3-3- جداسازي قارچ عامل بيماري40
3-4- توليد سختينه قارچ M. phaseolina در شرايط آزمايشگاه40
3-5- تعيين ميزان جمعيت اسکلروت هاي قارچ بيمارگر در محل آزمايش41
3-6- تجزيه و تحليل داده ها41
فصل چهارم : نتايج
4-1- مشخصات قارچ عامل بيماري M. phaseolina42
4-2- علائم بيماري پوسيدگي ذغالي ناشي از قارچ M. phaseolina44
4-3- ميزان جمعيت اسکلروت هاي قارچ بيمارگر در محل آزمايش44
4-4- شرايط خاک محل آزمايش44
4-5- ارزيابي مقاومت ژنوتيپ هاي کنجد نسبت به قارچ M. phaseolina45
فصل پنجم:بحث
5-1- بحث47
فهرست منابع50
چکيده انگليسي53
فهرست جداول

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

صفحهعنوان
جدول 1-1- خصوصيات برخي از لاين هاي کنجد 12
جدول 2-1- رده بندي قديم و جديد قارچ M. phaseolina18
جدول2-2- ميزبان هاي مهم قارچ M. phaseolina در ايران27
جدول 3-1- ارقام مورد استفاده در آزمايش40
جدول4-1- خصوصيات فيزيكو شيميائي خاك مزرعه آزمايشي درايستگاه تحقيقات زراعي بايع کلا45
جدول4-2- تجزيه واريانس درصد بوته هاي آلوده در ارقام مختلف کنجد نسبت به قارچ M. phaseolina در سطح 01/045
فهرست اشكال
صفحهعنوان
شکل1-1- گياه کنجد4
شکل1-2- تصوير بوته هاي آلوده گياه کنجد به قارچ M. phaseolina6
شکل2-1- ساقه هاي آلوده گياه کنجد در مزرعه17
شکل 2-2- ميسليوم هاي قارچ M. phaseolina18
شکل 2-3- علائم قارچ M. phaseolina روي ساقه گياه کنجد21
شکل 2-4- جوانه زدن اسکلروت23
شکل4-1- پرگنه هايي به رنگ سفيد شيري، ريسه جوان داراي سيتوپلاسم دانه دانه43
شکل4-2- پرگنه ها به رنگ قهوه اي کم رنگ، با افزايش سن رسيه حفره دار 43
شکل4-3- پرگنه ها به رنگ سياه، با افزايش سن ريسه ها سياه رنگ و ريسه بند بند43
نمودار 4-1- مقايسه ميانگين تيمارهاي ارقام مختلف کنجد4
چکيده
بيماري پوسيدگي ذغالي کنجد Macrophomina phaseolinaدر استان مازندران يکي از بيماري هاي مهم کنجد محسوب ميشود. عامل بيماري قارچي خاکزي و بذرزاد بوده که از طريق جوانه زدن اسکلروت ها در داخل خاک و تماس با ريشه هاي کنجد و کاشت بذور آلوده به قارچ عامل بيماري باعث بروز بيماري مي گردد. محدوديت استفاده ازسموم شيميايي به علت عدم کار آيي قارچ کش هاي رايج به صورت محلول پاشي و ضد عفوني بذر، باعث شده است که روشهايي نظير استفاده از ارقام متحمل، تنظيم تاريخ ها و رديف هاي کاشت به همراه ساير روش هاي غير شيميايي در کنترل بيماري از اهميت فراواني برخوردار شود. براي جلوگيري از مصرف بي رويه سموم شيميايي، کاهش هزينه هاي توليد و معرفي رقم متحمل به بيماري در استان مازندران، اين تحقيق با استفاد از تعداد 7 رقم و لاين حاصل از آزمايشات مقايسه مقدماتي که از نظر عملکرد و ساير خصوصيات زراعي نسبت به ساير ارقام برتري نشان داده اند، انتخاب و تحت شرايط مزرعه اي در برابر بيماري پوسيدگي ذغالي مورد ارزيابي قرارگرفتند. اين لاين ها در قالب طرح بلوک هاي کامل تصادفي در ايستگاه تحقيقات زراعي بايعکلا در قطعه زميني آلوده به اسکلروتهاي قارچ عامل بيماري و داراي سابقه کشت کنجد به اجرا در آمد. نتايج حاصل از اين آزمايش نشان داد که ارقام و لاين ها مورد بررسي داراي واکنشهاي متفاوت نسبت به قارچ عامل بيماري هستند. در اين آزمايش درصد بيماري با شمارش بوته هاي آلوده و سالم در لاين هاي مورد بررسي تعيين گرديد. تجزيه واريانس داده هاي حاصل از درصد بوتههاي آلوده به بيماري پوسيدگي ذغالي نشان داد که بين ارقام و لاين هاي مورد بررسي از نظر درصد بوته هاي آلوده اختلاف معني داري در سطح 1 درصد وجود داشت. رقم هاي اولتان، چند شاخه ناز، لاين شماره 14، يکتا، لاين برتر، رقم محلي و تک شاخه به ترتيب داراي درصد بوته هاي آلوده به ميزان 17، 25/5، 5/4، 75/3، 5/2، 1 و 1 به بيماري پوسيدگي ذغالي کنجد بودند.
واژه‌هاي كليدي: کنجد، بيماري پوسيدگي ذغالي، M. phaseolina و لاين ها.
فصل اول
مقدمه

1-1- گياه شناسي گياه کنجد
کنجد گياهي است يک ساله و متعلق به تيره Pedaliaceae که خيلي با تيره Scrophulariaceae خويشاوندي دارد ، با اين تفاوت که داراي تخمدان يک حفره اي با دو جفت (Parietel Placentas) بوده که در داخل و مرکز تخمدان نمو کرده و توليد دو حفره دروغي را مي نمايد. جفت در رشد و نمو بعدي خود ظاهراً يک تخمدان چهار تا حتي هشت حفره اي تشکيل مي دهد. کنجد داراي ساقه هاي راست و کم و بيش همراه با شاخه هاي فرعي که پوشيده از کرک هاي غده اي مي باشد. ساقه هاي کنجد شياردار بوده و معمولا ارتفاع آنها بين 50 تا 150 سانتيمتر و در بعضي انواع خيلي بيشتر از اين حد مي رسند. برگ هاي قسمت تحتاني ساقه پهن و اغلب شکاف دار بوده و داراي حاشيه هاي مضرس مي باشند، در حالي که برگ هاي فوقاني گياه نيزه اي شکل هستند. برگها در روي دمبرگ بلند و سبز روشن قرار گرفته و معلق مي باشند. برگهاي قسمت تحتاني ساقه کنجد اغلب ريخته و آثار مشخصي از خود در روي ساقه باقي مي گذارند. دمبرگ کنجد فاقد گوشوارک يا استيپول بوده و سطح فوقاني و تحتاني برگ را پرچين هايي (چين و چروک) تشکيل مي دهند. گلهاي کنجد بطور منفرد در روي دمگل خيلي کوچکي که از محل محور برگ توليد مي گردد قرار گرفته و داراي يک يا دو نکتار (شهد گاه ) دائمي و فنجاني شکل در قاعده است.
دو برگــک گل (Bract) کوتاه و کشيده که از قاعده دمــگل درست از زير شهد گاه بوجود مي آيند، گلهاي جوان را در بر مي گيرند. اين برگکهاي گل در موقع رسيدن گلها مي افتند. گلهاي کنجد متقارن (Zygomorph) بوده و داراي دو لوله جام گل (Corolla tube) پنچ قسمتي است که رنگ آن سفيد و درون لوله لکه هاي قرمز رنگي وجود دارند. بخش هاي کاسه گل (Calyx) کوتاه از قاعــده به هم پيــوسته و باريک ، نوک تيز و کرکـــدار مي باشند. لوله جام گل (Corolla tube) بخصوص در سطح فوقاني پوشيده از کرک است. اندام هاي مذکر چهار عدد هستند که بطور جفت در مقابل لبه فوقاني لوله جام گل قرار گرفته که يک جفت آن کوتاه تر از جفت ديگر مي باشد. اندامهاي مذکر داراي رنگ سفيد مايل به سبز مي باشند و بساک ها (Anther) بوسيله ميله بلندي به يک شکل منقار مانند کوتاه و متورمي منتهي مي گردند. کنجد داراي تخمدان فوقاني بوده و هر تخمدان از هر حجره به هم پيوسته تشکيل شده است که گاهي حاوي چهار حفره نيز مي باشد. ميوه کنجد کپسولي است که بوسيله دو سوراخ انتهايي باز شده و مقطع آن راست گوشه (Rectangular) مي باشد. در روي کپسول کنجد شيارهايي با يک منقار کوتاه سه گوش که در انتهاي آن قرار دارد ديده مي شود. طول هر کپسول کنجد به دو يا سه سانتيمتر رسيده و محتوي تعداد بي شماري بذر کوچک و تخم مرغي شکل است که از يک طرف باريک و در امتداد يک حاشيه آن خط بلندي قرار گرفته است. پوسته بذر ممکن است صاف يا مشبک (Reticulate) بوده و رنگ آن برحسب انواع مختلف ممکن است سفيد، زرد، قرمز، قهوه اي تا سياه تغيير نمايد.
شکل1-1 گياه کنجد
1-2- تركيبات شيميايي کنجد
روغن كنجد يكي از روغن هاي اشباع نشده و مفيد براي بدن است که در آمريكاي شمالي و كانادا به مقدار زياد مصرف مي شود، زيرا اين روغن نه تنها كلسترول خونرا افزايش نمي دهد، بلكه آن را كاهش نيز ميدهد. كنجد داراي پروتئين، ويتامين هاي B ,D ,E و لسيتين (LECITHIN) مي باشد. مقدار روغن آن در حدود 50% است. روغن كنجد مركب از حدود 70% اسيدهاي چرب اشباع نشده مانند لينولئيك اسيد،‌ اولئيك اسيد و مقداري اسيدهاي چرب اشباع شده مانند اسيد پالمتيك و آراشيديك اسيد مي باشد.
1-3- خواص مفيد کنجد براي سلامتي بدن
کنجد يکي از قديمي ترين گياهان کشت شده توسط بشر در جهان است. دانه هاي کنجد بسته به شرايط آب و هوايي و نوع رقم داراي 45 تا 62 درصد روغن است. وجود آنتي اکسيدان سزامولين (Sesamolin) در روغن کنجد باعث دوام خوب آن مي گردد. کنجد بعلت درصد بالاي روغن و دارا بودن آنتي اکسيدان سزامولين ((Sesamolin يکي از مهمترين گياهان دانه هاي روغني در جهان بشمار مي آيد. از نظر طب قديم ايران، كنجد گرم است. كنجد بسيار مغذي است و در اكثر كشورهاي فقير به عنوان جانشين گوشت بكار مي رود. خواص مفيد کنجد به شرح زير است:
* براي چاق شدن و تقويت نيروي جنسي موثر است.
* براي رفع قولنج كنجد را آسياب كرده و با سركه مخلوط كنيد و به مقدار نصف وزن كنجد، مغز بادام پوست كنده را به آن اضافه كنيد. سپس آنها را پودر كنيد و هر روز به مقدار يك قاشق سوپ خوري از آن بخوريد.
* كنجد گرفتگي صدا را از بين مي برد.
* نرم كننده معده و روده است.
* كره كنجد كه در كانادا بنام تاهيتي معروف است و شبيه ارده مي باشد، غذاي خوبي براي رشد بچه هاست.
* برگ كنجد را اگر به سر بماليد، باعث رشد و سياهي موي سر مي شود.
* ارده نرم كننده معده و روده هاست.

* كنجد فشار خون بالارا كاهش مي دهد.
* كنجد ضد رماتيسم است.
* براي رفع ناراحتي كيسه صفرا مفيد است.
* دم كرده برگ كنجد، اسهال خوني را برطرف مي كند.
* روغن كنجد براي رفع تنگي نفس، سرفه خشك و زخم ريه مفيد است.
* روغن كنجد سوزش ادرار را رفع مي كند.
* از روغن كنجد به جاي روغن زيتون در سالاد استفاده كنيد.
1-4- بيماريهاي مهم کنجد
از جمله بيماري هاي مهمي كه گياه كنجد را مورد تهديد و حمله قرار مي دهند، مي توان به بيماري گل سبز، بوته ميري و پوسيدگي ذغالي اشاره نمود.
1-4-1- بيماري پوسيدگي ذغالي کنجد
بيماري پوسيدگي ذغالي در مناطق مهم کشت کنجد با درصد و شدت آلودگي مختلف مشاهده و موجب کاهش کميت وکيفيت محصول کنجد گرديده است. عملکرد اين محصول در ارقام محلي 800 کيلو گرم در هکتار و در ارقام اصلاح شده 1600-1200 کيلوگرم در هکتار بدست آمده است (اندر خور و مافي پاشاکلايي،1387). با توجه به درصد زياد آلودگي به بيماري پوسيدگي ذغالي در مزارع کنجد در سالهاي اخير مشکلات زيادي براي کنجد کاران به وجود آورده است.

شکل 1-2 تصوير بوته هاي آلوده گياه کنجد به قارچ M. phaseolina
1-5- آفات
آفات رايج گياه كنجد شامل آگروتيس يا طوقه بر، شته و كرم برگ خوار مي باشد كه در مراحل اوليه يا در طول رشد اين گياه ايجاد خسارت مي نمايند.
1-6- شرايط محيطي مورد نياز براي کشت کنجد
کنجد گياهي گرما دوست و روز کوتاه است و به هواي گرم و نور فراوان احتياج داشته و به حرارت پايين حساس است. با اين حال، هواي بسيار گرم بيش از ?? درجه سانتي گراد موجب نقصان تشکيل کپسول ها ميشود و در واقع حرارت مطلوب رشد کنجد حدود ?? درجه سانتي گراد است. توليد کنجد در نواحي با حداقل ??? روز بدون يخبندان امکان پذير است. اين گياه اساساً محصول خاص مناطق گرمسيري و نيمه گرمسيري تلقي مي شود. کنجد معمولاً در مناطقي با ارتفاع کمتر از ???? متر از سطح دريا مي رويد، هر چند که برخي از انواع آن ممکن است در ارتفاعات بالاتر نيز قادر به رشد باشند. کنجد به عنوان يک محصول مقاوم به خشکي و گرما شناخته شده است و ليکن براي توليد و عملکرد بالا به رطوبت احتياج دارد. به زيادي رطوبت خاک و عدم تهويه نسبتا حساس است و به همين جهت کنترل آبياري کنجد ضرورت دارد. کنجد مقاوم به خشکي است. در انواع خاک ها رشد مي کند مشروط بر آنکه از نظر تهويه و زهکشي محدوديتي وجود نداشته باشد. با اين حال خاکهاي داراي بافت متوسط را ترجيح مي دهد. کنجد به شوري خاک غير مقاوم است و اسيديته خنثي را ترجيح مي دهد.
1-6-1-کشت و کار کنجد
در تعيين تاريخ کاشت کنجد رعايت سه نکته ي اساسي ضروري است، اول درجه حرارت مناسب جهت سبز کردن، دوم پايداري دماي هوا به منظور اينکه پس از سبز کردن خسارت حرارت پديد نيايد، سوم زمان گلدهي مصادف با گرماي بيش از حد نگردد زيرا منجر به عدم باروري گلها شده و تعداد کپسولهاي تشکيل شده کاهش مي يابد. پس از انتخاب زمين مناسب و پخش کود شيميايي به مقدار 100 کيلو گرم سوپر فسفات تريپل، 25 کيلو گرم اوره و 100 کيلو گرم سولفات پتاسيم مزرعه شخم و ديسک خورده و پس از قطعه بندي و تسطيح اقدام به کشت بذر مي شود. مقدار بذر مورد نياز بر اساس شرايط کاشت مکانيزه يا نيمه مکانيزه 10-5 کيلو گرم در هکتار است که بايستي در عمق 2-1 سانتي متر فاصله خطوط 50-30 و فاصله بوته 10-5 سانتي متر کشت شود. عمق کاشت به نوع خاک بستگي دارد و حداکثر تا ?/? سانتي متر کافي به نظر مي رسد. ميزان اسيديته خاک جهت کاشت اين گياه بايد بين ?/? تا ?/? باشد و به علت حساسيت گياه کنجد به خاک هاي شور، کشت اين گياه در زمين هاي شور مناسب نمي باشد. به هر حال بذرهاي کنجد در زمين هايي که داراي کلوخ باشد يا عمق کاشت به دقت تنظيم نگردد و يا زمين سله بسته باشد، به خوبي و به طور يکنواخت سبز نمي گردد. پس از سبز شدن بذور بايد مراقبتهاي زراعي شامل آبياري، وجين ، مبارزه با آفات و پخش کود اوره به صورت سرک به مقدار 100 کيلو گرم در هکتار به موقع صورت گيرد.
1-6-2- داشت کنجد
چون رشد اوليه ي گياهچه ي كنجد كمتر از علف هاي هرز سريع الرشد منطقه مي باشد، بنابراين ايجاد يك بستر مناسب و عاري از علف هاي هرز براي برخورداري كنجد از رشد مناسب و مطلوب اهميت فراوان دارد. ريشه هاي گياه كنجد نازك و فيبري شكل مي باشد و به آساني آسيب پذير است. به همين دليل زير و رو كردن خاك هاي اطراف گياهچه ي اين گياه دشوار است. براي مبارزه علف هاي هرز مي توان از روش هاي مكانيكي، شيميايي و يا توام استفاده نمود. اگر كشت به صورت سنتي و در هم انجام گرفته باشد، بايستي به وسيله كارگر و با دست، اقدام به وجين علف هاي هرز نمود. در كشت به صورت رديفي نيز مي توان از ادوات كشاورزي نظير كولتيواتور نسبت به از بين بردن علف هاي هرز موجود بين خطوط اقدام نمود. بديهي است در اين روش براي حذف علف هاي هرز روي خطوط بايستي از طريق وجين دستي عمل نمود. هر چند كه گياه كنجد به عنوان يك گياه مقاوم به خشكي و گرما شناخته شده مي باشد با اين وجود براي توليد و عملكرد بيشتر نيازمند رطوبت است، بنابراين در صورت مشاهده تشنگي گياه بايد به نسبت به انجام آبياري حتي الامكان در هنگام شب اقدام نمود. البته آبياري بيش از اندازه و پي در پي نيز براي كنجد زيان آور است، به دليل آن كه موجب شدت يافتن بيماري بوته ميري و پوسيدگي ذغالي در اين گياه مي گردد. وجين كاري در صورت نياز تا دو مرحله ضروري است و هنگامي كه گياه به ارتفاع بيش از 20 سانتي متر رسيده و بوته ها از استحكام نسبي برخوردار شده باشند اين عمل انجام مي گيرد. در ضمن عمل خاك دادن پاي بوته در صورت نياز انجام ميپذيرد.
_ فروردين و ارديبهشت : تهيه زمين ، کاشت
_ ارديبهشت و خرداد : مراقبتهاي زراعي شامل : آبياري ، سرک و وجين
_ تير و مرداد : ادامه مراقبتهاي زراعي و برداشت
1-6-3- برداشت کنجد
در برداشت سنتي بهترين زمان برداشت زماني است كه رنگ برگ ها و كپسول ها زرد رنگ شده است و با برداشت مناسب مي توان تا حد زيادي از ريزش دانه ها جلوگيري نمود. براي اين كار ابتدا بوته ها را توسط دست برداشت نموده و پس از دسته بندي، بايستي آن ها را به صورت سروپا (چاتمه) قرار داد تا بعد از گذشت چند روز كاملاً خشك شوند. در اين حالت با چند تكان تدريجي دانه هاي گياه از غلاف ها جدا خواهند شد. كنجد را هنگامي برداشت مي كنند كه دانه ها در كپسول هاي پاييني رسيده باشند. اگر چه در اين مرحله برگ ها ريزش يافته است اما كپسول ها هنوز سبز مي باشد. ارقام شكوفا را با دست از خاك بيرون كشيده و يا با داس درو، سپس دسته بندي مي نمايند. دسته ها را 2 تا 3 روز در مزرعه به طور ايستاده بر هم تكيه داده تا از رطوبت آن ها كاسته شود. سپس دسته ها را روي برزنت يا پلاستيك به طور وارونه تكان مي دهند. دانه هايي كه به اين طريق به دست مي آيد كيفيت بسيار خوبي دارد. پس از اين عمل بوته ها را با كمباين يا خرمن كوب و يا ضربات چوب مي كوبند تا بقيه ي دانه ها جدا شود. ارقام ناشكوفا را مي توان با دروگر برداشت نمود و سپس همانند ارقام شكوفا عمل كرد و يا بوته ها را موور درو و در مزرعه رها كرد تا خشك شود. پس از آن بوته هاي خشك شده را با كمباين مجهز به انگشتي هاي بلند كننده مورد برداشت قرار داد. وجود تركيبات لزج و مخاطي در ساقه و نيام ها سبب مي شود كه دوران خشك شدن طولاني باشد. به همين جهت كمباين كردن مستقيم ارقام ناشكوفا به دليل طولاني گشتن دوران خشك شدن عملي نيست.
1-6-4- تناوب زراعي
کنجد به عنوان زراعت تابستانه مي تواند در تناوب زراعي جايگزين اکثر نباتات گردد ولي بهترين نباتات براي کشت کنجد گياهان وجيني هستند زيرا در زراعت گياهان وجيني مبارزه مستمري با علف هاي هرز صورت مي گيرد که اين امر زراعت کنجد را موفقيت آميز مي نمايد. بعلت اينکه بقاياي گياهي زراعت هاي پيشين مانع يکنواخت سبز شدن کنجد مي شوند بايستي از کشت آن پس از ذرت، آفتابگردان و گياهان با ريشه سخت اجتناب نمود. رعايت تناوب 4-2 ساله در کشت کنجد به منظور جلوگيري از شيوع امراض و آفات ضروري است.
1-6-4-1- نکات مهم زراعي کنجد
1- کنجد گياهي است بسيار قديمي که در چين، هندوستان، شمال آفريقا، مکزيک و ژاپن زراعت آن معمول بوده است.
2-توليدکنندگان عمده کنجد را مي توان هندوستان، چين و برمه دانست.
3- کنجد را هم جهت توليد دانه براي روغن و هم آجيل کشت و کار مي کنند.
4- روغن کنجد خوراکي و نيمه خشک است که معمولاً بيشتر در قناديها مورد استفاده دارد و داراي رنگ زرد روشن است.
5- دانه کنجد محتوي حدود 50 تا 60 درصد روغن خوراکي براي سالاد، پخت و پز، مارگارين، صابون و مصارف صنعتي دارد.
6- بهترين منطقه کشت و کار کنجد در ايران را بايد استان خوزستان نام برد.
7- کنجد بيشتر به مناطق خشک و نيمه خشک تعلق دارد.
8- کنجد به گرماي زياد احتياج دارد و هواي خنک و سرد رشد و نمو ابتدايي آن را کند نموده و باعث علوفهاي شدن گياه و به تاخير انداختن رسيدن بذر مي گردد.
9- کنجد گياهي است يکساله که آنرا در بهار دير وقت و مناطق گرمسير کشور بايد کاشت.
10- بيشتر انواع کنجد داراي ريزش هستند ولي در عوض نسبت به بيماريها و آفات مقاومت نشان مي دهند.
11- در موقع کشت کنجد بايد درصدد انتخاب انواع بدون ريزش برآمد تا امکان برداشت با کمباين را ممکن سازد.
12- در موقع کشت در بهار بايد تاريخ کشت کنجد را طوري انتخاب نمود که درجه حرارت خاک بيشتر از 20 درجه سانتيگراد که معمولاً در خوزستان اواسط خرداد مي باشد.
13- کنجد بيشتر به خاکهاي شني رسي يا رسي شني خشک و حاصلخيز احتياج دارد.
14- خاکهاي مرطوب و سرد، سنـــــگين يا سبک باعث کاهش محصول آن مي گردد.
15- گرچه معمولاً ساختمان خاک براي کنجد نقش خيلي زيادي را ندارند ولي آب مورد نياز آن خيلي زياد بوده و بايد به موقع آنرا تامين نمود.
16- ميزان بذر مورد لزوم در هکتار 2 تا 10 کيلوگرم است ولي چنانچه با بذر افشان هاي مخصوص کشت شود ميزان بذر مورد لزوم به حداقل مي رسد.
17- بذر کنجد نبايد زياد عميق کشت گردد و عمق کشت را بايد حدود 1 تا 2 سانتي متر انتخاب نمود.
18- کودهاي مورد لزوم بايد بر اساس 30 کيلوگرم ازت خالص و فسفر خالص باشد که بايد با ديسک زير خاک کرد.
19- کشت کرتي، رديفي، هيرم کاري و خشکه کاري کنجد در کشور معمول و متداول است.
20- کشـــت خطــي کنجد با فــواصل خطـــوط بين 30 تا 50 سانتيــمتر و فواصل 5 تا 10 سانتيــمتر بين بوته ها همراه با نتيجه خيلي خوبي مي باشد.
21- کنجد مي تواند در عرض مدت کوتاهي در حدود 120 روز به دوره رشد و نمو خاتمه دهد.
22- ميزان محصول دانه کنجد در هکتار در حدود 800 کيلوگرم بوده که بسته به شرايط محيطي و کشت ميزان آن تغيير مي نمايد.
23- تهيه زمين براي کنجد مانند تهيه زمين غلات است منتهي بايد زمين را براي کشت بهاره آماده نمود.
24 -زمان برداشت کنجد را بايد در تاريخي انجام داد که هنوز پيله هاي کنجد نسبتا سبز بوده و مانع ريزش دانه گردد.
25- کنجد را در مزارع کوچک با دست و در مزارع بزرگ با ماشين برداشت مي نمايند و سپس آنرا با دست يا ماشين مي کوبند يا آنرا با کمباين برداشت مي کنند.
26- کنجد را در ايران در خوزستان، فارس، بلوچستان، مغان و به مقدار کمتر در مازندران و گيلان کشت و کار مي کنند.
27- کنجاله کنجد به دليل داشتن 16 تا 22 درصد پروتئين و مقدار زيادي کلسيم و فسفر و ارزش بيولوژيک زياد در دامداريها مورد استفاده دارد.
28- کنجد در طول دوره رشد و نمو خود به 2500 درجه حرارت احتياج دارد.
29- کنجد در طول دوره رشد و نمو خود به چندين وجين احتياج دارد.
30- کنجد بعد از کنجد در تناوب محصول خوبي نمي دهد، لذا مي توان آنرا بعد از گياهان وجيني و حتي غلات کشت نمود.
31- کنجد نسبت به شوري خاک نسبتاً حساس مي باشد.
32- رطوبت قابل انبار کردن بذر کنجد بايد حدود 9 درصد باشد.
33- وزن هزار دانه کنجد بين 5/2 تا 5 گرم متفاوت است.
34- گلهاي کنجد بطور کلي خودگشن بوده و خيلي کمتر گرده افشاني غيرمستقيم در آن ديده مي شود.
35- کنجدهاي با دانه سفيد معمولاً روغني با کيفيت بهتر توليد مي نمايند.
36- کنجاله کنجد را در بعضي ممالک به دليل داشتن فسفر و کلسيم به عنوان کود مورد استفاده قرار مي دهند
جدول1-1- خصوصيات برخي از لاين هاي کنجد
نام لاينميانگين ارتفاع بوته (cm)ميانگين عملکرد دانه (kg/h)رنگ دانهمقاوت به خوابيدگيدرصد روغنلاين يک داراب130-1101700-1400قهوه اي روشنمتحمل50لاين دو داراب125-1051500-1100کرممتحمل52لاين 5 برازجان140-1301500-1200قهوه اي روشنمطلوب57لاين 2 برازجان150-1351600-1400قهوه اي روشنمطلوب57رقم يکتا150-1301500-1300سفيد -کرممطلوب57رقم ورامين 2822150-1201200-900قهوه اي روشنمتحمل55-50رقم ناز چند شاخه135-1151100-1000کرمدارد49-46رقم داراب 14130-110900-800قهوه اي روشندارد53-48رقم اولتان160-1301500-1200قهوه ايدارد54رقم GL-13175-1501600-1400قهوه ايدارد54رقم سينتيتيک185-1601500قهوه اي تيرهمتحمل-رقم پاکستاني1651200سفيدمتحمل-1-8- ضرورت انجام تحقيق
بيماري پوسيدگي ذغالي گسترش جهاني داشته و تاکنون بر روي بيش از 500 گونه گياهي از کشور هاي مختلف گزارش گرديده است . ميزبان هاي زراعي آن سويا، کنجد، آفتابگردان، ذرت، پنبه، نخود و سورگوم هستند. در استان مازندران بيماري بر روي سويا، آفتابگردان و کنجد داراي اهميت مي باشد. در صورت وجود ارقام حساس اين بيماري باعث خسارت در محصول کنجد ميگردد به طوريکه در سال 1384 در استان مازندران به دليل وجود شرايط آب و هوايي مساعد و ارقام حساس در اثر اين بيماري خسارت زيادي به محصول کنجد در استان وارد گرديد. عدم کارايي قارچکشهاي رايج به صورت محلول پاشي در کنترل بيماري باعث شده است که روش هاي غير شيميايي از اهميت فراواني برخوردار شوند. براي اين منظور تهيه ارقام مقاوم جهت کاهش آلودگي و افزايش عملکرد داراي اهميت زيادي است. کنجد بعلت درصد بالاي روغن و دارا بودن آنتي اکسيدان سزامولين ((Sesamolin يکي از مهمترين گياهان دانه هاي روغني در جهان بشمار مي آيد. در استان مازندران هر ساله بيش از 1000 هکتار از اراضي مرغوب به کاشت کنجد اختصاص مي يابد. در اين استان کشاورزان از ارقام مختلف تک شاخه و چند شاخه و ساير ارقام محلي که داراي عکس العمل متفاوت به بيماريهاي مهم بوده براي کاشت استفاده مي نمايند. حساسيت بعضي از اين ارقام به بيماريهاي مهم باعث کاهش عملکرد اين محصول ميگردد. بيماري پوسيدگي ذغالي در مناطق مهم کشت کنجد با درصد و شدت آلودگي مختلف مشاهده و موجب کاهش کميت وکيفيت محصول کنجد گرديده است. عملکرد اين محصول در ارقام محلي 800 کيلو گرم در هکتار و در ارقام اصلاح شده 1600-1200 کيلوگرم در هکتار بدست آمده است (اندر خور و مافي پاشاکلايي،1387). با توجه به درصد زياد آلودگي به بيماري پوسيدگي ذغالي در مزارع کنجد در سالهاي اخير کنجد کاران مراجعات زيادي جهت پيشگيري از توسعه اين بيماري به مرکز تحقيقات کشاورزي داشته اند. اجراي اين تحقيق جهت دستيابي به رقم متحمل کنجد در استان مازندران و پيش گيري از بکار گيري سموم شيميايي توسط کشاورزان از اهميت فراواني برخوردار است.
1-9- اهداف تحقيق
1- دستيابي به ارقام مقاوم کنجد به بيماري پوسيدگي ذغالي.
2- کاهش مصرف سموم شيميايي جهت کاهش آلودگي محيط زيست و سلامت مصرف کننده در راستاي کشاورزي پايدار.
3- تعيين منابع مقاومت و معرفي آنها به دستگاه هاي ذيربط به منظور تهيه ارقام مقاوم در برنامه هاي اصلاحي آتي توسط محققين.
فصل دوم
مروري بر منابع گذشته
2-1- پوسيدگي ذغالي کنجد
عامل بيماري قارچي خاکزي و بذرزاد بوده که از طريق کاشت بذور آلوده و جوانه زدن اسکلروت هاي موجود در داخل خاک و تماس با ريشه هاي کنجد باعث آلودگي بوته ها مي گردند. علائم بيماري ابتدا به صورت لکه هاي خاکستري تا سياه رنگ بر روي پايه کوتيلدونها تشکيل شده و به طرف بالا توسعه مي يابد و در صورت وجود هواي گرم و خشک باعث از بين رفتن بوته ها مي گردد. در هواي خنک و مرطوب عامل بيماري به صورت پنهان در بوته ها باقي مانده و علائم بيماري در اواسط تابستان در شرايط دمايي بالاي 30-28 درجه سانتي گراد و رطوبت پايين خاک ظاهر ميشود. بعد از مرحله گل دهي در هواي گرم و خشک علائم بيماري ابتدا به صورت سبز کمرنگ و زرد شدن و در نهايت به صورت خشک شدن برگ ها ظاهر مي شود. در اين هنگام اسکلروت هاي سياه رنگ فراواني در زير بافت اپيدرم تشکيل شده که با پاره شدن آن رنگ سياه و ذغالي آنها به خوبي مشاهده مي گردد (Sinclair andbakman,1989). بوته هاي آلوده به بيماري پوسيدگي ذغالي داراي تعداد غلاف کمتر بوده و دانه هاي تشکيل شده در درون غلافها چروکيده و داراي وزن کمتري ميباشند. تهيه ارقام مقاوم يکي از روش هاي اصلي مديريت کنترل بيماري پوسيدگي ذغالي کنجد است (Wylie,1988).
کنجد (Sesamum indicum L.) يکي از قديمي ترين گياهان کشت شده توسط بشر در جهان است. دانه هاي کنجد بسته به شرايط آب و هوايي و نوع رقم داراي 45 تا 62 درصد روغن است. وجود آنتي اکسيدان سزامولين (Sesamolin) در روغن کنجد باعث دوام خوب آن مي گردد .(Roebbelen et al., 1989)مقاومت به قارچ M. phaseolina در بعضي از محصولات زراعي توسط دو ژن غالب و مکمل يديگر (Mp1and Mp2) انجام ميگيرد. اين دو ژن غالب به صورت (AABB, AaBB, AABb, AaBb) که آلل هاي يکديگر هستند. انتقال اين ژنهاي غالب در نسلهاي بعدي با قانون مندل به نسبت 3:1 پيروي مي کنند. براي مقاومت به قارچ M. phaseolina حضور هر دو ژن غالب ضروري است ولي ممکن است يک ژن هموزيگوس و ژن ديگر هتروزيگوس باشد(Olaya et al., 1996) . در يک طرح تحقيقاتي 18 والد ماده کنجد با 10 والد نر کنجد تلاقي داده شدند و 180 نتاج حاصل در برابر بيماري پوسيدگي ذغالي مورد ارزيابي قرار گرفته که اختلاف معني داري از نظر عکس العمل به بيماري فوق در بين نتاج مشاهده گرديد .(Solanki et al., 2006)در آزمايش مزرعه اي 28 ژنوتيپ کنجد براي تعيين ميزان تحمل به بيماري فوزاريومي مورد ارزيابي گرفتند. در اين آزمايش تعداد 2 ژنوتيپ در برابر بيماري تحمل خوبي نشان داده که براي استفاده در برنامه هاي اصلاحي جهت تهيه ارقام مقاوم معرفي گرديدند (Bramawy and Abdul – Wahid, 2009) . در يک ازمايش مزرعه اي نسلهاي 3F و 4F حاصل از ديالل گراس يک طرفه در سال 2005 – 2004 در برابر بيماري پوسيدگي ذغالي مورد ارزيابي مزرعه اي قرار گرفتند. در اين آزمايش اختلاف معني داري بين ژنوتيپ ها از نظر تحمل به بيماري وجود داشت که ژنوتيپ هاي برتر در برنامه هاي اصلاحي مورد استفاده قرار گرفتند. ميزان اين آلودگي در نسل 3F بين 91/50? – 01/1? در بين ژنوتيپ هاي مختلف مشاهده گرديد (Bramawy and Abdul-wahid, 2006). پوسيدگي ذغالي کنجد يکي از مخربترين بيماريهاي کنجد در کشور مصر بشمار مي آيد .(Abdou et al., 2001) بيماري پوسيدگي ذغالي کنجد يکي از گسترده ترين و خطرناکترين بيماري کنجد در هندوستان بوده که کنترل آن مشکل مي باشد (Maiti et al., 1985). تعداد 13 رقم کنجد در کشور ونزوئلا براي مقاومت به بيماري پوسيدگي ذغالي مورد ارزيابي مزرعه اي قرار گرفتند. آزمايش نشان داد که از بين ارقام سه رقم تحمل بيشتري در برابر بيماري در مقايسه با شاهد از خود نشان دادند (Avila Melean and Fernandez-Martinez, 2003). ارزيابي هفت رقم کنجد در استان خوزستان نشان داد که ارقام مختلف داراي درجات متفاوتي از آلودگي به بيماري پوسيدگي ذغالي هستند. در اين آزمايش رقم ناز تک شاخه با 100? آلودگي حساسترين و داراب 14 با 0? آلودگي مقاومترين ارقام نسبت به بيماري بودند (بوشهري، 1383). با مطالعه ميکوفلور بذر کنجد در استان فارس قارچ M. phaseolina نيز مورد شناسايي قرار گرفتند (بصيرنيا و بني هاشمي، 1383). ارزيابي ارقام و لاينهاي پيشرفته کنجد نسبت به بيماري پوسيدگي ذغالي در آزمايشگاه بر روي کاغذ صافي نشان داد که ارقام داراب 14، خانوک زرند کرمان، فائو 2، هندي 1 و Co-1 بالاترين ميزان حساسيت و در مقابل ارقامي مثل چيني، ورامين 2822 و پتک موسيان داراي سطوح بالايي از مقاومت بودند (گرمارودي و منصوري، 1383).
بيماري پوسيدگي ذغالي کنجد (M. Phaseolina) يکي از بيماري هاي مهم کنجد در استانهاي شمالي کشور محسوب مي شود. اين بيماري براي نخستين بار در سال 1345 روي کنف توسط شريف و ارشاد و بر روي سويا در سال 1358 توسط زاد از شمال ايران گزارش شده است. اين بيماري بر روي کنجد از استان گلستان توسط گلزار در سال 1368 گزارش گرديد (ارشاد 1368).
اين بيماري تاکنون بر روي 500 گونه گياهي از سراسر جهان گزارش گرديد (Doupni, 1993). در استان مازندران اين بيماري بر روي گياهان زراعي شامل سويا، آفتابگردان، کنجد، کلزا و توت فرنگي گزارش گرديد.
بررسيهاي انجام شده در ايران در سال هاي 81-80 نشان داد که ارقام و لاين هاي مختلف کنجد واکنشهاي متفاوتي نسبت به اين بيماري دارند که انجام اين بررسي ها منجر به معرفي دو رقم متحمل به نام هاي ساري و تلار در استان مازندران گرديد ( سياوش رعيت پناه و همکاران 1381 , سياوش رعيت پناه و همکاران 1383). مقاومت به قارچ M. phaseolina در بعضي از محصولات زراعي توسط دو ژن غالب و مکمل يديگر (Mp1and Mp2) انجام ميگيرد. اين دو ژن غالب به صورت (AABB, AaBB, AABb, AaBb) که آلل هاي يکديگر هستند. انتقال اين ژنهاي غالب در نسلهاي بعدي با قانون مندل به نسبت 3:1 پيروي مي کنند. براي مقاومت به قارچ M. phaseolina حضور هر دو ژن غالب ضروري است ولي ممکن است يک ژن هموزيگوس و ژن ديگر هتروزيگوس باشد (Olaya et al., 1996).
شکل2-1- ساقه هاي آلوده گياه کنجد در مزرعه
2-2- قارچ عامل بيماري M. phaseolina
قارچ M. phaseolina (Tassi) Goidanich بيمارگر تعداد زيادي از گونه هاي وحشي و زراعي در نواحي گرمسيري جهان مي باشد و عامل بيماري پوسيدگي زغالي، بلايت برگي، بلايت ساقه و مرگ گياهچه است ((Blanco-Lopez and Jimenez-Diaz, 1983. قارچ عامل بيماري اولين بار در سال 1901 توسط تسائي به نام M. phaseolina معروف گرديد. سپس دانشمندان ديگر بر اساس خصوصيات مرفولوژيکي نام هاي متفاوتي را براي آن در نظر گرفتند. معتبرترين نام علمي انتخاب شده براي اين قارچ M. phaseolina مي باشد که توسط گويدانيج در سال 1974 انتخاب شد (Singleton et al., 1992). در ايران نيز عامل بيماري براي اولين بار در سال 1345 توسط شريف به نامSclerotium intestium Pet. Et Scharif تعيين هويت گرديد سپس نام آن به M. phaseolina تغيير يافت (غفاريان و ميناسيان, 1379). رده بندي قديم و جديد قارچ عامل بيماري در جدول (2-1) به شرح ذيل مي باشد (Wheeler, 1975) و (Crous et al., 2006).

شکل 2-2- ميسيليوم هاي قارچ M. phaseolina
جدول 2-1- رده بندي قديم و جديد قارچ M. phaseolina
سطحطبقه بندي قديمطبقه بندي جديدPhylumDeuteromycotaAscomycotaClassColeomycetesDothideomycetesOrderSphaeropsidalesBotryosphaerialesFamilySphaeropsidaceaeBotryosphaeriaceaeGenusMacrophominaMacrophominaSpeciesM. phaseolinaM. phaseolina هم معني هاي زيادي به اين قارچ نسبت داده شده است:
Macrophomina phaseolina Maubl
Macrophomina conchoei Swada


پاسخی بگذارید