3- بررسي انتخاب بهترين رقم در تيمار کودهاي آلي در شرايط آزمايش
4- بررسي اثر محلول پاشي اسيد هيوميک و اسيد بيومين بر صفات فيزيولوژيک
همچنين باتوجه به رويکردهاي جديد به مقوله توليد در کشاورزي و مطرح شدن مباحث مربوط به پايداري و استفاده از نهاده هايي که باعث افزايش کارايي مي شوند و همچنين باتوجه به اهميت جو در سيستمهاي کشاورزي به عنوان يک منبع بسيار در تغذيه دام و طيور و با توجه به ضرورت تحقيق و پژوهش جهت افزايش راندمان و بهره وري توليد جو اين آزمايش باهدف ارزيابي محلول پاشي اسيد هيوميک و اسيد بيومين به عنوان مواد طبيعي و قارچ ميکوريزا به عنوان کود بيولوژيک و همچنين کاهش مصرف کودهاي شيميايي و حفظ محيط زيست مورد بررسي قرار داده است.
1-2 کليات جو
جو با نام علمي (Hordeum vulgare) يکي از قديمي ترين غلات است که در مناطق معتدله دنيا کشت مي گردد(ايران نژاد وشهبازيان،1384).
جو يکي از قديمي ترين گياهان زراعي مي باشد که توسط انسان اهلي شده و در نقاطي از خاور نزديک که کاوشهاي باستان شناسي صورت گرفته هميشه با گندم ديده شده است، جو گياهي است که دامنه انتشار و سازش اقليمي وسيعي دارد ودر عين حال ارزش تجارتي آن به مراتب کمتر از گندم مي باشد و به همين دليل در نقاطي از مناطق خشک که ميزان بارندگي بسيار اندک و غيرقابل پيش بيني و متغير است و تکافوي توليد محصولات رضايت بخش گندم را نمي کند زراعت مي شود، جو که براي توليد دانه آن کشت مي شود، مصارف بسيار زيادي در تغذيه انسان و دام دارد، ارزش علوفه اي دانه جو، قابل مقايسه با ارزش علوفه اي دانه ذرت مي باشد، در بعضي از نواحي دنيا، دانه هاي جو غذاي اصلي تعداد زيادي از مردم مي باشد. کاه جو در تغذيه دام مورد استفاده قرار مي گيرد و ارزش علوفه اي آن بيشتر از کاه گندم است (نورمحمدي و همکاران،1383).
جو در مقايسه با گندم تحمل بيشتري به خشکي و بيماريها دارد و در شرايط نامساعد محيطي و کمبود بارندگي، عملکرد آن بيشتر از گندم است، مقاومترين ارقام جو پاييزه از ارقام گندم هاي پاييزه به سرمازدگي هاي زمستانه حساس تر مي باشند و بدين سبب جو پاييزه به استثناي مناطقي که زمستانهاي ملايم دارند محصولي با قابليت اعتماد کمتري نسبت به گندم پاييزه دارا مي باشند (نور محمدي و همکاران،1383).
سطح برداشت جو ايران درسال زراعي 1388-1387 حدود 68/1 ميليون هکتار برآورد شده که 16/43 درصد آن آبي و 84/56درصد ديم بوده، که ميزان توليد جو در اين سالها حدود 45/3 ميليون تن برآورد شده است، استان خراسان رضوي با 65/13 درصد و استان هرمزگان با 08/0 درصد از کل اراضي جو کشور به ترتيب بيشترين و کمترين سطح اين محصول را به خود اختصاص داده اند ، استان هاي کرمانشاه، لرستان، همدان، گلستان و اردبيل نيز به ترتيب با 80/10 ، 29/8 ، 32/6 ، 88/5 ، 94/4 درصد از اراضي برداشت شده جو کشور مقام هاي دوم تا ششم را دارا هستند (آمارنامه وزرات جهاد کشاورزي،1388).

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

1-3 مشخصات گياه شناسي
جو يکي از گياهان مهم تيره غلات گرامينه14 است گياهي از جنس هاردوم15 و گونه ساتيوم16 يا ولگار17 مي باشد، ريشه جو مانند ساير غلات افشان و سطحي است، حدود 61درصد ريشه آن درعمق 25سانتي متري اول خاک گسترش يافته وبندرت ريشه جو تا عمق 120 سانتي متري خاک نفوذ مي کند، جو در ابتداي رشد شبيه يک گياه علفي و بتدريج که رشد مي کند ساقه و برگهاي آن بوجود مي آيند، ساقه جو ماشوره اي، شبيه ساقه گندم و گره دار است، برگهاي جو باريک و به رنگ سبز روشن و داراي انتهاي گرد (مدور) است، در صورتي که انتهاي برگهاي گندم تيز مي باشد، از محل هرگره ساقه يک برگ خارج شده و نيام هر برگ قسمتي از ساقه را در بر مي گيرد، در محل برخورد برگ به ساقه دو زائده بزرگ به نام گوشوارک (استيپول18) و يک زائده بيرنگ و نيمه کروي به طول 2 تا3 ميليمتر به نام زبانک (ليگول19) وجود دارد، زبانک ليگول در جو بلندتر از گندم مي باشد (خدابنده،1389).
جو گياهي است يک پايه و داراي گل آذين سنبله اي مرکب طول سنبله يا محور اصلي آن حدود 7 تا15 سانتي متر است، هر سنبله از سنبلک ها تشکيل شده و هر سنبلک داراي سه گل مي باشد که در بعضي از انواع يک گل بارور مي شود و اين جوها دو رديفه نام دارد، در برخي نيز دو گل بارور شده و جوهاي چهار رديفه را بوجود مي آورند، در بعضي انواع هر سه گل بارور شده و شامل جوهاي شش رديفه مي باشند، گلها در جو داراي سه پرچم و يک مادگي مي باشند، جوگياهي است خودگشن يا اتوگام گلدهي از قسمت تحتاني سنبله شروع شده و مدت آن حدود 5تا8 روز است (خدابنده،1389).
دانه جو به صورت گندمه است که در بيشتر انواع همراه با پوشه و پوشينه و در پاره اي از انواع لخت مي باشد. بيشتر انواع جو رشيک دار مي باشند، وزن هزاردانه در جوهاي مختلف بين 35 تا75 گرم متفاوت است. طول يا اندازه جو به طور متوسط 8تا 11 و ضخامت آن 3 تا5/3 ميليمتر است (کاظمي اربط،1386).
1-4 درجه حرارت
گياه جو در آب و هواي گرم و مرطوب به خوبي جوانه زده و کمترين درجه حرارت براي جوانه زني (4-2درجه سانتي گراد) بوده است، جوهاي حساس به سرما در 12درجه سانتي گراد، خيلي حساس به سرما در 16درجه سانتي گراد و مقاوم به سرما حدود 8 درجه سانتي گراد جوانه زني بذر را دارند و بهترين درجه حرارت براي جوانه زني 15درجه سانتي گراد مي باشد و نياز حرارتي جوهاي بهاره 1450 تا 1700 درجه سانتي گراد و جوهاي پاييزه 150 تا 2000 درجه سانتيگراد بوده و دماي بسيار زياد با شرايط خشک مانع رشد طبيعي و رسيدن گياه مي شود(نور محمدي و همکاران،1389).
1-5 نياز کودي جو
نياز کودکي بستگي به خاک و شرايط محيط و رقم جو و نوع استفاده آن دارد کود دامي در صورت نياز متوسط 40-30 تن در هکتار يا 5 تن کمپوست در هکتار و در کشت بهاره (کودهاي مورد نياز يکباره در هنگام کاشت داده شده) در کشت پاييزه قبل از شخم و کود دامي براي مناطق سرد جهت افزايش درجه حرارت خاک و محيط اطراف جويبار مفيد است کودهاي شيميايي مانند کودهاي فسفره (100-70 کيلوگرم در هکتار) و پتاسه در صورت نياز مخصوصا در زمين هاي آهکي و شني (100-70 کيلوگرم در هکتار) قبل از کاشت و کودهاي ازته (بسته به رقم، شرايط زمين، مقاومت به ورس) (دادن کود نيتروژن خالص بايد دقت بيشتري کرد) تناوب و غيره، اگر بعد از گياهان وجيني در تناوب قرار گيرد ميزان مصرف ازت کمتر از (20-15 کيلوگرم در هکتار) و کود ازته بصورت عادي (150-100 کيلوگرم در هکتار) يک سوم در زمان کاشت، دو سوم بصورت سرک (يک سوم در زمان ساقه دهي و يک سوم قبل از خوشه دهي مصرف شود) به کمبود آهن، منگنز، روي (20 کيلوگرم سولفات روي بدون آب يا 40 کيلوگرم آبدار) و مس حساس و به کمبود بر حساسيت نداشته و گوگرد (250 کيلوگرم در هکتار) که مصرف همگي آن ها قبل از کاشت توصيه مي شود (ملازاده،1391).
1-6 آبياري
تعداد دفعات آبياري براي جوهاي پاييزه 5-4 و براي جوهاي بهاره 3 بار است کمبود آب موجب تقليل سرعت نمو، سريعتر متوقف شدن نمو و در نتيجه زود رس ساختن آن مي گردد، در شرايط مساعد براي رشد و نمو، هنگامي که حاصاخيزي خاک در سطح نسبتا مطلوب باشد مقدار آب مورد نياز براي جو کمتر از ساير غلات مناطق معتدله مي باشد، جو براي رشد و نمو نياز شديدي به آب دارد اصول کلي آبياري جو شبيه گندم مي باشد، کمبود آب در هر يک از مراحل رشد تاثير منفي بر روي رشد و نمو و عملکرد خواهد داشت. حساس ترين مرحله به تنش رطوبتي مرحله بين گرده افشاني و رسيدن دانه ها مي باشد که باعث کاهش قابل ملاحظه وزن هزر دانه مي شود، مراحل حساس زندگي جو که در آن احتياج بيشتري به آب دارد عبارتند از: مرحله جوانه زني، مرحله به ساقه رفتن، مرحله توليد سنبله، مرحله توليد گل، و مرحله توليد دانه مي باشد(خدابنده ،1389).
1-7 برداشت
جو را زماني بايد برداشت نمود که اندام هاي مختلف گياه بخصوص دانه هاي رسيده و از حالت شيري خارج شده و تقريبا سخت باشند. همچنين رنگ برگ ها و ساقه ها و سنبله ها کاملا زرد شده باشند و قبل از آنکه سنبله ها کاملا خشک شوند، بايد نسبت به برداشت اقدام نمود تا خطر شکستن و افتادن سنبله ها و ريزش دانه ها پيش نيايد، بهترين موقع برداشت زماني است که رطوبت گياه مخصوصا دانه ها به حدود 15درصد رسيده باشد، نحوه ي برداشت معمولا در مناطق مختلف متفاوت بوده و مانند گندم و با وسايل مختلف نسبت به برداشت جو اقدام مي شود، بهترين وسيله براي برداشت سريع جو همچنان که در گندم بيان شد استفاده از کمباين مي باشد(کاظمي اربط،1386).
فصل دوم
مروري بر تحقيقات انجام شده (بررسي منابع)
2-1 مقياس BBCH
مقياس BBCH يکي از کدهاي مشابه و يکسان مراحل رشدي فنولوژيکي در کليه گياهان تک لپه و دولپه مي باشد (هاکتال20،1992). کدهاي عددي که به مراحل رشدي اوليه و ثانويه تقسيم مي شود و پايه و اساس کدها توسعه و گسترش در غلات مشخص مي شود(زادوک و همکاران21،1974).
اين مقياس براساس شناسايي مراحل کامل رشدي از زمان کاشت بذر تا زمان برداشت با نمايش کدهاي دو عددي که از 00 تا99 ادامه مي يابد مشخص مي شود و براي هر يک از گياهان زراعي و باغي شامل چندمرحله اصلي رشد رويشي و فنولوژيک خواهد بود و خود مراحل رشدي اصلي گياه به کدهاي ثانويه يا فرعي تقسيم مي شوند که تعداد مراحل اصلي و ثانويه هرگياه متفاوت مي باشد(زادوک و همکاران،1974).
درگياه جو مراحل رشدي به 10 مرحله اصلي تقسيم شده که عبارتنداز: 1- مرحله جوانه زني 2- توسعه برگ 3- پنجه زني 4- ساقه رفتن 5- مرحله بوت 6- ظهور گل آذين7- گلدهي 8- توسعه ميوه 9- رسيدن 10- پيري
و هر يک از کدهاي اصلي ذکرشده داراي کدهاي فرعي است،
همچنين اين مقياس يک مقياس بين المللي جهت تشخيص مراحل فنولوژيکي و رشد رويشي و زايشي در گياهان زراعي و محصولات باغي مي باشد(جدول BBCH به پيوست ارجاع شد).(صفحه 71)
2-2 کود زيستي
استفاده از جانداران مفيد خاکزي تحت عنوان کودهاي زيستي به عنوان طبيعي ترين و مطلوب ترين راه حل براي زنده و فعال نگه داشتن سيستم حياتي خاک مطرح مي باشند، عرضه مواد آلي به خاک به دليل پاسخگويي به مبرم ترين نياز آن بزرگترين مزيت اين قبيل کودهاست، علاوه بر اين، تامين عناصر غذايي به صورت کاملا متناسب با تغذيه طبيعي گياهان، کمک به تنوع زيستي، تشديد فعاليتهاي حيات، بهبود کيفيت و حفظ سلامت محيط زيست و در مجموع حفظ و حمايت از سرمايه هاي ملي (خاک، آب، منابع انرژي غيرقابل تجديد) از مهم ترين مزاياي کودهاي زيستي محسوب مي شود (صالح راستين،1380شارما22،2008).
از سوي ديگر توليد مصرف بي رويه نهاده هاي شيميايي (قارچ کشها، کودهاي شيميايي و افت کشها) در کشاورزي متداول در طي چند دهه اخير مشکلات زيست محيطي بسيار زيادي را سبب گرديده است که در اين ميان مي توان به معضلاتي نظير آلودگي منابع آب و خاک، کاهش کيفيت محصولات غذايي و برهم خوردن تعادل زيستي در محيط خاک که صدمات جبران ناپذيري به اکوسيستم هاوارد مي سازد اشاره کرد(ساندارا و همکاران23،2002کاپور و همکاران24،2002شارما و همکاران25،2008).
راه حل اساسي اين مشکلات حرکت به سوي کشاورزي پايدار بر پايه استفاده هرچه بيشتراز نهاده هاي درون مزرعه اي از جمله کودهاي زيستي مي باشد (کاپور و همکاران26،2004شارما27،2008 صالح راستين،1380).
بطور معمول جانداران مورد استفاده براي توليد کودهاي زيستي، از خاک منشا مي گيرند و در اغلب خاکها حضور فعال دارند بااين حال در بسياري از موارد بدليل عواملي تنش هاي محيطي بلندمدت (يخبندان، خشکي، غرقابي و دماي شديد) مصرف فراوان و مکرر نهاده هاي شيميايي و عدم حضور گياه ميزبان مناسب براي ارگانيسم هاي همزيست به مدت طولاني، کميت و کيفيت آنها در حد مطلوب نيست و به همين دليل استفاده از مايه تلقيح آنها ضرورت پيدا مي کند(صالح راستين،1380).
از انواع کودهاي زيستي مي توان به قارچ هاي مايکوريزايي، ميکروارگانيسم هاي حل کننده فسفات و ورمي کمپوست اشاره کرد که امروزه کاربرد فراواني در سيستم هاي کشاورزي پايدار به منظور دستيابي به افزايش کيفيت و پايداري عملکرد محصولات زراعي و باغي دارند(صالح راستين،1380).
2-3 قارچ مايکوريزا
همزيستي مايکوريزايي از رايج ترين و سابقه ترين روابط همزيستي در سلسله گياهان است که در اکثر اکوسيستم ها وجود دارد بطوري که اکثر گياهان (در حدود 95درصد گونه هاي گياهان آوندي) لااقل يکي از تيپ هاي مايکوريزا را دارا هستند (صالح راستين،1380اردکاني و همکاران،1379).
قارچ هاي مايکوريزايي به دو دسته کلي اکتومايکوريزا و اندومايکوريزا تقسيم بندي مي شوند، قارچ هاي اکتومايکوريزا بدرون سلولهاي ريشه وارد نمي شوند و به همين دليل حالت مايکوريزايي آنها بيروني خوانده مي شود و شکلي از همزيستي است که در آن يک شبکه پيچيده هيف بين اپيدرم ريشه و سلولهاي پوست تشکيل شده و به داخل خاک گسترش دخالت دارند(اسميت و همکاران28،1997).
بيش از پنج هزار گونه درتشکيل مايکوريزا بيروني با حدود دوهزار گونه از گياهان (اکثرا از انواع درختان جنگلي سوزني برگ و پهن برگ) دخالت دارند (لکزيان،1389).
گروهي از قارچ هاي مايکوريزايي که با گياهان زراعي همزيستي دارند با نام اندومايکوريزا مشخص مي شوند، اين نوع نام گذاري براي مايکوريزاي دروني بدليل نفوذ قارچ به داخل سلولهاي پوست ريشه مي باشد در اين گروه ميسيليون قارچ و در بين و داخل سلولهاي گياه ميزبان رشد مي کند. بخش قابل توجهي از اين قارچ ها تحت عنوان مايکوريزايي و زيکولار آربوسکولار يا وام 29دسته بندي مي شوند و با تعداد بسياري از گياهان زراعي و باغي رابطه همزيستي دارند، مبناي نام گذاري اوليه قارچ هاي وام به علت توليد اندام هاي قارچي خاص به شکل بوته کوچک (آرباسکول) و نيز محفظه يا کيسه انباشته از مواد ذخيره (وزيکول) درون ريشه گياهان ميزبان است، آرباسکول ها معمولا در سلولهاي بخش دروني پوست ريشه تشکيل مي شوند. بدين نحو که هيف قارچ پس از نفوذ به داخل سلول، با ايجاد مداوم انشعابات دو شاخه اي که به تدريج نازک تر و ظريف تر مي شوند، در مجموع ساختاري مشابه يک درختچه کوچک بوجود مي آورند که به دليل سطح تماس گسترده با سلول ميزبان قادر به تبادل مواد غذايي بين قارچ خاص و گياه ميزبان است (شارما و همکاران30،2008اسميت31 و همکاران،1997).
2-4 انواع ميکوريزا
قارچ هاي ميکوريزا براساس وضعيت قرار گرفتن ميسيليوم هاي آنها روي ريشه گياهان ميزبان به گروه هاي زير تقسيم مي شوند (باگو32،1997).
1- اکتوميکوريزا33 تشکيل هيف در بيرون از سلول پارانشيمي ريشه
2- اندوميکوريزا34تشکيل هيف در داخل سلول پارانشيمي ريشه
3- اکتندوميکوريزا35 تشکيل هيف هم در بيرون و هم درداخل سلول پارانشيمي ريشه

4- ارکد ميکوريزا36
5- اريکوييد ميکوريزا37
2-5 فوايد همزيستي ميکوريزايي
2-5-1 ميکوريزا و افزايش جذب عناصر غذايي
مهمترين و معتبرترين تاثير رابطه همزيستي مکوريزا اربسکولار افزايش جذب عناصر معدني و به ويژه فسفر در گياه ميزبان مي باشد، اين تاثير بخصوص در اراضي که فسفر محلول در خاک کم بوده يا دراثر خشکي ضريب پخشيدگي عنصر فسفر بسيار کاهش يافته است مشهودتر است، گونه هاي مختلف قارچ هاي ميکوريزي نيز کارايي متفاوتي در افزايش جذب فسفر در گياه ميزبان دارند، گونه هاي مختلف قارچ ها در گياه لوبيا باعث افزايش وزن خشک گياه بين 18 تا23درصد و افزايش جذب فسفر بين 60 تا335 درصد شده اند(گيانشور و همکاران38،1996). (جفريس و همکاران39،1997) نشان دادند که لکني زايي ميکوريز و زيکولار آربوسکولار در گندم به طور معني داري وزن ماده خشک اندام هوايي، ريشه ها و کاه ها را در هنگام رسيدگي کاهش داد، اما عملکرد دانه افزايش داد، اين افزايش عملکرد دانه به خوبي اثر مثبت ميکوريزا را بر تخصيص ماده خشک به دانه نشان مي دهد (منصوري و احمدي مقدم،2007). در آزمايشي نشان دادند که قارچ هاي ميکوريز جذب عناصر سنگين رادر جو کاهش مي دهند. (گرانت و همکاران40،2005) گزارش دادند که جذب فسفر در بسياري از گياهان زراعي به وسيله همزيستي با قارچهاي ميکوريز بهبود مي يابد. همزيستي قارچ ميکوريزا با اغلب گياهان منجر به توليد کلني هاي ريشه شده و تحت شرايط تنش خشکي باعث بهبود توليد تعدادي از گياهان زراعي مي شود، بهبود توليد در گياهان ميکوريزي را به جذب بيشتر عناصر غذايي غير متحرک مانند فسفر، روي و مس نسبت مي دهند(قاضي و جوهان زاک41،2003). ميکوريزا از طريق بهبود جذب عناصر غذايي سبب افزايش رشد و وزن گياه مي شود(جفريس و همکاران42،2003). وجود شبکه گسترده هيف هاي قارچ، افزايش جذب آب و عناصر غذايي را براي گياه مهيا مي کند(ملکوتي،1378). مهمترين نقش قارچ ميکوريزا در نظام هاي زراعي عبارت است از:افزايش قابليت دسترسي عناصر غذايي به ويژه فسفر براي گياهان است(کاردوسو و کويپر43،2006). تا کنون پژوهش هاي بسياري در زمينه تاثير قارچ ميکوريزا در افزايش جذب عناصر غذايي انجام شده، به گونه اي که در گزارشي درباره عنصر فسفر غلظت و ميزان جذب اين عنصر در گياهان ميکوريزايي چندين برابر گياهان غير ميکوريزايي گزارش شده است(چن و چريستي44،2001). از ديگر پيامدهاي قارچ ميکوريزا در اکوسيستم هاي طبيعي کاهش جذب عناصر سنگين در مقادير بالا از خاک به گياه ميزبان مي باشد(آندراد و همکاران45،2005 زهو و همکاران46،2001).
2-5-2 ميکوريزا و بهبود جذب آب
شواهد بسيار زيادي وجود دارد که نشانگر اين است که ميکوريزا مي توانند سبب تغييراتي در روابط آبي گياه و بهبود مقاومت به خشکي ويا تحمل در گياه ميزبان شود، بسياري از محققين اين خصوصيات را يک واکنش ثانويه در نتيجه بهبود جذب عناصر غذايي مي دادند و آلودگي ريشه گياهان با قارچ هاي ميکوريزا پارامترهايي مانند هدايت هيدروليکي، پتانسيل آب برگ، مقاومت برگ و سرعت تعرق را تحت تاثير قرار مي دهد مطالعات نشان داده است که علت اين تغييرات احتمالا ناشي از بهبود جذب عناصر غذايي است،
آلن 47(1991)در يک آزمايش گلخانه اي روي دو يا ملاحظه کردند هدايت هيدروليکي در گياهان ميکوريزايي نسبت به گياهان غيرميکوريزايي 70درصد بيشتر است. به طور کلي نتايج آزمايشات نشان مي دهند که ميکوريزا در شرايط تنش خشک نسبت به شرايط مرطوب در بهبود رشد گياه اهميت بيشتري دارد و در مناطق خشک سبب افزايش تحمل گياه به تنش خشکي مي شود، بسياري از محققين اين اثرات را ناشي از تنظيم بهتر روزنه ها، بهبود تغذيه اي به خصوص فسفر و انتقال هيفي آب مي دانند(مهندس48،1987).
يکي از اثرات مهم قارچ هاي ميکوريزايي تعديل اثرات تنش خشکي است، در حقيقت همزيستي ميکوريزايي مي تواند از گياه ميزبان در برابر اثرات زيان بار تنش خشکي حمايت کند(سانچز و هنروبيا49،1994). از مهمترين اثرات مطلوب رابطه همزيستي ميکوريزايي، ريشه گياهان در شرايط خشک و نيمه خشک يا تنش خشکي که توسط پژوهشگران متعدد گزارش شده است مي توان جذب مستقيم آب توسط هيف هاي قارچ در خاک و انتقال آن به گياه ميزبان (دنمد و شو50،1960گوي لامبو51،2000)، و همچنين افزايش جذب آب از طريق افزايش هدايت هيدروليکي برگ و فعاليت فتوسنتزي (اگه و همکاران52، 1987 دل و همکاران53، 2000) نام برد.


پاسخی بگذارید