در واقع ، هسته هاي ثانويه تجاري در اين دوران در محلات به گونه اي متصل به بازار اصلي شهر شکل گرفته و در مرکز شهر ميدان اصلي بزرگ شهر در اطراف آن ديوانها و در گوشه اي از کاخ حکومتي قرار داشت .
مسجد جامع شهر به دور از ميدان در ديگر سوي بازار قرار مي گرفت ، که خود حکايت از جدايي حکومت و مذهب داشت و نقش واسط در اين ميان را بازار ها و بازار چه ها بر عهده داشتند . از نظر معماري ، عصر سلجوقيان يکي از دوره هاي درخشان هنري ايران تلقي شده و در اين دوران صنايع نيز گسترش فراواني يافتند . به عنوان شاهد مثال ، مي توان از ساخت و سازهاي شايسته شهري اين عصر در شهرهايي چون ري نيشابور ، مرو ، جرجران ، هرات و بلخ برد .
2-4-1-4 -بازاردر دوره مغولان و تيموريان (تسلط سبک آذري )
در اين دوران به دليل زوال کشاورزي بازار مناطق شهري نيز محمدود گرديد که اين امر مانع بزرگي براي رشد فعاليت هاي صنعتي و بازرگاني در شهرها پديد آورد .شهرها در دوره مغولان داراي الگوي شطرنجي متاثر از عصر سلجوقي و داراي محلات جداگانه براي هر طايفه بودند . هر محله داراي بازار و دکانهاي جداگانه بود و حتي براي غربا و بازرگانان محله اي مخصوص ساخته بودند که به دور آن بارويي قرار گرفته بود . البته ربض ها در ايندوران ونق بيشتري پيدا کردند . 19بازار در اين عصر نيز يکي از ارکان اصلي فضايي و کارکردي شهرا تلقي مي شد . در اين دوران توسعه شهرها تحت تاثير مرکز اصلي شهر يعني قرار گرفت و در اطراف آن محلات مختلف براي اصناف و طبقات اجتماعي مختلف به وجود آمد و شهر ها به صورت شعاعي بر محور اصلي بازار توسعه يافتند .20 تيموريان نيز در شهرهاي مورد توجهشان بازارهاي وسيعي ساختند که به صورتي منظم ، متمرکز و داراي طرح ريزي قبلي بودند . ايشان پيشه وران را از نقاط مختلف در آن جاي دادند و در واقع در اين مقطع بازارهاي شهرهاي ايران جنبه جهاني يافتند.
2-4-2-مقطع دوم از قرن دوازدهم به بعد
2-4-2-1- استقرار صفويه (11 تا 13 هجري قمري )
د راين هنگام محتسبان مراقب نرخها و تخلفات بازاريان بودند . و بازار در مرکز شهر در رابطه مستقيم با مساجد قرار داشت. در دوره صفويه از يک طرف صدور کالاهاي تجاري همچون قالي ، ابريشم ، چر ، مرواريد ، شمشير ، فيروزه ،…، و از طرف ديگر توسعه حرف و صنايع (خصوصاً در زمان شاه عباس ) به رونق تجارت منجر گرديد. در اين دوره بازار به عنوان عنصر مهم اقتصادي در نظام شهري جايگاه پر اهميتي يافت . فعاليت هاي انجمن هاي صنفي نيز افزايش پيدا کرد و نظام اداري خاص بر بازار با تشکيلات منظمي حاکم گرديد . از شاخص ترين ويژگي هاي عصر صفوي يکي ايجاد فضاهاي شهري طرح ريزي شده و از پيش انديشيده اي چون بازار ها ، باغها ، خيابانها و کاخها است . دومين ويژگي تقويت اصناف و پيشه وران و در نهايت جدايي گزيني محلات براساس عنصر مذهب است .
در اين دوره صفويه تجرات و صنعت و خدمات شهر به کامل ترين شکل ساختماني اش رسيد و در شهر به تدريج بناهاي دولتي و اداري خارج از کهندژ و در طول بازارها و گذرها و در مجاورت دروازه هاي شهر و درون آن بنا گرديد.
مجموعه عناصر شهري که به کار بازار مي آيند و اقتصاد شهر را بنياد مي نهند در سده هاي دهم و يازدهم ميلادي رو به فزوني نهادند . دکانها و کارگاه ها ، تجارت خانه ها و انبارها همراه با اماکن خدماتي خاص شهري که به فضاي بازار اختصاص دارند مانند : حمام ها و مساجد ، چاپخانه ها و کتابخانه هاي خاص بازاريان در اين دوران تکامل يافت . فضاي شهرها از کنار ديوارها تا مرکز آن بازسازي و دوباره سازمان داده شد . در واقع اين اوج تکامل معماري سنتي در بازارهاي سنتي ايي همچون اصفهان تلقي مي گردد .

بازار به عنوان مکان اصلي يا هسته مرکزي کليه روابط آزاد اقتصادي در محور تحولات شهري جايگاه خاصي داشت . مجموعه هاي طرح ريزي شده بازارهاي صفوي در جوار يا ادامه بازارهاي ” خودرو” بنا مي شدند و معمولاً به صورت متمرکز و مجتمع بودند . در اين دوره بازارها براي مصون ماندن از باد و بارانسر پوشيده شد و در داخل مجموعه بازار مغازه ها ، زيارتگاه ها ، مراکز تجاري بزرگتر ، خان ها و کاروانسراها با دروازه هاي مستحکمي حفاظت مي شدند . مغازه هاي خريد و فروش ديوارهاي بازار را پوشانيده بودند که گاهي برخي از آنها به صورت حفره هاي کوچکي در ديوار بازار بودند.
دراين دوران اصناف روح بازار به حساب مي آمدند وبر تک تک عناصر بازار تسلط مستمر و کامل داشتند .
عناصر اصلي شهر عصر صفويه مسجد بزرگ شهر يا جامع ، دهانه اصلي بازار ها ، مدرسه هاي ديني که گذرهاي اصلي شهر در گرداگرد آن قرار مي گيرند و ميدان محل تلاقي تمامي شاهراه هاي تجاري و مکاني است که امتعه خارجي و کاروان ها در آن جا به ديد مردم شهر گذاشته ميشود . در شهرهاي کوچک در هر کوي و برزني ميدانگاهي يک خانقاه ، يک مسجد و يک بازارچه نيز ساختند . در اين دوره حکميت سبک اصفهاني را در تمام ساخت و سازهاي شهري مي توان ديد . بدين ترتيب شهر عصر صفوي تابع شکل زير بوده است :
ميدان وسيعي در ميانه يا وسط ، در اطراف آن مسجد جامع ، امارات حکومتي و دهانه اصلي بازار . يکي از مهمترين مسايل در شکل بازارهاي عصر صفويه چگونگي مالکيت ها خصوصاً وجود مستغلات وقفي بود که محدوديت در نوع استفاده و تغيير شکل بازارها را ايجاد مي نمود . جهت درک بيشتر موقعيت بازار در شهرهاي صفوي بهتر است با سبک اصفهان آشنا شويم .
2-4-2-2- سبک اصفهاني
انديشمندانه ترين بناهاي بازارهاي سنتي ايران الهام گرفته از اين مکتب و اين عصر مي باشد ( همچون بازار اصفهان ، بازار کرمان ،…) پيدايش مفهوم “خيابان ” که به ميدان اصلي شهر يا به موازات آن کشيده مي شد و با توجه به شرايط اقليمي در کناره هاي خود درختان بيشماري داشت و بنا به نوع قرارگيري در محيط بيروني ” چهارباغ ” يا ” چنارستان ” (در تهران ) نام گرفت از آثار اين عصر است .
در اين فرم فضاسازي شهري ، در هر نقطه اي انسان در خود محصور کرده و او را به فضايي ديگر رهنمون مي شود . اين سبک در عين حال با پرهيز از ايجاد فضاهاي مسلط و بناهاي سلطه گر موفق به ايجاد مجموعه هاي با شکوهي مي شود که بسيار مردمي بوده و در واقع شالوده ماندگاري اين سبک نيز همين ترکيب تفکر و ايدئولوژي با محيط و فضا است . از شاخص ترين بناهاي اين سبک ميدان نقش جهان اصفهان مي باشد که در ضلع شمالي ميدان آن سردر بازار بزرگ در عين حضور صريح سازمان اقتصادي شهر در مجموعه مرکز بدون قرينه سازي در جهات ديگر شهر جاي گرفته است و بازوي خود را از طرفين گشوده و راسته هاي بازار را به سوي مسجد مي راند .
2-4-2-3-شهر و بازار در دوره قاجار

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

بازاريان در اين دوره طبق همان شيوه هاي کهن عمل مي کردند و نيازي به دگرگوني سازمان فضايي و کالبدي سبک اصفهان در ساخت شهر در دوره قاجار اهميت به سزايي داشته ، ليکن اين دوره عصر ترکيب اسلوب هاي جديد با روشهاي کهن شهرسازي بوده ا ست . در نتيجه اين امر ، شهرها داراي مفاهيم تازه اي در فضاي شهرگرديدند : همچون مدرسه دارالفنون ، تکيه دولت و… که نه تنها بيانگر خواست هاي جديد جامعه عصر قاجار بودند ، بلکه نمودي از چهره سرزمين خود و هويت بومي جامعه نيز به شمار مي آمدند .
يکي از مهمترين تفاوتهاي سبک تهران با اصفهان در اين است که در مکتب تهران به دور حاکم نشين يا ارگ حصار و دوازه اي مخصوص قرا داشت کهبه خارج از شهر باز مي شد ومتاثر از حمله افغان ها بود ، حال آن که چنين دروازه هاي در سبک اصفهان وجود نداشت . دهانه هاي اصلي بازار از ارگ شروع شده و بازار در طول گذر اصلي شهر توسعه مي يافت ، مسجد جامع نيز به بازار گشوده مي شد . با اين که ورود اتومبيل در سال 1283 شمسي به ايران در عصر مظفرالدين شاه قاجار اتفاق افتاد ، ليکن با ورود اولين واگن اسبي به تهران در دوره ناصر الدين شاه است که اولين تحولات گسترده در سطح اين شهر آغاز شد . بازار نيز از اين مقوله دور نماند ، به گونه اي که در آغاز کار واگن اسبي دو خط مختص به بازار گرديد : خط سير اول ” بازار -لاله زار” و خط سير دوم ” بازار – گارماشين دودي” در اين دوره بازار به عنوان ستون فقرات اجتماعي – فرهنگي شهر رقيبي با قدرت در مقابل خويش يافت . رقيبي که در فرايند توسعه خود عملکرد ها و عناصر حياتي رااز بازار گرفته و آن را به حد خاطره اي از فضاي سنتي رساند و منجر به تقابل سنت و تجدد ميان بازار کهن و خيابان جديد (چون لاله زار ) شد . پس از پايتخت شدن تهران مرکز شهر به سبزه ميدان و ميدان ارگ انتقال يافت که محل تلاقي بازار با تشکيلات دولتي و ديوان شهر بوده و مهمترين کانون هاي اجتماعي شهر مانند مساجد و مدارس ديني مهم و بهترين بازار شهر در اين کانون قرارداشت .
در اوايل عصر ناصري که دوران اعتلاي اين کانون شهري است محور بازار دو کانون قديم و جديد شهر را به هم وصل مي کرد و هنگامي که محمدوده شهر تهران در سال 1284 ه.ق توسعه يافت ، مرکز شهر در ميدان توپخانه قرار گرفت و نقش مرکزيت ميان ميدان توپخانه و دو کانون قديم تر يعني اطراف ميدان ارگ و يبزه ميدان و اطاف دروازه شاه عبدالعظيم تقسيم شد که محورهاي مهم اتصال دهنده در اطراف ميدان ارگ وسبزه ميدان و اطراف دروازه شاه عبدالعظيم تقسيم شد که محمورهاي مهم اتصال دهنده در اطراف اين کانون ها خط بازار و امتداد جنوبي آن بود . خصوصيات عمده بازارها در اين دوره :
الف : اهميت يافتن تيم و تيمچه که موجب پيدايش شرکتهاي بزرگ فئودالي ميدانهاي شهر شد ، همچنين قرارگيري کارگاه هاي کوچک و بزرگ و ضرابخانه قورخانه در داخل بازار راايجاب نمود .
ب : از نظر شکل ظاهري بازارها در اين دوران به شکل تکامل يافته خود نزديکتر شده و به صورت کامل در آمدند و استفاده از آجر در ساختمان فضاهاي داخلي مجموعه هاي وابسته به بازار در اين دوران رايج گرديد .
براي آشنايي بيشتر با وضعيت بازار در شهر عصر قاجاريه به توضيح سبک تهران مي پردازيم تا از طريق جايگاه بازار و به عبارت ديگر بازار سنتي را بهتر درک کنيم .
2-4-2-4 – سبک تهران
تهران آغاز پايتخت شدنش و به خصوص از آغاز سده نوزدهم (حکومت فتحعلي شاه ) بستر تحولات کالبدي فضايي گرديد که متاثر از دگرگوني هاي اقتصادي تحت سلطه نيروهاي خارجي و برون زا بود ، و در شکل گيري خود اسلوب هاي جديد هنري رابا روش هاي کهن درهم آميخته که در نتيجه برداشتي التفاطي از مفاهيم جديد هنري را با روشهاي کهن درهم آميخته که در نتيجه برداشتي التفاطي از مفاهيم جديد و جهاني با سازمان توليد و زيست کهن به نام ” سبک تهران ” را به وجود آورد . شايد سبک تهران ي بهتر بگوييم سبک شهرسازي تهران همچون سبک اصفهان داراي عظمت و اقتدار نبوده باشد ، ليکن در نوع خود داراي ابنيه و بناهاي شاخصي چون مدرسه دارالفنون و محله ارگ … است که از تهران شهري زيبا ، رنگين و دلنشين ب عمارات و قصرهاي زيبا و حصار و برج و باروهاي مستحکم و قوي ساخت . سبک تهران را ميتوان تداوم و اعتلاي مکتب اصفهان ومکمل آن دانست که به ترتيب دوگانه بي نظيري در فضاي شهري مامنجر شد ، به کونه اي که عناصر کهن شهري توانستند نه در تضاد ، بلکه در تناسب کامل با عناصر جديد در فضاي شهري تهران عرض اندام کنند .
سيماي شهر در عصر قاجار داراي نوعي پيوستگي مناسب با فضاهاي پيش از آن است که هرگز در چشم انداز آن گسستگي ديده نمي شود و اين خود مبين آميزه موفقيت آميز دو نگرش متفاوت در فضايي واحد است که لازمه برنامه ريزي منطبق بر عناصر فرهنگي و محيطي هر جامعه است ، يزي که متاسفانه در شرايط فعلي شهرهاي ما به دست فراموشي سپرده شده است .
سيماي شهر امروزه آشفته ، درهم شکسته ، نامتقارن ، ناموزون و بي هويت است . در حالي که سيماي شهر دوره قاجار متقارن ، موزون و هويت ساز است و از اين رو مي توان آن را صاحب سبک و قابل بررسي دانست . از آن جايي که تهران به عنوان پايتخت قاجاريه بهترين تجلي گاه اي سبک دانست . از آن جايي که تهران به عنوان پايتخت قاجاريه بهترين تجلي گاه اين سبک است ( همچون اصفهان که سبک اصفهان در آن متجلي شده است ) در توصيف اين سبک از فضاهاي شهر تهران صحبت مي شود .
نکته قابل توجه در تهرا ن ترکيب فضاها و عناصر شهري جديد با هويتي بومي است که دقيقاًً معرف ارزشهاي موجود در اين سرزمين هستند . اين مکتب به واسطه تاثيرپذيري از اروپا به وجود آمده بهدليل ضعف بنيه مالي قاجار و اقدامات تخريب گر حکومت پهلوي منزلت شايسته اي در شهر سازي کشور ما پيدا نکرده است ، ليکن آن چه امروز از آن به عنوان يادمان تارييخي و فرنگي شهر تهران نام مي بريم چيزي جز آثار اين دوره نيست . عناصر اصلي شهر در اين دوره همان عناصر سبک اصفهان است که توسط شاه طهماسب صفوي در تهران بنا گرديد . مثل ارگ که البته در سبک اصفهان اطراف آن برج و بارو نبوده، خصوصاً درب مخصوص پشت دروازه ارگ که به بيرون شهر منتهي مي شده ( در محل ميدان مشق تهران) از بقاياي افغان هاست . مساجد ، مدارس ، بازار ، ميدان و محلات عناصر اصلي شهر در اين عصر را تشکيل مي دهند .
ميدان اصلي شهر تا دوره ناصرالدين شاه سبزه ميدان بوده که طبق نقل قولي از ناصرالدين شاه ، ميداني کثيف بوده که براي پاکيزه شدن آن ناصرالدين شاه دستوراتي مي دهد و خصوصاً در مورد نشستن اصناف شاه معتقد است که سبزه ميدان جاي مناسبي است که بايد اصناف خوب و پاکيزه در آن جا قرار بگيرند .
عصر ناصري نقطه عطفي در تاريخ شهر و شهر نشيني دوره قاجار است . در اين دوره ديوارهاي کهن فرو ريخته و شهر از چهار سو گسترش مي يابد و بخش مهمي از شهر را باغات و مزارع در به مي گيرد و الگوي هشت ضلعي شهر با تاثير پذيري از الگو پاريس و متاثر از باروک اروپا به وجود مي آيد .
در سبک تهران ، دربافت کهن شهري به هيچ عنوان تغيير ايجاد نشده و اکثر خيابانهاي سبک جديد در اراضي باز و فضاهاي موجود در خندق ها و حصارهاي قبلي شهر ساخته شدند.
2-4-2-5 – حکومت پهلوي و بازار


پاسخی بگذارید