فهرست مطالب
عنوان صفحه
فصل اول: کليات پژوهش
1-1 مقدمه3
1-2 بيان مسأله4
1-3 سوالات پژوهش5
1-4 فرضيه هاي پژوهش6
1-5 اهداف پژوهش6
1-6 روش پژوهش6
1-7 پيشينه پژوهش6
فصل دوم: معرفي شخصيت امام علي وبيان مفاهيم وتعاريف
2-1 شخصيت امام علي(ع)11
2-2 بلاغت امير المؤمنين(ع) 14
2-3 معرفي نهج البلاغه17
2-3-1 خطابه19
2-3-2 جايگاه خطابه19
2-3-3 تاريخچه خطابه21
2-3-4 فوايد خطابه22
2-3-5 علي (ع) بزرگترين خطيب تاريخ23
2-4- تقوا واهميت آن24
فصل سوم: بررسي وتحليل تصاوير ادبي تقوا در نهج البلاغه
3-1 تصوير29
3-2 خيال29
3-3 تشبيه32
3-3-1 تشبيه تقوا در نهج البلاغه33
3-4 استعاره46
3-4-1 استعاره تقوا در نهج البلاغه48
3-5 کنايه60
فهرست مطالب
عنوان صفحه
3-5-1 کنايه تقوا در نهج البلاغه62
3-6 مجاز76
3-6-1مجاز تقوا در نهج البلاغه77
فصل چهارم: نتيجه گيري ومنابع
4-1نتيجه گيري85
منابع91

فصل اول
کليات پژوهش

1-1 مقدمه
يکي از جلوههاي زيبا و شگفت انگيز نهج‌البلاغه فصاحت و بلاغت آن است. ساختار جملات، استفاده دقيق و مناسب کلمات، آهنگ دلنشين و موزون و بلاغت کم نظير و شايد بي نظير نهج‌البلاغه موجب شده است حتي پس از گذشت 14 قرن باز هم کسي کتابي هم رديف آن نياورد. نهج‌البلاغه اثر ادبي بي نظيري است که حضرت علي مفاهيم ناب آن را در بهترين قالب و صورت بيان کرده است. تأمل در نهج‌البلاغه و درک نکات بلاغي آن، راز زيبايي نهج‌البلاغه را براي انسان نمايان مي سازد. هر خواننده تيزهوش، با تأملي اندک درمي يابد که امام چه زيبا توانسته است بسياري از وجوه و ظرايف علم بلاغت را، چه در بحث معاني وچه در مباحث علم بيان، در نهج‌البلاغه مخصوصاً در خطبهها به بهترين و زيباترين شکل در جهت کمک به فهم مخاطب از مسايل ديني به کارگيرد.
موضوع تقوا يکي از موضوعاتي است که امام علي (ع) با دقّت وظرافت خاصي به آن پرداخته است. در نهج‌ البلاغه امام علي سعي کرده است با جملاتي گيرا و جذّاب مخاطب را جذب کند؛ به اين معنا که دنيا با همه زرق و برقها ممکن است آنها را بفريبد و تنها چيزي که ممکن است انسانها را در برابر دنياي فاني مصون دارد، داشتن تقواست. با نگاهي گذرا به نهج‌ البلاغه ميتوان پي برد که امام، تقوا را بهترين وسيله براي نجات انسان معرفي مي کند.
تقوا برکات فراواني به ارمغان مي آورد به خصوص در نهج‌البلاغه که دومين منبع معارف اسلامي به شمار مي رود، مسئله تقوا و آثار آن به نحو گسترده مطرح شده است به گونه اي که کمتر خطبهاي را مي‌توان يافت که در آن از تقوا و پرهيزگاري سخني به ميان نيامده باشد.
امام، تقوا را حالتي معنوي و روحاني دانسته است که حافظ و نگهبان انسان است و ترس از خدا را در وجود انسان تثبيت مي کند. از اينجا ميتوان پي برد که تقوا به معني ترس نيست؛ بلکه يکي از آثار تقوا اين است که خوف را ملازم دل قرار مي دهد. ” همانا تقواى الهى، دوستان خدا را از انجام محرّمات باز مىدارد، و قلبهايشان را پراز ترس خدا مى سازد; چنان كه شب هاى آنان با بىخوابى و روزهايشان با تحمل تشنگى و روزه دارى سپرى مى گردد”( دشتي، 1383: 154).
بهرهگيري هنرمندانه از صور خيال يکي از جذاب ترين و لطيف ترين أشکال بيان است و هر صاحب سخني را در جايگاهي والا قرار داده و تأثير سخنان او را در ميان مخاطبان افزايش ميدهد، به طوري که مدتها سخنانش بر سر زبانها جاري ميگردد. امام علي در سخنانش در نهج‌البلاغه از انواع صور خيال بهره برده است.
سخنان علي بن ابي طالب در اين کتاب در سه باب آمده است:
باب اول: خطبهها واوامر، باب دوم: نامهها و رسايل وصايا و باب سوم: کلمات قصار، حکمت آميز و مواعظ.
با مطالعه منابع ديني و روايي درمييابيم خطابههاي علي(ع) فراوان بوده و سيد رضي از اين ميان 239 خطبه را نقل کرده که جنبه ادبي قويتري داشته است. با اين وجود بخش عظيمي از نهج‌البلاغه را خطبهها در برميگيرد و در اين خطبهها از موضوعات گوناگوني سخن به ميان آمده است. موضوع تقوا يکي از موضوعات بسيار مهم در نهج‌البلاغه است که علي(ع) تأکيد بسيار زيادي بر آن دارد.
پژوهش حاضر در سه فصل نگاشته شده است که فصل اول شامل کليات است: در کليات تحقيق به مسائلي از قبيل تعريف مسأله، فرضيات، اهداف پژوهش، روش انجام تحقيق، سابقه و ضرورت آن پرداخته شده و در فصل دوم با معرفي شخصيت (جايگاه)امام علي، بلاغت و خطبههاي ايشان و ديدگاه اسلام در مورد تقوا مورد بررسي قرار مي گيرد.فصل سوم که از لحاظ ادبي حائز اهميت بالايي است، شامل تجزيه و تحليل و بررسي تصاوير ادبي تقوا در خطبههاي نهج‌البلاغه ميباشد.
1-2 تعريف مسأله
کتاب گرانسنگ نهج‌البلاغه از نظر محتوايي حاوي موضوعات متنوعي چون علوم نظامي، کلام، فلسفه، اقتصاد، تاريخ، جامعه شناسي، روان شناسي، سياست، عدالت، ديانت، اخلاق و غيره ميباشد که دلالت بر جامعيت و شموليت اين کتاب دارد. البته نهج‌البلاغه صرفاً يک کتاب ديني يا سياسي يا اخلاقي نيست؛. بلکه يک اثر ادبي ممتاز است که تأثير در خور توجه و بسزايي در تحول نثر ادبي بر جاي گذاشته است. با توجه به فنون نثر ادبي نه تنها در دوره خود بلکه در همه دورهها از نظر ادبي، فني و بلاغي در مرتبه والايي قرار دارد؛ به طوري که ابن ابي الحديد دانشمند بزرگ معتزلي درباره سخن آن حضرت فرموده “کلامُه دونَ کلامِ الخالقِ وفوقَ کلامِ المخلوقِ.”

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

يکي از ابعاد وجودي امير مؤمنان علي (ع) شخصيت ادبي ممتاز ايشان است که از طريق کتاب نهج‌البلاغه و ديگر سخنان برجاي مانده از آن حضرت براي ما به يادگار مانده است. نهج‌البلاغه در کنار معاني و مفاهيم ژرف و ارزشمند خود از ويژگيهاي فني وادبي نيز بهرهاي وافر برده و در آن مفاهيم و مضاميني بلند با تصوير پردازي هاي زيباي ادبي به گونهاي جذاب بيان شده است ؛ به طوري که نه تنها درگذر زمان، پويايي، تأثير گذاري و ماندگاري خويش را حفظ کرده، بلکه روز به روز لطافت،زيبايي و نفوذ آن آشکارتر گشته و تشنگان حقيقت و زيبايي را مسحور خويش ساخته است.
از آنجا که تقوا در شکل‌دهي به جهان‌بيني يک فرد نقش مهمي ايفا مي‌کند، از جمله موضوعات اساسي و مهم نهج‌البلاغه مي باشد که امام علي (ع) از جهات مختلف به آن پرداخته است وبا توجه به گستردگي موضوع واهميت والاي آن به طور عميق وبا بياني هنرمندانه، خلاقيت وابتکاري بينظير و با استفاده از صور گوناگون بلاغي به تبيين و ترسيم تقوا و آثار آن پرداخته و ويژگيهاي متّقيان، و نهي از دلبستگي به دنيا و متعلقات آن واهميت دادن به تقوا به عنوان تنها سپر انسان در مقابل انحراف و شرک و نفاق را به تصوير کشيده است . از اين رو شناخت و معرفي شيوههاي تصوير پردازي امام علي (ع) در باره تقوا زواياي فراواني از هنر نمايي ادبي ايشان را روشن ميسازد و باعث ميشود زيباييهاي اين کتاب سترگ بيشتر مورد بهره برداري استفاده کنندگان قرار گيرد. از جمله مواردي که در مقوله تقوا در نهج‌البلاغه مورد بررسي قرار ميگيرد، کميت و کيفيت استفاده از ابزارهاي بياني در تصوير سازي، خلاقيت و ابتکار در خلق تصاوير و تناسب بين موضوعات و تصاوير مربوط به آن ميباشد تا هنر تصوير پردازي امام علي (ع) در معرفي و تبيين تقوا و آثار آن براي مخاطب روشن گردد.

1-3 سؤالات تحقيق:
پژوهش حاضر بر آن است تا به پرسشهاي زير پاسخ گويد:
1) در تصوير پردازيهاي هنري خطبههاي نهج‌البلاغه براي معرفي و شناساندن تقوا بيشتر از کدام تصاوير ادبي استفاده شده است؟
2) مهمترين امتيازات و ويژگيهاي تصاوير ادبي در خطبههاي نهج‌البلاغه چيست؟

1-4 فرضيه هاي پژوهش
1)- در تصوير پردازي هاي هنري و ادبي براي معرفي و شناساندن تقوا و آثار آن بيشتر از تشبيه و استعاره استفاده شده است.
2)- خلاقيت و نوآوري، پويايي و حيات، و تناسب و هماهنگي از مهمترين ويژگيها و امتيازات تصاوير ادبي تقوا در خطبههاي نهج‌البلاغه است.

1-5 اهداف پژوهش
هدف کلي از اين پژوهش شناخت خصوصيات، زيباييها و امتيازات صور خيال و نقش و جايگاه آن در بلاغتِ خطبههاي امام علي (ع) خصوصاً در پرداختن به مقوله تقوا مي باشد.
1-6 روش انجام پژوهش
شيوهي انجام پژوهش به روش توصيفي- تحليلي است که با مراجعه به نهج‌البلاغه و منابع مختلف از قبيل کتابها، مقالات پژوهشي و سايتهاي اينترنتي دادهها جمع آوري و مورد تجزيه و تحليل قرار مي گيرد و فرضيهها اثبات يا رد مي شود.
1-7 پيشينه‌ي پژوهش
دربارهي نهج‌البلاغه آثار بسياري تأليف شده که اکثر آنها در زمينههاي سياسي، اجتماعي، اخلاقي و فرهنگي است و جنبهي ادبي آن هر چند در سالهاي اخير مورد توجه قرار گرفته است، ولي باز هم جاي کار بيشتري دارد. از جمله شرحهاي نهجالبلاغه ميتوان به شروح قطب الدين راوندي، محمد عبده، دکتر صبحي صالح اشاره کرد. تأليفاتي چون مصباح البلاغه في مشکاة الصياغه تأليف حسن مير جهاني طباطبايي، منهاج البراعة في شرح نهج‌البلاغه تأليف ميرزا حبيب آشياني خويي، شرح نهج‌البلاغه تأليف احمد مدرس وحيد نيز به اين موضوع اشاراتي کردهاند. همچنين دکتر مرتضي قائمي در کتاب سيري در زيباييهاي نهج‌البلاغه آرايههاي ادبي نهج‌البلاغه را به طور مختصر شرح داده است. علاوه بر اين کتابها، پايان نامههايي دربارهي آن نوشته شده است که نويسندگان اين آثار هر کدام با نگاهي خاص و بيشتر کلّي به جنبه ادبي نهج‌البلاغه پرداختهاند، از جمله پايان نامه مصطفي طاعتي غفور با عنوان “موسيقي تکرار در خطبههاي نهج البلاغه” و پايان نامه حسين احمدي سخا با عنوان “بررسي صور خيال در نامه31 نهج البلاغه” و پايان نامه حسين بيات با عنوان “تحليل تصاوير ادبي دنيا و آخرت در خطبه هاي نهج‌البلاغه ” نکات ادبي نهج‌البلاغه را مورد بررسي قرار دادهاند، اما هيچ کدام از تحقيقات قبلي به طور خاص تصاوير ادبي تقوا در نهج‌البلاغه را مورد بررسي قرار ندادهاند. لذا ميتوان ضرورت انجام اين پژوهش را دريافت.

1
2
فصل دوم
تعاريف و مفاهيم

2-1 شخصيت امام علي (ع)
هيچ گونه جاي ترديد نيست که ما نميتوانيم شخصيت علي بن ابي طالب را، مانند شخصيتهاي تک بعدي تاريخ نشان دهيم و کتابش (نهج‌البلاغه) را هم به عنوان کتابي که يک شخصيت تک بعدي از خود به يادگار گذاشته است، تلقّي نماييم. ما با انساني سروکار داريم که هدف والايي براي زندگي دارد، زمامداري که عادل مطلق است، داراي معرفتي در حد اعلي درباره انسان و جهان، وابستگي به مبادي عالي هستي، خود را جزئي از انسان ديدن، وابستگي مستقيم به خدا، تقوا و فضيلت در حد اعلي، پاکي گفتار و کردار و انديشه و نيت پاک و دهها امتياز از اين قبيل که در علي بن ابي طالب به اتفاق تمام دوران ثبت شده است، قابل تفسير و توضيح با مفاهيم و ارزشهاي معمولي نميباشد. (جعفري، 1337، ج 1: 3)
در مورد شخصيت علي بن ابي طالب هرچه گفته شود، کم است؛ چون شخصيت ايشان قابل احاطه ذهني و بياني نيست؛ يعني نميشود با بيان، ابعاد نامتناهي آن شخصيت الهي را توصيف کرد، نميشود به اوج شخصيت علي(ع) رسيد. اين را ائمه معصوم ما که خود فرزندان و جانشينان او هستند، گفتهاند. در روايتي از امام باقر(ع) نقل شده است آن حضرت پس از اشاره به زهد و عبادت و خصوصيات اخلاقي و روحي امير المؤمنين ميفرمايد:( ما اطاقَ عملَه منّا احدٌ ) “از ما هم هيچکدام توان انجام دادن عمل او را ندارد.” يعني حتي امام باقر (ع) و امام صادق و ائمه هداة مهديين هم نميتوانند خودشان را به آن حدي برسانند که اميرالمؤمنين به آن رسيده بود. (خامنه اي، 1379: 35)
يکي از صفات اين شخصيت عظيم،صفت تأثير او بر روي انسانها به شکل مثبت يا منفي است و به عبارت ديگر “جاذبه و دافعه ” نيرومند اوست که هنوز هم نقش فعال خود را ايفا مينمايد. شخصيت افراد از نظر عکس العمل يکسان نيست. به هر نسبت که شخصيت حقيرتر باشد، کمتر خاطرها را به خود مشغول ميدارد و در دلها هيجان و موج ايجاد مي‌کند و هرچه عظيمتر و پرنيروتر است، خاطره انگيزتر و عکس العمل سازتر است. خواه عکس العملِ موافق يا مخالف. (مطهري، 1349: 7-8)
شخصيتهاي خاطره انگيز و عکسالعمل ساز، زياد بر سر زبانها ميافتند، موضوع مشاجرهها و مجادلهها قرار مي گيرند، سوژه شعر و نقاشي و هنرهاي ديگر قرار ميگيرند، قهرمان داستانها و نوشتهها ميگردند. اينها همه، چيزهايي است که در مورد علي (ع) به حد اعلايي وجود دارد و او دراين جهت بسيار کم رقيب يا بي رقيب است. گويند محمد بن شهر آشوب مازندراني که از اکابر علماي اماميه در قرن هفتم است، هنگامي که کتاب معروف مناقب را تأليف مي کرد، هزار کتاب به نام” مناقب ” که همه درباره علي (ع) نوشته بود، در کتابخانه خويش داشت. اين يک نمونه ميرساند که شخصيت والاي مولا در طول تاريخ چقدر خاطرها را مشغول مي داشته است. (همان: 8)
شخصيت امير المؤمنين ترکيبي از عناصري است که هر کدام به تنهايي يک انسان عالي مقام را اگر بخواهد به اوج آن برسد، به زانو در ميآورد. زهد امير المؤمنين و بي اعتنايي و بي رغبتي او نسبت به شهوات زندگي و آراستگيهاي دنيايي، يکي از اين عناصر است. علم آن بزرگوار و دانش وسيع او که بسياري از بزرگان مسلمان و همهي شيعه برآن اتفاق دارند که بعد از نبي اکرم، کس ديگري غير از اميرالمؤمنين از آن علم برخوردار نبوده است، يکي از اين عناصر است. فداکاري آن بزرگوار در ميدانهاي مختلف چه ميدانهاي نظامي، و چه ميدانهاي سياسي و اخلاقي يکي از اين عناصر است. عدل و دادگري اميرالمؤمنين که پرچم برافراشته شاخصي براي عدل اسلامي است، يکي ديگر از اين عناصر است. مهرباني آن بزرگوار نسبت به ضعيفان اعم از فقيران، کودکان، غلامان و کنيزان، زنان و از کارافتادگان يک وادي عظيم و يکي ديگر از ابعاد شخصيت اميرالمؤمنين است. پيشقدمي آن بزرگوار در همه کارهاي خير، که انسان در تاريخ زندگي آن حضرت با آن برخورد ميکند، يکي ديگر از اين عناصر است. حکمت و فصاحت آن بزرگوار نيز بخشي از اين عناصر است. شمارش رئوس اين مطالب هم به آساني ممکن نيست و در همهي اينها در حد اعلاست. آن نکتهاي که ميخواهم به آن تکيه کنم، اخلاص امير المؤمنين است. ما بايد اين را جوهره و روح کارهاي خودمان قرار دهيم کما اين که شايد در زندگي علي بن ابي طالب هم اخلاص، جوهره و روح کار آن حضرت بود؛ يعني کار را فقط براي رضاي خدا و بر طبق تکليف الهي و اسلامي و بدون هيچ انگيزهي شخصي و نفساني و امثال اين ها انجام مي داد. به گمان اين جانب، در باب شخصيت امير المؤمنين اصل قضيه اين است. (خامنهاي، 1379: 36)
کدام قهرماني را مي شناسيد که خيال، فکر، عقل، ذوق، و خلاصه تمام نواحي و جبهات شعوري بشري را قرنها به خود متوجه و در زندگي خود مستغرق ساخته باشد؟ کدام پهلواني را سراغ داريد که در آغازجواني و حداثت سن، قهرمانان نامي و ورزيده را به خاک هلاکت انداخته باشد و کدام جنگاوري را ديدهايد که با خوراکي فقيرانه و ساده، فرياد هولناکش در ميدان نبرد زهره شجاعان را دريده باشد؟ کدام پهلواني را سراغ داريد که در مقام خطابه و تعليم و تربيت، در مقام حکمت و تصوف و شريعت، در مقام آراء و افکار فلسفي و اجتماعي، تا اين حد حدّت ذهن و قوت منطق و اصابت رأي و رواني کلام و عظمت فکر نشان داده و عقول و ارواح و قلوب ميليونها آدمي را در قرنهاي عديده و نسل هاي متوالي اسير و مسخر کرده باشد؟ (صدر، 1369: 9)
فيلسوفي شجاع، قهرماني خطيب و اديب، متفکري خطيب و مبتکر، جوانمردي بلند همت وپاک دامن، بزرگمردي عطوف و رحيم، و پيشوايي امين و عادل، جنگاوري که به پيشباز مرگ ميرود و کين کشي از دشمنان را ناجوانمردي ميداند و در ميدان نبرد از کشتن دشمن مکار وحيله گر براي نجات از چنگال قهرش، کشف عورت کرده چشم ميپوشد و او را ناديده ميگيرد. شمشيرزني که در يک روز پانصد مرد جنگي بخاک ميافکند و شب هنگام در غم بيوه زنان ميگريد. آري قرنها بايد تا روزگار اعجوبهاي چنين بپرورد و جهان و جهانيان را به شگفتي وادارد.
شناخت شخصيت او چون کاري است سهل و ممتنع؛ زيرا از طرفي در عالم اسلام و تشيع کيست که علي را نشناسد و او را تا سر حد پرستش احترام نکند و به اوعشق نورزد و از طرف ديگر کيست که علي را آن گونه که هست، شناخته و به کنه ذات و علو صفات او پي برده باشد. (همان، 11)
شخصيت عظيم و گسترده اميرالمؤمنين علي (ع) وسيعتر و منتنوعتر از اين است که يک فرد بتواند در همه جوانب و نواحي آن وارد شود و توسن انديشه را به جولان آورد. براي يک فرد، حداکثري که ميسر است، اين است که يک يا چند ناحيه معين و محدود را براي مطالعه و بررسي انتخاب کند و به آن قناعت ورزد. (مطهري، 7: 1349)
سيد رضي در مقدمه نهج‌البلاغه ميگويد: از شگفتيهاي سخن امام عليه السلام که او خود در اين زمينه تنهاست و همتايي ندارد، اين است که سخن آن حضرت را که درباره زهد و مواعظ است هرگاه کسي تأمل کند و خود را از اين جهت بيگانه دارد که اين سخن شخصي عظيم القدر و نافذالامر است که همه در برابر او سر تسليم فرود ميآورند؛ شک و ترديد نخواهد کرد که گوينده اين سخن کسي است که جز در وادي زهد و پارسايي قدم نگذاشته و هيچ اشتغالي به جز عبادت نداشته است و يقين مي‌کند اين سخن کسي است که در گوشه خانهاي تنها و دور از اجتماع يا در يکي از غارها قرار گرفته که جز صداي خودش را نمي شنود و غير خودش ديگري را نمي بيند و همواره مشغول عبادت مي باشد و هيچگاه نمي تواند باور کند که اين سخن کسي است که به هنگام جنگ در درياي لشکر دشمن فرو ميرفت و پهلوانان و جنگجويان نيرومند را برزمين ميافکند و او با اين حال يکي از زُهاد و يکي از افراد صالح و پاک و نمونهاي است که نظير ندارد. اين است فضايل عجيب و شگفتي و ويژگي لطيف او که جمع ميان اضداد کرده است. (سيد رضي، 1383: 17)

جاي تأسف است که هنوز علي در دنياي اسلام و متاسفانه در دنياي شيعه هم به درستي شناخته نشده و شخصيت والايش تحريف شده و هنوز هم گرفتار محبان غال و مبغضان قال است و اين هم نمودار شخصيت مظلوم علي است که هنوز هم چهره آسمانيش در محاق جهلها و جورهاست و ما شيعيانش هنوز به درستي او را نشناخته ايم وتا او را نشناسيم، نتوانيم از او پيروي کنيم و تا پيرويش نکنيم، شيعه او نيستيم و به سعادت و رستگاري که در انتظار آنيم، نمي رسيم. (جرداق، 1356: 12)
در وجود علي هم خاصيت فيلسوف است هم خاصيت رهبر انقلابي و هم خاصيت پير طريقت و هم خاصيتي از نوع خاصيت پيامبران. مکتب او هم مکتب عقل و انديشه است و هم مکتب انقلاب و هم مکتب تسليم و هم مکتب حسن و زيبايي جذبه و حرکت. (مطهري،1349: 10) لذا شخصيت امام علي شخصيتي کامل و همه جانبه است که در همه ابعاد به اوج شکوفايي رسيده است.

2-2 بلاغت اميرالمؤمنين:
بلاغت در لغت به معناي رسيدن و منتهي شدن است. (هاشمي، 1385: ج1: 57) بسياري از علماي متقدم، فصاحت و بلاغت و حتي براعت را الفاظي مترادف دانستهاند؛ اما بلاغت در اصطلاح معاني و بيان داراي دو قسم است: بلاغت در کلام و بلاغت در متکلم. به تعبير ديگر، کلام بليغ و متکلم بليغ(نصيريان، 1378: 37). بنابراين بلاغت در کلام عبارت است از: مطابقت کلام با مقتضاي مخاطب، همراه با فصاحت الفاظ آن (همان: 35) و بلاغت متکلم عبارت است از ملکهاي در وجود متکلم که با آن قادر به گفتن کلام بليغ، مطابق با مقتضاي حال است. (همان: 37) و مجموع فنون بلاغت حاوي اصول و قواعدي است که به سخنور يا گوينده يا نويسنده ميآموزد که از کدام واژه استفاده کند و از انتخاب چه کلماتي بپرهيزد تا گفتارش فصيح و قابل درک بوده، مخاطب خويش را دچار حيرت و سرگرداني نسازد.(همان: 7)
با توجه به تعريف بلاغت ميتوان گفت: بلاغت نهج‌البلاغه در حد اعلاي ممکن است ؛ چرا که از شروط بلاغت (چنان که گفته شد) مطابقت کلام با مقتضاي حال است و به قول جرج جرداق، اين شروط براي هيچ اديب عربي جمع نشده است، آنچنان که براي علي بن ابي طالب است؛ پس سخنان او نمونه والايي از اين نوع بلاغت بعد از قرآن کريم است که در عين ايجاز داراي وضوح بوده و انسجام کامل بين الفاظ و معاني و اغراض آن وجود دارد. (جرداق،1417: 28).
به تعبير ديگر، بليغ کسي است که سخن را پيرايه بندد و دراز گويد آنجا که بايد کوتاه سازد و لفظ وي ساده بود آنجا که دراز گفتن و پيرايه بستن لفظ را نشايد. دقّت در مجموعه فراهم آورده سيد رضي روشن مي سازد که خطبهها، نامهها و گفتارهاي کوتاه امام علي (ع) مصداق درست چنين تعريفي است؛ هنگامي که خطبه مي خواند و بايد شنوندگان را از آنچه به سود دين و دنياي آنان است آگاه کند، گفته‌اش به تفصيل است و آنجا که شايد و سزاست و بايد که سخن در دل شنونده نشيند و جاي گيرد و او از سخن پند پذيرد، معني را در عبارتهاي گوناگون نشاند، چنانکه هر عبارت نکتهاي نو را رساند، هر فقره درسي را آموزد و چراغ دل شنونده را بيشتر برافروزد. به سخنان او که در خطبه نخستين و درباره فرشتگان و در خطبه غراء و اشباح و در چگونگي زندگي و مرگ آمده، بنگريد؛ در اين خطبهها، صحنهها و حالات را چنان وصف مي‌کند که گويي شنونده خود در آنجا به سر مي برد. اينها نه تنها نشان دهنده؛ بلکه آموزنده دقّت در تعبير و حسن ترکيب و زيبايي لفظ و بلندي معني است، اما نکته اصلي يعني بلاغت يا مطابقت گفته با مقتضاي حال را، چنان که بايد آنگاه، در مي يابيم که وضع اجتماعي عصر و حالت مستمعان امام را در نظر بگيريم ؛چه آگاهي در وضع آنان در آن روزگار است که ما را از سر تکرار چنين نکته ها در چند خطبه آگاه مي سازد. (شهيدي،1378: ط)
کلمات اميرالمؤمنين از قديم ترين ايام با دو امتياز همراه بوده است و با اين دو شناخته مي شده است؛ يکي فصاحت و بلاغت و ديگري چند جانبه بودن و در اصطلاح امروز چند بعدي بودن. هريک از اين دو امتياز کافي است که به کلمات علي (ع) ارزش فراوان بدهد و همراه شدن اين دو توأم با يکديگر يعني اينکه سخني در مسيرها و ميدانهاي مختلف و احياناً متضاد رفته و در عين حال کمال فصاحت و بلاغت خود را در همه آنها حفظ کرده باشد، سخن علي (ع) را به حد اعجاز رسانده است و به همين جهت سخن علي (ع) در حد وسط کلام مخلوق و کلام خالق قرار گرفته است. (مطهري،1372: 7)
سيد رضي جمله معروفي در ستايش و توصيف سخنان مولي (ع) دارد و ميگويد: اميرالمؤمنين آبشخور فصاحت، ريشه و زادگاه بلاغت است. اسرار مستور بلاغت از وجود او ظاهر گشته و قوانين آن از او اقتباس شد. هر گوينده سخنوري از او دنباله روي مي کرد و هر واعظ سخنراني از سخن او مدد مي گرفت، در عين حال به او نرسيد و از او عقب ماند، بدان جهت که بر کلام او نشانهاي از دانش خدايي و بويي از سخن نبوي موجود است. (همان: 14-15)
ابن ابي الحديد از عبد الحميد کاتب که در فن نويسندگي ضرب المثل است و در اوايل قرن دوم هجري ميزيسته است، نقل مي‌کند که هفتاد خطبه از خطبههاي علي (ع) را حفظ کردم و پس از آن ذهنم جوشيد که جوشيد. علي الجندي نيز نقل مي‌کند که از عبد الحميد پرسيدند: چه چيز تو را به اين پايه از بلاغت رساند؟ گفت: حفظتُ کلامَ الاَصلعِ “ازبر کردن سخنان علي” (همان: 11)
سخن علي (ع) در نهج‌البلاغه به گونهاي است که اگر به کوبندگي برخيزد، همچون تندبادي همه چيز را درهم ميشکند و اگر تباهي و تبهکاران را بيم دهد برآشوبد و آهنگي آتشين برآورد و اگر به انديشه‌ات بخواند، با جايگاه احساس و ريشه فکر و خردت همراه گردد و به هر جايي که خواهي تو را بکشاند و با هستي پيوندت دهد.( جرداق، 1356: 76 )
شکل سخن امام با مفهوم آن در آميخته، به مانند گرمي با آتش و نور با خورشيد و هوا با جو، و نور در برابر اين سخن، چنان که گويي در برابر سيل خروشان که ميجوشد و دريايي که ميتوفد و تند بادي که ميوزد و چون از روشني هستي و زيبايي آفرينش سخن ميگويد، چنان است که گويي بر صفحه جانت با قلمهايي از اختران آسمان مينگارد. گفتارش همچون شراره برق و خنده آسمان در شبهاي تاريک زمستان است. اين از جهت ماده سخن است و اما از لحاظ روش نگارش، بيان امام سحر آميز است. علي بن ابي طالب از ذوق هنري سرشار و بيان زيباي سخن آنچنان بهرهاي دارد که او را در روزگاران از ديگران ممتاز ساخته است و اين ذوق اندازهاي طبيعي از طبع ادبي اوست؛ طبعي خدادادي و اصيل که چون بنگرد، به نيروي آن دريابد و بفهمد و آنچه را در جانش ميجوشد بر زبان آرد و پردهي چهرهي اسرار برگيرد. همچنين فرهنگ امام به سخني راستين ممتاز است چنانکه برتري حيات را نيز دربر دارد. (همان: 170-171)
شخصي از يک دانشمند مسيحي به نام امين نخله خواست که چند کلمه از سخنان علي عليه السلام را برگزيند تا وي در کتابي گرد آورده و منتشر سازد. دانشمند مزبور در پاسخ وي چنين نوشت: “از من خواستهاي که صد کلمه از گفتار بليغترين نژاد عرب را انتخاب کنم تا تو آن را در کتابي منتشر سازي. من اکنون دسترسي به چنين کتابهايي که چنين نظري را تأمين کند، ندارم مگر کتابهايي چند که از جمله نهج‌البلاغه است. با مسرّت تمام اين کتاب را ورق زدم. به خدا نميدانم چگونه از ميان صدها کلمات علي عليه السلام فقط صد کلمه را اختيار کنم؛ بلکه بالاتر نميدانم چگونه کلمهاي را از کلمه ديگر جدا سازم. اين کار درست به اين ميماند که دانه ياقوتي را از کنار دانههاي ديگر بردارم. سرانجام من اين کار را کردم و در حالي که دستم ياقوتهاي درخشنده را پس و پيش ميکرد، ديدگانم از تابش نور آنها خيره مي گشت. باور کردني نيست بگويم به واسطه تحير و سرگرداني با چه سختي کلمهاي را از اين معدن بلاغت بيرون آوردم. بنابراين تو اين صد کلمه را از من بگير و به ياد داشته باش که اين صد کلمه پرتوهايي از نور بلاغت و غنچههايي از شکوفهي فصاحت است. آري نعمتهايي که خداوند متعال از راه سخنان علي (ع) بر ادبيات عرب و جامعه عرب ارزاني داشته، خيلي بيشتر از اين صد کلمه است”. (شهرستاني 1359: 19)

2-3 نهج البلاغه:
نهج‌البلاغه داراي سه بخش مي باشد:
1) خطبهها: در اين بخش علاوه بر خطبهها قسمتهاي مهمي از منتخبات سخنان آن حضرت که به منزلهي خطبه است و به مناسبت حوادث مختلف و پيشامدهاي گوناگون ايراد شده است، ذکر مي شود. تعداد خطبه هاي نهج‌البلاغه طبق تنظيم سيد رضي، 239 و طبق شماره گذاري ديگر، 241 خطبه است.
2) نامهها: در اين بخش، نامههاي حضرت اميرمومنان علي (ع) به فرمانداران و استانداران سرزمين اسلام و همچنين نامههايي که به دشمنان و مخالفانش نوشته است. در اين قسمت عهد نامهها و وصيتنامههايي نيز آمده است که شامل79 نامه و عهدنامه است.
3) کلمات کوتاه و حکمت آميز: در اين قسمت، برگزيده سخنان حکمت آميز اميرمؤمنان، و برگزيدهاي از پاسخ سؤالات آن حضرت و سخنان کوتاه که دربارهي مسائل مختلف فرمودهاند، بيان گرديده است. در اين بخش 480 کلمه کوتاه و حکمت آميز آمده است. (اسرار،1376 : 31-32)


پاسخی بگذارید