3-7- تصور ذهني از شهر و جهت‌يابي57
3-8- تصور شهر و رشد فرد57
3-9- به طرفداري از تصوري گسنرده58
3-10- تصور و معاني59
3-11 محيط خوانا59
3-12- نظرات پاتريک گدس60
3-13- نظرات جين جيکوب60
3-13-1- جذابيت و کارايي61
3-13-2- انسان، انسان را مي‌جويد61
3-13-3- خيابان: حفاظت از زندگي61
3-14- اصول طراحي با ديدگاه انسان‌گرايه62
3-15- مراحل رسيدن به طرح63
3-15-1- ايدوئوگرام63
3-15-2- مفاهيم پويايي63
3-15-3- ويژگي‌هاي پويايي63
3-15-4- انعطاف‌پذيري63
3-15-5-انسان، انسان را مي‌جويد63
فصل چهارم: بررسي اقليم
4-1- سابقه تاريخي کرمانشاه67
4-2- جاده ابريشم و کرمانشاه68
4-3- آب‌وهوا68
4-4-بارش69
4-5- شرايط دما69
4-6-جريان بادها70
4-7-جغرافياي انساني70
4-7-1- جمعيت70
4-8- ويژگي‌هاي اقتصادي71
4-8-1- کشاورزي71
4-8-2- دامداري71
4-8-3- صعنت72
4-8-4- خدمات72
4-9- جاذبه‌هاي طبيعي73
4-10- جاذبه‌هاي فرهنگي-تاريخي75
4-11- هتل‌ها و مراکز اقامتي موجود در کرمانشاه77
4-12- پارک‌ها77
فصل پنجم: تحليل سايت و برنامه فيزيکي
5-1- بستر کالبدي سايت79
5-2- بررسي سايت80
5-3- برنامه‌ فيزيکي81
5-4- نقشه‌ها82
فهرست منايع و ماخذ86
فهرست شكل‌ها
عنوان صفحه
تصوير4-1نقشه استان کرمانشاه و حدود شهرهاي آن66
تصوير 4-2نقشه همجواري استان کرمانشاه با استان‌هاي همسايه66
تصوير4-3 غار آبي قوري قلعه74
تصوير4-4 معبد آناهيتاتصوير74
تصوير 4-5 کتيبه بسيتون75
تصوير5-1 سايت طرح80
تصوير 5-2 پلان طبقه همكف82
تصوير 5-3 پلان طبقات83
تصوير 5-4 پلان طبقه اول84
تصوير 5-5 نماي سه بعدي از طرح نهايي85
فهرست جدول‌ها
عنوان صفحه
جدول 4-1تحولات جمعيت شهر كرمانشاه سالهاي 1385-137571
جدول4-2 سطح زير كشت محصولات کشاورزي71
جدول 4-3تعدادي از آثار باستاني استان کرمانشاه به ترتيب زماني76
جدول 4-4 جاذبه هاي گردشگري در استان کرمانشاه76
جدول1-5 متراژفضاها81

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

چکيده:
پيشرفت جوامع امروزي، ردپاي سنت‌هاي اصيل و تعاملات را در زندگي انسان‌ها کم‌رنگ نموده است. کم‌رنگ نمودن تعامل انسان‌ها به دنبال خود تنهايي و به دنبال آن گرايش و وابستگي به مواد و در نتيجه اعتباد در ميان جوامع را به دنبال داشته است، که کشور ما هم از اين قاعده مستثنا نيست.
گسترش اعتياد در ميان اقشار مختلف جامعه با تحصيلات متفاوت منجر به تاسيس مراکز ترک اعتياد در دنيا شده است. در اين ميان افراد معتاد به دلايل مختلف مثل، ترس از آبرو، از بين رفتن موقعيت اجتماعي و … اقدام به مراجعه به مراکز ترک اعتياد مي‌کنند. اما متاسفانه امروزه مراکز ترک اعتياد زيادي وجود دارد، که با استناد به آمارها مي‌توان دريافت که آن‌چنان در کار خود موفق نبوده‌اند.
در اين پايان‌نامه سعي شده است با تغيير در شرايط ساختاري معماري اين مراکز با رويکرد انسان‌گرايانه به اين مکان نگاه شود. به طوري که در اين مراکز شرايطي از نظر معماري فضاي مرکز و هم از نظر رواني براي معتاد ايجاد گردد که خود فرد معتاد ترغيب شود، که جهت ترک اعتياد اقدام نموده و همچنين تعامل ميان افراد معتاد در اين مکان‌ها از نظر روحي و رواني نه تنها منجر به عود اعتياد آن‌ها نشود، بلکه باعث شود بدون ترس پا در مسير هموارتري جهت ترک اعتياد قرار دهند. و همچنين با ايجاد فضايي براي آموزش اين افراد در اين مراکز زمينه‌‌ي ايجاد کسب‌وکار براي افراد معتاد پس از بهبودي و ترک مرکز فراهم شود.
فصل اول:
کليات پژوهش
1-1- مقدمه
موضوع مواد مخدر و مبتلايان به اين معضل اجتماعي موضوعي است که در همهکشورها کم و بيش مورد توجه بوده و برخوردهاي مختلفي در کشورهاي دنيا با مقوله مواد مخدر از فرايند توليد تا مصرف انجام ميشود. در برخي از کشورها مرتبطين با مواد مخدر از توليد کنندگان تا معتادين محکوم به مرگ و اعدام مي‌باشند و در برخي ديگر برخورد با توليد کننده و مصرف کننده متفاوت است.
در کشور ايران چندين سال است که مصرف کنندگان مواد مخدر يعني معتادين از دايره ي متهمين ومجرمان خارج و بعنوان بيمار به آنها نگاه مي‌شود. گذشته از اينکه آيا اين نگاه در کاهش ميزان توليد و مصرف موثر بوده، يا حتي تاثيرات معکوس داشته است، در حال حاضر و با توجه به فرض بيمار بودن معتادين لازم است بسته‌ي درماني اين آسيب ديدگان، جامع و کامل ديده شود. متاسفانه اعتياد موضوعي نيست که جنس يا قشر خاصي را دربرگرفته و با ساير گروه‌ها کاري نداشته باشد، بلکه اغلب گروه‌هايسني،چه مرد و چه زن در معرض خطر اين معضل مهم اجتماعي هستند. يکي از اشکالات عمده که شايد بتوان آن‌ر ابعنوان خطاي ذهني بخشي از مديران دانست ، اينست که اغلب مديراني که در جبهه‌ي دوم مقابله با اعتياد هستند يعني مديراني که مي‌بايست بخش سخت‌افزاري جامعه را براي حرکت به سلامتي آسيب‌ديدگان اعتياد آماده کنند، تصورشان از معتادين از حيث جنسيت تنها جامعه مردان است، متاسفانه در مواد مخدر صنعتي امروزه جمعيت قابل ملاحظه‌اي از زنان نيز دچار آلودگي شده و با توجه به اين‌که عنصر تربيت در خانواده مي‌بايست توسط زن به ثمر بنشيند، عملا اعتياد به مواد مخدر امروز بعنوان يک خطر تشکيل و دوام خانواده‌ها را تهديد مينمايد. در جامعه مردان، فرد معتاد چنانچه مورد درمان قطعي قرار نگيرد در بدترين حالت براي فراهم نمودن هزينه‌ي مصرف خود دست به اقداماتي مانند سرقت مي‌زنند که به جهت خطر بالا و ريسک جدي آن يا به سرعت دستگير مي‌شوند و يا با انصراف سرقت، خود را به مراکز ترک معرفي مي‌نمايند، ليکن در جامعه زنان اين موضوع به شکل ديگري پيش مي‌رود. ترويج فحشا و بيماري‌هاي مرتبط با آن تا سطح HIV احتمالي است که در صورت درمان نشدن زنان معتاد پيش خواهد آمد.

اولين ولازم‌ترين اقدام براي جلوگيري از اين اتفاقات ايجاد و تشکيل کمپ‌هاي ترک اعتياد بصورت تخصصي و زير نظر دستگاه‌هاي دولتي مي باشد.
کشور ما به دليل شرايط خاص جغرافيايي، سياسي، اجتماعي و فرهنگي، شرايط مستعدي را براي روي آوردن جوانان به اعتياد داراست. پرسش اصلي اين است که چرا در کشور ما در مورد مسئله اعتياد که از مهمترين معضلات اجتماعي امروز و ديروز ما مي‌باشد، چه در زمينه پيشگيري و چه در زمينه درمان ( به خصوص در زمينه اختصاص دادن فضاهايي در شأن انسان در جهت بهبودي و بازپروري معتادان) فکري اساسي نمي‌شود؟ و چرا در کشور ما معماري، پاسخي در خور اين نياز اساسي جامعه ندارد؟ از تحليل وضع موجود چنين به نظر مي‌رسد که معماري، خود را از اين گروه از افراد جامعه که زماني کاملا طرد شده بودند و اکنون اندک بهايي به آنها داده مي شود، گروهي که مانند ساير افراد جامعه انسانند،اما فقط راه را گم کرده‌اند و از مسير حقيقت دور شده اند، کنار کشيده است. شايد زمان آن رسيده باشد که معماري براي او که درد دارد، مرهم باشد و او را در مسير درمان ياري کند و چراغي باشد هر چند کم فروغ در تاريکي ترس و اضطراب او. در کشور ما يکي از جنبه هاي مبارزه با مواد مخدر و اعتياد افزايش مراکز ترک اعتياد مي باشد که کمبود آن حتي در شهرهاي اصلي کشور نيز احساس مي‌شود چه برسد به مناطق دور افتاده. پژوهشگر به عنوان يک معمار، بي‌توجهي به اين مسئله پيچيده چند بعدي را بي‌توجهي به اجتماع و انسان دانسته که نتايج سوء آن دامان افراد زيادي را گرفتار نموده و مي‌نمايد. از اين رو با بررسي و شناخت زمينه ها و علل گرايش به اعتياد، شخصيت معتاد، راه‌هاي پيشگيري و به خصوص روش‌ها و مراحل درمان و نتيجه‌گيري از تمام مطالعات به يک سري ايده جهت طراحي مرکز ترک اعتياد ( اجتماع درمان مدار ) رسيده است.
1-2- بيان مسئله
امروزه اعتياد يکي از اساسي ترين مسائل اجتماعي ما و مهمترين عاملي است که مي‌تواند نيروي کارآمد و جوان را به تخريب کشانده و راه‌هاي انحرافي ديگر را هموار سازد. خطر اين تباهي و گسترش کج‌روي‌ها و آسيب‌هاي اجتماعي، لزوم برنامه پيش‌گيري اوليه از اعتياد را نه در شعار و تکرار آن که در عمل مطرح مي‌سازد. در حوزه درمان هم به پزشکان فرض شده است که به معتادان بيانديشند تا به پديده اعتياد.
متأسفانه عدم آگاهي و برنامه‌ريزي مقارن قانون گذاري‌هاي نامتناسب و بدون مطالعه همه جانبه سبب شده است که اين موضوع و پديده در حال گسترش باشد. به منظور دستيابي به يک استراتژي منسجم جهت ريشه کن نمودن مواد مخدر و عوارض سوء ناشي از آن که ساختار اقتصادي، اجتماعي و سياسي بسياري از کشورها را مورد تهديد جدي قرار داده، لزوم پيش گيري و کاهش گرايش به مواد مخدر را امري اجتناب ناپذير ساخته است. مکرراً مشاهده مي شود که بعضي از معتادان علت گرايش مجدد خود را به اعتياد، نداشتن مهارت شغلي و به تبع آن عدم وجود شغلي که از طريق آن امرار معاش نمايند عنوان مي‌کنند. عدم برنامه‌ريزي‌ها در سطح کلان و توجه به برنامه پيش‌گيري درمان سبب شده همان تعدادي که در مرکز ترک اعتياد، دوران ترک را با موفقيت پشت سر گذاشته‌اند دوباره به مصرف مواد روي بياورند زيرا توجه به معتاد در بازگشت به جامعه از مهمترين شاخصه‌هاي مددکاري و درماني است و چنان‌چه برنامه‌هاي مصون‌سازي فردي و گروهي را در دستور تيم‌هاي درمان قرار ندهيم تداوم اين مشکل غيرقابل جبران و بازگشت است. از اين رو تأسيس يک مرکز ترک اعتياد و کاردرماني و حرفه آموزي باعث ايجاد زمينه کار براي فرد معتاد مي‌گردد که اين امر پس از خروج از مرکز سرمايه بزرگي براي آنان به حساب مي‌آيد و با کمي پشتيباني به وسيله سازمان‌هاي ذيربط و خانواده، فرد مي‌تواند جذب بازار کار شود و از گرايش به مشاغل کاذب که يکي از علل گرايش به مصرف و فروش مواد مخدر است جلوگيري کند. در طي سال‌هاي اخير براي پيش گيري اوليه و ثانويه از اين آسيب اجتماعي مراکز مداخله در بحران‌هاي اجتماعي زير نظر سازمان بهزيستي در شهرهاي بزرگ ايجاد شده که به ساماندهي معتادين مي‌پردازند اما با وجود اين شاهد افزايش اين پديده در جامعه هستيم و به نظر مي‌رسد فعاليت بهزيستي و ساير ارگان‌هاي ذيربط چندان موفقيت آميز نبوده است و حتي برخي از معتادان با وجود ساماندهي مراکز مداخله در بحران و … به مصرف مواد از نوع سنتي به صنعتي متمايل شده‌اند. اگر زندگي معتادين را بررسي کنيم مي‌بينيم يا پدر و مادر نداشتند يا والدين معتاد داشتند يا فقر اقتصادي و … در اين امر دخيل بوده است. شخصي که امروز به لحاظ اوضاع بد اقتصادي، اعتياد والدين و … معتاد مي‌شود وقتي با سرزنش و تحقير و تهديد خانواده و اطرافيان روبه رو شد و جامعه هم به جاي حل و پرداختن به مشکل، او را انگشت‌نما کرد مسلماً تبديل به معتاد، دزد و حرفه‌اي سابقه دار و … مي‌شود. در واقع مي‌توان گفت همه اين آسيب‌ها به نوعي با هم در ارتباط هستند. بنابراين مسئولين امر مي‌بايست پديده اعتياد را يک آسيب جدي قلمداد کرده و در جهت کاهش آن اقدامات اساسي انجام دهند البته براي پيش‌گيري بهتر و بيشتر همه جامعه بايد فعاليت کنند، مطبوعات، صدا و سيما، خانواده‌ها، متوليان امر فرهنگي، مدرسه و … مي‌توانند در پيش‌گيري از اين آسيب اجتماعي مؤثر باشند.
1-3- اهداف تحقيق
هدف اصلي اين رساله بررسي اين است که بتوانيم با طراحي مرکز ترک اعتياد شخصيت شهروندان بيمار را متوازن کنيم و آيا اين‌که معماري مراکز ترک اعتياد تأثيري در گرايش به بهبودي معتادين دارد. همچنين اين پروژه هم از حيث مادي و هم معنوي قابل اهميت است چرا که خلق يک فضاي ترک اعتياد متناسب با روان شناختي صحيح انساني به مراتب هزينه‌اش کمتر از مخارج احتمالي و صدماتي است که خاطيان مي‌توانند به جامعه وارد کنند، همچنين ايجاد مرکزي براي دور ريختن آلاينده‌ها و آموختن دانش و هنري براي آغازي نو کمک معنوي بزرگي به جامعه خواهد بود.
1-4- پيشينه تحقيق
در اوايل سال 1900 ميلادي بود که مراکزي براي نگهداري و درمان معتادان به مواد مخدر و الکل تأسيس شد، اين مراکز اصطلاحاً پناهگاه معتادان ناميده مي‌شد[9]. در سال 1950 براي اولين بار واژه بيمار براي توصيف افرادي که سوء مصرف مواد مخدر و الکل داشتند استفاده شد. در آن زمان روشي به نام 12 قدم براي ترک الکل و مواد مخدر استفاده مي‌شد. در ژانويه 1971 ميلادي ريچارد نيکسون رئيس جمهور وقت آمريکا 105 ميليون دلار صرف تأسيس مراکز ترک اعتياد کرد. از اوايل قرن 18 براي درمان اعتياد در کشورهاي پيشرفته دنيا مراکزي تأسيس شد که توسط روان‌پزشکان اداره مي‌شد، البته آن زمان مطالعات کافي براي پيدا کردن روش‌هاي علمي ترک مواد مخدر انجام نشده بود اما امروزه مراکز ترک اعتياد به شيوه قديم اداره نمي‌شود و در اکثر کشورها چنين مراکزي تأسيس شده و تحقيقات زيادي هم در اين زمينه صورت گرفته است.
1-5- روش تحقيق
تحقيق حاضر براساس هدف کاربردي مي‌باشد و براساس گردآوردي داده‌ها از نوع توصيفي-پيمايشي محسوب مي‌شود. در تحقيق حاضر آميخته‌اي از روش کتابخانه‌اي و ميداني جهت جمع‌آوري اطلاعات مورد نياز استفاده خواهد شد. مباني نظري تحقيق از کتب، نشريات و مقالات تخصصي فارسي و لاتين متعدد گردآوري مي‌شود و بخش ميداني آن از طريق پرسشنامه و مصاحبه و بهره‌گيري از نظرات افراد آگاه در اين زمينه انجام مي‌گيرد.
1-6- تعريف واژه‌هاي تحقيق
> اعتياد
اعتياد يک بيکاري مزمن و عودکننده است که توام با اجبار دروني براي يافتن مواد و تغييرات سلولي شيميايي و مولکولي مغز است.
> معتاد
شخصي که قرباني هر نوع وابستگي جسماني يا رواني به مواد مخدر مي‌باشد.
> مواد مخدر
موادي هستند که مصرف آن‌ها در انسان حالت لذت و خوشي کاذبي به‌وجود مي‌آورد و وابستگي جسمي و رواني ايجاد مي‌کند.
فصل دوم:
پيشينه‌ي تحقيق
2-1- تاريخچه مواد مخدر در جهان
مواد مخدر (اپيوئيد‌ها) سابقه‌اي طولاني دارد. در طول تاريخ انسان از مواد مخدر زماني به عنوان دارو جهت التيام درد ها استفاده مي‌کرده است و زماني هم براي ايجاد لذت و يا فرار از ناراحتي‌ها و همچنين در جشن‌ها و مراسم مذهبي و گاهي توسط جادوگران مورد استفاده قرار مي گرفته است. با بررسي آثار مکتوب و لوحه‌هاي گلي که از سومريان باقي مانده چنين استنباط مي‌شود که سومريان اولين کساني بودند که ترياک را کشف کردند و علاوه بر اين که از آن به عنوان يک داروي مسکن استفاده مي‌کردند تدريجاً به عنوان يک مکيف و مخدر نيز مورد استفاده قرار گرفت و نام گياه شادي بخش نيز بر آن نهادند‌. علاوه بر سومر اقوام آشور مصر يونان و رم نيز ترياک را مي شناختند و از آن استفاده مي‌کردند . يوناني ها ترياک را اپيوم ناميده و اطباء بزرگي نظير سقراط ترکيباتي از ترياک را براي بيماري‌هاي مختلف جسمي و رواني تجويز مي‌کردند. سابقه استفاده از مواد مخدر همان طوري که اشاره شد بيشتر جنبه مصرف طبي داشت و فقط به دستور اطباء مصرف مي‌شد. در آن زمان اعتياد ابعاد وسيعي نداشت و به صورت مسايل اجتماعي و سياسي بروز کرده و ابعاد سياسي و بين‌المللي به خود گرفته است. با شروع انقلاب صنعتي (اواخر قرن 17 و اوايل قرن 18) و بسط تجارت و ارتباط و از همه مهم‌تر نياز صنايع نو پا انقلاب صنعتي به سرمايه روند جديدي در مسايل مختلف جهاني آغاز شد. در اين ميان ترياک نيز نقش تازه اي پيدا کرد . اين ماده در کنار ساير ترفندهاي استعماري به عنوان وسيله‌اي براي جذب سرمايه در کشورهاي جهان سوم اضمحلال نيرو هاي انساني و نابودي فرهنگ و اقتصاد ملي کشور ها مورد مبادله کلان قرار گرفت.
عملکرد کمپاني هند شرقي در کشورهاي اسيايي بخصوص در چين يک نمونه عيني است. با ظهور انقلاب صنعتي در انگلستان اين کشور به منظور سرمايه‌گذاري صنعتي خريد مواد اوليه و خام صنايع و ادويه جات موجود در کشورهاي آسياي شرقي نياز شديد به سرمايه پيدا کرد اما به دليل ضعف مالي به خصوص کمبود طلا و نقره کافي در اين کشور توجهش را به ديگر کشورها خصوصاً کشورهاي مستمره متمرکز نموده و براي نيل به اهداف خود به ترفندهاي متعددي دست يازيد. يکي از اين شگردها توسل به تجارت ترياک در آسياي شرقي بود، اين کمپاني با در دست گرفتن تجارت ترياک در آسياي شرقي به خصوص کشور چين، طي سالايان دراز تجارت سود و بسياري از مردم اين کشور را به دام اعتياد کشاند. دولت چين که از شيوع ترياک و خروج سرمايه وحشت زده شده بود به مقابله با اين کمپاني برخاست و تقاضاي منع تجارت ترياک را از کمپاني مزبور نمود. اما اين کمپاني به خواست دولت چين توجهي ننموده و بر عمل خود اصرار ورزيد. به همين دليل دولت چين مجبور به مصادره ترياک‌هاي اين کمپاني شد که نيروهاي نظامي بريتانيا به پشتيباني از کمپاني هند شرقي وارد مبارزه شدند و طي دو جنگ به نام جنگ‌هاي ترياک شکست سختي بر نيرو‌هاي نظامي چين وارد نمودند و نهايتاً علاوه بر خسارت موفق شدند از چندين بندر چين براي حمل و نقل و توزيع ترياک استفاده نمايند. به اين ترتيب کشور چين طي ساليان دراز در اسارت مواد مخدر و اعتياد قرار گرفت. اين گونه عملکرد استعماري در سطح جهاني براي گسترش مواد مخدر و نتايج مخرب حاصل از آن سبب شد تا درون کشورها قيام ها و اقداماتي قانوني عليه مواد مخدر و سوء استعمال آن انجام شود. از طرفي به واسطه بين‌المللي و جهاني شدن معضل اجتماعي زنگ خطر به صدا درآمده، انگيزه همکاري کشورهاي جهاني را عليه مواد مخدر برانگيخته و موجب برگزاري کنفرانس‌ها، عقد قراردادهاي دو جانبه و چند جانبه و تشکيل کنواسيون‌هاي جهاني گرديد1. با تغيير تدريجي شيوه زندگي به دنبال پيشرفت تمدن، همان گونه که بشر از رفاه بيشتري برخوردار مي‌شود عوارض و معضلات نيز رخ مي‌نمايد. زماني انسان‌ها به شيوه اي سنتي و ابتدايي زندگي مي‌کردند و مسائل و مشکلات جمعي و رواني شان را نيز سنتي حل مي‌کردند اما با تغيير شيوه زندگي به شکل امروزي و جديد گاهي مسائلي ايجاد مي شود که حل آن از عهده بسياري از افراد خارج است.
بروز بيماري‌هاي رواني و سير تدريجي آن منجر به ايجاد رفتارها و عادت‌هايي در انسان مي‌شود که بعضاً کنترل و ترک آن بسيار مشکل و گاهي غير ممکن است.
اعتياد انسان به مصرف مواد و داروها از جمله اين عادت‌هاست. طبق آخرين آمارها در کشور 5000000 نفر از افراد حداقل يک بار مصرف مواد مخدر را تجربه کرده‌اند و 2000000 نفر معتاد به آن هستند. سير پيش‌رونده اعتياد به مواد و ترويج روش‌هاي مصرف غير بهداشتي آن همچون تزريق مواد مخدر با سرنگ مشترک منجر به بروز بيماري‌هاي لاعلاجي همچون ايدز مي‌شود که بيش از 70000000 نفر را در جهان گرفتار نموده است و در کشور ما نيز بيش از 14000 نفر به آن آلوده‌اند. مجموعه مسائل موجود، دست اندرکاران و آگاهان را مي‌بايست وادار به برنامه‌ريزي و اقدامات مناسب جهت کنترل معضلات اجتماعي نمايد. يکي از استراتژي‌هاي مهم مبارزه با بروز معضلات اجتماعي، آموزش و اطلاع‌رساني است. ما نيز به نوبه خود کوشيده‌ايم سهمي کوچک در آگاهي رساني به جوانان و هم وطنان داشته باشيم و با ترسيم روش‌هاي پيش‌گيري و درمان معضل اعتياد، قدمي هر چند کوچک براي کمک به هم وطنان خود برداريم.
2-2- مصرف مواد مخدر در آمريکا در قرن بيستم
استفاده از دارويي، آييني و تفنني از مواد مخدر قدمتي دست کم به اندازه تاريخ مکتوب دارد.(از ابتدايي ترين سند مکتوب بشر (متعلق به قوم سومر، ساکن آسياست صغير در5000 سال پيش از ميلاد مسيح) تا قرون وسطي، عملاً در همه فرهنگ‌ها کاربرد مواد مخدر و کشف مواد مخدر جديد براي مقاصد مختلف وجود داشته است. در اروپا، چين از1541، کيمياگري سوئيسي به نام پاراسلسوس، لودانوم – محلول ترياک- را ابداع کرده بود ؛ شربتي که حمل و نقل و استفاده از آن بسيار راحت بود و چيزي نگذشت که در سراسر اروپا شهرت معجوني شفابخش را پيدا کرد. در واقع مصرف ترياک در قرن نوزدهم در آمريکا و اروپا، مخصوصاً از انگلستان، شيوع زيادي پيدا کرد. متأسفانه بيشترين کاربرد ترياک در داروهاي کودکان بود که نام هاي تجاري اعتماد برانگيزي داشتند. از جمله “شربت تقويتي گادفري””اکسيرمانو شربت آرام بخش مادر بيلي”.چيزي نگذشت که معلوم شد که استفاده پيوسته از چنين داروهايي را مي توان مرگ آور دانست؛ ولي بسياري از زنان فقير آن دوران که در خانه‌هايشان کار بافندگي مي‌کردند چاره‌اي جز اين نداشتند که به ضرب ترياک بچه‌هايشان را ساکت کنند.
حوالي سال 1803، ف، و ، سرتورنر ف شيمي دان آلماني، موفق شد ماده موثر ترياک را جدا کند و اين ماده جديد مرفين ناميد که بر گرفته از نام مورفئوس، الهه رويا و خواب در اساطير يوناني بود. و استفاده طبي از اين ماده، کوتاه زماني پس از آن معلوم شد. تقريباً چهل سال بعد، اختراع سرنگ تزريق زيرپوستي استعمال مورفين را آسا‌‌ن‌تر کرد عجيب نيست که در قرن پس از آن بدون اغراق صدها هزار نفر به اين ماده جديد و قوي معتاد شدند. چون پزشکان آن را فقط مسکني بي ضرر، و در عين حال موثر مي‌پنداشتند. در آمريکا، استفاده از مرفين به جاي داروي مسکن در دوران جنگ داخلي به اوج رسيد. تخمين زده اند که اين جنگ موجب شد فقط در ارتش 400000 نفر به مرفين معتاد شوند.
پس از جنگ داخلي، استفاده مردم آمريکا از داروهايي با نام تجاري چون “شربـت آرام بخش وينسلو” “داروي دل درد داربي” و “شربت سينه اير”به شکل فزاينده‌اي شايع شد. اين شربت‌ها که به طور معمول از ترياک ساخته مي‌شود، و همين‌طور ساير مواد حاوي مشتقات ترياک، مخصوصاً بين زنان مسن‌تر سفيد پوست از طبقه متوسط و مرفه خواهاتن داشت در حقيقت، در آستانه سال 1900 ، تقريباً 300000 نفر در آمريکا به داروهاي حاوي ترياک وابسته بودند.
تا آن زمان ، بيشتر معتادان از کهنه سربازان و زنان سفيد پوست مرفه و موجه بودند، در نتيجه پديده اعتياد به مشتقات ترياک را بيش تر نوعي مشکل اسف‌بار پزشکي مي شناختند و با نوعي هم دردي با آن روبرو مي شدند. اما هجوم موج مهاجران به کرانه‌هاي آمريکا در آستانه قرن بيستم، در عرض دو دهه چشم‌اندار کلي فرهنگي معتادان را به نحو غريبي تغيير داد. مصرف انواع مواد مخدر چون ترياک، کوکائين، هروئين و آن ماده مخدر هميشه معمول يعني الکل، به علاوه وقوع جرم‌هاي مربوط به مصرف اين مواد، به يکي از دغدغه‌هاي جدي متوليان امور اجتماعي، سياسي و مذهبي تبديل شد. هرچه مهاجران بيش‌تري از اروپا و آسيا مي‌آمدند، بر تعداد حاشيه‌نشينان و حلبي آبادها افزوده مي‌شد. فقر تشديد شد، و فقرا بيش از پيش به الکل و مواد مخدر روي آوردند. تا اوايل دهه 1900 ، اعتياد بر تعداد چشم‌گيري از آمريکاييان چنگ انداخته بود. و واکنش جامعه به اين موج نوظهور معتادان طبقه فرودست. راندن آنان به سوي جنايت، انزوا و استيصال که هيچ روزنه اميدي در آن ديده نمي‌شد.
2-3- تاريخچه مواد مخدر در ايران
مسأله مواد و مصرف آن تاريخچه اي طولاني دارد. مواد اعم از مواد مخدر و محرک مکرراً به عنوان شفا بخش، مسکن، شادي آور و نيز مقدس مورد استفاده قرار گرفته است. از جمله مي توان به اشعار کهن موجود اشاره کرد و از هوم در آيين زرتشت نام برد. سابقه آشنايي بشر با خشخاش به حدود هفت هزار سال قبل باز مي گردد. وجود لوحه هاي گلي باستاني از تمدن هاي آن زمان مويد اين امر است. همچنين استفاده غذايي و دارويي از انواع مواد مخدر در چين و هند و کشور هاي ديگر در چند هزار سال پيش نيز مورد تأييد قرار گرفته است . در ايران نيز حسن صباح مريداني را براي از پا در آوردن دشمنان به کار گرفت. اين امر با به دست آمدن نوشته هايي در تپه هاي الموت به اثبات رسيد که اين افراد با استفاده از اثرات مست کنندگي حشيش اعمال خارق‌العاده اي را انجام مي داده اند. در ايران سوء مصرف مواد از سابقه اي طولاني برخوردار است. گياهاني که افيون و حشيش از آنها به دست مي آيند از گياهان بومي اين منطقه بوده و شايد بتوان گفت خواص خوراکي، دارويي و روان گردان آنها از چند هزار سال قبل توسط ساکنان فلات ايران شناخته شده بود. طبق نوشته هرودوت خواص روان گردان حشيش براي اقوام اريايي شناخته شده بود و انان از اين ماده در عزاداري‌هاي خود استفاده مي کردند. خواص ترياک توسط پزشکان اسلامي مانند محمد زکرياي رازي و ابوعلي سينا توصيف شده است. اما شواهد مربوط به سوء مصرف آن در موارد غير پزشکي بسيار نادر است. ابوريحان بيروني اولين دانشمند اسلامي است که به خاصيت اعتياد آور افيون اشاره کرده و پديد تحمل را تشريح کرده است. در ايران تا قرن هجدهم و اوايل قرن نوزدهم کشت خشخاش و توليد ترياک به منظور مصرف داخلي بود اما از نيمه دوم قرن نوزدهم کشت ترياک به عنوان يک محصول ارز آور مورد توجه قرار گرفت. در اواخر قرن نوزدهم و اوايل قرن بيستم، ايران يکي از اعضاي بسيار فعال تجارت جهاني ترياک محسوب و اقتصاد کشور به توليد و صدور ترياک وابسته شد. در سال 1920 ميلادي اولين قانون رسمي ممنوعيت مصرف به نام قانون تحديد ترياک به تصويب رسيد که طي آن در مدت 8 سال مصرف شيره ممنوع و استعمال ترياک تنها به منظور مصرف طبي مجاز شناخته شد. دولت براي مصرف مواد ماليات در نظر گرفت و براي معتادان کارت سهميه صادر کرد. اما اين اقدام منجر به کاهش مصرف مواد نشد بلکه قاچاق ان را رواج داد. در پي آن در سال 1301 قانون منع وارادات مواد مخدر تصويب شد تا جايي که پس از تشکيل جامعه ملل، مسأله ترياک مورد توجه جهاني قرار گرفت و ايران به عنوان يکي از توليد کنندگان اصلي هدف برنامه کاهش توليد بود. شش سال بعد يعني سال 1307 قانون جديد انحصار دولتي ترياک از تصويب گذشت که بر اين اساس دولت ايران بايد به تدريج اراضي زير کشت خشخاش را کاهش دهد. به دنبال گسترش ابعاد مسأله اعتياد و ناچيز بودن عايدات حاصل از صدور ترياک براي دولت قانون منع کشت خشخاش و استعمال ترياک در سال 1334 تصويب و به اجرا گذاشته شد. با اين اقدام قاچاق هروئين و مورفيتن به داخل کشور به صورت تجارت سودمندي درآمد و با تصويب قانون تشديد مجازات قاچاقچيان، زندان هاي کشور از قاچاقچيان و معتادان پر شد، اما بر تعداد معتادان و ميزان قاچاق افزوده شد. به طوري که طي 6 سال (1344-1338) ميزان ترياک و هروئين مکشوفه تقريباً به سه برابر رسيد. با افزايش درآمد نفت در سال 1355 مساله درمان و باز پروري با استفاده از متادون مطرح شد. اما پس از پيروزي انقلاب مساله مواد به عنوان رفتاري ضد انقلابي و ترويج شده از سوي استعمارگران تلقي شده، مبارزه قهرآميز با آن شروع و مساله درمان از دستور کار خارج شد. اردوگاه‌ها و مراکز بازپروري تحت نظارت کميته انقلاب اسلامي تشکيل و معتادان به اين مراکز هدايت شدند. البته ذکر اين نکته ضروري است که با توجه به شرايط و تعداد افراد پذيرش شده، امکان انجام اقدامات عملي براي اصلاح و باز پروري معتادان حتي پس از تحويل به سازمان بهزيستي وجود نداشت. اين در حالي بود که به رغم روند تشديد مجازات ها و مبارزه با عرضه، پر شدن زندان‌ها و انجام اعدام‌ها، نه تنها تعداد معتادان کاهش نيافت بلکه سيري صعودي به خود گرفت. اولين مراکز فعاليت علمي در زمينه کاهش تقاضا (کاهش مصرف ، پيشگيري ، درمان و باز تواني) در سال 1375 تشکيل شد، اين مراکز به صورت سر پايي و با نظارت بهزيستي شکل گرفت. در سال 79 مرکز اجتماع درمان مدار و برنامه هاي علمي آن به عنوان روش باز تواني در مراکز بازپروري مورد استفاده قرار گرفت که نتايج اوليه آن مثبت بود.
مساله پيشگيري از سوء مصرف مواد، موضوعي بود که به سختي مورد توجه مسوولان و مردم قرار مي‌گرفت، زيرا به دليل گستردگي تعداد مخاطبان آن، نياز به اقدامات همگاني داشت و اقدامات هماهنگ مسوولان مختلف را طلب مي کرد، علاوه بر اين که انجام اقدامات دراز مدت (که ذات فعاليت‌هاي پيشگيري است) براي مردم و مسوولان خوشايند نبود. اما فعاليت‌هاي آگاه سازي و اجراي طرح هاي جامع پيشگيري با مخاطب افراد سالم به تدريج رشد يافت به نحوي که لزوم انجام اقدامات مختلف کاهش تقاضا به مرور توانست بر تفکر يک جانبه مقابله با عرضه به صورت قهر آميز به افراد معتاد غلبه کند.
2-4- اعتياد
اعتياد يک بيماري اجتماعي است که عوارض جسمي و رواني دارد و تا زماني که به علل گرايش بيمار توجه نشود ، درمان جسمي و رواني فقط براي مدتي نتيجه بخش خواهد بود و فرد معتاد دوباره گرفتار مواد اعتياد آور مي گردد.
اعتياد به مواد مخدر يکي از مهم ترين مشکلات اجتماعي ، اقتصادي و بهداشتي است که عوارض ناشي از آن تهديدي جدي براي جامعه بشري محسوب شده و موجب رکود اجتماعي در زمينه هاي مختلف مي گردد همچنين ويرانگري هاي حاصل از آن زمينه ساز سقوط بسياري از ارزش‌ها و هنجارهاي فرهنگي و اخلاقي شده و بدين ترتيب سلامت جامعه را به طور جديد به مخاطره مي اندازد.
پديده شوم قاچاق مواد مخدر بيش از آنکه فعاليتي سودا گرانه، تجاري و اقتصادي در عرصه مافياي اقتصاد بين المللي باشد، ابزاري کار آمد، مؤثر و راهبردي در گسترش نظام سلطه صاحبان قدرت جهان بر کشور هاي توسعه نيافته است.
تحليل گران مسائل سياسي و اجتماعي بر اين باورند که در تهاجم و نفوذ فرهنگي، پديده مواد مخدر مهم ترين عامل به تباهي کشيدن و انحطاط اخلاقي جوامع به شمار مي رود. متاسفانه گسترش دامنه مصرف مواد مخدر در جامعه امروزي به حدي است که حتي قشر متفکر و تحصيل کرده را نيز به سمت خود کشانده است. مبارزه با اعتياد نيز قطعاً بيش از آنکه مأموريتي در راستاي وظايف مشروحه نيروي انتظامي باشد، اقدامي است استراتژيک در مقابله با ابزار نظام سلطه جهاني در اعتياد را نوعي بيماري رواني تکرار شونده مي دانند که فرد معتاد علي رغم تمام عوارض مصرف داروي مخدر، آن را بدون اراده مصرف مي کند. در اين که آيا بايد اعتياد را يک بيماري دانست يا يک جرم و به تبع آن، فرد معتاد را بيمار تلقي کرد يا مجرم، ديدگاه‌هاي متفاوتي وجود دارد. در هر حال، ذکر اين نکته ضروري است که با اين تعريف از اعتياد، بسياري از رفتارهاي افراد انحطاط اخلاقي جوامع با اهداف خاص سياسي .
اعتياد به عنوان يک آسيب اجتماعي، هيچ گاه به طور کامل ريشه کن نخواهد شد، اما با تدابير، انديشه و تلاشي مخلصانه حداقل مي توان آن را به کنترل در آورد. در اين راستا تلاش ما بر اين است تا با ارتقاء سطح آگاهي اقشار مختلف جامعه پيشگيري از اعتياد را بر درمان معتادين مقدم بداريم. به اميد روزي که جامعه اي داشته باشيم که اگر هم در آن فرد معتادي وجود دارد، درصدد نجات خويشتن باشد.
در مورد اعتياد سوالات بسياري در ذهن ها وجود دارد و هنوز اين که مصرف بعضي از قرص ها مي توانند در بدن اعتياد ايجاد کنند يا خير جاي سئوال دارد و محققان در مورد اين موضوع که يکي از بزرگ ترين معضلات جوامع است در حال تحقيق هستند.
آنچه که در طي ساليان سال کشف شده است آن است که اعتياد تنها به مواد خاص نيست بلکه تکرار هر آنچه که ضروري نيست مي تواند در بدن فرد تبديل به اعتياد شود. مانند اعتياد به پر خوري و در پي آن چاقي، سيگار کشيدن و يا حتي استفاده از اينترنت.
اعتقاد اوليه در ساليان قبل در مورد مصرف الکل و مواد مخدر آن بودکه استفاده از اين مواد مي تواند در بدن عادتي به وجود اورد که ترک آن سخت است. اما بعد ها مشخص شد که اعتياد بخشي از شخصيت فرد مي شود.
به اين معناي که وقتي فرد از آن استفاده نکند دچار مشکلات روحي و جسمي مي شود و نمي تواند درست عمل کند و ماده کم کم تبديل به بخشي از زندگي مي شود که زجرآور است. دقيقاً مثل بيماري‌هاي لاعلاج .
اينکه برخي از مواد تأثير مستقيم روي مغز مي گذارند کاملاً مشخص است و سال‌هاست که به اثبات رسيده است. تأثير اين مواد اين طور است که مصرف کننده مدام مي‌خواهد که بار ديگر آنها را امتحان کند و اين مصرف مدام ادامه مي يابد.
بيماري اعتياد يک بيماري وابستگي است که شخص (زن يا مرد) چيزي از خارج از خود طلب مي کند تا در فرار از واقعيت و غرق در خيال ها و رويا هايش به مواد خود برسد و اعتياد يک بيماري جسمي و روحي و رواني است و يک خلأ و کمبود است که در فرد ايجاد مي شود و با مواد مخدر آنر را پر مي کند و يک بيماري پيشرونده لاعلاج و کشنده است. (بهبود يافته)
اعتياد نيز بيماري مزمن و عود کننده است که توأم با اجبار دروني براي يافتن مواد و تغييرات سلولي، شيميايي و مولکولي مغز است. (تولد دوباره)
اعتياد يک ناهنجاري فردي است که جسم، فکر، احساسات و عواطف ارزش ها، روابط فردي و خانوادگي، اجتماعي، معنوي را در بر مي گيرد.
بسيار مهم است که با اعتياد به عنوان بيماري نا خوشي مشکل و نا هنجاري اصلي برخورد کنيم.
2-5 – علائم اعتياد
تغيير رنگ ناگهاني ، خودداري از برخورد مستقيم با اعضاي خانواده، مشغول کردن خود به اموري که قبلاً آن بسيار کم بوده، ظاهر شدن در جلوي آئينه براي اطمينان از اين که از وضع ظاهري مرتبي برخوردار است و رنگش تغيير نکرده، سعي در عادي جلوه دادن امور، مصرف بيشتر سيگار، پر شدن جا سيگاري و يا مشاهده ته سيگار بيشتر در محوطه خانه، سطل آشغال، يا درون توالت، بيرون رفتن از منزل، خواب آلودگي، لاغر شدن نسبي، کبودي اطراف چشم، سيخ شدن موها، حرکات مشکوک، خميدگي در پشت و تغيير در وضع راه رفتن، خميازه هاي پي در پي، به تدريج عصب و بدخلق شدن، سوختگي در وسايل و انگشتان فرد، طولاني وبدن مدت توقف در توالت، سوختگي هاي جديد در فرش و پتو، علامت‌گذاري بعضي وسايل منزل مثل دستمال کاغذي، کبريت، کنترل لفاف زرورق، و در بعضي مواقع شب زنده داري – (کم خوابي).
2-5-1- علل خانوادگي


پاسخی بگذارید