روان پزشکي آمريکا2به عنوان رفتاري که به قصد آسيب جسمي به ديگران انجام مي شود،تعريف شده است.اين تعريف در واقع توصيف پيامد کوتاه مدت پرخاشگري ،يعني صدمه به ديگران است(18).
1(aggression
2(DSM-IV-TR
روانشناسان اجتماعي عمل پرخاشگرانه1 را رفتار آگاهانه اي تعريف مي کنند که هدفش اعمال درد و رنج جسماني و يا رواني باشد.اين رفتار نبايد با ابراز وجود2 اشتباه گرفته شود.گرچه بسياري از افراد ،به نحو غير دقيقي ،ديگران را پرخاشگر مي نامند.مثلا اگر فردي براي احقاق حق خود پايداري کند ،ممکن است پرخاشگر ناميده شود (19).اليوت3مي نويسد که پرخاشگري عملي آگاهانه است که با هدف وارد کردن صدمه و رنج انجام مي گيرد. اين عمل،ممکن است بدني يا کلامي باشد.خواه در نيل به هدف موفق بشود يا نشود ،در هر دو صورت پرخاشگري ناميده مي شود(19).
در فرهنگ وبستر4خشونت به صورت استفاده از فشار فيزيکي در جهت آسيب يا صدمه يا خراب کردن چيزي تعريف شده است(20). خشونت به صورت رفتاري که با قصد و نيت آشکار و پنهان براي وارد کردن آسيب فيزيکي،رواني،اجتماعي به فرد ديگر صورت مي گيرد(12)و يا عملي عمدي براي ايجاد صدمه جسمي در فرد ديگر تعريف شده است(18) که مي تواند بصورت کلامي يا فيزيکي اعمال گردد (21).سادوک و کاپلان5 نيزخشونت را بصورت عملي عمدي تعريف مي کنند که موجب صدمه جسمي در فردي ديگر شده و اين عمل مشتمل بر تهاجم ،تجاوز به عنف ، ديگر کشي و سوءرفتار با بزرگسالان و کودکان و سالمندان است(18). بعبارت ديگر خشونت را مي توان به صورت رفتار فيزيکي،احساسي و جنسي تعريف کرده که مي تواند از نظر جسماني و يا رواني به افراد آسيب برساند(17).مرکز کنترل بيماري و پيشگيري (CDC) خشونت را صدمه اي که بطور عمدي وارد شده و شامل ضرب و جرح ،همچنين دخالت در اعمال قانون و آسيب به خود مي باشد،تعريف مي کند(22).
سازمان بهداشت جهاني در اولين گزارش جهاني در مورد خشونت و سلامت ،خشونت را تحت عنوان، استفاده عامدانه از نيروي جسمي يا قدرت،به صورت تهديدآميز يا واقعي ،عليه خود،ديگري يا گروه
1 (aggression action
2) assertiveness
3)Elliot
4) Webster
5)Sadok and Kaplan
يا جامعه تعريف کرده که مي تواند موجب آسيب جسمي و رواني،مرگ، عقب افتادگي رشد يا محروميت شده و يا احتمال بروز اين رخدادها را افزايش دهد. سازمان بهداشت جهاني تخمين ميزند که هر سال 6/1 ميليون زندگي در سراسر جهان به خاطر خشونت از دست مي رود(24 و 23).
خشم در حقيقت يک احساس است و خشونت يک مکانيسم مقابله اي در مقابل احساس محروميت و اضطراب ناشي از عدم دستيابي به اهداف تعيين شده مي باشد.در اين حالت شخص احساس مي کند که تنها از طريق خشونت است که مي تواند نياز دروني خود را ارضاء نمايد بعبارت ديگر خشم واکنش رايجي به موقعيتي تنش زا است که مي تواند به پرخاشگري نيز بيانجامد(18).
برونر1 رفتار خشونت آميز را بصورت نوعي بيان حمله اي احساس عصبانيت و ترس يا نااميدي در رابطه با موقعيت خود فرد تعريف مي کند و معتقد است که معمولا سابقه طغيانهاي خشم شديد ،کج خلقي، يا رفتار و اعمال آني و بدون انگيزه در اين افراد وجود دارد(25).از ميان تعريف هاي بي شمار ارائه شده در مورد خشونت،عوامل خاصي در پژوهش ها و موارد منتشرشده به نظر ثابت مانده است.اين عوامل شامل قصد فرد مهاجم،فرآيند شناختي وآسيب جسمي،رواني يا احساس ناشي از رفتار است(16). براين اساس سليمي تعريف زير را براي خشونت پيشنهاد کرده است:اولا خشونت رفتاري است که با قصد آسيب به يک موجود زنده ارائه مي شود،چه آسيب ايجاد شود يا نشود.ثانيا خشونت مي تواند فيزيکي يا کلامي،فعالانه يا منفعل،مستقيم يا غير مستقيم و معطوف به قرباني يا قربانيان باشد (3) .
گاهي پرخاشگري وسيله اي براي فعال کردن و ارضا کردن نيازهاي قدرت افراد مي باشد در اين ارتباط مطالعات نشان داده است در مرداني با نياز به قدرت بيشتر ،تمايل براي مشاجره نيز بيشتر مشاهده مي شود(16).ريو2 به نقل فر و همکاران بيان مي کند که وجود موانع نيز مي تواند موجب بروز خشم گردد،مثلا زماني که فرد تصور مي کند نيروهاي بيروني ،در برنامه ها،اهدف يا سلامتي او اختلال ايجاد مي کنند،به پرخاشگري مي پردازد. همچنين از خيانت در امانت،مورد بي اعتنايي قرار گرفتن،مورد انتقاد ناموجه قرار گرفتن ،بي ملاحظه گي ديگران و رنجش انباشته شده نيز مي تواند موجب خشم گردد (16).
1)Bruner
2)Rio
در حقيقت هرگاه که اوضاع آن گونه که بايد نيست و مانع يا اختلال يا انتقاد ناموجه وجود دارد،خشم طغيان مي نمايد (16).
تئوريهاي متعددي در مورد علت بروز خشونت در انسان مطرح شده است وعواملي مانند غريزه ، علل بيولوژيکي،عصب شناختي، شيميايي(افزايش تستوسترون ،الکل)،درد و ناراحتي،عوامل انگيزشي(ناکامي) و يادگيري اجتماعي در بوجود آمدن اين امر دخيل دانسته شده است (18).
علت عمده بروزخشونت در يک فرد،بروز خشونت از سمت مقابل است.اگر شخص مرتکب عمل پرخاشگري شود،بخصوص با شدتي فراتر از آنچه که قرباني انجام داده ،نيروهاي شناختي و انگيزشي ،با هدف توجيه آن پرخاشگري فعال مي شوند و افزايش پرخاشگري را امکانپذير مي سازند (19).
علل عصب شناختي و شيميايي يکي از دلايل عمده بروز خشونت محسوب مي شوند.از آنجا که نقش جنسي نرها و ماده ها با يکديگر متفاوت است، رفتارهاي پرخاشگرانه دو جنس نيز متفاوت مي باشد.گر چه رفتارهاي پرخاشگرانه را مي توان از جمله رفتارهاي دوگانه جنسي تلقي کرد،اما ماهيت اين رفتارها در هر دو جنس همسان است.آنچه موجب تفاوت مي گردد،موقعيت هايي است که اين گونه رفتارها را بر مي انگيزد،در برخي موارد هورمون هايي که اين رفتارها را برانگيخته يا بازداري مي کنند،متفاوت مي باشند.بنابراين نبايد انتظار داشته باشيم که مدارهاي عصبي مسبب اجراي اين رفتارهاي پرخاشگرانه متفاوت از يکديگر باشند،بلکه انتظار مي رود که تفاوت در مکانيسم هاي مغزي اي باشد که در پاسخ به شرايط هورموني و محرک هاي محيطي،اين مدارها را بر انگيخته يا بازداري مي کنند.
هر يک از انواع رفتارهاي پرخاشگرانه به وسيله مکانيسم مغزي متفاوتي کنترل مي شود و اين به معني آن است که اين رفتارها حداقل تا اندازه اي مستقل از يکديگر عمل مي نمايند.دو ناحيه از مغز مياني ،يعني ماده خاکستري اطراف مجرا و ناحيه کلاهکي -شکمي در سازماندهي رفتارهاي پرخاشگرانه دخالت دارند.ظاهرا رفتارهاي يورشي به وسيله نرون هاي موجود در ناحيه کلاهکي- شکمي کنترل مي شود،و رفتار دفاعي و شکار به ظاهر تحت کنترل نرون هاي موجود در ماده خاکستري اطراف مجرا است.به نظر مي رسد که نرون هاي کنترل کننده رفتار دفاعي در قسمت پشتي نرون هايي قرار دارد که به کنترل رفتار شکارگري مي پردازد.
ناحيه بادامه اي در قسمت سري-مياني قطعه گيجگاهي انسان ها قرار دارد.اين مرکز داراي چندين هسته مي باشد که به دو گروه اصلي تقسيم مي شوند:هسته هاي قشري- مياني1 و هسته هاي کفي- جانبي2 .ناحيه بادامه اي داراي نقش تنظيم کنندگي مکانيسم هاي هيپوتالاموسي -مغز مياني در پرخاشگري و رفتار دفاعي است.همچنين اين ناحيه حاوي گيرنده هاي استروژن و آندروژن است و از سيستم هاي بويايي فرعي و اصلي پيغام مي گيرد و اين ناحيه در کنترل واکنش هاي هيجاني نيز نقشي ايفا مي کند،بطوري که تحريک الکتريکي آن ناحيه مي تواند موجب فراخواندن يا ممانعت از رفتارهاي پرخاشگري گردد (26).
اثرات آندروژن ها نيز بعنوان يکي از عوامل موقعيتي شناخته شده است.امروزه ثابت شده که برخي از مواد شيميايي بر بروز پرخاشگري تاثير دارند(19). آندروژن ها و اثرات وابسته به جنس آنها در رفتارهاي پرخاشگرانه پستانداران بسيار موثر است.ميزان تستوسترون در پسرها در اوايل نوجواني ،يعني زماني که نزاع پسرها زياد مي شود،رو به افزايش مي گذارد(27).بنابراين طبق تحقيقات تستوسترون بر پرخاشگري تاثير دارد و به نظر مي رسد که عکس اين موضوع نيز صحت داشته باشد و رفتار پرخاشگرانه ،ترشح تستوسترون را افزايش دهد(19).از ديگر عوامل موقعيتي صدمه به مناطق عصبي مي باشد.هر روز محققان بيشتري به اين فرضيه روي مي آورند که ريشه رفتار پرخاشگرانه مزمن،وقوع صدمه اي عضوي در مغز است (18).به طور مثال تومورهاي مغزي،صرع ناحيه تمپورال و اختلالات شناختي ناشي از آلزايمر به رفتارهاي خشونت آميز منجر مي گردد(28).
بعضي ازنظريه پردازان نروترانسميترها را در بروز رفتار پرخاشگرانه دخيل مي دانند.در مجموع به نظر مي رسد مکانيسمهاي کولينرژيک و کاتاکول آمينرژيک در ايجاد و تشديد پرخاشگري و گابا و دستگاههاي سروتونرژيک در مهار اين رفتار دخيل باشند.طبق اين مطالعات دوپامين ظاهرا پرخاشگري را تسهيل و نوراپي نفرين و سروتونين آن را مهار مي کنند(18).از نوروترانسميتر مهم ديگري که موجب تسهيل رفتار خشونت آميز مي گردد مي تواند به استيل کولين اشاره نمود(28).


پاسخی بگذارید