استئوآرتريت يک اختلال بافت نرم است که تمام ساختمانهاي داخل و اطراف مفصل زانو را درگير مي کند. اين اختلال يا به صورت اوليه و يا ثانويه به آسيب قبلي و يا عوارض بيومکانيکي پديدار مي شود. استحاله غضروف و آسيب آن، قسمت اصلي اين بيماري است. البته شدت آسيب غضروفي به طور مستقيم با شدت علائم بيمار مرتبط نيست. پارگي ليگامان متقاطع قدامي که از قبل رخ داده باشد و يا آسيب مينيسک، استعداد ابتلا به اين بيماري را افزايش مي دهد. بيماران مبتلا به استئوآرتريت زانو در دو گروه قرار ميگيرند :
1. جوان ها، اغلب مرد و درگيري يک زانو که به دليل صدمات قبلي يا اعمال جراحي مثل برداشتن مينيسک است.
2. افراد ميانسال و مسن، اغلب چاق و اکثرا زنها که درگيري قرينه مفاصل ديگر مثل دست دارند.
انواع استئوآرتريت
اکثر بيماران، سن بالاي 65 سال دارند و در زنها شايعتر است. برحسب فقدان يا وجود عوامل مستعد کننده به انواع اوليه و ثانويه تقسيم مي شود. نوع اوليه (ايديوپاتيک) درگيري مفاصل متعدد داشته و معمولا سير آهسته تري دارد و پيش آگهي آن بهتر است. نوع ثانويه درگيري تک مفصلي دارد و علل مستعد کننده اي نظير : متابوليک (آکرومگالي ، ديابت ، هيپرکلسترولمي)، آناتوميک (تغيير شکل مفاصل) ، تروماتيک (شکستگي ، دررفتگي ، ضايعه رباط و مينيسک) و التهابي (آرتريت روماتوئيد ، آرتريت چرکي) دارد (ترکان ، 1383).
علل ايجاد استئوآرتريت
عواملي نظير سن و جنس، سابقه فاميلي، چاقي، استئوپروز، ضربه، فعاليت ها و مشاغل مختلف شانس ابتلا به استئوآرتريت را زياد مي کند. علاوه بر چاقي که عامل مستعد کننده در هر سه قسمت زانو است )کوپر16 ، 1994) ،عوامل خطر آفرين ديگري هم وجود دارند.تغييرات جزيي در شکل مفصل مثل برداشتن مينيسک، ضايعه رباطها، تغيير شکل زاويه اي ( واروس يا والگوس ) با تغيير مسير انتقال وزن يا سطح تماس سبب بروز استئوآرتريت زانو مي شود. در مطالعات اخير اهميت عامل هايي مثل ژنتيک و شغل بررسي شده است. همچنين دو زانو نشستن به صورتي که وزن بدن روي زانوها باشد از عوامل ايجاد درگيري مفصل تيبيوفمورال است در صورتي که درگيري مفصل پاتلوفمورال را بيشتر به ژنتيک ربط مي دهند (دايپ17 ، 1998). راه رفتن با کفش پاشنه بلند براي خانمها باعث افزايش فشار مفصل پاتلوفمورال و قسمت داخلي زانو مي شود( تاد18 ، 1998).
عضلات درگير
يک عضله براي اينکه مستقيما روي يک مفصل عمل کند بايد از روي آن عبور کند. مسير عبور عضله از روي مفصل بر عمل آن اثر مي گذارد. عضلات بحث شده در اين بخش عهده دار حرکت زانو هستند. مفصل زانو حرکات زير را مقدور مي سازد.
1. تا شدن و باز شدن
2. چرخش داخلي(مياني) درشت ني روي ران.
جدول 2-1 عضلات درگير در حرکات زانو
حرکت آناتوميکيحرکت دهنده اصليحرکت دهنده کمکيدامنه حرکتي طبيعيتا شدننيم وتريخياطه?0 تا ?140نيم غشاييراست داخليدو سر رانيدوقلوکف پاييباز شدنراست راني?0 تا ?10پهن خارجيپهن ميانيپهن داخليچرخش داخلينيم وتريخياطه?20 تا ?30نيم غشاييراست داخليرکبيچرخش خارجيدو سر راني?30 تا ?40علائم باليني
شروع علائم باليني معمولا به آرامي و بي سر وصداست. تا مدت ها با وجود علائم راديوگرافي، بيمار بدون علائم باليني است.تعداد کمي از بيماران شروع ناگهاني علائم را دارند.
1. درد : اولين و مهمترين علامت درد متناوب مفصل که معمولا با فعاليت بروز مي کند است. بين شدت درد و علائم راديولوژي ارتباطي وجود ندارد. در انتهاي روز و انتهاي هفته درد بدتر و شديدتر مي شود. شدت درد در زنها بيشتر است. در افراد خيلي مسن و جوان شدت درد کمتر مي باشد. با وجود علائم روحي رواني مثل افسردگي و اضطراب درد بيشتر مي شود. تقريبا تمامي بيماران بعد از فعاليت درد دارند. علت درد هنگام فعاليت، فشار مکانيکي استئوفيت بر کپسول و رباط ها است و علت درد بعد از استراحت و درد شبانه، افزايش فشار داخل استخوان زير غضروف به علت انسداد جريان خون وريدي است. ساير علل درد در استئوآرتريت، سينويت التهابي، بورسيت يا تنوسينويت ثانويه مجاور مفصل، دردهاي عضلاني ناشي از ضعف عضلات مجاور ، درد انتشاري از مفصل ران به زانو و فيبرومالژيا19 است(دايپ ، 1998).
2. تخريب مفصل : در استئوآرتريت پيشرفته، تخريب غضروف، استخوان و نسج نرم مجاور ديده مي شود و سبب تغيير شکل، مثل ژنوواروم20 (زانوي پرانتزي) که به دليل تخريب قسمت داخلي زانو، شلي يا ناپايداري رباطي است مي شود(پهلوان حسيني ، 1381).
3. تورم و التهاب نسج نرم : علاوه بر رشد غضروف و استخوان در کناره هاي مفصل، تورم نسج نرم به علت سينويت و تجمع مايع مفصل هم عامل برجسته شدن مفصل مي باشد. گرمي مفصل علامت التهاب آن است و حملات تشديد علائم و درد به مدت چند روز يا چند هفته نيز به علت التهاب مفصل است.گاهي تجمع بيش از حد مايع مفصلي بدون گرمي ديده مي شود(دايپ ، 1998).
4. از دست رفتن کارايي و ناتوان شدن بيمار : علت اصلي آن درد است اما کم شدن قدرت عضلات و کاهش حرکات مفصل هم از عوامل ديگر است (هارت21 ، 1995).
5. خشکي مفصل : در اکثر بيماران وجود دارد و به صورت اشکال در حرکت دادن مفصل بعد از مدتي استراحت بروز مي کند و باوجودي که شديد است براي چند دقيقه بيشتر طول نمي کشد. در برخي موارد مدت بيشتري حداکثر تا نيم ساعت طول مي کشد. علت تجمع هيالورونات22 درون و اطراف کپسول و سينويوم است(پهلوان حسيني ، 1381).
6. کريپتاسيون23 : صداي خشن قابل سمع يا لمس در حرکات فعال مفصل، خصوصا در پاتلا که با همراه درد است از بهترين علائم باليني تشخيص استئوآرتريت است که حتي قبل از بروز علائم راديولوژي وجود دارد (باک والتر24، 2005). علت آن سايش سطوح نامنظم مفصلي و استئوفيت هاي کنار مفصل است. تشکيل حباب هاي گاز درون مايع مفصلي را نيز بايستي در نظر داشت(دايپ ، 1998).
7. احساس ناپايداري : بصورت خالي شدن مفصل يا ترس از آن است. لزوما همراه با تخريب شديد مفصل يا رباط ها نيست و به علت ضعف عضلات مجاور مفصل است(پهلوان حسيني ، 1381).
8. قفل شدن زانو : به علت گير کردن سينويوم هيپرتروفي، جابجايي مينيسک پاره شده يا قطعه کنده شده استخواني غضروفي است(باک والتر ، 2005).
9. کاهش حرکات مفصل : اغلب همراه با شديد شدن درد در انتهاي حرکات مفصل است. به نظر مي رسد به دليل تماس استئوفيت ها با مپسول ضخيم شده و تغيير شکل مفصل است که مانع حرکت آزاد مفصل مي شود(پهلوان حسيني ، 1381).
10. لاغري عضله چهارسر راني : به علت درد و کاهش حرکات مفصلي طول عضله کشيده، تدريجا عضله چهارسر ضعيف و لاغر مي شود که از علائم ديررس است(باک والتر ، 2005).
عوارض
افزايش ناگهاني و خودبخودي درد شديد، احتمال بروز نکروز استخوان کنديل داخلي فمور را مطرح مي کند. ساير عوارض شکستگي ناشي از فشار مکرر (استرس) در پروکسيمال تيبيا، ناپايداري شديد مفصل و زاويه دار شدن مفصل است(دايپ ، 1998). پيدايش همارتروز، حملات نقرس کاذب، عفونت ثانوي مفصل و صدمه به عصب پوپليتال خارجي ممکن است ديده شود(پهلوان حسيني ، 1381).
روشهاي تشخيص استئوآرتريت
1. راديوگرافي25 : راديوگرافي ساده بهترين وسيله تشخيصي استئوآرتريت است. در تعيين شدت بيماري و پيشرفت آن، واکنش به درمان و تعيين عوارض کمک کننده است. علائم راديوگرافي به ترتيب زمان پيدايش، کاهش فضاي مفصلي، تشکيل استئوفيت، اسکلروز استخوان زير غضروف و کيست هاي استخوان زير غضروف است(دالينکا26 ، 1991). کاهش فضاي مفصلي به دليل کاهش ضخامت غضروف است. ابتدا قسمت داخلي زانو درگير شده و قسمت خارجي زانو در اواخر بيماري درگير مي شود. مگر اينکه بيمار ژنووالگوم27 (زانوي ضربدري) داشته باشد. استئوفيت ابتدا در سطح خلفي پاتلا و بعد در لبه داخلي و خلفي تيبيا و فمور و برجسنگي خارهاي بين کنديلي تيبيا ظاهر مي شود. اسکلروز استخوان زير غضروف، نشانه فشار غير طبيعي بران ناحيه و علامت شايعي در استئوآرتريت است و کيستهاي استخوان زير غضروف علامت مرحله پيشرفته بيماري است. در مراحل پيشرفته تر، استخوان زير غضروف صدمه ديده و کلاپس پيدا مي کند. ضخيم شدن کپسول در راديوگرافي ديده نمي شود اما تجمع مايع مفصل با جابجا کردن سايه چربي اطراف مفصل قابل مشاهده است. گاهي رسوب املاح کلسيم يا استخوان سازي در نسج نرم مجاور مفصل ديده مي شود(دالينکا ، 1991)و(دايپ ، 1998).
2. آرتروگرافي28 : آرتروگرافي با ماده حاجب و هوا براي تعيين تغييرات موضعي مثل کندگي استخواني غضروفي، ضايعه مينيسک، پارگي کپسول و اجسام آزاد مفصلي و نيز تعيين ضخامت غضروف کاربرد دارد(پهلوان حسيني ، 1381).
3. اولتراسوند29 : اولتراسوند و دالپر تنها نسوج نرم را مي تواند بررسي کند و از استخوان عبور نمي کند. در تشخيص تجمع مايع مفصلي و ضخامت سينويوم کاربرد دارد. ضايعات تاندون و نسوج نرم اطراف مفصل را نشان مي دهد. کيست بيکر و پارگي کپسول را مشخص مي کند(پهلوان حسيني ، 1381).
4. ام آر آي 30 : تمامي قسمتهاي زانو را بررسي مي کند، وجود مايع مفصلي ، سينويوم ضخيم شده، وضع مينيسک و رباطهاي زانو، استئوفيت هاي کناري و مرکزي، ادم استخوان زير غضروف و نقص هاي غضروفي را نشان مي دهد. همچنين روش هايي براي تعيين حجم غضروف و نقشه برداري از حجم و سطح غضروف دارد. با ام آر آي بعنوان روش انتخابي، مي توان پاتولوژي هاي همراه استئوآرتريت مثل نکروز استخوان، عفونت استخوان و مفصل، پارگي مينيسک را تشخيص داد(دايپ ، 1998).
5. آرتروسکوپي31: آرتروسکوپي يک وسيله جراحي است که پزشک متخصص ارتوپدي از آن براي ديدن داخل مفصل به جهت تشخيص يا درمان بيماري استفاده ميکند. کلمه آرتروسکوپي به معناي ديدن داخل مفصل است. Arthro به معناي مفصل و Scopy به معناي ديدن است. در واقع يک آرتروسکوپ يک مفصل بين است. پزشک معالج با ديدن داخل مفصل مي تواند بسياري از بيماري هاي آنرا تشخيص داده و ميتواند اقدام به درمان جراحي بعضي از آنها از طريق آرتروسکوپ کند(منصوري ، 1391).
عکس1-1- نحوه انجام آرتروسکوپي
درمان
هدف اصلي درمان، تسکين علائم، حفظ و بهبود کارايي مفصل، کاهش ناتواني بيمار، کم کردن خطر پيشرفت بيماري و تسريع در ترميم مفصل است. درمان هاي متعددي از آموزش هاي ساده به بيمار تا روش هاي پيچيده درمان طبي و جراحي وجود دارد.
1. آموزش و توصيه هاي لازم به بيمار : با توضيح ساده اي از مکانيسم بيماري شروع مي شود. فعاليت ها و ورزش هاي مجاز آموزش داده مي شود. چون چاقي عامل خطر ساز پيداش و پيشرفت بيماري است به افراد چاق بايستي توصيه کرد لاغر شوند. کم کردن وزن حتي به مقدار جزيي در تسکين درد موثر است(فلسون32 ، 2005).
2. فيزيوتراپي و آب درماني : در درمان استئوآرتريت متوسط تا شديد نقش مهمي ايفا مي کند. ورزش هاي ايزومتريک تقويت کننده عضله چهارسر راني و همسترينگ را به بيمار آموزش داده و توصيه به تکرار مداوم آن مي شود (اورايلي33 ، 1999). در صورت محدوديت حرکت مفصل، خصوصا در جهت بازشدن کامل زانو، اقدامات لازم در جهت بدست آوردن حرکت کامل مفصل صورت مي گيرد. گرماي مرطوب و اولتراسوند در تسکين درد موثر است. آب درماني کمک به تسکين درد و شل شدن گرفتگي عضلات مي کند. دياترمي با موج کوتاه به علت اثرات تخريب کننده توصِه نمي شود(باک والتر ، 1994).
3. وسايل کمکي : استفاده از کفش، تو کفشي و وسايل کمکي مناسب به بهبود علائم کمک مي کند(ليو34 ، 1998). در مواردي که استئوآرتريت قسمت داخلي زانو با تغيير شکل پرانتزي زانو (ژنووارم) همراه است استفاده از کفشي پاشنه و پنجه آن در سمت خارجي، بلندتر از سمت داخل باشد موثر است. در گرفتاري پاتلوفمورال نگه داشتن پاتلا در سمت داخل با چسب يا زانو بند کمک کننده است(دايپ ، 1998).
4. درمان طبي : مصرف دارو در درمان استئوآرتريت مورد اختلاف نظر است. مصرف برخي از داروهاي مسکن ممکن است اثرات منفي داشته باشد و برخي اثرات سوءدارويي خصوصا در افراد مسن ديده شده است. از اين رو بايستي در مصرف دارو، خيلي ملاحظه کار بود(پهلوان حسيني ، 1381).
5. جراحي : درد شديدي که به ساير درمان ها جواب نداده باشد مورد جراحي قرار مي گيرد. در موارد درد مداوم و شديد شبانه، يا حين استراحت هم نياز به جراحي است. در موارد وجود قطعات آزاد داخل مفصلي صدمه مينيسک براي بدست آوردن پايداري مفصل و اصلاح تغيير شکل زانو نيز جراحي نيز کاربرد دارد.انواع مختلف جراحي وجود دارد که انتخاب روش بستگي به سن، فعاليت بدني بيمار، شدت درگيري و تعداد قسمت هاي درگير زانو دارد.
فيزيوتراپي
فيزيوتراپي از دو کلمه (Physio) به معني بدن يا جسم و (Therapy) به معناي درمان تشکيل شده است. به عبارت ديگر فيزيوتراپي به معني درمان از طريق استفاده از پديده هاي فيزيکي موجود در جهان پيرامون، از جمله گرما، سرما، الکتريسيته، نور، آب، حرکت درماني، فشارهاي دستي، امواج الکترومغناطيس، جريان هاي محرک، ساختارهاي عضلاني و غيره است که از تبديل يا به کارگيري اين دسته از عوامل طبيعي و مصنوعي جهت درمان بيمار استفاده مي گردد. فيزيوتراپي يک شکل جامع پزشکي- درماني استوار بر مبناي علمي است که در بسياري از رشته هاي تخصصي پزشکي به کار ميرود(ترکان،1383).
ماهيت فرايند هاي فيزيوتراپي
فيزيوتراپي، خدمتي است که تنها توسط و يا با هدايت و نظارت يک فيزيوتراپيست صورت مي‌گيرد وشامل : بررسي، تشخيص، برنامه ريزي درماني، مداخله و ارزيابي مي‌باشد.
1. بررسي35 : شامل معاينه36 انفرادي و گروهي نقص‌هاي بالقوه يا بالفعل، محدوديت هاي عملکردي، ناتوانايي ها، يا ساير مشکلاتي که توسط گرفتن تاريخچه، غربالگري و همچنين با استفاده از آزمايشات خاص و اندازه گيري و ارزيابي نتايج معاينات از طريق آناليز آنها در چهارچوب يک فرايند منطقي باليني مي‌توان به آن پي برد.
2. تشخيص37 : از معاينات و ارزيابي آنها بدست مي‌آيد و بيانگر نتيجه حاصل از فرايند منطقي باليني مي‌باشد. تشخيص ممکن است به صورت نقص حرکتي بيان شود يا شامل دسته‌هاي مختلفي از آسيب ها، محدوديت هاي حرکتي، توانايي ها/ ناتواني ها يا سندرم ها باشد.
3. برنامه ريزي38 : با تعيين نياز به مداخله آغاز مي‌شود و معمولا به ايجاد برنامه‌اي براي مداخله ختم مي‌شود که شامل اهداف نهايي قابل اندازه گيري که با بيمار، خانواده يا فردي که از وي مراقبت مي‌کند، قابل بحث مي‌باشد.
4. مداخلات39 : انجام مي‌شوند و براي رسيدن به اهداف توافق شده تغيير مي يابند و ميتواند شامل درمان با دست، بهبود حرکتي، استفاده از وسايل فيزيکي، مکانيکي و الکتريکي- درماني، آموزش عملکرد، فراهم کردن وسايل کمکي و نحوه استفاده از آنها، راهنمايي و ارائه مشورت به بيمار، مستند سازي، هماهنگي و ارتباطات باشد. مداخلات همچنين ممکن است با هدف پيشگيري از آسيب ها، محدوديت هاي حرکتي، ناتواني ها يا صدمات صورت گيرند که در اين صورت شامل بهبود و حفظ سلامتي، کيفيت زندگي و توانايي در تمام سنين و جمعيت ها مي‌باشد.
5. ارزيابي40 : مستلزم انجام مجدد معاينات با هدف ارزيابي نتايج حاصل مي‌باشد(سايت بيتوته،1391).
حرکت درماني در آب
در يک تعريف ساده، هر گونه معالجه و مداوا به کمک آب را هيدروتراپي يا آب درماني مي گويند.
حرکت درماني در آب اغلب به شيوه اي از معالجه گفته مي شود که در آن اجراي حرکات و نرمش هاي خاص در آب مورد نظر باشد. اساس اين نوع معالجه سبک شدن بدن هنگام غوطه وري در آب است و به همين دليل است که بيمار قادر است با صرف نيروي کمتر عضلات و اندام هاي خود را به حرکت در آورد. همچنين چون فشار بدن روي مفاصل کاهش مي يابد در اجراي حرکات نيز درد کمتري احساس مي شود. علاوه بر اينکه آب با خاصيت نشاط انگيزي و فرح بخشي که دارد، شوق لازم براي تمرين تکرار و اجراي حرکات را ايجاد مي کند. آب درماني يک فيزيوتراپي موثر است و مراحل درماني آن در استخر آب گرم صورت مي گيرد (صافي،1391).

انواع حرکت درماني در آّب
حرکت درماني در آب 2 نوع است :
1. حرکت درماني در آب عمومي که در اين نوع آب درماني به طور معمول تمام بدن (به جز سر و گردن) بيمار در آب قرار مي گيرد.
2. حرکت درماني در آب عضوي که در اين روش فقط همان عضوي که دچار ضايعه شده است در آب قرار مي گيرد(صافي،1391).
موارد کاربرد آب درماني
1. کاهش درد و گرفتگي عضلاني
2. ريلکسيشن41
3. حفظ و افزايش دامنه حرکتي اندام ها
4. بازآموزي فعاليت عضلات فلج
5. تقويت عضلات
6. پيشرفت دادن حرکات جهت راه رفتن
7. افزايش گردش خون و بهبود تغذيه بافت ها
8. جلوگيري از تحليل رفتن عضلات
9. رفع محدوديت حرکتي و يا پيشگيري از آن
10. ايجاد روحيه نشاط و شادابي
11. پيشگيري از رسوب سنگ در کليه و مجاري ادرار
12. کارکرد بهتر کليه
13. افزايش حجم تنفسي و کارکرد بهتر ريه ها
14. کاهش اسپاسم
15. کاهش درد
16. افزايش حرکت روده ها و جلوگيري از يبوست
17. تقويت عضلات

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

18. ارتقاء بهداشت پوست و مو و جلوگيري از ايجاد زخم فشاري(صافي،1391).
مکمل هاي درماني
در حال حاضر گلوکزامين‌هاي موجود به دو دسته کلي تقسيم مي شوند. بر اساس ملح پايه، گلوکزامين‌ها به گلوکزامين سولفات و گلوکزامين هيدروکلرايد دسته بندي مي شوند که در مطالعات قبلي صورت گرفته تنها گلوکزامين سولفات تاثيرات مثبتي در توقف روند تخريب غضروف و بازسازي مجدد آن نشان داده است. گلوکزامين‌ها از يک نظر ديگر هم به دو دسته مختلف تقسيم مي شوند و آن عنصري است که براي بلوري کردن (کريستاليزاسيون) گلوکزامين به کار رفته است. براي بلوري کردن گلوکزامين از عناصر سديم و پتاسيم استفاده مي‌شود که گلوکزاميني که با عنصر پتاسيم بلوري شود مي تواند براي بيماران داراي فشار خون هم به کار رود زيرا پتاسيم برخلاف سديم باعث افزايش فشار خون نمي شود(حشمتي،1387). گلوکزامين و کندراتين سولفات اجزاي تشکيل دهنده غضروف مفصلي مي باشند . در خصوصيات فيزيولوژيک و مکانيکي اين بافت نقش دارند( جان42 ، 2001).
مکانيسم اثر
اين ماده براي ساخته شدن اجزاي تاندون ها، غضروف و مايع سينوويال (مايع احاطه کننده فضاي بين مفصلي) ضروري مي باشد. اين ترکيب با مهار آنزيم کلاژناز (تجزيه کننده کلاژن) و آنزيم هاي پروتئوليتيک (تجزيه کننده پروتئين ها) سبب محافظت از بافت غضروفي شده و تا حدود کمي اثرات ضد التهابي دارد، ولي اصلا مسکن نيست. معمولاً براي تأثيرگذاري بيشتر گلوکزآمين، نوعي ماده ترکيبي ديگر بنام کندراتين سولفات به اين ماده اضافه مي شود(حشمتي،1387).
عوارض جانبي
عوارض جانبي گلوکزامين در موارد نادر ناراحتي‌هاي خفيف گوارشي و اسهال بوده است که با قطع مصرف گلوکزامين برطرف شده است. مصرف اين دارو ممکن است موجب ايجاد بيماري فشار خون در بيماران گردد(حشمتي،1387)
تحقيقات انجام شده در خصوص موضوع تحقيق
تحقيقات خارج از کشور
* براون43 و همکاران (2010)، در تحقيقي “اثر يک برنامه پياده روي و مکمل گلوکزامين سولفات بر روي بيماران مبتلا به استئوآرتريت مفصل زانو و ران” اين را نشان دادند که استفاده از گلوکزامين و کندراتين بر روي اجزاي مايع سينوويال تاثير مي گذارد و باعث بهبود بيشتر علائم نسبت به پياده روي در بيماران مبتلا به استئوآرتريت مي شود.
* لوند44 و همکاران (2008) در بررسي تاثير ورزش در آب و خشکي در بيماران مبتلا به استئوآرتريت زانو نشان دادند که ورزش در آب بهبود معني داري را در شدت درد، علايم بيماري، عملکرد حرکتي و کيفيت زندگي افراد مبتلا به استئوآرتريت زانو موجب نمي شود.
* هينمن45 و همکاران (2007)، در مطالعه اي به بررسي تاثير آب درماني بر روي بيماران مبتلا به استئوآرتريت زانو و ران پرداختند. آن ها پس از 8 هفته آب درماني، درد، عملکرد حرکتي، سطح فعاليت هاي بدني، کيفيت زندگي و قدرت عضلاني را مورد ارزيابي قرار دادند و در پايان نتيجه گرفتند که آب درماني باعث کاهش درد و خشکي صبحگاهي و افزايش عملکرد حرکتي و ديگر فاکتورها مي شود، به گونه اي که 75-72 درصد از شرکت کنندگان، بهبودي درد و عملکرد را گزارش کردند. اين تغييرات بهبودي تا 8 هفته بعد از اتمام دوره تمريني باقي مانده بودند.
* گيل ديل 46و همکاران (2005)، به ارزيابي مقايسه اي ترکيب از تمرين درماني و درمان دستي (گروه1) با برنامه تمرينات خانگي (گروه2) در بيماران مبتلا به استئوآرتريت زانو پرداختند. بعد از يک ماه نتايج قابل توجهي به صورت کلينيکي و آماري در کاهش درد، کاهش خشکي مفاصل و افزايش سطح توانايي در بيماران گروه يک ديده شد، که به طور تقريبي دو برابر بهبودي در بيماران گروه ديگر بود.
* فولي47 و همکاران (2003)، در مطالعه اي گزارش نمودند که قدرت و سرعت راه رفتن در گروه آب درماني نسبت به تمرين درماني در خشکي بهبود قابل توجهي را نشان ميدهد. آنها نتايج آزمودني هاي گروه آب درماني را به دليل تمرين کردن در آب نسبت به خشکي و اينکه باعث بهبود آگاهي پاسچرال، تعادل، روحيه و اعتماد به نفس ميشود بهتر ميدانستند.
* مولر48 و همکاران (1994)، در مطالعه اي مشخص کردند که ميزان موفقيت با گلوکزامين سولفات (روزانه 1500 ميلي گرم) در مقايسه با ايبوبروفن (روزانه 1200 ميلي گرم) مشابه بود. در اين مطالعه 200 بيمار با استئوآرتريت زانو به دو گروه تصادفي سازي شدند که در انتهاي چهار هفته درمان مشخص شد که ميزان موفقيت در گروه هاي گلوکزامين سولفات و ايبوبروفن به ترتيب 48% و 52% بوده است. اين در حالي است که بيماران گروه گلوکزامين سولفات عوارض گوارشي کمتري (6%) در مقابل گروه ايبوبروفن (35%) گزارش کردند. نوع گلوکزامين مورد استفاده نيز در ميزان پاسخ دهي تاثير عمده اي دارد.
* فيشر49 و همکاران (1994)، روي 252 بيمار كه استئوآرتريت علامت‌دار داشتند يك پژوهش انجام دادند كه از نوع مولتي سنتر (درچند مركز انجام شد)، گذشته نگر، تصادفي، كنترل با پلاسبو و دوسوكور بود. در اين مطالعه بعد از مصرف گلوكز آمين (با دوز mg 250) علائم كلينيكي استئوآرتريت زانو بهبودي يافت و عارضة جانبي بعد از مصرف گلوكز آمين گزارش نشد.


پاسخی بگذارید