با پيشرفت علم شيمي، صنعت دارو سازي نيز پيشرفت کرده است و هر روز شاهد عرضه داروهاي شيميايي جديد به بازار هستيم. اين داروهاي شيميايي اگر چه ممکن است اثر قويتري داشته باشند و نسبت به داروهاي گياهي سريع تر تأثير کنند، ولي عوارض جانبي آنها در مقايسه با داروهاي گياهي بسيار بيشتر است و ممکن است بيمار به بيماري هاي جديدي دچار گردد. بنابراين به منظور حفظ سلامتي، گرايش متخصصان، داروسازان و بيماران به استفاده از گياهان داروئي به طور روزافزون در حال افزايش است.
با افزايش تقاضا براي داروهاي گياهي و با توجه به موقعيت خاص آب و هوائي کشور ايران به دليل دارا بودن بسياري از گونههاي گياهي و همچنين با توجه به سابقه ديرينه ما در طب سنتي و استفاده از گياهان داروئي، توسعه تکنيکهاي لازم براي کشت وکار اين گياهان با حداقل هزينه از اهميت بالايي برخوردار است. کشت موفق گياهان دارويي به ميزان زيادي به قابليت جوانه زني موفق بذور آنها وابسته است.
خصوصيات ژنتيكي، خواب بذر، قوه ناميه، قدرت جوانه زني، بنيه يا قدرت بذر، ميزان رطوبت بذر و عمر بذر از ويژگيهاي مهم کيفيت بذر به شمار ميروند. اما قدرت جوانه زني و بنيه بذر نسبت به ساير ويژگيها براي زارع از اهميت بيشتري برخوردار است. جوانه زني، طبق تعريف انجمن متخصصين رسمي تجزيه بذر(AOSA)1 عبارت است از توانايي بذر جهت توليد يك گياه طبيعي در شرايط مساعد ( گنزالز2 و همکاران، 2008 ). بذر اغلب گونه هاي دارويي به جهت سازگاري اكولوژيكي با شرايط محيطي داراي انواع خواب مي باشند، که اين امر از مهم ترين موانع زراعت گياهان دارويي به صورت تجاري است. بنابراين تهيه اطلاعاتي در زمينه خصوصيات مرتبط با کيفيت بذر گونه هاي دارويي، در توليد و پرورش اين گياهان و استقرار آنها در مزرعه جهت دستيابي به عملكرد مناسب و با کيفيت مطلوب، حائز اهميت است.
بابونه
نام علمي: Matricaria chamomilla
بابونه متعلق به خانواده مرکبان يا گل مينا است. گياهي است يکساله، که ارتفاع آن به 60 سانتيمتر ميرسد. ساقه آن مستقيم و منشعب است. برگها دو تا سه شانهاي، بخشهاي انتهايي آن سوزني شکل و کم و بيش بي کرک هستند. قطر کاپيتول که به ساقه نازکي متصل است، 1 تا 5/1 سانتيمتر است و يک رديف گلهاي زبانه دار سفيد رنگ دارد. در مرکز آن گلهاي لولهاي متعدد و زرد رنگ بر روي يک نهنج مخروطي کاملاً مشخص قرار گرفته اند. زمان گل دادن ارديبهشت تا شهريور ماه است (فلوگ3، 1364).
اندامهاي مورد استفاده: گلهاي خشک شده و به ندرت شاخ و برگ همراه با گل.
زيستگاه گردآوري: در کشور ما ايران و در مزارع و زمينهاي باير جنوب اروپا بسيار فراوان است و به عنوان يک گياه زينتي کاشته ميشود. اين گياه، بومي انگلستان و ويلز است و به طور محلي در ويلز و انگلستان کاشته شده و يا در زمينهاي باير مي رويد. گاهي با کاشت دانههاي آن در اواخر پاييز و يا در اوايل بهار کاشته مي شود. گياه را هنگامي که کاپيتول آن کاملاً باز شده است، ميچينند و در سايه، در گرماي کمتر از 35 درجه سانتيگراد خشک مي کنند. کشت تجارتي آن فقط هنگامي که نيروي کار ارزان، در دسترس است از نظر اقتصادي امکان پذير است.
ترکيبات و اثر: اسانس فرار، موسيلاژ و يک ماده ضد اسپاسم.
مصرف :
از راه خوراکي معمولاً به شکل تيزان به کار مي رود (يک قاشق غذاخوري از گياه را دريک ليتر آب سرد ريخته و حرارت نميدهند). براي اختلالات معدي همراه با درد، ديرهضمي، اسهال، تهوع و به ندرت براي التهاب مجاري ادرار و قاعدگي دردناک مصرف مي شود. دم کرده آن به شکل کمپرس مصرف مي شود. ميتوان گردگياه را بر روي زخمهاي ديرالتيام پذير، حساسيتهاي پوستي و عفونتهايي نظير جوش، کرک و تبخال پاشيد. همچنين براي بواسير و التهابهاي دهان، گلو و چشمها مصرف ميشود (فلوگ،1364).
بابونه يکي از گياهان علفي است که خواص دارويي ارزشمندي دارد. در کشورهاي غربي به خصوص در اروپا از جمله کشور آلمان مصرف آن بسيار متداول است. بابونه را در بستههاي زيبا و جذاب به عنوان چاي بابونه مورد استفاده قرار ميدهند. مصرف گل بابونه به صورت جوشانده و دمکرده براي برطرف کردن بسياري از ناراحتيها توصيه ميشود. شامپوي بابونه به شرطي که از کيفيت مطلوب برخوردار باشد براي تقويت موي سر و جلوگيري از ريزش آن استفاده ميشود. بابونه، اشتها آور و برطرف کننده ناراحتيهاي گوارشي است. مصرف دمکرده بابونه جهت رفع تب، ناراحتيهاي عصبي، نفخ معده، دلدرد و ساير ناراحتيهاي گوارشي توصيه شده است. دمکرده گل بابونه به عنوان داروي کاهش دهنده فشار خون و اوره خون، ضدعفوني کننده، ضدآماس و در بهبود ناراحتيهاي پوستي مؤثر است. ضماد گل بابونه براي پيچخوردگي مچ دست و پا استفاده مي شود. گل بابونه براي بانواني که اختلالات قاعدگي دارند و همچنين براي بانوان باردار جهت جلوگيري از استفراغهاي دوره حاملگي مؤثر است. بخور گل بابونه براي رفع درد گوش توصيه شده است (کيانمهر، 1387).
اکيناسه (سرخارگل)
نام علمي: Echinacea purpurea

خصوصيات: گياهي است چند ساله که ارتفاع آن 120-60 سانتيمتر است. اين گياه از يک ساقه عمودي، برگهاي تخممرغي شکل و نيزه اي زبر و دندانه دار برخوردار است. ريشه آن افشان بوده و گلهاي آن به رنگ بنفش و مخروطي شکل مي باشند که در تابستان و اوايل پاييز ظاهر ميشوند.
اقليم مورد نياز گياه: اين گياه بومي شرق، مرکز و غرب آمريکا است. به هواي آفتابي نياز دارد و به خشکي و سرما نيز مقاوم است.
تکثير اين گياه از طريق بذر ميباشد و وزن هزاردانه آن حدود 5/3 گرم است. مقدار بذر مورد نياز جهت توليد نشاء براي يک هکتار زمين، حدود يک کيلوگرم ميباشد. فواصل کاشت اين گياه، در حدود 60-40*30-20 سانتي متر و سيستم کاشت و آبياري نيز به صورت رديفي است.
دور آبياري: اين گياه، نسبتاً به خشکي مقاوم است، ولي براي عملکرد خوب نياز به آبياري منظم دارد.

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

نيازهاي غذايي اصلي: به کودهاي شيميايي زياد نيازي ندارد و استفاده زياد از کودهاي نيتروژن موجب ضعيف شدن سيستم ريشهاي ميشود. کاربرد نيتروژن به ميزان 200-100 کيلوگرم در هکتار، فسفر به ميزان 120-100 کيلوگرم در هکتار و پتاس به ميزان 250-200 کيلوگرم در هکتار کافي است.
روش کاشت : کاشت مستقيم در زمين اصلي و کاشت خزانهاي.
زمان مناسب براي کاشت در خزانه: بسته به شرايط منطقه از اوايل تا اواخر بهمن ماه کاشت ميگردد.
تيمارهاي مورد نياز جهت برطرف کردن دوره خواب بذر: بدون هر گونه تيماري جوانه مي زند. اما سرمادهي به مدت 4-1 هفته در ماسه مرطوب در دماي 5-0 درجه سانتيگراد درصد جوانه زني را افزايش مي دهد.
طول مدت جوانه زني بذر، 15-10 روز و مدت زمان لازم جهت انتقال نشاء از خزانه به زمين اصلي، 70-50 روز است. بافت خاک مناسب براي رشد اين گياه، شني لومي با زهکشي و هوادهي مناسب و pH مطلوب آن حدود 7 است.
اندامهاي مورد استفاده: به ترتيب اهميت، گل و برگ ها هستند.
زمان برداشت :
1- برداشت ريشه:در پاييز سال دوم، هنگامي که اندام هوايي گياه خشک و قهوه اي شد، بايد برداشت انجام گيرد و معمولاً از ماشينهاي برداشت سيبزميني براي اين کار استفاده ميشود.
2- برداشت برگ: بايد در تابستان و درست قبل از باز شدن کامل گلها، برداشت شود و سپس در محلي که کاملاً سايه و دور از نور آفتاب است، خشک گردد.
عمليات پس از برداشت: جدا کردن ساقه هاي باقي مانده از ريشه و سپس شستن ريشه ها قبل از خشک کردن آنها از مهمترين عمليات پس از برداشت به شمار ميروند. خشک کردن بايد در دماي 45-40 درجه سانتيگراد انجام شود. ميزان رطوبت ريشه پس از خشک شدن بايد حدود 10 درصد و ميزان مواد خارجي آن کمتر از 3 درصد باشد.
دقت هاي لازم در عمليات برداشت: برداشت بايد در هواي آفتابي و خشک انجام شود. قبل از برداشت ريشهها، بايد اندام هوايي گياه از ارتفاع 5 سانتي متري سطح خاک بريده شود، ضمن اينکه رطوبت خاک نيز زياد نباشد.
مراقبتهاي ويژه در زمان داشت: بلافاصله پس از انتقال نشاء، حتماً بايد آبياري انجام گيرد.
عملکرد: عملکرد ريشه خشک به ميزان 2 تا 6 تن در هکتار (بر حسب تراکم کاشت). عملکرد برگ خشک به ميزان 2-1 تن در هکتار و عملکرد کل اندام هوايي به ميزان 10-7 تن در هکتار است.
خواص درماني: مصرف سرخارگل، سبب تقويت سيستم ايمني و بهبود زخمها ميشود و از عفونتهاي دستگاه تنفسي فوقاني و سرماخوردگي پيشگيري ميکند (يزداني و همکاران، 1383).

توت روباهي
نام علمي: Sanguisorba minor.L
توت روباهي، گياهي چندساله است که تا ارتفاع 1 متر، رشد نموده و داراي برگهاي مرکب و گرد است. ساقه هاي گل دهنده باريک و منشعب مي باشند. اين گياه به سالاد، پنير و کرههاي گياهي افزوده ميشود. علاوه بر اين، داراي مصارف دارويي است. گونه ديگري بنام S.anistroides نيز وجود دارد که ازآن، بعنوان دارويي براي درمان ديابت استفاده ميشود.
منشاء آن، اروپا و آسيا (S.officinalis)، يا مرکز و جنوب اروپا (S.minor) ميباشد. بيشتر، ريشه خشک و گاهي قسمت هاي هوايي خشک شده، مورد استفاده قرار ميگيرد.
موارد استفاده و خواص: ريشههاي توت روباهي بعنوان داروي مؤثر براي درمان اسهال و داروي بواسير شناخته شدهاند. اين گياه براي درمان التهاب هاي داراي خونريزي در روده بزرگ و خونريزي رحم استفاده ميشود. همچنين، بصورت موضعي براي درمان بواسير، ناراحتيهاي مختلف پوستي ( مانند زخم ها، سوختگي ها و اگزما ) و التهاب هاي مخاطي ( بصورت محلول هاي غرغره يا مواد موجود در خمير دندان ) بکار مي رود.
در اروپا و چين، بيشترين استفاده طبي از اين گياه، به عنوان بند آورنده خون است و به همين دليل، بخش اول نام علمي آن به معني جذب کننده خون مي باشد.
عصاره هاي اين گياه معمولاً در تهيه مرهمها و محلولهاي شستشو بکار ميرود و بصورت استعمال موضعي مورد استفاده قرار ميگيرد (جعفر نيا و همکاران، 1387).

فصل اول بررسي منابع
بررسي منابع
نخست به دليل اينکه برخي از محققان و دانشمندان (براون4 و همکاران، 1997: استادن5، 2000: جاين6 و استادن، 2007: قبرهيوت7 و همکاران، 2008) بر اين باورند که تيمار دود ميتواند در زمره و مقوله پرايمينگ به شمار آيد، اين فصل را با توضيحي از پرايمينگ آغاز ميکنيم.
1-1- پرايمينگ8
جوانهزني، يک پديده پيچيده و پويا است و شامل تغييرات فيزيولوژيکي و بيوشيميايي است که به فعال شدن جنين منجر ميشود (بيولي و بلک9، 1985). وقوع چندين فرآيند متابوليكي همزمان كه در مرحله جوانهزني بذر صورت ميگيرد، مطالعه و بررسي حوادث مرتبط با آغاز فرآيند جوانهزني را دشوار مينمايد. در توليد گياهان زراعي موفق، مدت زمان کاشت بذر تا مرحلهاي که گياهچه استقرار کامل پيدا کند، از اهميت بالايي برخوردار است. زيرا اين دوره، تاثيرات زيادي بر رشد گياه، عملکرد نهايي و کيفيت بذور، پس از برداشت خواهد داشت (وار و فلوز10، 1985).
تعاريف مختلفي براي جوانهزني ارائه شده است، از نظر متخصصان فيزيولوژي، خروج ريشهچه از پوسته بذر، جوانهزني محسوب ميشود. از نظر آناليزگران بذر، ظهور و توسعه ساختارهاي ضروري از جنين را جوانهزني تعريف کردهاند که نشان دهنده توانمندي بذر در توليد يک گياه طبيعي در شرايط مطلوب ميباشد (AOSA،200011). در طي جوانهزني بذر ممکن است محيط خاک اطراف بذر براي جوانهزني و رشد سريع گياهچه مناسب نباشد. تنشهاي زنده وغير زنده مانند درجه حرارتهاي بالا و پايين، خشکي يا غرقابي بودن، شوري، حشرات و عوامل بيماريزا ميتوانند سرعت، درصد جوانهزني و رشد گياهچه را کاهش دهند يا به طور کامل از جوانهزني بذر و ظهور گياهچه، جلوگيري نمايند (اشرف و فولاد12، 2005).
جوانهزني سريع بذر و رويش يكنواخت در زمين براي به دست آوردن محصولي خوب، در شرايط تنش و غيرتنش ضروري است. جوانهزني و رويش آهسته و يا پراكنده، معمولاً به پيدايش بوتههاي كمتر و كوچكتر منجر ميشود كه نسبت به تنشهاي زيستي و غير زيستي محيطي آسيب پذيرتر هستند. رويش ديرهنگام ممكن است موجب خرابي بستر بذر و افزايش تراكم خاك گردد كه سبب استقرار ضعيف گياه ميگردد. به طور كلي جوانهزني بذر سه مرحله دارد:
فاز اول، فرآيند جذب آب است كه در آن، آب توسط بذر جذب ميشود ولي فعاليت متابوليكي اندكي صورت ميگيرد.
فاز دوم، فاز تأخيري است كه در آن آب،به کندي جذب ميشود، اما فعاليت متابوليكي گستردهاي صورت ميگيرد.
فاز سوم، كه در آن افزايش محتواي آب با پيدايش و رشد ريشهچه همراه است.

جذب آب به صورت كنترل شده در بذر كه پس از آن نيز آبگيري انجام ميشود به هيدروپرايمينگ بذر معروف است و اين گونه بذرها در شرايط تنش، جوانهزني بهتري نسبت به بذرهاي تيمار نشده دارند و رشد گياهچه اوليه در آنها بيشتر است. در دو دهه اخير پرايمينگ بذر يكي از معمولترين روشها براي افزايش ميزان و يكنواختي جوانهزني و رويش در بسياري از گياهان زراعي مهم شده است.
در جريان پرايمينگ، معمولاً بذرها در معرض پتانسيل آب خارجي قرار ميگيرند، مقدار اين آب آنقدر اندك است كه مانع از جوانهزني ميشود، اما امكان وقوع يك سري فرآيندهاي فيزيولوژيك و بيوشيميايي پيش از جوانهزني را فراهم ميآورد. هنگامي كه بذر پرايم شده در محيط مناسب جوانهزني قرار ميگيرد، سريعتر از بذرهاي پرايم نشده جوانه ميزند. ايده پرايمينگ بذور کار جديدي نيست. بنظر ميرسد اين کار هزاران سال قبل با قرار دادن بذر درون آب، در مدت زمانهاي مختلف قبل از کشت صورت ميگرفته است. اين کار باعث جذب راحت آب، شسته شدن مواد بازدارنده و آغاز مراحل اوليه جوانهزني شده است.
پيشنهاد استفاده از پرايمينگ بذر براي تحمل گياه به تنشهاي محيطي به ويژه شوري، خشکي و درجه حرارتهاي نامناسب با انواع محلولهاي اسمزي قبل از کاشت توسط استروگونو13 (1964) ارائه شد. وي پي برده بود که جذب کنترل شده آب توسط بذر باعث بهبود جوانهزني و رشد سريع گياهچه تحت هر دو شرايط تنش و غيرتنش ميشود و به دنبال آن، باعث افزايش عملکرد نسبت به بذر پرايم نشده ميگردد.
اولين کار منتشر شده درباره پرايمينگ، اوايل دهه 1973 توسط هديکر14 و همکاران صورت گرفته است که آنها بذور را در لايههاي کاغذي مرطوب شده با پلياتيلن قرار دادند. بعد از آن روشهايي با قرار دادن بذور در محلول پلياتيلن گلايکول همراه با هوادهي توسط داربي و سالتر15 (1976) گزارش شد. در روشهاي مشابه، محلول نمکهاي غيرآلي براي ايجاد پتانسيلهاي اسمزي به کار رفت. در واقع وقتي که بذور در پلياتيلن و محلولهاي نمکي با غلظت مناسب قرار ميگيرند، نميتوانند آب را به راحتي جذب کنند (جذب آب کنترل شده). روشهاي مختلف داراي محاسن و معايبي هستند و تاثير آنها بر گياهان زراعي مختلف، يكسان نيست. همچنين تأثير روشهاي پرايمينگ از گونهاي به گونه ديگر و از مرحلهاي از رشد گياه به مرحله ديگر، متفاوت است.
بهطور كلي، تيمارهاي شيميايي، بيشتر مورد استفاده قرار ميگيرند و موثرتر از تيمارهاي بيولوژيك هستند زيرا فرمولاسيون و استانداردهاي تيمار به خوبي در آنها رعايت شده است. اما برخي از تيمارهاي بيولوژيكي همراه با تيمارهاي پرايمينگ فيزيكي و شيميايي، مورد استفاده قرار ميگيرند تا جوانهزني و رويش گياهچه را تحت شرايط تنشي و غيرتنشي افزايش دهند.
در اثر اعمال تيمارهاي پرايمينگ، فعاليتهاي متابوليکي جوانهزني تحريک ميشود و بهبود سرعت جوانهزني، يکنواختي رويش بوتهها، جوانهزني تحت شرايط متنوع محيطي و بهبود بنيه و رشد گياهچه را سبب ميشود (آنونيموس16، 2004). پرايمينگ ميتواند موجب تقويت قابل ملاحظه بذرهاي خشك گردد (هيدکر و کولبر17، 1978) كه نتيجه آغاز فرآيندهاي متابوليكياي ميباشد كه در جريان جذب آب به طور نرمال صورت ميگيرد و با خشك شدن در مرحله بعد، تثبيت شده است (هانسون18، 1973). در بذر نخودفرنگي19، پرايمينگ مانع از برخي آسيبهاي كروموزومي ناشي از پيري ميشود (سيويرتيپ و درادو20، 1995). همچنين تحقيقات نشان داده است كه پرايمينگ سبب القاي سنتز DNA هسته در سلولهاي كلاهك ريشهچه گوجهفرنگي (ليو21 و همکاران، 1997) و چندين گونه گياهي ديگر از جمله فلفل22 (لانتري23 و همکاران، 1993)، ذرت24 (گارسيا25 و همکاران، 1995) و ترهفرنگي ميگردد (اشرف و براي26، 1993).
1-2- فيزيولوژي پرايمينگ
پرايم شدن از طريق آغاز رويدادهاي اوليه جوانهزني بدون وقوع تقسيم سلولي در بذر، بهبود كيفيت جوانهزني بذور را سبب ميشود که ميتواند شامل کاهش مواد بازدارنده، شکسته شدن مواد ذخيرهاي، افزايش تدريجي آنزيمهاي ضروري براي هضم اندوسپرم و غيره باشد. اسموپرايمينگ بذور گوجهفرنگي از طريق افزايش فعاليت آنزيم اندوبتاماناناز، باعث کاهش محدوديت مکانيکي جوانهزني ميگردد (اشرف و فولاد، 2005). اسموپرايمينگ بذور ذرت شيرين سبب افزايش پروتئين، افزايش فعاليت آنزيم آلدولاز27، ايزوسيتراتلياز28 و گلوکز6- فسفات دهيدروژناز ميگردد (اسميت و کاب29، 1991). در بسياري از گونههاي گياهي، پرايمينگ باعث افزايش پليپپتيدهاي بذر، نظير آلفا و بتاتوبولينها در بذر شده است (دي کاسترو30 وهمکاران، 2000). همچنين فو31 و همکاران (1998)، در بادام زميني افزايش فعاليت آنزيم ايزوسيتراتلياز را گزارش کردند که عامل به حرکت درآوردن ذخاير چربي است.
پرايمينگ با حذف راديکالهاي آزاد اکسيژن که باعث تنشهاي اکسيداتيو ميشود، جوانهزني بهتر را سبب ميگردد (جي32 و همکاران، 2002). دي کاسترو و ژنگ33 (1995)، گزارش کردند که پرايمينگ بذور، روي سيکل سلولي تاثير گذار است. پروتئينهاي شوک حرارتي (HSPs)، در حين تيمار پرايمينگ توسط محلول پلياتيلنگلايکول، افزايش پيدا ميکنند. در حالي که در هيدروپرايمينگ به مدت يک روز و به دنبال آن خشک کردن خفيف، پروتئينهاي شوک حرارتي (HSPs) به سرعت کاهش مييابد. در حين هيدروپرايمينگ، فعاليتهاي کاتالازي افزايش پيدا ميکند. افزايش فعاليتهاي کاتالازي ممکن است تنشهاي اکسيداتيو در حين جوانهزني را کاهش دهد.
1-3- عوامل موثر بر پرايم کردن بذور
محيطي كه بذور در طي پرايم شدن در آن قرار ميگيرند، ميتواند در ميزان موفقيت پرايم شدن موثر باشد. مهمترين عوامل محيطي عبارتند از: اكسيژن، نور و دما.


پاسخی بگذارید