4-2-2- غم و درد يتيمي در شعر پروين65
4-2-3- غم تبعيض طبقاتي در شعر پروين70
فصل پنجم
نتيجه گيري و پيشنهادها
5-1- نتيجه گيري75
5-2- پيشنهادها78
منابع و مآخذ79

چکيده
اين پژوهش به بررسي ، تبيين و تحليل انواع و اشکال نوستالژي در اشعار پروين پرداخته که در آغاز زندگي ، سبک شاعري و اقتضائات زمان او ارائه شده و سپس به ريشه شناسي نوستالژي ، تعاريف نوستالژي ، نوستالژي و ادبيات ، نوستالژي در مکتب ادبي رمانتيک ، نوستالژي و خاطره با زير بخش هاي “خاطره ي فردي” ، “خاطره ي جمعي” ، “خاطره ي جمعي شاعر” و نوستالژي دوري از وطن(غم غربت) پرداخته شده است و در ادامه نوستالژي در اشعار پروين اعتصامي از دو جنبة فردي و اجتماعي مورد بررسي ، توصيف و تحليل قرار گرفته. که جنبه هاي فردي آن شامل مواردي از قبيل : غم ستمگري فلک ، غم فناي جهان و گذران عمر ، ياد مرگ ،غم غربت ، غم فراق ، غم بازگشت به گذشته و نوستالژي ر رجوع به اصل و… مي شود و جنبه هاي اجتماعي آن شامل مواردي از قبيل : غم و رنج تهيدستي و فقر (=مردم انديشي) ، غم و درد يتيمي ، غم تبعيض طبقاتي مي گردد.
کليدواژه ها : پروين اعتصامي ، نوستالژي فردي ، نوستالژي اجتماعي، غم غربت، خاطره .
مقدمه
نوستالژي يک اصطلاح روانشناسي است که وارد ادبيات شده است و به طور کلي رفتاري است ناخودآگاه ، که در شاعر يا نويسنده بروز کرده و متجلي مي شود. ناخودآگاه جمعي در روانشناسي يونگ عبارت است از : تجربه هاي اجداد ما در طي ميليون ها سال که بسياري از آن ها ناگفته باقي مانده است و يا انعکاس رويدادهاي جهان ماقبل تاريخ که گذشت هر قرن تنها مقدار بسيار کمي به آن مي افزايد.( راس ، 1375 : 98)
ناخودآگاه جمعي بين تمام انسان ها مشترک است و صورت هاي ازلي را در خود ذخيره مي کند. بنابراين از عوامل ايجاد نوستالژي در فرد مي توان به موارد زير اشاره کرد :
-از دست دادن اعضاي خانواده يا عزيزي که باعث گريستن و مرثيه خواندن مي شود.( اين عامل خود يکي از عوامل احساس غربت است)
– حبس و تبعيد : از مهم ترين شکل نوستالژي است که شاعر و نويسنده به خاطر افکار و انديشه هاي شخصي و اجتماعي تن به زندان و يا تبعيد از وطن مي دهد.
حسرت بر گذشته که عامل گله و شکايت از اوضاع زمان مي گردد. اين مسأله ناشي از آن است که شاعر در دوره ي پيشين در شادکامي مي زيسته است.
-مهاجرت : مهاجرت نيز عامل اصلي ادبيات نوستالژيک است ، بويژه نسل هاي بعدي که عموما در غربت به دنيا مي آيند ، همواره ياد وطن را از خانواده به ارث مي برند.
-يادآوري خاطرات دوران کودکي و جواني و …
-غم و درد پيري و انديشيدن به مرگ
و ساير مواردي که جنبه ي روحي و رواني دارد.
نوستالژي به دو نوع فردي و اجتماعي تقسيم مي شود. نوستالژي فردي به لحاظ زماني به نوستالژي فردي آني و نوستالژي فردي مستمر تقسيم مي شود. در نوستالژي فردي آني ، نويسنده يا شاعر لحظه يا لحظاتي از گذشته را در اثر خود منعکس مي کند. اما در نوستالژي فردي مستمر ، شاعر يا نويسنده ، در سراسر اثر خويش تمام و کمال به گذشته خود مي پردازد.
دليل انجام اين مطالعه تبيين زواياي شعر عاطفي زنانه پروين در ادبيات فارسي بوده است تا زيبايي هاي آن در قياس با شعر شاعران مرد معاصر آشکارتر گردد و همچنين سهم و نقش وي در آفرينش معاني و مضامين نوستالژيک در شعر معاصر بازنمايانده شود.(شريفيان ، 1386 : 52)
اهميت اين پژوهش در وهلة اوّل در تازه بودن و تکراري نبودن اين پژوهش است و در وهلة دوم در اينست که انواع نوستالژي در شعر شاعر تواناي زني بنام پروين اعتصامي که خود برخوردار از روحيات لطيف شاعرانه و عاطفي ذاتي بوده است مورد بررسي قرار گرفته است. دانش محققان ادبي از نوستالژي بسيار محدود است زيرا نوستالژي اصطلاحي روانشناسي است و لذا بيان انواع نوستالژي در شعر شعراي پارسي از جمله پروين اعتصامي علم و دانش ما را نسبت به اين موضوع بالا برده و هم پلي ميان رشتة روانشناسي با رشتة زبان فارسي برقرار مي سازد.
اهداف پژوهش حاضر عبارت بوده اند از :
1-تبيين نوستالژي در اشعار پروين اعتصامي
2- تبيين انواع نوستالژي در اشعار پروين اعتصامي
3- تبيين ارتباط يا عدم ارتباط انواع نوستالژي در اشعار پروين اعتصامي با مقوله هاي اجتماعي ، سياسي ،فرهنگي و همچنين زندگاني شخصي پروين.
فصل اول
کليات تحقيق
1-1- بيان مسأله
نوستالژي (غم غربت) در اشعار پروين اعتصامي به اشکال متعددي ظاهر شده اند که از آن جمله غم فراق ، دوري از معشوق و تبعات ناشي از اين غم مي باشد. در اين جا شاعر خود را در مقام قياس با پهلوانان شاه نامه (سهراب در حال مرگ) ، بلبل در قفس که در ادبيات عرفاني نماد عشاق است و پروانه که نماد سالک مشتاق است قرار مي دهد.(غزل 1) همچنين آثار و فرعيات اين غمِ فراق که عبارت از پيوستن انسان به نيستان معنا و ملکوت اعلي مي باشد از ديگر اشکال نوستالژي در شعر پروين بشمار مي آيد. پروين اين پيوستن را نتيجه ي بريدن از اين جهان و پاک نگه داشتن جان مي داند.(قصيده 3) غم ناشي از مصائب و مشکلات شخصي و زندگاني شاعر يکي ديگر از اشکال نوستالژي بشمار مي آيد آن جا که پروين به کشت اميد خود شرر مي افکند، به پاي نهالي که باري نمي دهد از آب و گل جفا مي برد و از سنگين دلان و ناکسان طلب لطف و ياري مي نمايد.(غزل 10) غم و درد و آلام همنوعان فقير و بي نواي شاعر از ديگر اشکال نوستالژي است. همنوعاني که در دايره ي ظلم و ستم اغنيا گرفتار آمده اند و آرزوي رهايي دارند.(قطعه ي 7)
1-2- اهداف تحقيق
1-تبيين نوستالژي در اشعار پروين اعتصامي
2- تبيين انواع نوستالژي در اشعار پروين اعتصامي
3- تبيين ارتباط يا عدم ارتباط انواع نوستالژي در اشعار پروين اعتصامي با مقوله هاي اجتماعي ، سياسي ،فرهنگي و همچنين زندگاني شخصي پروين.
1-3- فرضيه هاي تحقيق
1-اشعار نوستالژيک پروين متاثر از وضعيت اجتماعي است.
2- اشعار نوستالژيک پروين ارتباط تنگاتنگي با مقوله ي سياست و ستم طبقه ي حاکمه دارد و تحت تأثير همين مقوله ي مذکور سروده شده است.
3-اشعار نوستالژيک پروين متأثر از وضعيت زن در آن زمان است.
4-پروين در زندگي شخصي با نوستالژي مواجه بوده است.
1-4-سؤالات تحقيق
1-آيا پروين اعتصامي در اشکال و انواع متعدد نوستالژي شعر سروده است؟
2-آيا پروين اشعار نوستالژيک سياسي سروده است؟
3-آيا مصائب مردم او را به سرودن شعر نوستالژيک واداشته است؟

4-آيا نمود اشعار نوستالژيک با موضوعات زنانه ارتباط دارد؟
1-5-روش تحقيق
اين تحقيق به روش کتابخانه (اسنادي) است که ابتدا مطالعات کتابخانه اي در مورد اصطلاح نوستالژي و انواع آن و نحوة ورود آن به شعر و هر چه اطلاعات در اين خصوص لازم بود انجام شده و سپس بر اساس آن به مطالعه اشعار پروين پرداخته و با بررسي و شناسايي موارد متناسب با موضوع آن ها را در قالب فيش هايي جمع آوري و سپس داده هاي جمع آوري شده تجزيه و تحليل شده اند. در مرحله بعد به توصيف و تبيين نوستالژي و انواع آن با استناد و مطابقت با شعر پروين و ارائه نمونه هايي از ابيات و اشعار وي پرداخته و در نهايت جهت پيش نويسي ضمن دسته بندي داده ها در فصل ها و زير شاخه هاي مربوطه نگارش آن انجام شد.
1-6- پيشينة تحقيق
1- شريفيان ، مهدي ، بررسي فرآيند نوستالژي (غم غربت) در اشعار فريدون مشيري، فصلنامة علمي-پژوهشي علوم انساني دانشگاه الزهرا(س) سال هفدهم و هجدهم ، شمارة 68 و 69 ، زمستان 1386 و بهار 1387.
در چکيدة مقاله آمده است : اين مقالة پژوهشي دربارة “نوستالژي (غم غربت) در شعر معاصر فارسي” است. اين موضوع به عنوان يکي از رفتارهاي ناخودآگاه فرد ، در شعر “فريدون مشيري” بررسي شده است.پس از ريشه شناسي و تعريف واژه با توجه به فرهنگ ها و بهره گيري از نظرات روانشناسان ، به عوامل ايجاد غربت اشاره و در ادامه به ارتباط نوستالژي و خاطره پرداخته شده است. در بخش خاطرة فردي به نوستالژي دوري از وطن بعنوان غم غربت و در بخش نوستالژي اجتماعي تحت عنوان شاعران و خاطرة جمعي به دلتنگي شاعران براي اسطوره هاي ايران ، با ذکر شواهد شعري پرداخته شده است.
2- مهدي شريفيان ، شريف تيموري، بررسي فرآيند نوستالژي در شعر معاصر فارسي ( بر اساس اشعار نيمايوشيج و مهدي اخوان ثالث) ، پژوهشگاه علوم انساني و مطالعات فرهنگي ، کاوش نامه ، سال هفتم (1385) ، شماره 12.
در چکيدة مقاله آمده است : اين مقاله پژوهشي است دربارة “نوستالژي (غم غربت) در شعر معاصر فارسي”. اين موضوع بعنوان يکي از رفتارهاي ناخودآگاه فرد ، در شعر دو تن از شاعران معاصر ، ” نيمايوشيج” و “مهدي اخوان ثالث” بررسي شده است. پس از ريشه شناسي و تعريف واژه با توجه به فرهنگ ها و بهره گيري از نظرات روانشناسان ، به عوامل ايجاد غربت اشاره و در ادامه به ارتباط نوستالژي و خاطره پرداخته شده است. در بخش خاطرة فردي به نوستالژي دوري از وطن بعنوان غم غربت و در بخش نوستالژي اجتماعي تحت عنوان شاعران و خاطرة جمعي به دلتنگي شاعران براي اسطوره هاي ايران ، با ذکر شواهد شعري پرداخته شده است.
3- جهانگير صفري ، حسين شمسي ، بررسي نوستالژي در ديوان ناصرخسرو ، پژوهش نامة ادب غنايي ، دانشگاه سيستان و بلوچستان ، سال هشتم ، شمارة پانزدهم ، پائيز و زمستان 1389 ، صص 98-75.
در چکيدة مقاله آمده است : ناصر خسرو بعنوان شاعري صاحب سبک و غير قابل تقليد در ادبيات فارسي شناخته شده است. هر شاعري به فراخور حال و هوا و موقعيت خود به گذشته و لحظات پسِ پيش نهاده توجه دارد. نوستالژي يکي از اصطلاحات روانشناسي است که وارد حيطة ادبيات شده است. نوستالژي يا حسرت -سروده ، حسرت هاي شاعران و نويسندگان را که با نگاهي به گذشته در آثار آنان نمود يافته است ، به مخاطبان عرضه مي کند. اين پژوهش ابتدا تعريفي از نوستالژي به دست مي دهد و انواع مفاهيم نوستالژي را در زير دو عنوان کلي فردي و جمعي ارائه مي دهد ، سپس به بررسي مفاهيم نوستالژي در ديوان ناصرخسرو و تحليل کارکردهاي زبان در نوستالژيک کردن فضاي اشعار و ارتباط آن با نوستالژي فردي و همچنين بررسي مؤلفه هايي همچون اسطوره پردازي و گرايش به آرمانشهر و پيوند آن با نوستالژي جمعي مي پردازد.
4- ولي شعباني زنوزق ، عليرضا رضايي ، نوستالژي در غزليات شمس ، انجمن علمي زبان و ادبيات فارسي دانشگاه هرمزگان ، هفتمين همايش پژوهش هاي زبان و ادبيات فارسي ، اسفند 1392 ، صص 1103-1097.
در چکيدة مقاله آمده است : نوستالژي يک اصطلاح روانشناسي است به معناي رفتاري که ناخودآگاه در ميان شاعر يا نويسنده بروز کرده و متجلّي مي شود. نوستالژي يک حسّ دلتنگي و حسرت انسان ها به گذشته و به آن چيزهايي است که در زمان حال آن ها را از دست داده اند. تقريباً تمامي نويسندگان و شاعران به نحوي از انحاء در آثار خود به نوستالژي و دلتنگي هاي حاصل از آن به طرق گوناگون اشاره کرده اند. موضوع اين مقاله بررسي نوستالژي در غزليات شمس(ديوان کبير مولانا) مي باشد. از آن جايي که اين موضوع تا به حال مورد توجّه محقّقان و پژوهشگران واقع نشده مي تواند منجر به شناخت بيشتر جنبه هاي عرفاني شخصيت مولوي شده و نتايج عرفاني زيبايي را در بر داشته باشد.
1-7-اهميت و ضرورت انجام تحقيق
يکي از ضرورت هاي پژوهش حاضر اين است که تاکنون محققان به بيان جنبه هاي عاطفي و نوستالژيک در ادب فارسي کمتر پرداخته اند زيرا نوستالژي اصطلاحي روانشناسي است نه ادبي ؛ از اين رو پرداختن به اين جنبه هاي عاطفي و نوستالژيک ساحت و فضاهاي ديگر شعر پارسي را به روي ما مي گشايد که پيش از اين به روي ما بسته بوده است. از آن سو تحقيقات بين رشته اي ، ارتباط ميان رشته ها و علوم مختلف از ديگر ضرورت هايي است که در ادبيات فارسي کمتر به آن پرداخته شده است.تحقيقات بين رشته اي مشابهت هاي ميان علوم مختلف و نقش يک علم در علم ديگر را به وضوح بيان مي کند.
فصل دوم
زندگي ، سبک و زمانه پروين
2-1- زندگي نامه پروين اعتصامي
يکي ديگر از بديع ترين و دلاويزترين شکوفه هاي ادب فارسي و يکي از مناديان محبت و مردمي و تقوي در عصر حاضر” پروين اعتصامي است.به روز بيست و پنجم اسفندماه 1285 در تبريز به دنيا آمد و قسمت اعظم عمر کوتاه خود را در تهران گذراند. او در ميان خانواده ي فضل و کمال و در دامان پدر دانشمندش ميرزا يوسف خان آشتياني ملقب به اعتصام الملک ، دارنده و نويسنده ي مجله ي ادبي بهار و مترجم آثار فراوان از فرانسه و عربي ، پرورش يافت.( آرين پور، 1372 ،ج2،ص 112)
پروين ادبيات فارسي و عربي را نزد پدر آموخت و از همان ابتداي طفوليت به سرودن شعر آغاز کرد ، و مراقبت پدر شعرشناس و دانشمندش در پرورش قريحه ي تابناک وي مؤثر افتاد. تحصيلات خود را در کالج آمريکايي به پايان رسانيد ؛ و در سال 1303 هجري شمسي ، که هجده مرحله از سنين عمرش گذشته بود ، فارغ التحصيل شد. وي احساسات خود را از اين حيث در قطعه اي به نام نهال آرزو چنين بيان مي کند :
پستي نســوان ايران جـمله از بي دانشيست مـرد يا زن ، برتري و رتبت از دانســتن است
زين چراغ معرفت کامروز اندر دست ماست شاهــراه سعي و اقليـم سـعادت روشن است
به که هر دختر بداند قدر علــم آمــوختن تا نگويد کس پسر هشيار و دختر کودن است
(اعتصامي، 1384 : 263)
پروين پس از فراغت از تحصيل چندي در دفتر همان مدرسه ي آمريکايي به کار پرداخت ، تا روز نوزدهم تيرماه 1313 شمسي با پسر عموي خود ازدواج کرد. اما اين ازدواج سعادتي در بر نداشت و پس از اندک زماني به علت اختلاف سليقه ي زن و شوهر کار به افتراق کشيد. از اين پيشامد انعکاسي در اشعار او نمي توان يافت ، مگر در يک قطعه ي کوچک بي عنوان که در اشعار او ديده مي شود :
اي گل ، تو ز جمعيت گلزار چه ديدي جز سرزنش و بدسري خار چه ديـدي
اي لعل دل افروز ، تو با اين همه پرتو جز مشتري سـفله به بازار چـه ديدي
رفتي به چمن ليک قفس گشت نصيبت غير از قفس اي مرغ گرفتار چه ديـدي
(اعتصامي، 1384 : 156)
پروين از کودکي گوشه گير و مردم گريز بود ، کمتر سخن مي گفت و بيشتر مي انديشيد. در جريانات اجتماعي مربوط به بانوان و در جنبش آزادي و حقوق زن عملاً مداخله نکرد و اين کناره گيري در اشعارش نيز منعکس است.با اين همه ، هنگامي که شرايط براي دخالت فعال زنان در امور اجتماعي مساعد شد ، پروين در قصيده اي به نام زن در ايران چنين سرود :
زن در ايران پيش از اين گويي که ايراني نبود پيـشه اش جز تيره روزي و پـريشاني نبــود
زندگي و مرگش اندر کنج عزلت مي گذشت زن چه بود آن روزها گر زان که زنداني نبـود
کس چو زن اندر سياهي قرن ها منزل نکـرد کــس چو زن در معبـد سالوس قرباني نبود
(همان : 235)
بعضي از اشعار پروين در مجله ي بهار ، که دارنده ي آن پدرش بود ، منتشر مي شد ؛ و ديوانش ، که حاوي متجاوز از پنج هزار بيت شعر است ، نخستين بار با مقدمه اي به قلم ملک الشعراي بهار در سال 1314 هجري شمسي به چاپ رسيد. شش سال بعد ، به روز سوم فروردين 1320 هجري شمسي ، پروين ، گلي که از جمعيت گلزار جز سرزنش خار نديده بود ، در بستر بيماري خفت و نيمه شب روز شنبه 16 فروردين ، در 34 يا 35 سالگي بدرود حيات گفت و اين قطعه از آثار طبع خود او بر سنگ مزارش نقش بست :
اين که خاک سيهش باليــن اسـت اخــتر چــرخ ادب پرويـن اسـت
گرچه جز تلــخي از ايــام نـديـد هر چه خواهي سخنش شيرين اسـت
صاحب آن همــه گفتــار امــروز ســائل فــاتحــه و ياسـين اسـت
دوستان به که ز وي يــاد کنـنــد دل بي دوســت دلي غمگين اسـت
خاک در ديده بسي جانفرســاست سنـگ بر سينـه بسي سنگين اسـت
بيند ايـن بســتر و عبـرت گيــرد هـر که را چشم حقيقت بين اسـت
هر که باشي و ز هـر جـا برســي آخــرين مــنزل هستي اين اسـت
آدمــي گرچــه تــوانگــر باشد چون بدين نقطه رسد مسکين است
اندر آن جــا کــه قضا حمله کند چــاره تسليم و ادب تمکين است
زادن و کشــتن و پنــهان کــردن دهــر را رسم و ره ديـرين اسـت
خرم آن کس که در اين محنت گاه خـاطري را سـبب تسکـين اسـت
(اعتصامي، 1384 : 83 )
2-2- سبک شاعري پروين اعتصامي
پروين سه گونه شعر دارد : قصايد کوتاه و بلند ، قطعات و مثنوي ها . شاهکارهاي پروين را در ميان قطعات او بايد جستجو کرد. افکار بلند ، بيانات فصيح و باريک بيني هاي شاعر در قطعات اوست. پس از قطعات ، مثنوي هاي پروين با تسلط بيشتر سروده شده است و بعد آن قصايد شاعر جاي مي گيرد. پروين در قصيده هاي خود کوشيده است که از ناصرخسرو تقليد کند و در اين تقليد چنان موفق شده است که مرحوم قزويني مي نويسد که به هيچ وجه از قصايد ناصرخسرو پايين تر نيست. در مثنوي گاهي از فريدالدين عطار و گاه از جلال الدين رومي پيروي کرده است. در قطعات به انوري و سنايي نظر داشته است. در برخي ابيات زبان سعدي و حافظ را به ياد خواننده مي آورد. بيشتر قطعات او به شيوه ي سؤال و جواب يا “مناظره” به شاعران آذربايجان و عراق اختصاص داشته است.
ديوان پروين ترکيبي است از دو سبک و شيوه ي لفظي و معنوي آميخته با سبکي مستقل و آن دو يکي شيوه ي شعراي خراسان ، خاصه ناصرخسرو است و ديگر شيوه ي شعراي عراق و فارس ، مخصوصا سعدي و از حيث افکار و معاني نيز بين افکار و خيالات عرفا و حکماست و همه ي اين شيوه ها با سبک و اسلوب مستقلي ترکيب يافته است. زمان پروين ، زمان بهت و حيرت و دلهره است. پروين جهل مردم را مي بيند و راهي براي گمگشتگان وادي ناداني مي جويد و دردهاي مردم را در لفافه ي کلمات و قالب هاي دلنشين شعر مي ريزد. او به طور قاطعانه و مطلق به قضا و قدر اعتقاد دارد. قلمرو شعري او به مکان و زمان و حوادث خاص محدود نيست. او ، به طور عام ، رنج و غم مردم محروم را ، در هر کجا و هر روزگاري که باشند ، مي سرايد.
شعر پروين در نهايت رواني و استحکام است و هنر وي در آن است که از زبان همه چيز سخن مي گويد : دام و دانه ، مور و مار ، خاک و باد ، مرغ و ماهي ، صياد و مرغ ، و … و خواننده را در عالم هزار و يکشب سير مي دهد. به ندرت مي خنداند. دائماً در فکر است. بيشتر نگران وظايف مادري است. وقتي که از اين انديشه ها خسته مي شود ، به ياد لطف خدا مي افتد و خواننده را با حقايق و افکار بلندتري آشنا مي سازد.مضامين او ، گاهي و بلکه بيشتر از گاهي مضامين بکر يعني خاص او نيست. پيش از او اين مضامين را ديگران هم مکرّر گفته اند. گاهي مضموني را که از شاعري توانا گرفته به همان خوبي به زبان شعر درآورده است.
پروين مانند هر شاعر توانايي ايجاد ترکيبات خاص به خود را دارد که در اشعار ديگران ديده نمي شود . مثلاً ” ره پوي” را به معني رهرو و ” بدسري” را که اصطلاح خاص درباره ي چهارپاياني است که به فرمان نمي روند ، به معني سرکشي و نافرماني به کار برده است. در قافيه پردازي هم گاه اشکالاتي دارد ؛ مثلاً دال و ذال را که در قديم از هم جدا مي کردند ، رعايت نکرده است. پروين بر اثر مطالعه ي آثار گذشته ي ايران به مسائل عرفاني هم توجه کرده است و گاه بر اثر مطالعه ي آثار خارجي به مفاهيم شعر اروپايي اشاره هايي داشته است خلاصه از شعراي معاصر او کمتر کسي توانسته است به اندازه ي او در دل ها نفوذ کند و به قدر او مورد قبول عامه قرار گيرد.
2-3- زمانه ي پروين و اقتضائات آن
پروين در يک دوران تاريخي بسيار مهم و حساس ايران به دنيا آمد و زندگي کرد و از دنيا رفت. او در اسفندماه 1285 شمسي ، حدود هفت ماه پس از اعلام فرمان مشروطيت ، در تبريز چشم به جهان گشود. (دروديان ، 1377 : 13) دوران جوانيش مصادف با تغيير رژيم از قاجار به پهلوي و همراه با حوادثي است که برآيند مستقيم تغيير حاکميت سياسي در ايران بود.( اعتصامي ، 1373 : 10مقدمه ) و در فروردين 1320 هجري شمسي حدود پنج ماه پيش از سقوط رضاشاه و در حالي که جنگ جهاني آغاز و ايران به دست متفقين اشغال شده بود ، در تهران از دنيا چشم بربست.
زمانه ي پروين زمانه ي خون و آتش و فرياد بود دوراني که جلاد باغ شاه در رأس حوزه ي عدل و عدالت گستري قرار گرفته ، دشمنان مشروطه بر رأس امور جاي گرفته و استبداد و اختناق و بدبختي بر کشور سايه گسترده بود.(دهباشي ، 1370 : 17-8) دوره اي که دهان فرخي شاعر را به دليل اعتراض به استبداد حاکم ، دوخته و او را در زندان مي کشند ، و “عشقي” شاعر انقلابي را به جهت افشاي ماهيت و فريبکاري هاي آن به قتل مي رسانند و ” سيد حسن مدرس” را به شهادت مي رسانند.
حال بايد ديد در چنين دوره ي دهشتناک و خفقان زده و در کشوري که غرور و شکوه آن پامال مشتي خودفروخته و دست نشانده ي اجانب شده و هزاران بدبختي به بارآورده اند ، شاعري جوان و پر احساس و مردم دوست از جنس زن ، درباره ي احساسات و باورها و آمال خود چه مي تواند بگويد و چگونه بگويد و اقتضائات زمان ، او را به چه روش و مسيري سوق مي دهد ؟ يقين داريم که پروين از روزگار خود تأثير پذيرفته و از اوضاع اسفناک کشور و رنج ها و دردهاي مردم خود سخن ها دارد ؛ اما شرايط تيره ي زمان اجازه ي پرده برداري از حقايق را از او سلب کرده است. اين جاست که او زبان نمادين حيوانات ، پرندگان ، نباتات و جمادات را به جاي زبان آدميان بر مي گزيند و جايي هم که از زبان آدميان بهره مي گيرد براي اين که مبادا به حاکميت بر بخورد بايد اشخاصي باشند برگرفته از اعماق تاريخ گذشته و يا افراد نامعلوم و بي نام و نشان.
با آشنايي اجمالي از روحيات و انديشه هاي پروين پيشاپيش مي توان گفت که درونمايه هاي شعري ، شاعري رسالت مدار ، پاک اعتقاد و موحدي چون پروين اعتصامي در چنين دوره اي طبيعتا بايد بيشتر مربوط باشد به : اظهار تنفر از ظلم و تبعيض و بي عدالتي هاي موجود ، تصوير فقر و بدبختي محرومان ، بيان درد و رنج يتيمان و فقيران ، دعوت به اخلاق و انسانيت و عدالت و مراعات حقوق مردم ، دلسوزي براي طبقات پايين جامعه و همدردي با آنان و امثال اين ها ، البته پروين در کنار موضوعات متنوعي که مطرح مي کند دعوت به خردورزي ، سعي و تلاش ، کسب دانش و هنر و فضيلت و خدامحوري را در سرلوحه ي سخنان خود دارد. او کسي است که با وجود جو خاص زمان ، در افشاي باطل ، حق پوشي را مجاز نمي شمرد :
حقيقت گوي شو پروين ، چه ترسي نشايد بهر باطل ، حق نهفتن
(اعتصامي، 1384 : 185)
فصل سوم :
نوستالژي و ريشه هاي آن
3-1- ريشه نوستالژي
نوستالژي1 واژه اي فرانسوي است. برگرفته از دو سازه ي يوناني(nostos) به معني بازگشت و (algos) به معني درد و رنج. اين واژه در فرهنگ ها اين گونه معني و تعريف شده است : اندوهگيني و گرفتگي روحي به علت دوري از سرزمين مادري و درد وطن. حزني که به واسطه ي ميل به ديدار ديار خود توليد مي شود ، حسرت گذشته ، ميل به بازگشت به خانه و کاشانه و احساس غربت. آرزوي چيزي که کسي از گذشته به ياد داشته است. دلتنگي به سبب دوري از وطن يا دلتنگي حاصل از يادآوري گذشته هاي درخشان و شيرين.در زبان فارسي اين واژه را غالبا به غم غربت و احساس غربت2 و حسرت گذشته ترجمه کرده اند. (شريفيان،53:1386)
3-2- تعاريف نوستالژي
نوستالژي يک احساس طبيعي و عمومي و حتّي غريزي در ميان نژادها و به طور کلي تمامي انسان هاست.به لحاظ رواني زماني اين احساس تقويت مي شود که فرد از گذشته ي خود فاصله مي گيرد. از ديدگاه “آسيب شناسي رواني” نوستالژي به رؤيايي اطلاق مي شود که از دوران گذشته ي پراقتدار نشأت بگيرد. گذشته اي که ديگر وجود ندارد و بازسازي آن ممکن نيست. وقتي افراد در دوراني از زندگي خود با موانعي روبرو مي شوند يا سلامتشان به خطر مي افتد يا به پيري مي رسند اولين واکنش آن ها راهي براي گريز است. امّا در بسياري از اوقات اگر در واقعيت عيني راهي براي گريز نيابند ، بازگشت به گذشته اي را آرزو مي کنند که در آن زندگي باشکوهي داشته اند. ( همان:53)
3-3- نوستالژي و ادبيات
نوستالژي از روانشناسي وارد ادبيات شده است. و در بررسي هاي ادبي به شيوه اي از نگارش اطلاق مي شود که بر پايه ي آن شاعر يا نويسنده در سروده يا نوشته ي خويش ، گذشته اي را که در نظر دارد يا سرزميني که به خاطر سپرده است ، با حسرت و درد ترسيم مي کند و به قلم مي کشد.
3-4- نوستالژي در مکتب ادبي رمانتيک
از اصول مکتب رمانتيک که مي توان تفکرات نوستالژي را در آن ديد ، اصل “گريز و سياحت” است. آزردگي از محيط و زمان موجود و فرار به سوي فضاها يا زمان هاي ديگر ، دعوت به سفر تاريخي يا جغرافيايي. سفر واقعي يا بر روي بال هاي خيال از مشخصات آثار رمانتيک هاست.(سيدحسيني ،1366 : 92) در اين سير و سفرهاي جغرافيايي و تاريخي طاير فکر نويسنده و شاعر به سرزمين ها و نقاط دوردست پرواز مي کند.در سفر تاريخي ، شاعر و نويسنده روح خود را به سوي قرون پر احساس و جلال و جبروت وسطي و رنسانس پرواز مي دهد که از نظر فريدريش شلگل ” دوره ي پهلوانان و عشق و افسانه ي پريان و خالق پديده اي به نام رمانتيسم بود.” (سه ير و لووي ميشل، 1383 : 132) علاوه بر سفرهاي جغرافيايي و تاريخي ، شاعر و نويسنده ي رمانتيک سفرهاي واقعي نيز دارند و خاطرات اين سفرها را در آثار خود منعکس مي کنند. رمانتيک ها در سفرهاي رؤيايي خود در آرزوي يافتن محيطي زيبا و مجلل و بالاخره آن زيبايي مطلوب هستند که هنرمند رمانتيک آرزوي نيل به آن را دارد. اين نوستالژي براي “فردوس گمشده” اغلب با جستجو براي آن چه گم شده و از کف رفته است ، همراه است. ” از نظر لوکاچ1 عصر طلايي رمانتيک ها نه فقط به گذشته متعلق است ، بلکه هدف نيز هست و وظيفه ي هر فرد رسيدن به آن است.”( همان : 133)
يکي ديگر از مباني نوستالژي در مکتب رمانتيک ، “نوستالژي دوري از بهشت و روح ازلي ” است. در اين حالت شاعر احساس مي کند که از اصل خود دور شده است و مانند يک تبعيدي در اين “غريبستان” زندگي مي کند. شلگل شاعر معروف رمانتيک در تعريف اين احساس مي گويد : ” روح در زير بيد بنان گريان تبعيد است. روح که جايگاه معنويت در انسان است به دور از خانه و کاشانه ي پدري واقعيش در اين دنيا زندگي مي کند.” (همان : 131) اين ديدگاه همان طور که الياده در کتاب ” اسطوره ، رؤيا و راز ” مي گويد ، در ميان عرفاي جوامع مختلف وجود دارد. مولانا در ميان عارفان اسلامي ، غربت روح را به زيبايي به تصوير کشيده است.مولانا وجود اين عالم را مبتني بر جهل و ناداني دانسته و تصريح مي کند که ستون اين عالم غفلت است. مراد از غفلت که در مقابل هوشياري مطرح مي شود ، سرمست شدن از لذايذ جسماني و نفساني است که موجب کوري عقل و سبب اسارت هر چه بيشتر روح مي گردد. بنابراين پرنده ي روح آدمي که در قفس جسم و عالم جسماني اسير گشته است ، اگر در صدد خلاصي و نجات خويش برنيايد ، نشان جهل و غفلت اوست.
در حکايت وکيل صدر جهان که يکي از برجسته ترين حکايات مثنوي است ، ماجراي غربت و سرگرداني انسان به سبب جدايي او از اصل الاهي خويش به زيباترين شکل به تصوير کشيده شده است. وکيل ، کنايه از انسان يا روح انساني است که روزگاري همنشين حضرت حق (صدر جهان) بوده است. ارتکاب گناه ، وي را از قرب و همجواري حق دور ساخته است. مدت ده سال دوري از شهر بخارا کنايه از آن است که انسان زماني که دچار غفلت و بي خبري گشته و از فراق معشوق بي تاب گشته ، رو به بخارا مي آورد و اين ، کنايه از آن است که در صدد کسب معرفت بر مي آيد ؛ چرا که بخارا منبع و منشأ علم و معرفت است و معرفت تنها راه نجات انسان مي باشد. اگر انسان داراي معرفت و آگاهي باشد ، بي ترديد روح او ديگر تمايلي به عالم مادي نخواهد داشت و به وطن اصلي خود يعني عالم نوراني برين متوجه مي گردد. در ايران قبل از اسلام نيز مانويان معتقد بودند : ” روح ما ذره اي از روشنايي است که در کالبد تيره ي تن اسير شده ، ني دورافتاده از اصل خويش است و بايد به جايگاه اصلي خود بازگردد.” (دستغيب، 1373 : 221)
3-5- نوستالژي و خاطره

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

نوستالژي و خاطره ارتباط تنگاتنگي با هم دارند. داشتن خاطره براي هر فرد طبيعي است. اما وقتي يادآوري خاطرات براي شخص به حدّي برسد که او را نسبت به واقعيت موجود بدبين کند ، شخص احساس نوستالژي و دلتنگي مي کند. اين همان حالت رواني است که خاطره شناسان آن را “تراکم خاطره”1 مي نامند. طيف ديگر اين حالت کمبود خاطره است که روان پزشکان آن را “فراموشي”2 مي گويند. خاطره يادآوري گذشته است و عمدتاً مفهوم فردي و شخصي دارد. بر اين اساس خاطره به دو نوع : خاطره ي فردي و خاطره ي جمعي تقسيم مي شود.


پاسخی بگذارید