2-2-1-1 مفهوم مديريت سود16
2-2-1-2 انگيزههاي مديريت سود18
2-2-1-3 اعلان سود و عوامل مؤثر بر زمان اعلان سود23
2-2-1-3-1تقاضاي بازار براي اعلان سود24
2-2-1-4 مديريت زمان اعلان سود شرکت ها26
2-2-2 کيفيت سود و معيارهاي اندازهگيري آن28
2-2-4 چگونگي تاثيرگذاري مديريت سود بر معيارهاي کيفيت سود شرکت ها37
2-2-5 محتواي اطلاعاتي پيشبيني سود39
2-2-6رابطه ميان پيشبيني سود و کيفيت آن41
2-3پيشينه پژوهش43
2-3-1 پيشينه پژوهش داخلي43
2-3-2 پيشينه پژوهش خارجي45
فصل سوم:روششناسي پژوهش
3-1مقدمه47
3-3 روش جمع آوري داده ها49
3-4 فرضيه هاي پژوهش50
3-5 متغيرها بر اساس نقشي که در پژوهش دارند به دو دسته تقسيم ميشوند:50
3-6 مدلهاي مورد استفاده در پژوهش51
3-7 جامعه آماري، روش نمونه گيري و حجم نمونه52
3-8 روش‌هاي تخمين مدل هاي ادغام‌شده53
فصل چهارم:تحليل دادهها و يافتههاي پژوهش
4-1 مقدمه‏70
4-2 شاخصهاي توصيفي متغيرها70
4-3 آزمون ريشه واحد همجمعي72
4-3-1 بررسي فرضيههاي پژوهش76
فصل پنجم:نتيجهگيري و پيشنهادات
5-1 مقدمه83
5-2 تحليل نتايج آزمون فرضيههاي پژوهش83
5-2-1 بحث و نتيجهگيري85
5-3 پيشنهادهاي پژوهش86
5-3-1 پيشنهادهاي کاربردي مبتني بر نتايج پژوهش86
5-3-2 پيشنهاد براي پژوهش هاي آتي87

5-4 محدوديتهاي پژوهش87
منابع و مأخذ89
پيوست الف:اسامي شرکتها ………………………………………………………………………………………………………………………………..95
پيوست ب: خروجي نرم افزار……………………………………………………………………………………………………………………………..100
فهرست جداول
عنوان…………………………………………………………………………………………………………………………………………………………….صفحه
جدول (3-1) چگونگي انتخاب شرکتهاي مورد مطالعه پژوهش52
جدول(3-2)خلاصه ويژگيهاي اصلي آزمونهاي ريشه واحد پانل63
جدول 4-1 آمار توصيفي متغيرهاي پژوهش70
جدول4-2. آزمون هاردي براي ازمون ايستايي متغيرهاي پژوهش72
جدول 4-3 آزمون جارک براو73
جدول4-4. آزمون ريشه واحد دادههاي پانلي74
جدول 4-5 نتايج آزمونf ليمر75
جدول 4-6 نتايج آزمون هاسمن76
جدول4-7ضرايب معادله رگرسيون براي فرضيه اول77
جدول4-8 ضرايب معادله رگرسيون براي فرضيه دوم78
جدول4-9 ضرايب معادله رگرسيون براي فرضيه سوم79
جدول4-10 ضرايب معادله رگرسيون براي فرضيه چهارم………………………………………………………………………………………..80
جدول4-11 خلاصه فرضيات………………………………………………………………………………………………………………………………81
چکيده:
سود خالص يكي ازمهمترين اقلام اطلاعات حسابداري بوده و بهمنظور مفيد بودن در اخذ تصميمات سرمايهگذاران، داراي ويژگيهايي از جمله بههنگام بودن است. ويژگي بههنگام بودن جزيي از ويژگي مربوط بودن اطلاعات مطرح ميشود. در سالهاي اخير، بخش زيادي از مطالعات به بررسي زمان اعلان سود و دقت سودهاي پيشبيني شده توسط مديريت پرداخته است. در اين پژوهش، اثر اعلان زود هنگام سود بر کيفيت سود و کيفيت اقلام تعهدي مورد مطالعه و بررسي قرار گرفت. جامعه مورد پژوهش کليه شرکتهاي عضو بورس اوراق بهادار تهران بوده که با استفاده از نمونهگيري با روش غربالگري 112 شرکت از شركتهاي پذيرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در طي دوره زماني 1387-1393 انتخاب گرديد و با استفاده از دادههاي تلفيقي و روش رگرسيون حداقل مربعات تعميم يافته فرضيات مورد نظر در پژوهش آزمون شد.هدف اين پژوهش مطالعه زمان اعلان سود بر کيفيت سود و کيفيت اقلام تعهدي اختياري ميباشد. زمان پژوهش حاضر 1387-1393 ميباشد. منطق اجراي پژوهش مورد نظر قياسي است و اطلاعات مورد نياز براي آزمون تجربي فرضيههاي پژوهش از پايگاههاي داده جمع آوري شده است. اين پژوهش بر معيارهاي مالي و حسابداري شركتهاي پذيرفته شده در بورس اوراق بهادار تأکيد ميكند. در اين پژوهش با استفاده از اطلاعات واقعي صورتهاي مالي شرکتهاي پذيرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران، ميزان ارتباط متغيرهاي مستقل و وابسته مورد آزمون قرار گرفته شده است . نتايج به دست آمده حاکي از اين است که اعلان زود هنگام سود بر هموارسازي سود تأثير مثبت و معنادار و بر پيشبيني سود و پايداري سود و کيفيت اقلام تعهدي تأثير منفي و معناداريدارد.
کلماتکليدي: اعلان سود،کيفيت سود، کيفيت اقلام تعهدي، پايداري سود، پيشبيني سود
فصل اول
کليات پژوهش
1-1مقدمه
سرمايهگذاران و ديگر استفادهكنندگان، اعلان سود ساليانه شركتها را يكي از منابع اطلاعاتي مهم و با صرفه تلقي مينمايند كه داراي محتواي اطلاعاتي باارزشي است. اعلان به موقع سود ساليانهي شركتها، از يك طرف بهبود ويژگي كيفي مربوط بودن و از طرف ديگركاهش عدم تقارن اطلاعاتي بين استفادهكنندگان را به دنبال خواهد داشت. اصليترين و بحث برانگيزترين زمينه كاربرد سود در بازارهاي سرمايه ميباشد .در بازار سرمايه، بازده سهام يك شركت معادل تغييرات صورت گرفته در ارزش بازار آن در طول يك دوره زماني به اضافه هرگونه سود پرداخت شده طي همان دوره بوده كه اين مفهوم ميتواند معياري از سود هر سهم شرکت در طي يک دوره زماني معين باشد. (براون و همکاران، 20091) در مورد شركتهاي بورسي تاخير يا تسريع در اعلان سود ساليانه شركتها واكنش متفاوت سرمايهگذاران و ديگر استفادهكنندگان را به دنبال داشته و اثرات قابل ملاحظهاي بر کيفيت سود شرکتها خواهد داشت. (سيلوا،20102) به منظور افزايش و بهبود كارائي اطلاعاتي بازار بورس اوراق بهادار بسياري از كشورها الزمات ويژهاي را در مورد كاهش مهلت و نحوه افشاي اطلاعات مالي شركتهاي پذيرفته شده وضع نمودهاند. به عنوان مثال در امريكا و استراليا مهلت ارائه و افشاي اطلاعات مالي توسط شركتهاي بزرگ از 75 روز به 60 روز بعد از پايان سال مالي کاهش يافته است. (براون و همکاران،2009) اتحاديه اروپا نيز در نشست اكتبر 2011 خود، ضمن تاكيد بر گزارشگري به موقع ساليانه در بين كشورهاي عضو اتحاديه با انتشار بيانيهاي به دنبال لغو الزامات مربوط به گزارشگري مالي ميان دورهاي با هدف كاهش هزينههاي مربوط به گزارشگري بوده است. اثر و محتواي اطلاعاتي اعلان سود در بازار سرمايه تنها تابعي از ماهيت سود نبوده بلكه زمان مناسب ارائه و انتشار آن نقش مهمي در مفيد بودن اطلاعات حاصل از آن و مربوط بودن آن در تصميمگيريها دارد.
1-2بيان مسأله
زمانبندي اعلان سود يک عنصر کليدي استراتژي افشاء در ماليه شرکت مي باشد. شرکتهايي بطور استراتژيک اعلان سود خود را براي اثرگذاري بر واکنش سرمايهگذاران به اطلاعات محقق شده زمانبندي ميکنند (براون3 و همکاران، 2012).
مطالعات گذشته نشان دادهاند که اعلان سود زودتر از تاريخ اعلان سال قبل براي کاربران بسيار اطلاع دهندهتر از سود اعلان شده با تاخير است. بويژه، شرکتهايي که سود را زودتر (ديرتر) اعلان ميکنند بطور متوسط، يک واکنش (عکس العمل) مثبت (منفي) از طرف بازار را تجربه ميکنند (آتياس4 و همکاران، 1989). اين عمدتاً بخاطر اين حقيقت است که با فرض ثابت بودن تمام شرايط، شرکتهايي که اخبار خوب در مورد سود دارند آن را زودتر از شرکتهايي که داراي اخبار بد در مورد سود خود هستند اعلان ميکنند (بگنولي5 و همکاران، 2002).
از طرف ديگر، نتيجه ساير پژوهشها همچنين بررسي نموده است که زمانبندي اعلان سود يک شرکت در با اعلان سود ساير شرکتها در يک صنعت مشابه در ارتباط است. شرکتها در يک صنعت مشابه در يک محيط اقتصادي مشابه فعاليت ميکنند و تمايل دارند که از عمليات حسابداري و گزارشدهي مشابهي پيروي کنند. پژوهشهاي گذشته نشان ميدهد که بازارها، عملکرد صنعت و زمانبندي نسبي اعلان سود در داخل يک صنعت را براي ارزيابي اينکه آيا يک اعلان خاص زود يا دير است مورد بررسي و مطالعه قرار ميدهند. بنابراين تمرکز بر زمانبندي اعلان سود در درون يک صنعت موضوعي است که اخيراً در بسياري از پژوهشها مورد توجه قرار گرفته است (لي6 و همکاران، 2015).
در حاليکه، شواهدي مبني بر نحوه زمانبندي استراتژيک اعلان سود شرکتها وجود دارد، فقط پژوهشها تجربي خيلي کمي در رابطه با اين امر که آيا اعلان سود زودتر (ديرتر) کيفيت بالاتري براي سود نيز دارد يا نه يافت شده است. شواهد تجربي وجود دارند که نشان ميدهد بازارها ارزشهاي بالاتري به اعلان سود زودتر قائل هستند. اين امر با اين حقيقت سازگار است که نه تنها اعلان سود زودتر حاوي اخبار خوب ميباشد بلکه کيفيت بالاتري نيز دارد (پاولويز7 ، 2011).
. شرکتها بطور استراتژيک اعلان سود خود را به منظور تاثير بر عکس العمل سرمايهگذاران به اطلاعات منتشر شده زمانبندي ميکنند. اين تحقيق آزمون ميکند که آيا زمان بندي اعلان سود سالانه بطور سيستماتيک با نحوه سرعت تشخيص رابطه اطلاعات ارزش مرتبط هست يا نه. براي انجام پژوهش حاضر پس از انجام نمونهگيري به روش حذف سيستماتيک از شرکتهاي بورسي طي دوره پژوهش (1393-1387) ابتدا شرکتهاي عضو نمونه تعيين و سپس دادههاي مورد نياز جمعآوري و متغيرهاي پژوهش محاسبه ميشوند. سپس فرضيات پژوهش با استفاده از روشهاي مناسب مورد آزمون و بررسي قرار ميگيرند.
بنابراين در اين پژوهش به اين پرسش پاسخ داده خواهد شد که آيا اعلان زود هنگام سود بر کيفيت سود و کيفيت اقلام تعهدي در بورس اوراق بهادار تاثير دارد؟
1-3 ضرورت و اهميت پژوهش
سود و اخبار مربوط به آن همواره مورد توجه سرمايه گذاران و تصميم گيرندگان مي باشد. نتايج پژوهشهاي مختلف نشان داده اند که اعلان سود تاثير قابل توجهي بر واکنش سرمايه گذاران در بازارهاي مالي دارد.
اما آنچه که اهميت زيادي دارد بحث تاثير زمان اعلان سود در شرکتهاي عضو يک صنعت است. نتايج پژوهشهاي مختلف منجر به بروز نتايج متفاوتي گرديده است. علاوه برآن، آنچه که اخيراً در ادبيات مالي توجه پژوهشگران را به خود جلب نموده تاثير اعلان زودهنگام يا ديرهنگام سود بر کيفيت سود و کيفيت اقلام تعهدي است. در اين مورد پژوهشها نتايج متضادي را ايجاد نموده بطوريکه برخي از پژوهشها نشان دادهاند که سود شرکتهاي با اعلان زودتر در مقايسه با سود شرکتهاي با اعلان ديرتر از کيفيت پايينتري برخوردار است. اين درحالي است که در ساير پژوهش ها نتيجه دقيقاً معکوس به دست آمده است، بدين معني که شرکتهاي با اعلان سود ديرتر در مقايسه با شرکتهاي با اعلان زودتر سود کمتر مديريت شده و از کيفيت بالاتري برخوردار است (لي و همکاران، 2015).
پژوهش حاضر به منظور کاهش خلاء موجود در ادبيات مذکور برآن است تا با مطالعه تاثير اعلان زودهنگام سود بر مديريت سود و کيفيت اقلام تعهدي با استفاده ار دادههاي بورس اوراق بهادار تهران گامي هر چند کوچک در شفاف سازي مقوله مشروحه بپردازد.
1- 4 اهداف مشخص پژوهش
1-4-1هدف اصلي:
شناخت تاثير اعلان زودهنگام سود بر کيفيت سود و کيفيت اقلام تعهدي در بورس اوراق بهادار تهران
1-4-2 اهداف ويژه:
(1) شناخت تاثيراعلان زودهنگام سود بر مولفههاي کيفيت سود
(2) شناخت تاثيراعلان زودهنگام سود برهموارسازي سود
(3) شناخت تاثير اعلان زودهنگام سود بر پيش بيني سود
(4)شناخت تاثير اعلان زودهنگام سود بر پايداري سود
(5) شناخت تاثير اعلان زودهنگام سود بر کيفيت اقلام تعهدي
1-4-3 هدف کاربردي:
نتايج حاصله از پژوهش حاضر ميتواند مودر استتفاده اساتيد، پژوهشگران حسابداري، مالي و اقتصاد و تحليلگران بورس اوراق بهادار و شرکتهاي پذيرفته شده در بورس قرار گيرد همچنين اين پژوهش به ارائه هشدارهايي به استفادهکنندگان سود در مورد هموارسازي سود و کيفيت اقلام تعهدي آن با در نظر گرفتن زمان اعلان سود ميپردازد.
1-5 فرضيههاي پژوهش
با توجه به مباني نظري بيان شده فرضيات اين پژوهش به شرح زير تدوين ميگردد:
فرضيه اصلي اول: اعلان زودهنگام سود بر کيفيت سود تاثير مثبت و معناداري دارد.
1-5-1 فرضيات فرعي
فرضيه فرعي1: اعلان سود زودهنگام برهموارسازي سود تاثير مثبت و معناداري دارد.
فرضيه فرعي3. اعلان زود هنگام بر پيشبيني سود تأثير مثبت و معنادار دارد.
فرضيه فرعي4. اعلان زود هنگام سود برپايداري سود تأثير مثبت و معنادار دارد.
فرضيه اصلي دوم: اعلان زود هنگام بر کيفيت اقلام تعهدي تاثير مثبت و معناداري دارد.
بيان متغيرهاي مورد بررسي در قالب يک مدل مفهومي
متغير وابسته متغير مستقل
منبع: لي و همکاران،2015
1 -7 تعريف واژه‏ها و اصطلاحات فني و تخصصي
1-7-1 تعريف مفهومي متغيرها
اعلان زود هنگام سود
يکي از اطلاعات منتشر شده از سوي شرکتها اعلان سود برآوردي هر سهم براي سال مالي آينده است. اين عامل نقش عمدهاي در تصميمگيري سرمايهگذاران در خصوص خريد و سهامداران براي فروش يا نگهداري آن به حساب آورده ميشود. (جهانخاني و صفاريان، 1382). اعلان سود زود پيشبيني سود و مديريت سود ميباشد.
مديريت سود
تعاريف ارائه شده از مديريت سود متنوع است؛ به گونهاي كه هر پژوهشگري با توجه به روشي كه براي هموارسازي سود استفاده ميكند، تعريفي ارائه كرده است. بعضي از پژوهشگران هموارسازي سود را كاهش عمدي نوسانات سود در چارچوب اصول حسابداري، تاحدي كه براي شركتها عادي به نظر برسد، ميدانند و برخي ديگر هموارسازي سود را تلاش اعمال شده مديريت جهت كاهش تغييرات غيرعادي در سود و در قالب اصول حسابداري تعريف ميكنند. ديجورج و همكاران، مديريت سود را نوعي دستكاري مصنوعي سود توسط مديريت براي رسيدن به سطح موردانتظار سود براي بعضي تصميمهاي خاص (از جمله تحليلگران و يا برآورد روند سودهاي قبلي براي پيش بيني سودهاي آتي) تعريف ميكند. در واقع انگيزه اصلي مديريت سود، مديريت تصور سرمايهگذاران درمورد واحد تجاري است به طوركلي مديريت سود، اقدامات آگاهانه مديريت جهت رسيدن به اهداف خاص در چارچوب رويههاي حسابداري تعريف ميشود (حجازي و همکاران، 1390).
هموارسازي سود
هموارسازي سود به رفتار آگاهانهاي اطلاق مي شود که به منظور کاهش نوسانات دورهاي سود شکل ميگيرد (رودپشتي و صالحي، 151).
اقلام تعهدي
سود قابل تقسيم به دو بخش است: نقدي و تعهدي. جزء تعهدي سود دربرگيرنده و منعکس کننده برآوردها و قضاوت هاي مديريت است که بطور بالقوه ميتواند متاثر از انگيزههاي منفعت جويانه وي نيز باشد (حجازي و همکاران، 1390).
پايداري سود
توان دوام و تكرارپذيري سود به عنوان پايداري سود تعريف ميشود. تحليلگران مالي و سرمايهگذاران در تعيين جريانهاي نقدي آينده به رقم سود حسابداري به عنوان تنها شاخص تعيينكننده توجه نميكنند، بلكه براي آنها پايداري و تكرارپذيري سود گزارش شده بسيار مهم است. (حجازي و همکاران، 1390).
پيشبيني سود
پيشبيني اولين درآمد هر سهم توسط شرکتها تا زمان ارائه صورتهاي مالي (حجازي و همکاران، 1390).
1-7-2 تعريف عملياتي متغيرها
زمانبندي اعلان سود
مشابه با باسو (1997)، در اين تحقيق براي خط زمان از تخمين رگرسيون برگشتي سود بر بازده سهام و تعامل بازده سهام با متغيرهاي اشارهگر به اعلان زود هنگام سود و نوع اخبار استفاده مي شود:
که در اين معادله رگرسيوني NIBX: سود قبل از اقلام خاص
Early (پيشبيني سود يا اعلان زود هنگام سود): اعلان زود هنگام سود با استفاده از متغير EARLY اندازهگيري ميشود بدين صورت که اگر اعلان سود سالانه شرکت زودتر از ميانگين صنعت باشدبرابر با يک در غير اينصورت صفر ميشود.
RET: بازده سهام در پايان سال مالي
BN: اشاره به اخبار بد دارد اگر بازده سهام منفي باشد برابر با يک در غير اينصورت مساوي صفر مي شود.
پايداري سود
براي اندازهگيري پايداري سود از مدل لو8 (1983) استفاده شد. در اين الگو ثبات سود از طريق ضريب شيب معادله زير اندازهگيري ميشود.
. Xj,t براي شركت t سود خالص قبل از اقلام غير مترقبه در سال
اندازههاي در اين الگو كه يك الگوي خود رگرسيو مرتبه اول است، معرف پايداري سود است.
هموارسازي سود
در اين پژوهش هموارسازي سود برابر است با نسبت انحراف استاندارد سود قبل از اقلام خاص به انحراف استاندارد جريان نقد عملياتي آن. انحراف استاندارد با استفاده از داده هاي تاريخي 5 ساله محاسبه مي شود. مقادير کمتر IS نشان دهنده نوسان پذيري بيشتر در جريان نقد عملياتي نسبت به نوسان پذيري در سود است که نشان دهنده هموارسازي سود گزارش شده است:
که در اين رابطه CFO: جريان نقد عملياتي است که بر کل داراييهاي ابتداي دوره تقسيم ميشود.
کيفيت اقلام تعهدي
از مدل ديچو و دچو براي محاسبه کيفيت اقلام تعهدي استفاده ميگردد:
که در فرمول زير TCA: برابر است با تغيير در داراييهاي جاري منهاي تغيير در وجه نقد
OCF: جريان نقد عملياتي گزارش شده در صورت جريان وجه نقد
?REV: تغيير در درآمد فروش
PPE: ارزش ناخالص تجهيزات و کارخانه و…
که در رابطه بالا UNEXACCR: ارزش مطلق باقيمانده هاي مدل ديچو و دچو
EARLY: زمان اعلان سود است که مقدار آن برابر با يک است اگر زمان اعلان سود شرکت بالاتر از ميانگين زمان اعلان سود شرکتهاي ديگر در صنعت باشد
OCFSTD: انحراف استاندارد جريان نقد عملياتي
SALESTD: انحراف استاندارد فروش
OPCYCLE: لگاريتم طبيعي چرخه عملياتي شرکت
LOSSDUM: برابر با يک است اگر سود خالص شرکت منفي باشد در غير اينصورت صفر مي شود.
1-8 قلمرو تحقيق
1-8-1 قلمرو موضوعي
مطالعه تاثير اعلان زود هنگام سود بر کيفيت سود و کيفيت اقلام تعهدي در بورس اوراق بهادار تهران زيرا اين موضوع جز موضوعاتي که کمتر بدان پرداخته شده و جديد ميباشد.
1-8-2 قلمرو زماني پژوهش
زمان انجام اين پژوهش پاييز و زمستان سال 1393-1387 ميباشد. دليل انتخاب اين بازه زماني اين است که بروزترين دادهها را در اين بازه ميتوان جمعآوري کرد و در نتايج جديدتر و بروزتر خواهد بود
1-8-3 قلمرو مکاني پژوهش
شامل تمامي شرکتهاي عضو بورس اوراق بهادار است که جمعآوري اطلاعات اين شرکتها قابل دسترستر ميباشد.
فصل دوم
مباني نظري و پيشينه پژوهش
2-1مقدمه
سود مهمترين شاخص عددي در حسابداري مالي بوده و در بسياري از زمينهها مانند استقراض، قراردادها، حاكميت شركتي، ادغام شركتها و … نقش مهمي ايفا مينمايد. (واهلن و نيکولز،20049)
اصليترين و بحث برانگيزترين زمينه كاربرد سود در بازارهاي سرمايه ميباشد .در بازار سرمايه، بازده سهام يك شركت معادل تغييرات صورت گرفته در ارزش بازار آن در طول يك دوره زماني به اضافه هرگونه سود پرداخت شده طي همان دوره بوده كه اين مفهوم ميتواند معياري از سود هر سهم شركت در طي يك دوره زماني معين باشد. (براون و همکاران،200910) در مورد شركتهاي بورسي تاخير يا تسريع در اعلان سود ساليانه شركتها واكنش متفاوت سرمايهگذاران و ديگر استفادهكنندگان را به دنبال داشته و اثرات قابل ملاحظهاي بر ارزش بازار سهام شركتها خواهد داشت. (سيلوا و همکاران،201011) به منظور افزايش و بهبود كارائي اطلاعاتي بازار بورس اوراق بهادار بسياري از كشورها الزمات ويژهاي را در مورد كاهش مهلت و نحوه افشاي اطلاعات مالي شركتهاي پذيرفته شده وضع نمودهاند. به عنوان مثال در امريكا و استراليا مهلت ارائه و افشاي اطلاعات مالي توسط شركتهاي بزرگ از 75 روز به 60 روز بعد از پايان سال مالي كاهش يافته است. (براون و همکاران،2009) اتحاديه اروپا نيز در نشست اكتبر 2011 خود، ضمن تاكيد بر گزارشگري بهموقع ساليانه در بين كشورهاي عضو اتحاديه با انتشار بيانيهاي به دنبال لغو الزامات مربوط به گزارشگري مالي ميان دورهاي با هدف كاهش هزينههاي مربوط به گزارشگري بوده است. پژوهشهاي انجام شده قبلي در مورد سود به ويژه در بازارهاي سرمايه نشان داده است كه سود داراي محتواي اطلاعاتي با ارزشي بوده و بر تصميمگيري استفادهكنندگان تاثير قابل ملاحظهاي دارد. تهيه و ارائه به موقع اطلاعات مربوط به سود علاوه بر بهبود ويژگي كيفي مربوط بودن اطلاعات به عنوان يك عامل كليدي در مدلهاي ارزيابي و تصميمات سرمايهگذاري عمل مينمايد. اثر و محتواي اطلاعاتي اعلان سود در بازار سرمايه تنها تابعي از ماهيت سود نبوده بلكه به موقع بودن و زمان مناسب ارائه و انتشار آن نقش مهمي در مفيد بودن اطلاعات حاصل از آن و مربوط بودن آن در تصميمگيريها دارد. ويترد و زيمر12(1984) در پژوهش خود در مورد به موقع بودن گزارشگري مالي و تنگناهايمالي به اين نتيجه رسيدند كه شركتهايي كه دچار بحرانهاي مالي هستند در مقايسه با ساير شركتها تاخير در گزارشگري مالي بيشتري دارند. دغان و همکاران13 (2007) در پژوهشي به موقع بودن گزارشگري مالي در بورس بين المللي اوراق بهادار را بررسي نمودهاند. نتايج پژوهش آنها نشان داد به موقع بودن گزارشگري مالي، تحت تاثير توان سودآوري شركت است. شركتهايي كه داراي اخبار خوب ) نرخ بازده سرمايهگذاري و يا نرخ بازده حقوق صاحبان سهام بالاتر ( بودهاند، زودتر از شركتهاي داراي اخبار بد، صورتهاي مالي خود را منتشر نمودهاند . همچنين اندازه شركت و ريسك مالي در به موقع بودن گزارشگري مالي شركتها موثر بودهاند. پژوهش کوتاري14 (2008) نشان ميدهد كه مديران با هدف جلوگيري از تبعات منفي انتشاراخبار بد در بازار معمولاً اين اخبار را با تاخير و تعويق ارائه و افشاء مينمايند .در مقابل به منظور منتفع شدن از اثرات مثبت اخبار خوب در بازار تمايل بيشتري براي انتشار سريع اين نوع اخبار ازخود نشان ميدهند. نتايج پژوهش شالو15 (2009) نشان ميدهد تركيب با ساير شركتها كه با هدف ايجاد ارزش براي شركت و سهامداران صورت گرفته است سبب ميشود مديران به منظور برخورداري از واكنش و اثرات مثبت بازار، اعلان سود و گزارشگري مالي سريعتري داشته باشند
2-2مباني نظري
2-2-1 زمان اعلان سود
عدم تقارن زماني سود به عنوان معياري براي سنجش مديريت سود در گزارشگري مالي مورد بررسي قرارگرفته است. واكنش سود نسبت به اخبار بد به هنگامتر از واكنش سود نسبت به اخبار خوب ميباشد. ازاينرو، عدم تقارني در واكنش به هنگام سود نسبت به اخبار خوب و بد به وجود ميآيد كه به عنوان معياري براي سنجش مديريت سود مورد استفاده قرار ميگيرد. زمان انتشار صورتهاي مالي تأثيرات مهمي بر تصميمات استفادهكنندگان دارد. ترومن16 (1990) دو انگيزه را براي تعويق اخبار بد بيان ميكند: اول زمان اضافي لازم براي از بين بردن اخبار بد با دستكاري اقلام تعهدي، دوم اينكه مديران ممكن است آگاهانه گزارش اخبار بد را تا زماني كه اخبار بد ساير شركتها منتشر شود به تأخير بيندازند تا بتوانند اعتبار بالقوه خود را حفظ كنند. (چاي و همکاران،200217)
2-2-1-1 مفهوم مديريت سود
مفهوم مديريت سود از زواياي مختلفي مورد بررسي و پژوهش قرار گرفته است و هريك تعاريف مختلفي ارائه نموده اند. برخي از اين تعاريف عبارتند از: اسکيپر18 (1989) مديريت سود را اين چنين بيان نموده است: “دخالت عمدي در فرآيند گزارشگري برون سازماني با هدف بدست آوردن برخي مزاياي شخصي از سود مديران يا سهامداران” . وي بلافاصله ميافزايد: “تعريف جامعتر مديريت سود بايد در برگيرندهي مديريت سود واقعي ايجاد شده از راه تصميمات زمانبندي سرمايهگذاري يا تصميمات تأمين مالي براي تغيير سود گزارش شده يا برخي از اجزاي آن نيز باشد”. دي جورج 19و همکاران (1993) مديريت سود را بهعنوان دستكاري مصنوعي سود توسط مديريت جهت حصول به سطح مورد انتظار سود براي بعضي تصميمهاي خاص (از جمله پيشبيني تحليلگران و يا برآورد روند سودهاي قبلي براي پيشبيني سودهاي آتي) تعريف ميکنند. به نظر ايشان انگيزهي اصلي مديريت سود، مديريت تصور سرمايه گذاران است. فرن20 و همکاران (1994) دستكاري سود توسط مديريت به منظور دستيابي به قسمتي از پيش داوريهاي مربوط به سود مورد انتظار (مانند پيشبينيهاي تحليلگران، برآوردهاي قبلي مديريت و يا کاهش پراکندگي سود) را به عنوان مديريت سود تعريف ميکنند. اسکات21 (1997) مديريت سود را اينگونه تعريف ميکند: “مديريت سود عبارت است از انتخاب خط مشيهاي حسابداري از سوي شرکت به نحوي که برخي اهداف ويژه مديريت برآورده گردد. ” مديريت سود وقتي صورت ميگيرد كه مديران قضاوت خويش را در گزارشگري مالي و در نحوه ثبت و گزارش مبادلات بهصورتي وارد نمايند. پژوهشهاي اخير نشان ميدهد كه شركتها اخبار خوب را به موقع و زودتر گزارش ميكنند و اخبار بد با تأخير در بازار منعكس ميشوند. دلايل و توجيهاتي براي ارائه گزار شها با تأخير بيان شدهاند. مثلاً مديران براي اجراي طرح فروش سهام شركت، يا مذاكره براي انعقاد قراردادها در بهترين شرايط ممكن بكوشند؛ قبل از آنكه اخبار بد و غيرمنتظره افشا شود.كشف انگيزههاي گزارش هرچه سريعتراخبار خوب اهميت زيادي دارد. با توجه به بيميلي مديريت به انتشار زودتر اخبار بد اين فرضيه مطرح ميشود كه كسانيكه اخبار بد را ديرتر منتشر ميكنند، در قبال انتشار اين اخبار براي خود فرجه زماني ايجاد مينمايند در اين فرجه زماني احتمال كاهش بار منفي اخبار بد و نيز افزايش آستانه پذيرش مخاطبان از طريق دريافت اطلاعات مشابه از ساير شركت ها وجود دارد. هنگامي كه شركتها در وضعيت نامطلوب اقتصادي تحت فشار فزاينده قرار ميگيرند، مديران آنها تمايل مييابند كه، سطر آخر صورت سود و زيان(يعني سود) را بهبود بخشند و بدين وسيله محتواي اطلاعاتي آن را تغيير دهند. مديريت سود از جمله روشهايي است كه براي مطلوب نشان دادن وضعيت شركت به كار ميرود. (نوروش و همکاران،1384) اين حقيقت كه اطلاعات حسابداري در معرض دستكاري مديران قرار دارد دستاويز نظريهپردازان بنيادگراي حسابداري است كه خواهان ايجاد تغييرات اساسي در ساختار مرسوم حسابداري به ويژه در جهت جايگزيني سود حسابداري با بديل غيرتعهدي آن يعني معيارهاي مبتني بر جريانهاي نقدي عملياتي ميباشند. اما نتايج پژوهشها رأي به برتري محتواي اطلاعاتي سود حسابداري و معيارهاي عملياتيتر آن يعني عايدات نسبت به معيارهاي رقيب خود ميدهند. (ديچاو،1995) به هرحال، ممكن است مديريت سود را دستكاري نمايد؛ كه اين امر به باور برخي باعث خدشهدار شدن اعتبار آن ميگردد. اين در صورتي است كه اعمال نظر مديريت ناشي از انگيزهي فرصتطلبي وي در جهت برآوردن منافع شخصي خود باشد كه به آن دستكاري فرصتطلبانه ميگويند. از سوي ديگر اعمال نظر مديريت ممكن است دليل ديگري داشته باشد. دسترسي مديران به اطلاعات محرمانه مربوط به شركت و اشراف نسبت به تحولات آتي باعث ميشود تا آنان با اعمال نظر درگزينش رويههاي حسابداري به شكل تلويحي درصدد انتقال اطلاعات شخصي خود به ساير استفادهكنندگان گزارشهاي حسابداري برآيند. اين امر باعث كاهش عدم تقارن اطلاعاتي بين مديريت و سهامداران و ساير ذينفعان ميگردد و افزايش ارزش سود نسبت به ساير معيارهاي ارزيابي عملكرد شركت همچون جريانهاي نقدي عملياتي، از نظر مربوط بودن را به دنبال دارد. نقش حسابرسان در اعتباربخشي به گزارشهاي مالي باعث محدود شدن دامنه اعمال نظرات فرصتطلبانه مديريت شده است. (مهرآذين،1387)
2-2-1-2 انگيزههاي مديريت سود
* انگيزههاي بازار سرمايه
* انگيزههاي قراردادي
* انگيزههاي سياسي
* انگيزههاي مالياتي
* انگيزههاي شخصي
1.انگيزههاي بازار سرمايه
1-1 اندازه شرکت
موزز22 (1987) معتقد است که هرچه اندازه شرکت بزرگتر باشد مديران شرکت انگيزه و تمايل قويتري جهت دستکاري سود خواهند داشت .به عقيده او با بزرگتر شدن شرکتها مسئوليت پاسخگويي آنها بيشتر ميشود و مديران شرکت در معرض پاسخگويي به طيف وسيعي از مدعيان قرار ميگيرند. پورحيدري و همتي (1383) عنوان ميکنند با افزايش اندازه شرکت مديريت انگيزه بيشتري جهت افزايش سود در جهت ارائه تصويري بهتر از عملکرد خود به سهامداران و مسئولين دارند. احمد مدرس و همکاران (1388) نيز به اين نتيجه رسيدند که اندازه شرکت محرکي براي مديريت سود در شرکتهاي هر دو گروه مورد بررسي (صنايع نفتي، شيميايي و فلزي)ميباشد. همچنين نتايج حاکي از آن است که انگيزه اندازه شرکت در گروه صنعت فلزات اساسي و معدني نسبت به گروه صنعت فراوردههاي نفتي و شيميايي براي انجام مديريت سود از قدرت بيشتري برخوردار است. هدف بعضي از مديران از تغيير دادن سود حسابداري، به حداقل رسانيدن هزينههاي سياسي شرکت ميباشد. هر چه اندازه شرکت بزرگتر باشد، مديران شرکت انگيزه و تمايل بيشتري براي دستکاري سود خواهند داشت. با بزرگتر شدن شرکتها مسئوليت پاسخگويي آنها بيشتر ميشود و مديران شرکتها در معرض پاسخگويي طيف وسيعتري از مدعيان قرار ميگيرند.
1-2 اجتناب از گزارش کاهش سود
نورونها و همکاران23 (2008) دريافتند که فشارهاي بازار سرمايه مهمترين عامل انگيزش براي مديريت سود توسط مديران است. قوش و اولسون24 (2009) به اين نتيجه رسيدند که مديران بطور راهبردي از انعطاف و اختيارات نسبت به اقلام تعهدي حسابداري که محيط حسابداري به آنها ميدهد در جهت هموارسازي سود استفاده ميکنند. کوين و اويانگ25 (2008) در مقالهاي تحت عنوان معافيت سود و مديريت سود نقش مديريت سود را براي شرکتهايي که حداقل3 سال متوالي افزايش در سود سالانه گزارش ميکنند بررسي ميکند. بطور خاص بررسي ميکند که زماني که درآمدهاي سلسلهاي شرکتها به پايان دوره خود نزديک ميشود چه ميزان از سطح مديريت سود تغيير ميکند. در اين پژوهش 6130 شرکت بين سالهاي 1952-2005 انتخاب شده و نتايج بدست آمده حاکي از اين است که مديران اين شرکتها بطور ميانگين افزايش درآمد ناشي از مديريت سود را براي ايجاد تاخير در خبر بد برهم خوردن الگوي سود رشتهاي بکار ميگيرند. در واقع سود را با انگيزه اجتناب از گزارش کاهش سود مديريت ميکند. مديريت زماني که با کاهش سود مواجه ميشود تمايل مکرر نشان ميدهد به منحرف کردن سود به سمت بالا.
1-3 انحراف در فعاليتهاي عملياتي
اميد پورحيدري و عباس افلاطوني (1385) در پژوهشي به اين نتيجه رسيدند زماني که فعاليتهاي عملياتي واقعي از فعاليتهاي عملياتي مورد انتظار فاصله ميگيرد، انگيزه هموارسازي سود افزايش مييابد. هر چه فعاليتهاي عملياتي واقعي از انتظارات استفادهکنندگان انحراف بيشتري داشته باشد، انگيزه بيشتري براي هموار نمودن سود گزارش شده وجود خواهد داشت. نتايج پژوهش حاکي از آن است که مديران شرکتهاي ايراني که فعاليتهاي عملياتي آنها از نوسان قابل توجهي برخوردار ميباشد در راستاي اطمينان بخشي به سهامداران و کاهش ريسک اقدام به مديريت سود مينمايند.
1-4جريان نقد آزاد
هاشمي و کمالي (1389) :زياد بودن ميزان جريان نقد آزاد برخلاف اهرم مالي را عامل مشوق در انجام رفتارهاي فرصت طلبانه مديران ميدانند. جنسن26 (1986) بيان ميکند که وجود جريان نقدي آزاد بر ميزان رفتارهاي فرصت طلبانه مديران تأثير زيادي دارد. در موقعيتي که شرکت ميزان زيادي از جريان نقد آزاد دارد، مدير ميتواند وجوه مازاد را در فرصتهاي مختلفي سرمايهگذاري کند. هنگاميکه شرکت با ميزان زيادي از جريان نقد آزاد روبه رو باشد، ميزان رفتارهاي فرصتطلبانه مديران نيز افزايش پيدا ميکند. با افزايش اهرم مالي به تدريج ميزان اين جريان نقدي و در نتيجه ميزان اختيارات مديران درچگونگي مصرف وجوه نقد شرکت کاهش مييابد. با توجه به اين مطالب اين موضوع ميتواند به کاهش مديريت سود منجر شود. از جمله عوامل تأثيرگذار ديگر بر ميزان رفتارهاي فرصتطلبانه مديران، وجود فرصت رشد براي شرکت است. در زمانيکه مدير جريان نقد آزاد نسبتاً زيادي در دست دارد و از سوي ديگر فرصتهاي رشد و سرمايهگذاري زيادي براي شرکت موجود باشد، مدير ميتواند اين وجوه نقد را در فعاليتهايي در راستاي رشد شرکت استفاده کند. در چنين موقعيتي با توجه به اينکه اين سرمايهگذاريها در جهت رشد شرکت و در ادامة روند فعلي آن است، خطرپذيري کمتر و بازدهي تقريباً مشابه بازده فعلي شرکت دارد و بنابراين سود دچار نوسانات زيادي نخواهد شد. در مقابل، هنگاميکه فرصتهاي رشد و سرمايهگذاري محدود باشد، مديران به سرمايهگذاريهايي دست خواهند زد که داراي خطرپذيري بيشتر بالاتر و بازده متفاوتي از جريان عمليات فعلي شرکت است.در چنين موقعيتي سود شرکت دستخوش نوسان ميشود و مدير براي مهارکردن اينگونه نوسانات، که ناشي از سرمايهگذاري پر خطر است به هموارسازي سود اقدام خواهد کرد. (جلينک27، 2007)

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

1-5 عملکرد شرکت
بزاز زاده و دهقان (1390) بيان ميدارند که در مجموع شرکتهايي با عملکرد خوب مايل به دستکاري سود براي کاهش آن هستند. اما ميزان مديريت سود در پورتفوهاي با وجه نقد عملياتي مثبت در مجموع در سطح پاييني قرار دارد. از سوي ديگر نتايج نشان ميدهند که شرکتهايي با عملکرد ضعيف، مايل به دستکاري سود براي افزايش آن هستند. کرمي و همکاران (1386) عنوان داشتند که مديران شرکتها، به هنگام کاهش وجوه نقد حاصل از عمليات که بيانگر عملکرد ضعيف واحد تجاري بوده است، به منظور جبران اين موضوع اقدام به افزايش سود از طريق افزايش اقلام تعهدي اختياري کرده است.


پاسخی بگذارید