7-6-3-2-ديدگاه فرهنگي
8-6-3-2-ديدگاه اقتصادي
4-2- مروري بر تحقيقات انجام شده
1-4-2- تحقيقات داخلي
2-4-2- تحقيقات خارجي
فصل سوم
روش پژوهش
– جامعه و نمونه مورد مطالعه:
-ابزارپزوهش(اعتبار وروايي):
روش گردآوري داده ها:
جلسات گروه ها:
طرح کلي درمان و محتواي برنامه مداخله اي:
1)- جلسه اول:
موضوع فعاليتها: مکالمه( مهارت بياني)
2)- جلسه دوم:
موضوع فعاليتها: ورود به گروه
3)- جلسه سوم:
موضوع فعاليتها: لبخند زدن و لذت بردن
موضوع فعاليتها: جسارت يا قاطعيت
4)- جلسه چهارم:
5)- جلسه پنجم:
موضوع فعاليتها: حل مسأله هاي اجتماعي
6)- جلسه ششم:
موضوع فعاليتها: مشارکت
7)- جلسه هفتم:
موضوع فعاليتها: تحسين
8)-جلسه هشتم :
موضوع فعاليتها : آگاهي از احساسات
9)- جلسه نهم :
موضوع فعاليتها : روحيه ورزشي خوب
10)-جلسه دهم :
موضوع فعاليتها : خاتمه
روش‌ تحليل داده‏ها:
فهرست منابع

فصل يکم
مقدمه و بيان مساله
مقدمه:
بازي ابزاري براي ابراز نيازها، احساسات و افکار در کودکان مي باشد ،کودکان و نوجوانان به دليل پايين بودن سطح تفکر انتزاعي ،قادر به بيان هيجانات و احساسات خود نيستند ، سرکوبي و عدم مهارت در بيان احساسات به ويژه ازنوع منفي آن بهداشت رواني کودک ونوجوان را به مخاطره مي اندازد.از اين رو پيداکردن راهي که نوجوان را قادر نمايد به شيوه اي غير از بيان کلامي هيجانات خودرا بروز نمايد کاملا ضروري مي نمايد و براي هر کودکي جدا از نژاد، زبان و مليت وسيله مناسبي جهت تخليه هيجانات و ابراز خود مي باشد. شركت در بازيهاي گروهي مرحله‌ي مهمي از رشد اجتماعي براي كودكان است. دربازي جمعي، براي كودكان فرصتهايي فراهم مي آيد كه دركنار همسالان خود، دربازي مشترك و مورد علاقه شركت جويند و درانجام بازي شركت فعال داشته باشند و احساسات خود را درفعاليتهاي مبتني برهدف، بروز دهند و به اهميت كارگروهي و رعايت قواعد و قوانين جمعي پي ببرند (احمدوند ص 82).
قلدري در مدرسه 1ازرفتارهاي مشکل سازدوره ي نو جواني ويکنوعخشونت سطح پايين به شمار مي آيد
که اخيرا توجه پژوهشگران و صاحب نظران روان شناسي تربيتي رادرسه دهه ي اخير به خود معطوف ساخته است وموضوع محوري مطالعات بسياري بوده است .(پاتچين وهيندوجا2،2011)
بسياري از نوجوانان سعي مي کنند از طريق قلدري هيجانات دروني خود را ابراز کنند به اين نحو که يا به شکل قلدري سنتي3وعمدتا در محيط مدرسه يا درمسير رفت وآمد به مدرسه اين نوع قلدري اتفاق مي افتد در حالي که قلدري غير سنتي4 عموما با استفاده از تجهيزات الکترونيکي و تکنولوژي هاي جديد صورت مي گيرد و عمده ترين خصيصه ي آن عدم وابستگي به ارتباط چهره به چهره بين قلدر و قرباني است .افراد قلدردر قرن21 براي آزاررساندن وزورگويي نسبت به همسالانشان از شيوه هاي جديد تري چون مزاحمت هاي تلفني يا نشر تصاوير يا مطالب واقعي وغيرواقعي درباره ي آنها درمحيط وب مي پردازند اين نوع اخير قلدري ،تحت عنوان قلدري سايبري5 نيز مصطلح است. (پاتچين وهيندوجا،2011) وبه معناي اعمال يکسري رفتارهاي عمدي6 و تکرارشونده ي آزار دهنده از طريق کامپيوتر ، تلفن و ديگر وسايل الکترونيکي تعريف مي شود اين تعريف نشان دهنده ي وجوه مشترک غير سنتي با نوع سنتي آن است؛ شامل تعمدي بودن،تکراري بودن وآسيب رساندن و آزار دهنده بودن آن.
يكي از اهداف بشري پيشرفت فردي و اجتماعي است هر فردي گرايش فطري به خود شكوفايي دارد.
1-bullying in school
2-Patchin, Hinduja
3- traditional bullying
4- nontraditional bullying
5-cyber bullying
6-willful
شكوفايي
استعدادهاي فردي ، پيشرفتهاي فردي و اجتماعي را به دنبال خواهد داشت . انسان موجودي است كه از آغاززندگي اجتماعي در شكوفا كردن استعدادهاي خود كوشش كرده است اما به نظر مي رسد به دليل فرهنگي آنچنان كه شايسته است نتوانسته به وظيفه ي خطيرش د راين زمنيه عمل نمايد.در جامعه ي امروزي خانواده مدرسه ، همسالان، رسانه هاي جمعي در اجتماعي كردن افراد نقش دارند. ودر شناساندن استعدادهاي دروني به افراد تلاش مي كنند ولي آنچنان كه مطلوب است دراين زمينه به شيوه درستي عمل نمي شود. به نظر مي رسد پرداختن به چنين موضوعاتي مي تواند زمينه را براي خود شكوفايي افراد مهيا نمايد. خود پنداري يكي از جنبه هاي مهم انساني است كه به شناسايي ويژگي هاي خود انسان پرداخته و نكات قوت وضعف انسان را مشخص مي نمايد.”با توجه به نظر يه ي تعامل گرايي، هر فردي خود را در آيينه ي ديگران مي بيند و مي شناسد. علاوه بر ويژگي هاي ارثي و زيستي كه به صورت ژنتيكي به افراد منتقل مي شود از طريق محيط ودر ارتباط با ديگران به ويژگي هاي خود پي مي برد. .” (رجب زاده 1380)ولي در بيشتر مواقع، ديگران به دليل عدم آگاهي لازم ،درشناخت فرد از ويژگيهاي خود تأثير مطلوبي از خود بر جاي نمي گذارند .
” از نظر راجرز هر شخصي گرايش فطري به شکوفا کردن استعداد منحصر به فرد دارد. اين کار مستلزم پرورش توانايي هاي فرد به شيوه هايي است که به بهبود وحفظ ارگانيسم خدمت مي کنند خود شکوفايي يک نيروي رشد و بخشي از طبيعت ژنتيکي انسان است.” لاندين ، (1378)
با توجه به نظريه خود دوستي، انسانهاخود دوست هستند . واعمال ورفتار خود را بر اساس اين نيرو سازمان مي دهند محيط وشرايط اجتماعي، نيروي خود دوستي انسان را در مسير هاي متفاوتي هدايت مي کند برخي نيروي خود دوستي خود را از دست داده و به خود کم بيني دچار مي شوند. وبه خاطر خود کم بيني حتي نسبت به خود نيز نگرش منفي پيدا مي کنند. بر عکس عده اي از خود دوستي منحرف شده، دچار خود پرستي مي شوند بنابر اين انسان ازتعادل خارج مي شود. درهر دو حالت نگرش انسان به خود دچار اختلال شده وموجب انحراف مي گردد. براي مثال در افراد خود کم بين افسردگي واضطراب، احساس حقارت وضعف اعتماد به نفس پديد مي آيد وبر عکس عد ه اي که دچار خود پرستي شده اند آنان نيز دچار حسادت ، غرور، تکبر واضطراب مي شوند بنابر اين شيوه آموزشي وتربيتي بايد به گونه اي باشد که خودپنداري انسان نسبت به خود از حالت تعادل وميانه روي خارج نگردد….خود پنداري يکي از جنبه هاي مهم انساني است که به شناسايي ويژگي هاي خود انسان پرداخته و نکات قوت وضعف انسان را مشخص مي نمايد.دانش آموزاني که داراي خودپنداره مثبتي هستندوتواناييها ونقاط ضعف خودرابه خوبي مي شناسند،اهدافشان رابه درستي انتخاب مي کنند،بي جهت خودراباديگران مقايسه نمي کنندوهيچ چيزآنهاراازرسيدن به اهدافشان بازنمي دارد.دانش آموزاني که خودپنداره منفي دارند، برعکس،به علت اينکه تواناييهاي خودراچنان که هست قبول ندارند،راحت ترهمرنگ جماعت مي شوند و زودتحت تأثيرديگران قرار مي گيرند هرفردبراساس ارتباط وفاصله اي که بين خودواقعي وخودآرماني اش وجودداردبراي خويش حرمت و عزت قائل است.ويليام جيمزمعتقدبود سطح خواسته ها، نقش اساسي درتعيين اينکه ماخودرامطلوب تلقي مي کنيم يا نه، بازي مي کند. .براي بسياري ازنظريه پردازان شخصيت، نظيرکارل راجرز،خودپنداره جنبه ي بسيارمهم شخصيت کلي فرداست.افرادي باخودپنداره ي مثبت،بيشترازديگران به خودشان توجه مي کنند.تجارب مثبت،عزت نفس وارزشيابي مثبت ازخودرادردانش آموزان افزايش مي دهدوتجارب منفي آن راکمترمي نمايد.افرادي که نسبت به خوداحساس مثبتي دارند،بطورغيرمنتظره اي قادرنددربرابرحوادث منفي ايستادگي کنندودرعين حال،ديدمثبت نسبت به خودرانيزحفظ مي کنند.دانش آموزاني که عزت نفس کمي دارند،نسبت به شکست وبازخوردهاي منفي،بطورنامناسب وبدي واکنش نشان مي دهند.اين فرآيند پيشرونده، بسياري ازمشکلات مبتني برکاهش انگيزه ي فعاليت دردانش آموزان راايجادمي کند وبايد بطورجدي باآن مقابله کرد.وابستگي نوجوانان به ديگران(چه درخانه وچه درمدرسه)وهمچنين موفقيت مداري جوامع وخانواده ها که برمبناي آن براي توفيق وبرتري ارزش قائل مي شوند وبچه هارابا يکديگرمقايسه مي کنند ومزيت هارامي شمارند،درتشکيل نحوه ي نگرش فردنسبت به خوددرايجادشکست وياموفقيت کودکان ونوجوانان تأثيردارد.به نظرميرسددانش آموزاني که درفرآينديادگيري خودتنظيم ترند، بيش ازديگران ارزشهاي خودراشناخته وتواناييهايشان راباوردارند.آنها کمترخودراباديگران مقايسه کرده بلکه باارجاع به توانمنديهاومعيارهاي خودبه داوريدرمورديادگيري هايشان مي پردازند،به عبارتي استانداردهاي عملکردي دروني دارند.لذاخودکم بيني ايشان کمتربوده وبه خودپنداره مثبت تري دست مي يابند.بنابراين هدف از اين نوشتارمعرفي تکنيک هاي مختلف بازي درماني از جمله گروهي در کاهش قلدري و افزايشخود پنداره ي مي باشد.
بيان مسأله:
اختلالات رفتاري معمولاً نخستين بار در سال هاي آغازين دوره ي ابتدايي مشاهده مي شوند.اختلال رفتاري به رفتار فردي اطلاق مي شود که بدون پائين بودن بهره هوشي،تعادل رواني و رفتاري از اندازه ي عمومي اجتماع دور و داراي شدت،تکرار و مداومت در زمان ها و مکان هاي متعدد باشد.به طوريکه در عملکردهاي تحصيلي_رفتاري دچار درماندگي و يا کاهش ميزان کارايي فرد گردد.اختلال هاي دروني سازي شده و اختلال هاي بروني سازي شده دو دسته ي کلي از الگوي جديد طبقه بندي اختلال هاي دوران کودکي هستند. در اين ميان،نشانگان افسردگي/اضطراب، کناره گيري/افسردگي و شکايات جسمي در دسته ي مشکلات دروني سازي شده قرار مي گيرند که معمولاً فرد را آزار مي دهند و مشکلات مربوط به قانون شکني و پرخاشگري که بيشتر با آزار و اذيت ديگران در ارتباط هستند،در طبقه مشکلات بروني سازي شده قرار مي گيرند.از جمله اين اختلالات رفتاري دوران کودکي،اختلال کاستي توجه/بيش فعالي، اختلال نافرماني مقابله اي،قلدري و اختلال سلوک مي باشد.شيوع اين اختلالات در ميان دانش آموزان ازجمله مشکلاتي است که خانواده ها، مدارس و جامعه را تحت تأثير قرار مي دهد.اين اختلالات نه تنها کودک و خانواده وي را در زمان حال درگير مي کند،بلکه آينده ناخوشايندي را براي کودکان و اطرافيان آن ها در پي دارند.
قلدري1،رفتار آزاردهنده اي است که يک فرد يا يک گروه از افراد عمداً در يک دوره ي زماني به صورت مکرر اعمال مي کنند و شامل عدم توازن قدرت است و نوعي خشونت سطح پائين در مدرسه است که اخيراً مورد توجه روانشناسان مدرسه قرار گرفته است ( نانسل، اورپک، پيل، ران2، و همکاران ،2001؛ به نقل از منصور بيرامي و پروانه علائي،1391).
قلدري ممکن است در محيط هاي مختلف اتفاق بيفتد،اما آنچه که بيشتر مورد توجه پژوهشگران تعليم و تربيت قرار گرفته،قلدري در محيط مدرسه است که با خشونت مدرسه اي3 قرابت معنايي داشته و شکل خفيف تري از آن به شمار مي آيد(بن بينيستي وآستر،2005 و آستر، بن بينيستي،پينتر و زيرا4، 2004؛ به نقل از بيرامي ، 1391).
الوپوس به عنوان پيشگام قلدري در مدرسه ، آن را زير مجموعه اي از رفتارهاي پرخاشگرانه تعريف مي کند.(به نقل از يورتال و آرتوت5،2010؛ به نقل از بيرامي،1391) که در قالب رفتارهاي جسماني کلامي و ارتباطي بروز
مي يابد.(به نقل از لي 1،2010؛ نقل از بيرامي ،1391) و در بر گيرنده سه جزء است :
1)- نوعي رفتار منفي هدفمند 2)- تکرار در گذر زمان
3)- همراه با عدم موازنه ي قدرت (به نقل از نيوگنت، بهرند، لانس بري، هيگنس و لو2،2010؛ به نقل از بيرامي و علائي،1391)
اگرچه عمده تحقيقات انجام يافته ي مرتبط، به چگونگي پيشگيري از وقوع قلدري دربين دانش آموزان پرداخته اند، اما مطالعات محدودي به بررسي متغير هاي همبسته با آن اختصاص يافته اند که اساس ارائه ي يک رويکرد پيشگيرانه و مداخله اي مؤثر است به ويژه آنکه شکل بروز قلدري و ماهيت آن در سالهاي اخير تغيير يافته است. اکثر محققان و روانشناسان رشدي توافق دارند که قلدري در مدرسه شکلي از آزار و اذيت هاي جسمي ، جنسي و روانشناختي يک يا چند دانش آموز بر عليه دانش آموز ديگري به صورت مکرر در يک دوره زماني است( فارينگتون، 1993؛ اسميت، 2000؛ به نقل از وانگ، لاک، لو و ما3، 2008؛ به نقل از بيرامي و همکاران، 1392) .کساني که مرتکب قلدري مي شوند، ديد مثبتي نسبت به پرخاشگري دارند و در مقايسه با ساير دانش اموزان بيشتر درگير رفتارهاي پرخاشگرانه مي شوند.از ديگر ويژگي هاي مهم آن ها برانگيختگي و احساس نياز شديد در تسلط بر ديگران است. افراد قلدر حس همدلي بسيار کمي با قربانيان خود دارند و اغلب نگرش مثبتي نسبت به خود دارند.مرتکبان قلدري احتمالاً نسبت به قربانيان خود از نظر جسمي قوي تر هستند.برخي از محققان اعتقاد دارند که افراد قلدر الگوهاي رفتاري فزون مضطرب و نا ايمن را از خود بروز مي دهند.
قربانيان قلدري بسيار مضطرب و ناامن تر از دانش آموزان معمولي هستند به وسيله ساير دانش آموزان مورد حمله قرار مي گيرند و واکنششان در برابر آزار و اذيت ديگران گريه کردن و انزوا طلبي4است.قربانيان از عزت نفس پائين رنج مي برند و نسبت به خود و موقعيت ها نگرش منفي دارند.آن ها احساس احمق بودن ، خجالت زدگي و عدم جذابيت دارند و در محيط مدرسه تنها و طرد شده هستند.(گليو، فان، کاتون و ريورا5، 2008؛ به نقل از رضا چالمه،1392).
قلدري کردن هم اثرات کوتاه مدت و هم اثرات بلندمدتي بر افراد دارد.رفتارهاي قلدر مآبانه بر سلامت جسمي افراد تأثير دارد. اثرات کوتاه مدت شامل نشانه هاي بدني و روانشناختي بوده اند. پژوهش ها بيانگر اين است که هم افراد قلدر و هم افراد قرباني نشانه هاي بدني از قبيل سردرد ، ناراحتي هاي گوارشي و کمردرد را گزارش کرده اند ( ديو1 و همکاران، 2005؛به نقل از چا لمه ، 1392).
نشانه هاي روانشناختي از قبيل افسردگي ، خلق و خوي بد عصبانيت ، نا اميدي و احساس تنهايي و بي کسي بوده است (پشکين، تور تورلو، مارکهام، ادي و همکاران2، 2007؛ به نقل از چالمه، 1392) اثرات بلند مدت در الگوهاي رفتاري از قبيل پرخاشگري، خشونت، سوء مصرف مواد و ميگساري خود را نشان داده اند (کاليتالا-هينو، ريمپلا، رانتانه و ريمپلا3، 2000؛به نقل از چالمه، 1392).
رفتارهاي قلدر مآبانه داراي دو شکل متفاوت است : قلدري فيزيکي ( ضرب و شتم ، هل دادن ، لگد زدن و سد راه کسي شدن) و کلامي ( مسخره کردن فرد تهديد کردن ، طعنه زدن ، بد دهني ، شايعه پراکني و اسم گذاشتن روي ديگران ) (کوهن و کانتر4،2003؛به نقل از چالمه، 1392).
در دانش آموزان دبيرستاني بيشتر قلدري کلامي و سپس قلدري فيزيکي رواج دارد در حالي که در دانش آموزان سنين پائين تر بيش تر قلدري مشاهده شده از نوع فيزيکي است. (ويليامز وگيارا5 ، 2007 ؛به نقل از چالمه ،1392) به لحاظ تفاوت هاي جنسيتي ، در پسران بيش تر قلدري فيزيکي و در دختران بيش تر قلدري کلامي رواج دارد (اسميت وگروس6 ، 2006)
نتيجه تازه ترين تحقيقات زمينه يابي ، ميزان شيوع قلدري را در بين دانش آموزان کشورهاي مختلف نزديک به 50 درصد گزارش مي کند (وانگ، لاک، لو و ما و همکاران6،2008؛ به نقل از بيرامي ،1391).
تاکنون در جامعه ما درباره ي قلدري در مدارس و تأثير آن بر افراد و عملکرد آن ها بررسي چنداني صورت نگرفته است.فقدان ابزار مناسب براي ارزيابي رفتارهاي قلدرمآبانه دانش آموزان و استفاده از آن در فعاليت هاي پژوهشي ، درماني ، مشاوره اي و آموزشي به شدت به چشم مي خورد. از اين رو با توجه به شيوع روزافزون قلدري دربين نوجوانان و کودکان به عنوان پيش زمينه اي براي بروز خشونت هاي مدرسه ايشديد تر و افت کيفيت زندگي بزرگسالي آنان ، لازم است تا صاحبنظران عرصه ي تعليم و تربيت ، به ويژه روانشناسان در صدد يافتن راهکارهاي مداخله اي و پيشگيرانه با در نظر گرفتن ويژگي هاي زندگي نوجوانان قرن 21 و استفاده فزاينده آنان از تجهيزات الکترونيکي باشد. در ساير کشورها قلدري در مدارس و ديگر حوزه هاي اجتماعي ( خانواده ، محيط کار ، و. . .) به طور کارآمدي بررسي شده است و مؤسساتي ايجاد شده اند که به مردم خدمات مقابله با قلدري يا متوقف کردن قلدري ارائه مي دهند.
بنابه يافته هاي موجود روش بازي درماني،سبب کاهش نشانه هاي اختلال هاي برون سازي شده از جمله ( اختلال نافرماني مقابله اي ، قلدري) در کودکان مبتلا به اين اختلال ها مي شود ومي توان از آن به عنوان يک روش مداخله اي سود جست.
بازي کارکردي مناسب با سن است. تلاشي که همزمان در يک فرايند بدني و اجتماعي اتفاق مي افتد.بازي عموماً نقطه ي مقابل کار است. يک فعاليت سرگرم کننده که فارغ از اجبار و غير منطقي بودن فرصت مناسبي را جهت بيان احساسات به فرد مي دهد.
پژوهشگران عمده ترين ويژگي بازي را لذت بخش بودن آن مي دانند.بازي يک فعاليت کاملاً ذاتي است که به وقايع يا افراد پيرامون ما وابسته نيست (کسيکسزنتميهالي، دالينو ،بيشاپ، هات1و همکاران ،1976؛بهنقل از نادره سهرابي شگفتي، 1390).
بازي درماني2تکنيکي است که به وسيله آن طبيعت کودکان به صورت بياني معني مي شود و روشي است براي مقابله با استرس هاي هيجاني و هم چنين براي کودکاني که دچار آشفتگي هاي ناشي از مشکلات خانوادگي هستند به کار مي رود. درمانگراتي که کار بازي درماني را انجام مي دهند ، معتقدند که اين تکنيک به کودکان اجازه 7
مي دهد مسائلي را که نمي توانند در محيط روزانه شان مطرح کنند در قالب بازي ارائه دهند و با هدايت درمانگر هيجانات مخفي خود را نمايان کنند. در بازي درماني ، درمانگر رفتار کودکان را بدون قيد و شرط مي پذيرد بدون اينکه آن ها را غافلگير کند ، با ان ها بحث کند و يا نادرستي کار آن ها را به آن ها گوشزد کند.تحقيقات انجام شده در سال هاي اخير تأکيد پژوهشگران را بر بازي درماني نشان مي دهد و آن را به عنوان تکنيکي که مشکلات هيجاني و اجتماعي را کاهش مي دهد مطرح مي کند. (براتون ، راي ، رهاين و جونز1، 2005؛بهنقل از سهرابي شگفتي، 1390)پژوهش ها نشان داده اند بازي درمانگري يکي از مؤثرترين شيوه هاي درماني در مورد کودکاني است که مورد آزار و سوء استفاده قرارگرفته اند ( نورکامب، وودينگ، مارينگتون2، 2000؛به نقل از زهرا برزگر1392) پژوهشگران توانستند با استفاده از روش بازي درمانگري فردي و گروهيحرمت – خود آسيب ديده اين کودکان را بهبود بخشند و حتي تسلط برخورد را در آنان تقويت کنند.
ري3 (2005)؛ از بازي درمانگري براي کاهش رفتارهاي اغتشاش آميز در مدرسه بهره گرفت (نقل از برزگر،1392).
پري4 (1988) در مطالعه اي توانست الگوهاي رفتار بروني سازي شده را در کودکاني که در مدرسه دچار مشکلات سازشي بوده اند ، اصلاح کند ( نقل از برزگر،1392).
دوگرا ، پراراگاران،(1994) نيز دريافتند که بازي درمانگري مي تواند پرخاشگري را تاحد زيادي تخفيف دهد ( به نقل از براتون، ري ، راين و جونز، 2005).
لوئيس و کاچر5 (2002) دريافتند بازي درمانگري توانسته از شدت رفتارهاي ضد اجتماعي و پرخاشگري کودکان بکاهد (نقل از برزگر،1392).گيل 6(2003) در پژوهشي به تأثير بازي درماني در درمان کودکان مبتلا به آزار جنسي پرداخت. نتايج پژوهش او نشان داد که بازي درماني باعث سازماندهي ذهن ، احساس امنيت و ايجاد احساس امنيت در کودک مي شود .
بيش از 5 دهه است که از بازي درماني به عنوان روش مناسب در درمان کودکان استفاده مي شود.از دلايل موفقيت
Rhine & jones،Ray ،1- Bratton

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

2- Nurcombe،Wooding، Marrington
3-Ray
4-Perry
5-Lewis &karcher
6-Gil
اين روش در درمان کودکان، عدم نياز به تفکر انتزاعي و مهارت هاي کلامي در ابراز رفتار است.براي کودکان اسباب بازي بيانگر زبان آنهاست و بازي کردن گفتگوي ان ها محسوب مي شود. مي توان بازي درماني را فرايندي
بين فردي تعريف نمود که درمانگر طي آن تلاش مي کند به صورتي منظم با استفاده از بازي به کودکاني که داراي مشکلات روانشناختي هستند کمک نمايد يا از بروز مشکلات هيجاني در آن ها جلوگيري کند.در اين تکنيک ، به وسيله توسعه روان با بازي کردن نقش هاي مختلف و مراوده و برقراري ارتباط مي توان فرصت پيشگيري را فراهم نمود.
کودکان از طريق بازي ارتباط برقرار مي کنند،مشکلات کودکان در جريان بازي اغلب توأم است با عدم توانايي بزرگسالان براي درک و پاسخگويي به آنچه که کودکان احساس مي کنند و يا تلاشي که آن ها براي ايجاد ارتباط مي نمايند (هيوز1 ، 1387).
اکثر بزرگسالان از کودکان انتظار دارند با آن ها از همان طرف که با بزرگسالان خود راحت تر هستند ايجاد ارتباط نمايند، يعني ارتباط کلامي و آن ها به جاي اين که با کودک درحد کودکانه رفتار نمايند ، از او انتظار دارند که خود را به حد يک بزرگسال برساند.اکثر بزرگسالان قادرند احساسات ( درماندگي و اضطراب ) و مشکلات خود را درقالب کلام اظهار دارند.درحالي که محدود نمودن کودکان به بيان خود از طريق کلامي سبب محدوديتهاي غير لازم و غير واقعي در ارتباطي که بايد بين کودک و مشاور به وجود آيد ، مي گردد (هيوز ، 1387).
ارتقاي سطح سلامت فردي يک موضوع جهاني است که نسبت به سلامت اجتماعي و شغلي از اهميت بالاتري برخوردار است ( روسو، دوميترسکو، دانيلا وزنو2، 2013؛به نقل از سيد احسان افشاري زاده و همکاران، 1392). هنگامي که فرد بتواند سلامت رواني شخصي خود را با ارائه برداشت هاي منطقي از خود فراهم نمايد ، بالطبع جامعه نيز در حيطه سلامت رواني ارتقا خواهد يافت. يکي از عوامل مهمي که مطرح مي شود ” خود3 ” و بررسي کيفيت ” خود ” ميان افراد است. ( کيامنش و پور اصغر ، 1385؛ به نقل از افشاري زاده ، 1392). خودپنداره4، نظام پويايي است که با اعتقادات5، ارزش ها6، رغبت ها7، استعدادها8، و تواناييهاي فرد ارتباط دارد. اين عوامل از
1-Hughes
2-Zetu ، Danila،Dumitrescu،Rosu
3-Self
4- Self concept
5- beliefs
6- values
7- sen timents
8-talents
تعيين کننده هاي مسير زندگي فرد هستند. خودپنداره، ارزيابي کلي فرد از خودش است. اين ارزيابي ناشي از ارزيابي هاي ذهني فرد از ويژگي هاي خود است که ممکن است مثبت يا منفي باشد خودپنداره مثبت1، نشان دهنده ي اين است که فرد خودش را در مقام شخصي با نقاط قوت و ضعف مي پذيرد و اين امر موجب بالا رفتن اعتماد به نفس او در روابط اجتماعي مي شود. خودپنداره منفي2، منعکس کننده احساس بي ارزشي و بي لياقتي و نيز ناتواني خود است.( بونگ و اسکالويک3،2003، به نقل از مهوش رقيبي و غلامرضا ميناخاني؛ 1390)
کودکان نسبت به بزرگسالان، خودپنداره ساده اي دارند، تغيير جزئي مثبت در آن مي تواند کارکرد زيادي خصوصاً در افزايش عزت نفس و مقابله با مشکلات پديد آورد. قصه و نمايش در بياني نمادين و جذاب به گونه اي غير مستقيم تصور کودکان را در مقابله با توانايي هاي خود بازسازي مي کند و خود پنداره آن ها را بالا مي برد.(به نقل از فرح نادري و زينب انصاري اصل؛ 1390). کودکان با ايجاد ارتباط با ديگران خود را مي شناسند. نظرات و عقايد آن ها درباره خودشان بسيار تحت تأثير نظرات اطرافيان آن هاست، به واسطه نظر ديگران است که مي فهمند فرد خوبي هستند يا نه، آيا دوست داشتني هستند يا نه، با هوش اند يا کودن، کودکاني که احساس خوبي دارند، خود پنداره مثبتي را در درون خود پرورش داده اند و نسبت به ديگر کودکان ارتباط بهتري را با بقيه برقرار مي کنند. انتظارات والدين از کودکان تأثير بسزايي در خودپنداره کودکان مي گذارد. اگر انتظارات والدين از کودکان بيش از اندازه باشد در آن ها ايجاد سرخوردگي مي کند و دست از تلاش بر مي دارند، در واقع انتظارات والدين بايد متناسب با توانايي کودک و معقولانه باشد تا کودک آسيب نبيند. (گلپسي ادواردز4، 2002؛ به نقل از فرح نادري و زينب انصاري اصل؛ 1390).
خود پنداره داراي سه سطح است : سطح اول ، خودپنداره فردي است که به صفت و توانايي هاي فردي اشاره دارد. سطح دوم ، خود پنداره ارتباطي است که خود را بر اساس نوع ارتباط با ديگران داوري مي کند ، و سطح سوم ، خودپنداره جمعي است که به مقدار عضويت در گروه باز مي گردد (سرور خاکسار و همکاران، 1386؛ به نقل از افشاري زاده ،1392).
راجرز معتقد است که خودپنداره از راه روابط اجتماعي به دست مي آيد و در واقع شخص خود را بر اساس آنچه از سايرين تصور مي کند ميبيند نه بر اساس آنچه خودش درک مي کند. طبق الگوي شناختي اجتماعي پکران، از
1- positive self- concept
2-negative self- concept
3- Bong & skaalvik
4- Gilles pie Edwards
لحاظ نظري، ميان هيجانات مثبت و منفي و خود پنداره رابطه اي قابل تعيين است که بر اساس گفته ي هنسفورد و هاتي(1982) رابطه ي مثبتي بين خودپنداره عمومي و پيشرفت تحصيلي (مارش1و سيفون، 2012، به نقل از افشاري زاده و همکاران؛ 1392) وجود دارد.
بيلس (1950) ، نخستين کسي بود که بر اثر بخشي بازي درماني در کودکان مبتلا به مشکلات يادگيري پرداخت او توانست با بازي درمانگري مهارت هاي خواندن را در کودکاني که در تحول خواندن با تأخير مواجه بودند ارتقا دهد. بدين ترتيب بازي درماني گري فردي و گروهي ، افزايش سطح خودپنداشت و بهبود توانايي خواندن را در برداشت.
پورتر و ليلي (2003) ، نيز به اين نتيجه رسيدند که بازي درماني مي تواند سطح خودپنداشت کودکان را افزايش دهد و به بهبود مهارت هاي اجتماعي منجر شود. بازتاب رفتارهاي قلدر مآبانه خودپنداره کودکان را تحت تأثير قرار مي دهد.
بازي درماني روش مناسبي در اصلاح رفتار ، توسعه خودپنداره و ارتقا مهارت هاي اجتماعي مناسب مي باشد. در واقع درمانگر در جريان بازي درماني با ايجاد يک شبکه ي ارتباطي پويا با کودک ، فرصت کشف ، ابراز و درک بهتر افکار و احساسات را براي آن ها مهيا مي کند.دريافت چنين خدماتي از سوي کودکان اغلب براي والدين هزينه بر مي باشد. به همين دليل شايد بتوان مدرسه را محلي مناسب براي ارائه خدمات بازي درماني پيشنهاد نمود.اين پيشنهاد به اين دليل قابل طرح است که تمام کودکان در ارتباط با مدرسه مي باشند. مدرسه محيطي امن براي خانواده و کودک به شمار مي آيد و مسئولان و معلمان اولين افرادي هستند که بلا واسطه با کودک در ارتباط هستند. و اولين افرادي هستند که با مشکل کودک مواجهه و به آن به شکلي پي مي برند.به اين ترتيب ارائه خدمات بازي درماني در مدارس فرصت استفاده از اين خدمات را براي تمام کودکان مهيا مي سازد و از سوي ديگر مدرسه را در انجام امور خود ( آموزشي و يادگيري مؤثر) موفق مي سازد.
مثمر ثمر بودن خدمات بازي درماني در مدارس را مي توان بر اساس موارد ذيل تبيين نمود :
– بازي درماني باعث بهبود نوع رابطه کودکان با مسئولان مي گرددو
– از طريق بازي درماني مشکلات هيجاني، رفتاري و اجتماعي در سر راه آموزش و پرورش و يا ديگري کاهش مي يابد.
– بازي درماني باعث ارتقا سطح انطباق کودک با کلاس مي گردد.

– بازي درماني موجب ارتقا مهارت هاي ارتباطي و اجتماعي در دانش آموزان مي گردد.
1-Marsh
– نياز کودکان داراي مشکل و در مخاطره در جريان بازي درماني براي مسئولان مدرسه مي گردد و از طريق بازي درماني مسئولان و معلمان مورد حمايت قرار مي گيرند.
با توجه به ماهيت موضوع اين پژوهش متغير مستقل بازي درماني گروهي و متغير هاي وابسته قلدري و خود پنداره مي باشد که پژوهش حاضر در پي آن است تا اثر متغير مستقل را بر وابسته مشخص و تعيين نمايد. از اين رو مسأله مورد پژوهش آن است که آيا بازي درماني در کاهش قلدري و افزايش خودپنداره دانش آموزان دختر مقطع راهنمايي شهرستان کنگاور اثر بخش است؟
اهميت و ضرورت انجام تحقيق :
اختلالات رفتاري جزء شايع ترين اختلالات دوران کودکي است. در بررسي جمعيت طبيعي، شيوع اين اختلالات در ايالات متحده آمريکا در بين دانش آموزان سنين مدرسه 6/8 درصد (هانت1 و همکاران، 2002؛ نقل از خوشابي، 1386؛ نقل از زهرا برزگر،1392) در دانمارک 10 درصد (ايگلاتد2 و همکاران، 2000؛ به نقل از برزگر،1392) در انگليس 8/6 درصد (راتر3 و همکاران، 1965؛ نقل از اسفند آبادي و همکاران، 1382) مي باشد. قرار گرفتن کودکان و نوجوانان در معرض عوامل خطر ساز سبب بالا رفتن آمار فوق مي شود. اختلالات رفتاري از اختلالات شايع در کودکان مراجعه به مراکز توان بخشي است (بهنيا، 1381؛ به نقل از برزگر، 1392) مهرابي (1384)، نيز در پژوهشي که در اصفهان انجام داد، دريافت که 2/13 درصد دانش آموزان دوره ي ابتدايي داراي اختلالات رفتاري هستند. در يکي از اولين مطالعاتي که با استفاده از ملاک هاي DSM روي کودکان کم سن و سال انجام گرفت، 21 کودک از 100 کودک واجد ملاک DMS بودند و بيشترين اختلال آن ها را اضطراب جدايي و اختلال نافرماني مقابله اي تشکيل مي داد.
قلدري نيز يکي از اختلالات رفتاري شايع است که رفتارهاي قلدر مآبانه بر سلامت جسمي افراد تأثير دارد.قلدري کردن شکلي از پرخاشگري نظام مند و تکراري است که همسالان در آن گرفتار مي شوند و پهنه اي از مسائل روان شناختي مانند، خود کنترلي ضعيف، ارتکاب رفتارهاي ضد اجتماعي و بزهکاري را شامل مي شود (هينيو همکاران، 2001؛ريگبي، 2001؛ نانسل و همکاران4،2001؛ به نقل از محمد راضي مرادي و همکاران، 1389) .
قلدري در دوره دبستان شروع شده و در دوران راهنمايي و سال اول متوسطه تشديد مي يابد اما بعد از کلاس نهم روندي کاهشي دارد (برت هولد و هوور5، 2000؛ نقل از والدن و بيران6، 2010) مبني بر تحقيقات، اوج قلدري در پايه ششم تا هشتم است (پلگريني ولانگ7، 2002؛ نقل از لي، 2010؛به نقل از منصور بيرامي و همکاران، 1391).
آمارها نشان از شيوع قلدري در ميان دانش آموزان و نوجوانان دارد به طوريکه حدود 29 درصد دانش آموزان کلاس هاي ششم تا دهم به طور متوسط يا بيشتر درگير قلدري بوده اند (نانسل8 و همکاران، 2001؛بهنقل از
1- Haunt
2- Igllated
3- Rutter
4- Haynie، Rigby، Nansel
5- Berthold & Hover
6-Walden & Beran
7- Pellegrini & Long
8- Nansel
بيرامي و 1391).ارزيابي ها شيوع رفتارهاي قلدرمآبانه در دوره نوجواني بين 15 تا 70 درصد در منابع گوناگون گزارش کرده اند (کينگ ، ولد، تادور، اسميت و هارل1،1994؛بهنقل از چالمه ، 1392).
علي رغم توجه بسيار زيادي که به اين موضوع شده و تلاش هايي که براي از بين بردن آن صورت گرفته است اما هم چنان معضل قلدري و زورگويي به قوت خود باقي مانده است. بسياري از تحقيقاتي که در مدارس صورت گرفته است بيشتر در مورد افراد پرخاشگر و متجاوز متمرکز است. اگر هر يک از راهبردهاي اجرائي شده به شکست بينجامد، شايد ديگر زمان آن رسيده باشد که به دنبال شناخت راهکارها و هم چنين احتمالات جديدتري براي مشخص کردن مشکل قلدري و تهديد باشيم. با وجود اينکه مطالعات کمي و کيفي متعددي در مورد قلدري وجود دارد اما بيشتر پژوهش ها در اين زمينه کمي بوده است و در آن ها به موضوعات فرآيند روابط و بافت اجتماعي که به عنوان يک فاکتور اصلي در نظريه ي قلدري مطرح مي باشد توجه نشده است
با توجه به اثرات مخرب رفتارهاي قلدرآنه بر دانش آموزان قرباني قلدري لازم و ضروري بود تا در جهت روشن شدن چگونگي مواجهه با اين پديده و کاستن از اثرات مخرب و ويران کننده آن بر زندگي افراد پژوهش هايي انجام شود در اين پژوهش سعي شده است تا حوزه هاي قلدري (کلامي ، جسماني، عاطفي) مشخص شود و تأثير بازي درماني گروهي را بر افراد قلدر مشخص کند.
بازي درماني يک روش درماني است که براي درمان مشکلات و اختلالات کودکان مورد استفاده قرار مي گيرد. هر چند کاربردهاي بازي درماني در مطالعات متعدد مورد تأييد قرار گرفته است، ولي اندازه گيري رفتارهاي مشکل دار، هدف و تظاهرات تغيير آن به ندرت گزارش شده است.
در ميان روش هاي مختلف درمانگري، بازي درماني يکي از شاخص ترين و پرکاربردترين روش ها است که پژوهشگران و روانشناسان متعددي طي چندين دهه از اين روش براي درمان طيف وسيعي از اختلالات و مشکلات بهره جسته اند و اثر بخشي آن را به تأييد رسانده اند (براتون، ري، راين و جونز2 ، 2005؛به نقل از زهرا برزگر، 1392) .
بازي درماني بهترين شکل مداخله اي مشاوره اي براي کودکان است (جوزفين3، 2007؛به نقل از زهرا حمزه لوي، 1390) بازي درماني گروهي براي درمانگر فرصتي را فراهم مي کند که به کودکان کمک کنند تا ياد يگيرند تعارضات خود را حل نمايند (دايل جونز4، 2002).
1- KingWold،tudor،Smith &Havel
2- Bratton،Ray،Raine & jones
3- Josepin
4- Dayle Jines


پاسخی بگذارید