1- مقدمه2
1-1- بيان مساله4
1-2- اهميت وضرورت تحقيق11
1-3- اهداف پژوهش12
1-3-1- اهداف اصلي پژوهش12
1-3-2- اهداف فرعي پژوهش12
1-4- تعريف نظري وعملياتي متغيرها13
1-4-1- تعاريف نظري13
1-4-2- تعاريف عملياتي13
فصل دوم: ادبيات تحقيق
2-1- احساس تنهايي14
2-1-1- ديدگاه هايي پيرامون احساس تنهايي18
2-1-1-1- ديدگاه ويس19
2-1-1-2- ديدگاه ديگر محققان19
2-2- تعهد هويت22
2-2-1- ماهيت و مفهوم هويت25
2-2-2- شكل‌گيري هويت27
2-2-2-1- عوامل موثر بر شكل‌گيري هويت31
2-2-3- نظريه‌هاي مربوط به هويت31
2-2-3-1- نظريه اريكسون32
2-2-3-2- ديدگاه مارسيا35
2-2-3-3- ديدگاه بروزنسکي37
2-2-3-3-1- سبک هويت هنجاري38
2-2-3-3-2- سبک هويت سردرگم / اجتنابي39
2-2-3-3-3- سبک هويت اطلاعاتي40
2-2-4- ارتباط سبک هاي هويت و تعهد هويت41
2-2-5- چهار پايگاه اساسي هويت46
2-3- ابراز وجود49
2-3-1- هدف هاي جرأت ورزي و ابراز وجود53
2-3-2- مزاياي رفتار جرأتمندانه54
2-3-3- پيامدهاي منفي نداشتن جرأت يا قدرت ابراز وجود54
2-3-4- عوامل دوري از رفتار جرأتمندانه55
2-3-5- ابراز وجود در روانشناسي باليني56
2-4- پيشينه تحقيق58
2-4- فرضيات تحقيق69
2-4-1- فرضيات اصلي پژوهش:69
2-4-2- فرضيات فرعي پژوهش:69
فصل سوم ـ روش تحقيق
3-1- روش تحقيق70
3-2- جامعه و نمونه آماري70
3-3- ابزار تحقيق72
3-4- روش اجرا75
3-5- روش‌هاي تجزيه و تحليل داده ها:76
3-6- ملاحظات اخلاقي76
فصل چهارم: تجزيه و تحليل داده ها
4-1- يافته هاي توصيفي77
4-2- يافته هاي استنباطي78
همبستگي بين متغير ها78
فصل پنجم: بحث و نتيجه گيري
5-1- تبيين فرضيه هاي پژوهش83
5-2- محدوديت هاي پژوهش89
5-3- پيشنهادات پژوهش89
5-3-1- پيشنهادات کاربردي89
5-3-2- پيشنهادات پژوهشي89
ضمائم90
منابع و مآخذ
منابع 98
فهرست جداول
عنوان صفحه
جدول 3-1: سن نمونه71
جدول 3-2: جنسيت71
جدول 4-1: ميانگين و انحراف معيار متغير هاي مورد پژوهش77
جدول 4-2: ميانگين و انحراف معيار متغير هاي مورد پژوهش به تفکيک جنسيت77
جدول 4-3: همبستگي بين متغير ها78
جدول 4-4: خلاصه مدل79
جدول 4-5: تحليل واريانس مدل رگرسيون79
جدول4-6: درصد تغييرات وارد شده80
جدول 4-7: خلاصه مدل80
جدول 4-8: تحليل واريانس مدل رگرسيون80
جدول4-9: درصد تغييرات وارد شده81
جدول4-10: آزمون t جهت سنجش تفاوت ميانگين تعهد هويت بر حسب جنسيت81
جدول4-11: آزمون t جهت سنجش تفاوت ميانگين ابراز وجود بر حسب جنسيت82
جدول4-12: آزمون t جهت سنجش تفاوت ميانگين احساس تنهايي بر حسب جنسيت82
چکيده
پژوهش حاضر با هدف بررسي رابطه تعهد هويت و ابراز وجود با احساس تنهايي در دانشجويان انجام شده است. جامعه آماري اين پژوهش دانشجويان ورودي جديد دانشگاه ارسنجان در سال 1391-1392بودند و نمونه پژوهش به حجم 284 نفر انتخاب شدند. ابزار تحقيق پرسشنامه هاي احساس تنهايي، تعهد هويت و ابراز وجود بود که از پايايي و روايي مناسبي برخوردارند. آزمون هاي آماري مورد استفاده در تجزيه و تحليل داده ها همبستگي پيرسون، روش تحليل رگرسيون خطي و آزمون تي مستقل بود. نتايج حاکي از آن است که تعهد هويت توانايي پيش بيني احساس تنهايي را در سطح معني دار 0.05 دارد. همچنين، ابراز وجود توانايي پيش بيني احساس تنهايي در سطح 0.05 را دارد. يافته هاي جانبي پژوهش حاضر حاکي از آن است که در بين دانشجويان زن و مرد از نظر تعهد هويت تفاوت معني داري وجود دارد و دانش جويان زن از تعهد بالاتري در مقايسه با دانشجويان مرد برخوردارند. اما از نظر ميزان احساس تنهايي و ابراز وجود تفاوت معناداري در بين دانشجويان زن و مرد مشاهده نشد.
نتيجه آنکه، تعهد هويت و ابراز وجود بر احساس تنهايي تاثير دارد و زنان نسبت به مردان متعهدتراند.
کلمات کليدي: احساس تنهايي، تعهد هويت و ابراز وجود، دانشگاه ارسنجان.
فصل اول
کليات تحقيق
1- مقدمه
انسان پيوسته کوشيده است هستي و رويدادهاي جهان پيرامون خويش را تعريف کرده و در جستجوي پاسخ پرسش هاي خويش برآيد. تصويري که ما از جهان داريم معمولا توسط دانش و عقيده ما شکل گرفته است. در اين زمينه و در ارتباط با پديده هاي پيراموني خود گاهي پيش مي آيد که براي دوره اي احساس تنهايي مي کنيم، اينکه چرا پديده اي به نام تنهايي وجود دارد، اساسا يک پرسش هستي شناختي است و درست است که مي توان عواملي که در اين احساس نقش دارند و يا عوامل اجتماعي که موجب تقويت اين احساس مي شوند را شناسايي کرد اما هرگز نمي توان چگونگي تجربه اين احساس را وزن کرد، اندازه گرفت و يا مقايسه کرد(پرلمن و پپلو 1،1982).
نوجوان نوعي احساس تنهايي داشته و همين امر موجب مي‌شود كه با خود بگويد هيچكس فكر و احساس مرا ندارد. نتيجه چنين احساسي موجب احساس رضايت از خود در نوجوان است. در ابتداي بلوغ نوجوان به درستي نمي‌داند كه كيست و از زندگي چه مي‌خواهد. براي اينكه او بتواند به وحدت هويت خويش برسد، زمان لازم دارد. اين زمان فاصله‌اي ميان آغاز بلوغ تا شروع زندگي شغلي و پايان تحصيلات يا زمان ازدواج و آغاز زندگي خانوادگي است. اين زمان در گروههاي مختلف اجتماعي و فرهنگ‌هاي مختلف كم و زياد مي‌شود. در اين راستا، و در ارتباط با احساس تنهايي، متغيري که از اهميت برخوردار است، مساله هويت و تعهد به هويت در زمان احساس تنهايي است. اهميت موضوع “هويت” و بحرانهاي ناشي از بي هويتي و به تبع آن تعهد هويت يکي از مسائل بسيار مهم در جامعه شناخته مي شود. تعهد هويت، يكي از مهمترين مسائل و چالش هاي پيش روي جوامع در حال توسعه در طي فرآيند جهاني شدن و جهاني سازي خواهد بود و پرداختن به اين مقوله در ارتباط با احساس تنهايي ضرورتي اجتناب ناپذير مي نمايد(همان منبع).
همچنين، نوع ابراز وجود فرد در زمان احساس تنهايي متغير ديگري است که پرداختن به آن از اهميت بسزايي برخوردار است. در شرايطي که فرد ابراز وجود سالم و مثبتي دارد، بر اساس يک منطق و دليل از موضع خود دفاع مي‌کند. و علاوه بر اينکه به حقوق ديگران احترام مي‌گذارد، از حقوق خود نيز دفاع مي‌کند و نمي‌گذارد فداي خواسته‌هاي ديگران شود. چنين فردي درباره زندگي خودش تصميم مي‌گيرد، براي تصميم‌گيري بهتر از ديگران کمک مي‌خواهد، ولي تصميم نهايي را خودش مي‌گيرد، به ميل خود شغلش را انتخاب مي‌کند. ابراز وجود کردن ميزان برابري انسان‌ها را افزايش مي‌دهد و به فرد امکان مي‌دهد تا به سود خود اقدام کند و بدون اضطراب روي پاي خود بايستد و احساسات خود را صادقانه و خيلي راحت ابراز کند(برگونو و شيخ2،2004).
از سويي، ابراز وجود به معني احترام گذاشتن به خود و ديگران است . يعني اين كه عقايد، ا فكار ، باورها و احساسات ما و ديگر افراد از نظر اهميت برابرند. به نوعي همه ما مستحق دريافت احترام از طرف ديگران هستيم و اين در صورتي محقق است كه فرد براي خود حرمت قائل باشد و به عقايد و آرمان هاي خود ايمان داشته باشد(هرمزي نژاد و همکاران، 1379). عدم احترام به عقايد خود و ديگران مي تواند فرد را با چالش روبرو نموده مشکلات عديده اي را براي وي بوجود آورد. از جمله پيامد هاي احترام به عقايد خود و ديگران، خود کم بيني است. اين مساله سبب مي شود تا فرد در مقابل ديگران ارزش هاي وجود خود را ناچيز دانسته و به تبع آن در جمع احساس کمبود نموده و براي فرار از اين مشکل جمع را ترک نموده و در نتيجه تنها شود. لذا در اين راستا، تنها شدن حس تنهايي را به دنبال داشته و در اذاي آن ناراحتي هاي فراواني را تحت تاثير اين حس تجربه خواهد نمود که اثرات مخربي بر شخصيت فرد مي گذارد(همان منبع).
تعامل با افراد ديگر از نيازهاي اصلي انسان به عنوان موجودي اجتماعي به ويژه در بين دانشجويان است. تحقيقات نشان مي دهد که تجربه تنهايي مسئله اي جهاني است که همه انسانها کم و بيش آن راتجربه کرده اند. افراد در همه فرهنگها، نژادها، طبقات اجتماعي، سنين و زمانها احساس تنهايي راتجربه مي کنند. با اين حال در متون علمي و تحقيقاتي روان شناسي به اين سازه کمتر توجه شده است(همان منبع). احساس تنهايي تجربه نا خوشايند مانند تفکر فرد مبني بر متمايز بودن از ديگران است که با مشکلات رفتاري قابل مشاهده مانند اندوه، عصبانيت و افسردگي و بحران هويت و نداشتن قاطعيت همراه بوده و ناهماهنگي بين انتظارات و آرزوها را در روابط اجتماعي نشان مي دهد و در رفتارهاي نظير اجتناب از ارتباط با ديگران نمود مي يابد(الهاگين3،2004). به عقيده ي دان و بايدوز4(2007)، احساس تنهايي يکي از مشکلات شايع دوران جواني است که مي تواند روابط اجتماعي فرد را نامتعادل سازد و او را درگير مشکلات عاطفي و رواني- اجتماعي نمايد. اين اتفاق مي تواند مشکلاتي اساسي را در آينده پديد آورد. بنابراين، اگر فرد احساس تنهايي نمايد، به تبع آن و به دليل اينکه نمي تواند با ديگران ارتباط برقرار نمايد دچار افسردگي شده و افسردگي پيامد هايي از جمله افکار خود کشي را به دنبال خواهد داشت(رايت5، 2005).
بنابراين، هدف از انجام اين تحقيق، بررسي رابطه تعهد هويت6 و ابراز وجود7 با احساس تنهايي8 در دانشجويان است. در اين تحقيق تلاش شده است ارتباط بين اين سه متغير بيان گردد.
1-1-بيان مساله
يکي از مراحل ايجاد تحول در شخصيت فراگيران، گذر از مرحله دانش آموزي و ورود به دانشگاه است. در اين تحول، فراگير وارد مرحله جديدي از زندگي مي شود و در محيطي جديد با ويژگي هاي خاص خود قرار مي گيرد. اگر در دبيرستان، با همنوعان خود در ارتباط بوده است، در اين مرحله بايد پذيرنده جنس مخالف، شرايط جديد تحصيل، آزادي هاي و خود اتکايي بيشتر، نيز باشد. اين مساله براي دانشجويان مي تواند تنيدگي هاي خاص خود را به همراه داشته باشد. بنابراين، در چنين فضايي دانشجويان با چالشهاي فرهنگي، رواني و تحصيلي بسياري به ويژه در خوابگاه ها روبرو هستند. از جمله عواملي که دانشجويان را تحت تاثير قرار مي دهد مي توان به پذيرفتن نقشهاي جديد، تقاضاهاي تحصيلي، مشکلات مالي، کاهش اعتماد به نفس، احساس غربت، نقص در مهارتهاي مطالعه، کم جرات بودن در هنگام تعاملات اجتماعي، اختلال در کسب هويت، اضطراب و تنش زياد اشاره کرد (پرلمن و پپلو ،1982).
يکي از عواملي که تحت تاثير جو دانشگاه، فرد ممکن است با آن روبرو شود، احساس تنهايي است. احساس تنهايي وضعيت پيچيده شناختي و انگيزشي و هيجاني خاصي است که با اشتغالات فراوان ذهني در مورد محيط و شرايط همراهي دارد و معمولا با خلق افسرده و نشانه هاي مختلف روان تني تجربه مي شود. احساس تنهايي تجربه ناخوشايندي است که در پاسخ به نارساييهاي کمي يا کيفي در روابط اجتماعي ظاهر مي شود(همان، 1981). اين احساس در روانشناسي سابقه اي کوتاه دارد. اما در فلسفه، ادبيات و مذهب آثار بسياري را مي توان يافت که به آن پرداخته اند (کرواس- پالو9، 2008).
در تعريف احساس تنهايي، سه مولفه اصلي را مي توان بازشناسي نمود: نخست مولفه اجتماعي احساس تنهايي که احتمالا بارزترين و مهمترين بعد احساس تنهايي است، چرا که اين احساس به روشني منعکس کننده نارسايي روابط اجتماعي ارضا کننده است. با اين حال نمي توان احساس تنهايي را معادل انزواي اجتماعي درنظر گرفت يا به عبارت ديگر بايد بين انزوا طلبي و احساس تنهايي تمايز قائل شد. تلاش براي تفکيک احساس تنهايي از انزوا طلبي به دومين مولفه احساس تنهايي منتهي مي شود. احساس تنهايي احساسي فاعلي است که لزوما با واقعيت بيروني همسان نيست. به عبارتي، در حالي که برخي از افراد روابط اجتماعي محدودي دارند، احساس تنهايي را تجربه نمي کنند. اما برخي ديگر با وجود برخورداري از شبکه روابط اجتماعي نسبتا گسترده، از احساسهاي ناخوشايند تنهايي رنج مي برند(همان منبع).
بنابراين احساس تنهايي مستلزم ادراک يا ارزيابي فرد ازروابط اجتماعي خويشتن ومقايسه وضعيت کنوني با وضعيت مطلوب وآرماني مورد نظر اوست. از ديدگاه برخي از صاحبنظران اين مقايسه و نحوه ادراک روابط اجتماعي علت بروز احساس تنهايي است (هينريچ وگالون10، 2006).
سومين مولفه دربرگيرنده ويژگيهاي عاطفي و هيجاني احساس تنهايي است. در اکثر تعريف هاي ارائه شده درباره احساس تنهايي ،از احساس ناخوشايند و هيجانهاي منفي سخن به ميان امده است که اغلب افراد از آن مي گريزند. با اين حال برخي از پژوهشگران به جاي آنکه احساس تنهايي را صرفا يک هيجان منفي تلقي کنند آن را تداعي کننده پاره اي هيجانهاي منفي مانند اضطراب، افسردگي، دوست داشتني نبودن و… مي دانند(رايت، 2005).
براين اساس احساس تنهايي گذرگاهي براي هجوم آوردن احساس هاي منفي ديگري است که اغلب افراد مي کوشند به صورت هشيار و ناهشيار از آنها اجتناب کنند. براساس گزارش انجمن سلامتي دانشجويان درآمريکا، دو هفته اول ورود به دانشگاه زمان بسيار بحراني براي فرآيند سازگاري دانشجويان است. دانشجوياني که دچار احساس تنهايي مي شوند نارضايتي بيشتري از تحصيل در دانشگاه دارند و مشکلات تحصيلي واحتمال ترک تحصيل درآنها 3 برابر جمعيت عادي مي باشد (آدلف و همکاران11،2001).
بسياري از محققان معتقدند بيشتر دانشجوياني که دچار احساس تنهايي مي شوند در زمينه تعاملات اجتماعي به خصوص برقراري تماس و دريافت حمايت دچار ضعف بوده و باشيوه اي جراتمندانه عمل نمي کنند. اين دسته در هنگام مواجهه با عوامل تنش زا دچار تنش و اضطراب زيادي شده وقدرت تفکروسازگاري را به شکل سازنده ومفيد از دست مي دهند و در نتيجه در محيط جديد بسيار منفعلانه عمل مي کنند(برت12،1993).
مساله اي که در اينجا مطرح است اين است که چه عواملي مي تواند با احساس تنهايي در ارتباط باشد. از جمله متغير هايي که مي تواند با احساس تنهايي در ارتباط باشد، مي توان به تعهد هويت و ابراز وجود اشاره کرد. (ناصحي، 1390؛ حجازي و همکاران، 1386 و برونسکي و کوک، 2005).
تعهد هويت به هويت پايدار فرد در قبال تغيير و تحولات بوجود آمده در پيرامون فرد به دليل ورود به محيطي جديد اشاره دارد و سخن از اين است که با ورود فرد به محيط جديد آيا هويت پايدار کنوني اش را حفظ مي نمايد يا با توجه به شرايط جديد در پي شکل دهي هويتي جديد است. همچنين، مساله ابراز وجود به اين موضوع اشاره دارد که آيا جرأت بروز شخصيت خود در شرايط جديد را دارد؟ يا به عبارتي، فرد با قرار گرفتن در محيط جديد و شرايط جديد، اين جرأت را دارد که موقعيت هاي جديد را در خود هضم نمايد و با آن کنار بيايد؟.
با توجه به توضيحات فوق، در ارتباط با ابراز وجود مي توان گفت، ابراز وجود، کارکردي فردي است که به سازگاري در تعامل اجتماعي کمک مي کند، بنابراين، کنش ناموفق در ابراز وجود بر اضطراب، افسردگي و اختلالات شخصيتي مي افزايد. افزايش ابراز وجود موجب افزايش رفتارهاي جرات ورزانه و اعتماد به نفس دانشجويان مي شود. بنابراين ابراز وجود عملکردي است که داراي جنبه هاي شناختي، هيجاني و رفتاري است و نمايانگر توانمندي فرد در برخورد موثر با خواسته هاي محيطي مي باشد. فردي که داراي جرات ورزي مناسب است نه تنها در مواجهه با مشکلات و عوامل تنش زا رويارويي بهتري دارد، بلکه به جهت رفتار موفقيت آميز در برخورد با اين عوامل، ارزيابي شناختي مثبت تري از خود داشته و به تبع آن هيجانها و عواطف مثبت تري را نيز تجربه مي نمايد(پويرزلي13،2002).
بنابراين، سوالي که در اين جا مطرح مي گردد اين است که آيا متغير روانشناختي ابراز وجود در فرد مي تواند بر احساس تنهايي دانشجو در موقعيت جديدي که در آن قرار گرفته است غلبه نمايد. زيرا اگر فرد جرات لازم براي بروز خود را نداشته باشد، يا به عبارتي احساس خود کم بيني نمايد، در بر قرار ارتباط با محيط و ديگران دچار مشکل شده و در نتيجه تنها و منزوي خواهد شد. نکته اي که در اينجا و در ارتباط با موضوع تحقيق لازم است به آن اشاره نماييم اين است که افراد در ابراز وجود خود در موقعيت هاي معين مشکل دارند(هاشمي،1383). ابراز وجود به انسان احساس خود کارآمدي و کنترل دروني مي بخشد و اين احساسات نيز در روابط متقابل با ديگران، اعتماد به نفس و عزت نفس را تقويت مي کند و مانع از بروز احساس تنهايي مي شود(پاييزي، 2006).
از سويي ديگر، تعهد هويت يکي از متغير هاي روانشناختي است که دانشجويان در آغاز ورود به دانشگاه تحت تاثير آن قرار دارند(برمن و همکاران14، 2002). به عقيده اريکسون15(1963) هويت، احساس نسبتا پايداري از يگانگي خود است. اين بدان معنا است که، عليرغم تغيير رفتارها، افکار و احساسات، برداشت فرد از خود همواره مشابه است. اين احساس که “ما چه کسي هستيم” بايد با نگرشي که ديگران از ما دارند، نسبتاً همخوان باشد. در اين راستا به رغم نسبي گرايي و پيچيدگي هويت افراد در حال رشد، افراد آگاهانه ارزش هايي را انتخاب مي کنند و مسئوليت انتخاب خود را مي پذيرند. لذا، پايبندي به هويت خود در اينجا، تعهد هويت ناميده مي شود. به عبارتي، فرد در مواجهه با شرايط جديد و ارزش هاي جديد نسبت به هويت خود پايبند مي ماند. از اين رو، اريکسون(1963) نتيجه دستيابي به هويت استوار را ايجاد تعهد نسبت به ارزشها و اهداف مي داند. بنابراين تعهد به عنوان پيامد هويت در نظر گرفته مي شود(برمن و همکاران، 2002).
به عقيده اريکسون دوران نوجواني دوره ي هويت يابي است و هويت عبارت است از”يک احساس نسبتا پايدار از يگانگي خود”. براساس نظريه اريکسون درسال(1968)، هويت احساسي عيني از تماميت دروني را فراهم مي آورد و به عنوان بافت تفسيرگري عمل مي کند که درآن به پرسشهايي درباره مقصود ومعني زندگي پاسخ داده مي شود. درحالي که نوجوانان با اطمينان ازخود درک کند که از ديگران متمايز و جداست، درحد معقولي داراي ثبات راي و يکپارچگي است، درطول زمان تداوم دارد، و خود را شبيه به آن تصوري بداند که ديگران از او دارند، به احساس هويت کاملي از خود دست مي يابد. برزونسکي براساس ديدگاه رواني – اجتماعي هويت اريکسون، وضعيت هاي هويت نظريه مارسيا16، فرآيند اکتشاف (رفتارحل مساله معطوف به گردآوري اطلاعات درباره خودومحيط با هدف تصميمي گيري براي انتخابهاي مختلف زندگي) و تعهد (پيوستن و پذيرفتن مجموعه خاصي از اهداف ارزشها وباورها)، مدلي فرآيند محور از هويت ارائه داده است(برزونسکي و فراري17، 1996).
دستيابي به هويت به عنوان توانايي تجربه ي خود به صورت چيزي پيوسته و يکپارچه در طي زمان و عمل براساس آن و رسيدن به تعريفي خاص و منحصر به فرد از خود از تکاليف اصلي دوران نوجواني به شمار مي رود (مارسيا 1993، آرچر18 و واترمن19، 1990) اما در جوامع امروزي به دليل پيچيدگي زندگي الزامات ناشي از دوره هاي تحصيل طولاني تر و مشکلات استقلال اقتصاد ي در آغاز زندگي شغلي دوره ي نوجواني طولاني تر شده است. به اين دليل دست يابي به استقلال اقتصادي ديرتر حاصل شده و جدايي از والدين و تشکيل زندگي مستقل با تاخير زيادي همراه است رسيدن به استقلال در 18 الي 20 سالگي و در موارد نسبتا زيادي در 20 الي 25 سالگي امکان پذير مي شود (لطف آبادي، 1384) به همين دليل پايان دوره ي نوجواني معمولا مصادف با زمان ورود فرد به دانشگاه است. بنابراين دانشجويان نه تنها بايد با چالش ها ومشکلات مربوط به جداشدن از خانواده تطابق با محيط اجتماعي و انتظارات تحصيلي جديد مواجه شوند بلکه تکليف تکميل هويت را نيز به اتمام رسانند (برزونسکي و همکاران، 2003) پژوهش ها نشان داده است در پايان دروه ي متوسطه و سالهاي آغازين دانشگاه هنوز تکليف تکميل هويت به سرانجام نرسيده است (واترمن 1999، کالسنر و پيستولي20، 2003).
در اين راستا مساله را مي توان اينگونه تبيين نمود که دانشجو با قرار گرفتن در موقعيت جديد تعادل روانشناختي خود را از دست داده و به تبع آن هويت وي نيز دچار دگرگوني مي گردد. عدم پايداري و تعهد به هويت پيشين سبب مي شود دانشجو نتواند در جهت سازگاري با شرايط جديد هويت خود را در جهت کنار آمدن با شرايط جديد انطباق داده و در نتيجه وجود شکاف بين ثبات و پايداري هويت فرد و برقرار ارتباط با ديگران موجب مي شود فرد احساس تنهايي نمايد(همان منبع).
بنابراين، از جمله مشکلات احتمالي که ممکن است موجبات اين احساس تنهايي را بوجود آورد مساله تعهد هويت در دانشجويان است. اين بدان معنا است که احتمال دارد احساس تنهايي ناشي از اختلال در کسب هويت باشد.( اريکسون، 1968؛ نقل از ماريس21،2001)
با توجه به اهميت تعهد هويت و ابراز وجود و در نتيجه مشکلات احتمالي ناشي از عدم پايداري يا تعهد به هويت و ارزش هاي تشکيل دهنده هويت فرد و همچنين، عدم احترام به عقايد خود، محقق را بر آن داشت که به بررسي ارتباط اين دو متغير با احساس تنهايي بپردازد. سوالي که در اين زمينه پاسخ گويي به آن از اهميت برخوردار است اين است که آيا ابراز وجود و تعهد هويت قادر به پيش بيني بخشي از واريانس احساس تنهايي مي باشد؟

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

1-2- اهميت وضرورت تحقيق
تحقيق را به دلايل مختلفي انجام مي دهند، از جمله دلايل انجام تحقيق 1- وجود گسست در بدنه دانش مورد مطالعه و 2- تاييد و رد دانش موجود است(سرمد و همکاران، 1386). در اين راستا و در ارتباط با موضوع تحقيق، تحقيق از جمله تحقيقاتي است که به دليل نبود تحقيق مشابه در اين زمينه در راستاي پر کردن شکاف موجود در بدنه دانش انجام خواهد شد. لذا، بررسي رابطه بين متغير هاي مورد مطالعه ضروري به نظر مي رسد.
با توجه به هدف تحقيق مبني بر بررسي رابطه بين تعهد هويت و ابراز وجود با احساس تنهايي در دانشجويان، آنچه در اين پژوهش حائز اهميت است، اين است که با مروري بر پژوهش هايي که تا کنون در اين زمينه انجام شده است، متوجه خواهيم شد که پژوهشي مشابه در اين زمينه حداقل در ايران و در گروه دانشجويان انجام نشده است. زيرا همه پژوهش ها تنها يکي از اين متغير ها يا در بهترين حالت ارتباط بين دو متغير تحقيق را مورد بررسي قرار داده اند و از اين نظر موضوع تحقيق حاضر بکر و جديد است. لذا از آنجا که از دلايل انجام پژوهش در يک حوزه، بکر و جديد بودن موضوع تحقيق است، انجام اين پژوهش ضرورت مي يابد.
از سويي، احساس تنهايي، مساله اي بسيار مهم است که بي توجهي به آن مي تواند اثرات مخربي را براي فرد و جامعه در پي داشته باشد. احساس تنهايي مي تواند، تحت تاثير عوامل متعددي بوجود آيد. بنابراين شناسايي عوامل موثر بر احساس تنهايي ضروري است. از سويي ديگر از جمله متغير هايي که مي تواند بر احساس تنهايي موثر باشد، ابراز وجود و تعهد هويت است. لذا شناسايي رابطه اين دو متغير با احساس تنهايي از اهميت و ضرورت برخوردار است.

1-3- اهداف پژوهش:
1-3-1- اهداف اصلي پژوهش:
1-بررسي قدرت پيش بيني کنندگي تعهد هويت بر احساس تنهايي .
2- بررسي قدرت پيش بيني کنندگي ابراز وجود بر احساس تنهايي.
1-3-2- اهداف فرعي پژوهش:
1- بررسي تفاوت بين تعهد هويت دانشجويان دختر و پسر.
2- بررسي تفاوت بين ابراز وجود دانشجويان دختر و پسر.
3- بررسي تفاوت بين احساس تنهايي دانشجويان دختر و پسر.

1-4- تعريف نظري وعملياتي متغيرها:
1-4-1-تعاريف نظري:
تعهد هويت: براساس تعريف راتانسي وفونيکس22(1997،به نقل از برزونسکي،2005) هويت ساختار مفهومي سطح بالايي است که کوشش مي کند مولفه هاي جدا از هم را به صورت پرمعنا و قابل درک، وحدت بخشد و سازمان بدهد. پايبندي به هويت خود، تعهد هويت ناميده مي شود. به عبارتي، فرد در مواجهه با شرايط جديد و ارزش هاي جديد نسبت به هويت خود پايبند مي ماند.
احساس تنهايي: تجربه ناخوشايندي است که درپاسخ به نارساييهاي کمي يا کيفي درروابط اجتماعي ظاهرمي شود(پرلمن و پپلو ،1982).
ابرازوجود: ابراز وجود شامل گرفتن حق خود و ابراز افكار، احساسات و اعتقادات خويش به گونه اي مناسب مستقيم و صادقانه است به نحوي كه حقوق ديگران را زير پا نگذاريم (کارفرد، 1385).

1-4-2- تعاريف عملياتي:
تعهد هويت: به نمره اي که فرد از پرسشنامه تعهد هويت(ISI-6G) 40 سوالي برزونسکي (1992) بدست خواهدآورد. دامنه تغييرات اين پرسشنامه بين 40 تا 200 است.
احساس تنهايي: به نمره اي که فرد از پرسشنامه احساس تنهايي 38 سوالي دهشيري (1387) بدست خواهدآورد. دامنه تغييرات نمرات اين پرسشنامه بين 38 تا 190 است
ابراز وجود: به نمره اي که فرد از پرسشنامه 40 سوالي گمبريل ريچي23 (1975)بدست خواهدآورد. دامنه تغييرات منرات اين پرسشنامه بين 40 تا 200 است.
فصل دوم
ادبيات تحقيق
دوره نوجواني، زيباترين مرحله عمر است و نشاط، تلاش، اراده، در اين سالها جلوه مي کند، و جرقه هاي هويت جويي که به نوعي همراه با بازيابي و باز سنجي گذشته خود و جامعه است. دانشجويان به عنوان قشري از نوجوانان در ورود به اين مرحله از زندگي تحت تاثير متغير هاي متعددي قرار دارند. در اين فصل و بر اساس متغير هاي مورد مطالعه تلاش مي شود، از نظر مفهومي، نظري و پيشينه پژوهش متغير هاي مورد مطالعه تبيين و توضيح داده شود.
2-1- احساس تنهايي
از جمله بحران هاي مهم دوران نوجواني که سازگاري فرد با محيط را دچار مشکل مي کند، احساس تنهايي است. الهاگين24(2004) احساس تنهايي را اين گونه تعريف مي کند: تنهايي، تجربه فردي ناخوشايندي مانند تفکر فرد مبني بر متمايز بودن از ديگران است که با مشکلات رفتاري قابل مشاهده مانند غمگيني، عصبانيت، و افسردگي همراه بوده و ناهمخواني بين توقعات و آرزوهاي فرد با امکان دستيابي او به اين آرزوها را در روابط اجتماعي نشان مي دهد و به صورت رفتارهايي نظير اجتناب از تماس با ديگران مشخص مي گردد(الهاگين، 2004).
الهاگين، احساس تنهايي را احساس ناخوشانيدي مي داند که در نتيجه ي کاستي در شبکه ي روابط اجتماعي فرد به صورت کمي و کيفي و عدم دسترسي به روابط نزديک و مطلوب با ديگران به وجود مي آيد. احساس تنهايي ويژگي هاي عاطفي و هيجاني است. در قريب به اکثر تعريفهاي ارائه شده درباره احساس تنهايي از احساس ناخوشايند و هيجانهاي منفي سخن به ميان آمده است که اغلب افراد از آنها مي گريزند. با اين حال برخي از پژوهشگران به جاي آنکه احساس تنهايي را صرفا يک هيجان منفي تلقي کنند آن را تداعي کننده پاره اي از هيجانهاي منفي مانند اضطراب، افسردگي دوست داشتني نبودن و … مي دانند (رايت، 2005).


پاسخی بگذارید