ترکيب اسيد هاي چرب روغن کنجد عبارتند از:
اسيد چرب اولئيک 8/49-3/45%
اسيد چرب لينو لئيک 2/41-7/37%
اسيد چرب پالميتيک1/9-8/7%
اسيد چرب استئاريک 7/4-6-3%
اسيد چرب آراشيديک 1/1-4/0%
روغن کنجد تصفيه نشده ميتواند از رنگ پر رنگ تا کم رنگ تغيير کند و هر جا که توليد مي شود مستقيما در آشپزي مصرف مي شود.اين روغن معمولا مطبوع بوده و طعم آجيلي آن مورد علاقه مردم است. کنجاله کنجد 40% پروتئين داشته ، بادوام و بسيار مطلوب دام است. ثبات و پايداري روغن کنجد زياد است و اکسيد نمي شود اين خاصيت به خاطر وجود نوعي روغن به نام سزامولين(Sesamolin) است که در اثر تجزيه به يک ماده ضد اکسيد شدن به نام سزامول تبديل مي شود که مانع اکسيد شدن روغن دانه کنجد مي شود. به همين دليل از روغن کنجد مي توان چندين بار براي سرخ کردن استفاده نمود(افکاري،1388).
1-8- خواص دارو يي :
از نظر طب قديم ايران كنجد گرم و تر است. كنجد بسيار مغذي است و در اكثر كشورهاي فقير بعنوان جانشين گوشت بكار مي رود.
1. براي چاق شدن و تقويت نيروي جنسي موثر است.
2. براي رفع قولنج، كنجد را آسياب كرده و با سركه مخلوط كنيد و به مقدر نصف وزن كنجد، مغز بادام پوست كنده را بآن اضافه كنيد آنها را پودر كنيد و هر روز به مقدر يك قاشق سوپخوري از آن بخوريد.
3. كنجد گرفتگي صدا را از بين مي برد .

4. نرم كننده معده و روده است.
5. كره كنجد كه در كانادا بنام تاهيتي معروف است، غذاي خوبي براي رشد بچه هاست.
6. برگ كنجد را اگر به سر بماليد باعث رشد و سياهي موي سر مي شود.
7. دره نرم كننده معده و روده هاست.
8. كنجد فشار خون را كاهش مي دهد.
9. كنجد ضد رماتيسم است.
10. براي رفع ناراحتي كيسه صفرا مفيد است.
11. دم كرده برگ كنجد اسهال خوني را برطرف مي كند.
12. روغن كنجد براي رفع تنگي نفس و سرفه خشك و زخم ريه مفيد است.
13. روغن كنجد سوز ش ادرار را رفع مي كند.
14. از روغن كنجد بجاي روغن زيتون در سالاد استفاده كنيد.
15. كنجد با همه خواصي كه درد براي معده اي ضعيف مناسب نيست زيرا ثقيل الهضم است . اينگونه اشخاص بايد آنرا با عسل وسركه بخورند .(بي نام، 2008).
1-9- تأثير عناصر غذايي بر رشد و نمو گياهان
عناصر اصلي و ضروري معدني نقش بسيار مهم، اما متفاوتي در رشد و نمو گياهان و عملکرد محصولات زراعي دارند. بطورکلي، نقش عمده عناصر غذائي در گياهان عبارتند از:
الف) بخش ساختماني و ترکيب سلولي گياه را تشکيل مي دهند، و در فعاليت هاي متابوليسمي آن موثر هستند.
ب) در حفظ و نگهداري سازمان و نظم سلول هاي گياهي دخالت دارند.

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

ج) در انتقال و توليد انرژي گياه موثرند، و بالاخره
د) در فعاليت هاي آنزيمي نقش بسزايي دارند.
هر يک از عناصر غذايي به تنهائي تعداد وظايفي را در گياه طي مراحل مختلف رشد و نمو به عهده دارندکه بر حسب طبيعت آنها، دسترسي گياه به آنها، مقدار يا ترکيب شان در اجزاء گياه مثل ريشه، ساقه، برگ ها، گل ها، ميوه ها و بذور اين نقش ها متفاوت مي باشند. کمبود هر يکي از عناصر اصلي يا فرعي در تبادل مواد و فرآيند هاي فيزيولوژيکي گياه اختلال به وجود آورده و موجب کاهش رشد و نمو آنها و در نتيجه افت ميزان محصول مي شوند(مظاهري و مجنون حسيني، 1389).
1-10- نيتروژن
نيتروژن بطورکلي، عنصري است که بيش از ساير عناصر، توليد گياهان زراعي و عملکرد را تعيين مي کند. باستثناي بقولاتي که از نظر تثبيت ازت هوا کارآمد هستند. آب و ذخيره ازت عوامل عمده تعيين کننده سطح توليدات کشاورزي در جهان هستند. ازت و فسفر هر دو در گياه متحرک هستند و از اندام هاي پيرتر به اندام هاي جوانتر انتقال مي يابند. لذا نشانه هاي کمبود، ابتدا در اندام هاي پيرتر گياه ظاهر مي شود( کوچکي و سرمد نيا، 1388).
بيشترين مقدار ازت بصورت تثبيت شده در پوسته ي خاک و رسوبات موجود است. منبع اصلي نيتروژن که به وسيله گياهان استفاده مي شود، گاز N2 است که 78 درصد هوا را تشکيل مي دهد. نيتروژن عنصري پويا است که بين هواي خاک و موجودات زنده در گردش مي باشد(ملکوتي و همايي،1383).
اين عنصر در ترکيب شيميائي گياهان مثل پروتئين، اسيد نوکلئيک، کلروفيل، آنزيم ها، ويتامين ها و غيره اهميت بسزايي دارد. وقتي نقصان نيتروژن در گياه رخ مي دهد، رشد اندام هاي رويشي متوقف شده، برگ ها رنگ سبز مايل به زرد به خود گرفته و در عمل فتوسنتز اختلال بوجود مي آيد( مظاهري و مجنون حسيني، 1389).
نيتروژن عمدتا بصورت نيترات(NO3) و در شرايط احيايي مقداري نيز به شکل آمونيوم(NH4) جذب گياه مي شود. نيترات ورودي به درون گياه با مصرف انرژي حاصل از فتوسنتز و با دخالت آنزيم هاي احيا کننده به نيتروژن آمونياکي تبديل مي گردد. نيتروژن آمونياکي با کربن پايه اي ترکيب و اسيد گلوتاميک را مي سازد واين اسيد نيز به نوبه ي خود به بيش از 100 نوع اسيدآمينه تبديل مي شود(واتسون و کيلپارتريک،1991).
ساير محققين نيز اظهار داشتند که کمبود نيتروژن رشد برگها را کاهش مي دهد و باعث کم رنگ تر شدن برگ ها مي شود، زيرا ميزان کلروفيل در برگ ها کاهش مي يابد، پيري برگ تسريع مي گردد، بنابراين مقدار دريافت تشعشع خورشيدي کاهش مي يابد و درنهايت باعث کاهش تجمع ماده خشک در گياهان مي شود( مالنو و همکاران، 2008).
کود نيتروژن روي تجمع ماده خشک و تجمع نيتروژن و تخصيص آن در بخش هاي مختلف گياهان تاثير مي گذارد. اطلاعات در اين زمينه براي فهم مکانيسم هاي رشد و نمو گياه ضروري است. اختلاف در تجمع ماده خشک در پاسخ به نيتروژن از اختلاف در مقدار ميزان دريافت تشعشع فعال خورشيدي توسط کانوپي گياهي و کارايي گياه در استفاده از تابش خورشيدي ناشي مي شود(دورداس و سيولاس،2009).
در ارتباط با مقدار نيتروژن و تجمع ماده خشک و دو جزء آن، يعني ميزان نور دريافتي و کارايي مصرف انرژي، مطالعات زيادي نشان دهنده آن است که ميزان بيوماس در اثر کاهش ميزان نيتروژن در خاک، کاهش مي يابد. در اين ارتباط در صد افت عمدتا در اثر کاهش سطح برگ اتفاق مي افتد(ماسيگام و همکاران، 2009).
1-11- عناصر کم مصرف
در سال هاي اخير با پيشرفت علم تغذيه گياهان در تشخيص موارد کمبود عناصر کم مصرف، اهميت اين عناصر غذايي در تغذيه، رشد و نمو و عملکرد محصولات زراعي آشکارتر شده است. وجه مشترک اين عناصر آن است که به مقدار خيلي کم مورد نياز گياهان هستند و در صورت وجود به مقدار زياد و به شکل قابل جذب در خاک، مي توانند توليد مسموميت در گياهان بنمايند(نقشينه پور، 1375).
عناصر کم مصرف قابل دسترسي که به مقدار کم مورد نياز هستند، بطورکلي براي توليد محصولات زراعي کافي مي باشند، البته خاک هاي آلي يا شني داراي pH هاي بالا يا پايين، بيشتر دچار کمبود بعضي از عناصر کم مصرف مي باشند که نوع و ميزان کمبود بستگي به نوع محصول دارد. بعضي ژنوتيپ ها به کمبودها يا سميت ها مقاومتر هستند. عناصر کم مصرف، تشکيل دهنده يآنزيم ها يا فعال کننده گياه هستند. بيشتر آنها در گياه متحرک مي باشند، اما بور به مقدار زيادي غير متحرک است و باعث رشد غير عادي بافت هاي فعال مي گردد، نظير آنچه که کمبود کلسيم بوجود مي آورد(کوچکي و سرمدنيا، 1388).
1-11-1- روي
روي در خاک ها از کاني هاي فرو منيزيم، آوريت، هورنبلاند و بيوتتيت بدست مي آيد که خود در سنگ هاي آذرين بازي يافت مي شود(کوچکي و سرمد نيا، 1388).
روي فلز سنگيني است که همواره با مس و موليبدن سه عنصر سنگين مورد نياز گياهي را تشکيل مي دهند. روي در خاک و گياه اغلب بصورت Zn2+ يا بصورت ترکيب روي و مشابه آن در خاک هاي قليايي شديد، ظاهرا بصورت سيليکات روي وجود دارد. اين عنصر از طريق ظرفيت هاي فرعي تمايل به تشکيل کمپلکس دارد. متوسط فراواني آن در پوسته زمين بين 70 تا 80 ميلي گرم در کيلوگرم است. البته در خاک هاي محتوي فلزات سنگين بيش از 100ميلي گرم در کيلو گرم است که بيشتر به صورت کربنات روي مي باشد(ملکوتي و طهراني،1378).
مشخص گرديده است که روي براي آنزيم هايي که در سنتز تريپتوفان، که پيش نياز توليد IAA مي باشد، ضروري است. گياهاني که کمبود روي دارن با کمبود تريپتوفان و IAA مواجه مي شوند و در نتيجه برگ هاي آنها کوچک شده و زودتر مي ريزند. روي همچنين يک جزء تشکيل دهنده کربنيک آنهيدراز است که اسيد کربنيک را به آب و گاز کربنيک کاتاليز مي کند.(ناسون، 1958 وليبدسي، 1972).
کمبود روي ممکن است در بعضي از خاک هاي فرسايش يافته و تسطيح نشده و جاهائي که از نظر موادآلي فقير هستند مشاهده مي شود. ميزان کمبود روي را به آساني مي توان با انجام تجزيه خاک پيش بيني کرد. در صورتي که مقدار روي در تجزيه هاي خاکي کمتر از 3/0 ميلي گرم در هر کيلو گرم خاک باشد، مصرف روي، مخصوصا در خاک هاي تحت آبياري، موجب افزايش عملکرد هکتاري مي شود. روشن است که اگر ميزان فسفر در خاک زياد باشد، مصرف روي موجود در خاک با مشکلاتي مواجه مي شود. اما اگر ميزان فسفر در خاک کم باشد، نيازهاي مربوط به عنصر روي غالبا و از طريق خاک تامين مي شود. سولفات روي و فرم هاي شلات آن، از منابع روي به شمار مي روند. نياز هاي کودي روي را مي توان با محلول پاشي مزرعه نيز برطرف نمود(کاظمي، 1387).کمبود روي باعث کاهش سنتز RNA و ثبات ريبوزوم مي گردد(پرسک و پلوکي،1971).
1-11-2- بور
بور از کاني هاي اوليه، نظير سيليکاتهاي بور بدست مي آيد. بور در خاک به مقدار خيلي کم بصورت اسيدبوريک يا برات(HBO3) محلول بوده و بصورت برات جذب سطحي ذرات خاک مي گردد(تيلور، 1964).در بين عناصر کم مصرف، کمبود بور متداول ترين کمبود هاست(گوپتا،1979).
اعتقاد بر اين است که بور در نمو سلولف از طريق کنترل انتقال قند و تشکيل پلي ساکاريد موثر است. نقش ديگري که به اين عنصر نسبت داده مي شود، اتصال آن به جايگاه فعال آنزيم فسفريلاسيون است که با اين عمل از تشکيل نشاسته جلوگيري مي کند و بدين ترتيب از پوليمريزاسيون زياد قند در محل هاي قند سازي ممانعت به عمل مي آورد. به علاوه به نظر مي رسد که بور احتمالا تعيين کننده تجزيه قند در چرخه گليکوليز و يا از چرخه پنتوز فسفات باشد. به هر حال نتيجه تجزيه قند در هر دو چرخه، اسيد پيرويک و آزاد شدن انرژي است. نياز بور و کلسيم اغلب لازم و ملزومند پس اين تصور پيش مي آيد که بور ممکن است براي تشکيل ديواره سلولي و براي متابوليسم ترکيبات پکتيکي مورد نياز باشد(کوچکي و سرمد نيا، 1388).
جذب عناصر ميکرو مانند بور در مناطق خشک و نيمه خشک به دلايل متعدد از جمله آهکي بودن، بالا بودن pH خاک، مصرف بيش از اندازه کودهاي فسفاته، وجود آنيون بي کربنات به خصوص در شرايط عدم تهويه و کمي موادآلي به شدت کاهش مي يابد که دراين شرايط علايم کمبود آن ظاهر مي گردد(کوچکي و عليزاده، 1370).
کمبود عنصر بور در بين عناصر کم مصرف پس از آهن و روي بزرگترين خسارت را بر محصول وارد مي سازد.مقدار بور در گياهان در حدود 5 تا 50پي پي امتغيير مي کند. ولي اين مقدار ممکن است در گياهان خاک هاي مختلف تغيير کند. وقتي مقدار بور در گياه کمتر از 15 پي پي ام باشد، علائم کمبود ظاهر مي شود( شيراني راد،1382).
علائم کمبود اين عنصر در گياه بصورت زرد شدن برگها و زرد شدن فواصل بين رگبرگه، پيچيدگي رو به پايين نوک برگ ها، تاب خوردگي برگ ها، مردگي بافت نوک برگ ها، تاخير در گلدهي، تعداد کمتر غلاف و اندازه کوچکتر آنهاو همچنين مطالعات زيادي نشان داده اند که کاربرد موليبدن و بور عملکرد سويا را نسبت به زماني که کمبود اين عناصر را دارند، افزايش مي دهد(جرتال،2004 و ليو2001).
کمبود بور بطور معمول با استعمال کود در سطح% 5/0 تا 3 کيلوگرم در هکتار بصورت سرک، محلول پاشي برگ ها به مقدار1/0 تا 5/0 کيلو گرم در هکتار و يا استعمال رديفي به مقدار 2 کيلو گرم در هکتار، اصلاح مي گردد(گوپتا، 1979).
1-12- نتايج تحقيقات گذشتگان
ارقاممحلي کنجدبهدليلکودپذيريپايين،بهمصرفکودهاي شيمياييواکنشچندانينشاننميدهندوليدرارقام اصلاحشدهمصرفکوداورهمنجربهافزايشعملکرد شدهاست(احمديوبحراني، 1388).
راتکه(2005) اعلام کرد که افزايش نيتروژن سنتز شديد پروتئين رادر مقابل اسيد چرب فراهم مي آورد، بنابر اين ميزان روغن بذر کنجد کاهش مي يابد.
کاتچر(2005) بيان کرد که رابطه معکوسي بين ميزان روغن و پروتئين وجود دارد و ميزان پروتئين کانولا به طور معني داري با افزايش ميزان نيتروژن افزايش مي يابد.
احمدي و بحراني(1388) گزارش کردند که با کاربرد کود شيميائي نيتروژن در کنجد، تعداد کپسول در بوته، تعداد شاخه هاي فرعي، عملکرد دانه، عملکرد بيولوژيک و درصد روغن دانه کنجد تاثير معني داري داشت ولي بر روي وزن هزار دانه تاثير معني داري مشاهده نگرديد.


پاسخی بگذارید