فصل پنجم (بحث و…)58
محدوديتهاي پژوهش60
پيشنهادات61
منابع62
چکيده :
پژوهش حاضر به منظور بررسي رابط? اضطراب و انگيز? پيشرفت در دانشجويان دختر و پسر دانشگاه پيام نور قزوين اجرا شده است.
جامع? آماري تحقيق حاضر شامل دانشجويان دختر و پسر دانشگاه پيام نور قزوين مي باشد. نمون? آماري اين تحقيق عبارت بوده از 30 دانشجوي دختر و 30 دانشجوي پسر اين دانشگاه که با استفاده از روش نمونه گيري قابل دسترس انتخاب شده اند. ابزاري که براي اجراي اين تحقيق مورد استفاده قرار گرفته است دو پرسشنام? انگيزه ي پيشرفت هرمنس و اضطراب سنج کتل مي باشد.
براي محاسب? آزمون از ضريب همبستگي پيرسون و آزمون T استفاده شده است بعد از محاسبات آماري نتايج ذيل به دست آمده است :
با توجه به محاسب? ضريب همبستگي پيرسون در فرضي? 3 فرضيه صفر رد مي شود و فرضي? محقق تائيد مي شود. بنابراين بين انگيزه پيشرفت در پسران و اضطراب رابط? معناداري وجود دارد و در فرضي? 4 فرضي? صفر رد مي شود. بنابراين بين انگيزه پيشرفت در دختران و اضطراب تفاوت معناداري وجود دارد.
پس نتيجه مي گيريم که بين انگيز? پيشرفت و اضطراب رابط? معناداري وجود دارد و اضطراب ممکن است در انگيز? دانشجويان تأثير به سزايي داشته باشد.
و با توجه به محاسب? آزمون T استودنت در مقايس? دو گروه مستقل انگيز? و پيشرفت در دختران و پسران نتيج? به دست آمده نشان گر اين است که فرضي? صفر تائيد مي شود و فرض پژوهش رد مي شود.
فصل اول

كليات تحقيق
مقدمه :
اضطراب نقش عمده اي در بين آسيب هاي رواني بازي مي کند در فهم و رشد شخصيت نيز کمک زيادي مي نمايد. اضطراب معمولاً نقش مهمي در رشد طبيعي و نيز در فرايندهاي فرضي در تمام سنين عمر بر عهده دارد.
از عمر روان شناسي به شکل علمي و منظم فقط حدود يک قرن مي گذرد ولي رشد آن در چند سال اخير اعجاب آور بوده است. اين رشته همانند علوم ديگر همزمان با ازدياد روزافزون دانش رشته هاي تخصصي به وجود آمده و امروزه در آمريکا حدود 20 بخش دارد. نوجوانان و جوانان قشر عظيمي از جمعيت کشورها به ويژه کشور ما را تشکيل مي دهند که در پويايي و تداوم حيات اجتماعي يک ملت و رشد و پيشرفت همه جانبه آن نقش بسزايي دارد. نظريه هاي متنوع و مختلفي در مورد چگونگي شکل گيري و بروز اين عامل يعني اضطراب و عوامل تشکيل دهند? آن ارائه شده است. اکثر انسانها با مشکل اضطراب سرکار دارند و در اين راستا نيز دانشجويان مشکلات به خصوصي دارند که اضطراب تنها يکي از مشکلات رواني است در اين تحقيق سعي مي شود رابط? بين اضطراب و انگيز? پيشرفت بررسي شود و راه حلهاي مناسب براي کنترل اضطراب و تقليل آن عرضه گردد با اين نظر که آگاهي والدين و مربيان در اين رابطه مي تواند راهگشا و کمک کننده باشد.
به اعتقاد روان شناسان انگيز? پيشرفت ميل اشتياق يا تلاش و کوششي است که فرد براي دستيابي به يک هدف و يا تسلط بر روي اشياء و امور و يا افراد و انديشه ها و رسيدن به يک معيار متعالي از خود ابراز مي دارد.
انگيز? پيشرفت لزوماً براي پيشرفتهاي مشهود مانند کسب نمرات بالا در آزمونها مقامهاي مورد قبول اجتماعي يا حقوق و دستمزد بالا نيز با وجود آنکه انگيزه پيشرفت داراي برنامه ريزي و کوشش در راه تعالي و کمال است نگرش به سوي موفقيت است اهميت دارد نه خود موفقيت. انگيز? پيشرفت ممکن است گستر? وسيعي از فعاليتها را در بر بگيرد و خود را در مشاغل و محلهاي مختلفي مطرح سازد. (محمد پارسا، 1375 ، ص 103 )
اتکينسون1 از محققيني است که انگيزه پيشرفت را با الگوي جديدي مطرح کرده است وي انگيز? پيشرفت را مرکب دو جزء “اميد به موفقيت و ترس از شکست” دانست.
رفتار پيشرفتمندانه تابع چگونگي جمع اين دو جزء است : اتکينسون سعي کرده است با علائم و روابط رياضي نظري? خودش را بيان کند. مقول? انگيز? پيشرفت و ارتباط آن با جنسيت بحث دامنه داري است.
به دليل اهميت موضوع اين پژوهش بر آن است تا تحت عنوان بررسي رابط? بين انگيز? پيشرفت و اضطراب به اين پرسش پاسخ دهد که آيا بين انگيز? پيشرفت و اضطراب دانشجويان دختر و پسر دانشگاه پيام نور قزوين رابطه وجود دارد يا نه.
بيان مسأله :
هر انساني براي رسيدن به هدف و مقصد خود تلاش مي کند در ضمن اين کوشش ها و تلاش ها با موفقيت و شکست نيز مواجه مي شود. عده اي پس از يک بار چشيدن طمع شکست نااميد و مضطرب مي شود و دست از تلاش بر مي دارند و از ادام? فعاليت باز مي مانند و در مقابل دسته اي هستند که شکست را پلي براي رسيدن به پيروزي تلقي مي کنند و هيچگاه واژ? منفي به کار نمي برند. افرادي که براي انگيز? پيشرفت در سطح بالا قرار دارند به خود تفوق و اعتلاء علاقه مندند به مزاياي وابست? آنها.
اضطراب جزء شناختي مبهم و از نظر ذهني نامتمرکز است بجاي وقوف به خطري روشن و شناخته شد? شخص از احساس نگراني در رنج است تفکر غالب اين است که چيزي وحشتناک در حال وقوع است اضطراب شديد و مقاوم گسلند? فعاليتهاي زندگي بهنجار است که از اختلال اضطرابي حکايت مي کند. به طوري که در شخص نوروتيک اضطراب سبب مي شود تا فرد مضطرب از ابراز تمايلات و عواطف و افکار خود در هر شرايطي امتناع ورزد. نتيجه مي گيريم که يکي ديگر از هدفهاي روان درماني کاستن اضطراب در فرد مضطرب است که اين مي تواند با بالا رفتن انگيزه پيشرفت در فرد دچار اضطراب کمک بسزايي داشته باشد. به اين معني که نوع توجه به پيشرفت انگيزه آن در جهت مثبت مي تواند باعث کاهش اختلالان رواني گردد.
اهميت و ضرورت مسأله :
اکثر صاحب نظران وجود اضطراب را در کاهش انگيز? پيشرفت مؤثر مي دانند. نکت? قابل تأسف اين است که اضطراب انگيزه را در دانشجويان کاهش مي دهند. اکثر صاحب نظران در پي راه حلي براي کاهش اضطراب دانشجويان دختر و پسر هستند. انگيز? پيشرفت قادر است دانشجويان را براي درس خواندن برانگيزد.
تحقيقات نشان مي دهد که انگيز? پيشرفت مي تواند يادگيري را تسهيل کند. افرادي که داراي انگيز? پيشرفت بيشتري بودند با کوشش و جديت بيشتري به امر تسهيل پرداختند اين افراد در هر جا و سازماني مشغول به کار شوند موجب پيشرفت آن سازمان مي گردند. مک کلرلند نشان داده است جوامعي که داراي اوج و انحطاط بوده اند عطش ميزان انگيز? پيشرفت در آن جامعه بوده است. به هرحال تحقيقات او ثابت کرد که انسانها هستند که تاريخ را مي سازند و نه اين که تاريخ انسان را بسازد.
با توجه به مطالب بيان شده به اهميت و انگيز? پيشرفت و اضطراب پي برده و درصدد هستيم که ارتباط بين اين دو را بسنجيم.
فرضيه هاي تحقيق :
1 ) بين انگيزه پيشرفت و اضطراب رابطه وجود دارد.
2 ) انگيزه و پيشرفت دانشجويان دختر و پسر متفاوت است.
3 ) ميزان اضطراب دانشجويان دختر و پسر متفاوت است.
تعاريف عملياتي واژه ها و اصطلاحات :
انگيز? پيشرفت2 : انگيزه ايست که دروني در فرد براي به پايان رساندن موفقيت آميز که يک تکليف، رسيدن به يک هدف يا دستيابي به درج? معني از شايستگي در يک کار.
تعريف عملياتي انگيزه پيشرفت : عبارت است نمره اي است که آزمودني ها از آزمون انگيزه پيشرفت به دست آورده است.
انگيزه پيشرفت در تحقيق حاضر نمره اي است که آزمودني ها در آزمون انگيزه پيشرفت هرمس کسب مي کنند.
اضطراب : کلمه اي مشتق از لغت لاتين (stringer) به معني سختي کشيدن است و در قرن هفده ام براي تشريح يا محنت به کار برده مي شود و در اواخر قرن هجده ام دلالت برنيد و فشار کوشش و سختي مي کند. که متوجه فردي يا عضوي يا نيروي رواني او مي شود.
(ساراسون) از اضطراب اين گونه تعريف نمود : اضطراب يک نوع اشتغال ذهني است که با خودشکاکي و خود کم بيني مشخص مي شود. (نوايي نژاد، 72 ).
پياژه : اضطراب عبارتند از يک ناراحتي بدني و رواني که از احساس قريب الوقوع بودن يک خطر پديد مي آيد و نشان? آن ترس عميق و مبهمي است که مي تواند از دلواپسي به وحشت ناگهاني تغيير يابد.
فروير : اضطراب حالت عاطفي نامطلوبي است که تا تغييرات پسيکو فيزيولوژيک در پاسخ به يک تعارض درون رواني همراه مي باشد.
تعريف عملياتي اضطراب : در تحقيق حاصل نمرات ناشي از آزمون اضطراب حاضر منظور از اضطراب نمره است که آزمودني ها در آزمون اضطراب کتل کسب مي کنند.
فرضيه ها :
متغير مستقل : اضطراب متغير ملاک
متغير وابسته : انگيز? پيشرفت
متغير دخالت هنده (مداخله گر) : جنسيت
هدف تحقيق :
1 ) تعيين رابطه اضطراب و انگيزه پيشرفت در دانشجويان.
2 ) تعيين تفاوت ميزان اضطراب در بين دانشجويان دختر و پسر.
3 ) تضمين تفاوت انگيزه پيشرفت دانشجويان دختر و پسر.
هدف از تحقيق حاضر:
1 ) تعيين رابطه اضطراب و انگيزه پيشرفت در دانشجويان.
2 ) تعيين تفاوت اضطراب در بين دختران و پسران و تعيين تفاوت و انگيزه پيشرفت در بين دختران و پسران.
فصل دوم
ادبيات و پيشين? تحقيق

1 . 2 ) پيشينه نظري :
اضطراب : حالت عاطفي ناخوشايند و مبهمي است که ويژگي آن درجات مختلف ترس و نگراني است، به عبارت ديگر اضطراب عبارت است از يک ناراحتي دردناک ذهني دربار? پيش بيني يک تهديد و يا ناخوشي در آينده است3. به طور کلي، منظور از اضطراب، هيجان ناخوشايندي است که با اصلاحاتي مانند نگراني، دلشوره، وحشت، و ترس بيان مي شود و همه ما آدميان درجاتي از آن را گاه گاه تجربه مي کنيم. کارل هورتاي روانکاو مشهور آمريکايي به تعبيري بنيانگذار تئوري اضطراب در تفسير رشد شخصيت انسان شناخته مي شود، مي نويسد که : عالم اضطراب اساتي يا Basic Anxiety عبارت است از هر وضع اجتماعي که فرد را دچار بيم و هراس مي نمايد.
فرويد معتقد است که اضطراب پايه و اساس کليه اختلالهاي عصبي مي باشد. به نظر فرويد اضطراب نوعي احساس نگراني است که انسان را براي مقابله با يک حادثه يا خطر تجهيز مي نمايد وي اضطراب را در سه نوع خلاصه مي نمايد :
1 ) اضطراب عيني 2 ) اضطراب نوروتيک 3 ) اضطراب اخلاقي4
اضطراب امتحان :
اضطراب امتحان نوع خاصي از اضطراب نسبت به ارزيابي توانايي ذهني فردي دانش آموزان است اضطراب امتحان يکي از وجوه مشترک شخصيت اکثر جوانان است. اکثر دانشجويان عملاً از اضطراب امتحان رنج مي برند. شايد دانشجويان زرنگي که اغلب نمره 20 مي گيرند بيش از دانشجوياني که توانش از متوسط کمتر است از امتحان دلهره و اضطراب داشته باشند. به طور کلي مي توان گفت که حتي در مورد دانشجوياني که داراي توانايي ذهني متوسط هستند، اضطراب به گونه اي قابل ملاحظه در پيشرفت تحصيلي آنان مداخله کند.
در تحقيقات نشان داده شده است که دانشجويان داراي اضطراب مي خواهند تکاليفشان را زودتر انجام دهند و براي همين در امتحان و انجام تکاليفشان اشتباهاتي را مرتکب مي شوند و اين افراد علي رغم ميل باطنيشان که انجام تکاليف بدون غلط است، به اشتباهات بيشتري دچار مي شوند چنين فردي دائماً اين افکار را با خود زمزمه مي کند من آدم کم هوشي هستم من مي توانم اين درس را قبول شوم و يا نمره خوب بگيرم همه اينها موجب اختلال توجه فرد مي شوند. سارسون اضطراب امتحان را اينگونه تعريف مي کند اضطراب امتحان يک نوع اشتغال ذهني است که با خودآگاهي، خودشکاکي و خود کم بيني مشخص مي شود. اينگونه فعاليتهاي شناختي رفتارهاي آشکار و واکنشهاي رواني فرد را تحت تأثير قرار مي دهد اين رفتارها و واکنشهاي رواني متأثر از تجاري فرد است.
ويژگيهاي فرد مضطرب :
رفتار فرد مضطرب شبيه رفتار يک فرد نگران است. فرد مضطرب يا نگران ممکن است ناراختي خود را در درون بريزد و با اين کار آن را تشديد کندد و يا بيرون بريزد يا به زبان آورد و با اين کار توجه و دلسوزي در اشکال معتدل تر ممکن است به صورت رفتاري چون افسردگي، حساسيت شديد و عصبيت ناآرامي و بي قراري زود عصباني شدن، بي خوابي و خواب ناراحت بيان مي شود. يکي از علائم مشخصه فرد مضطرب پرکاري يا کم کاري است اضطراب بي شک نشانه مقدمات عدم سازگاري در فرد است. تحقيقي که در سالهاي 61 – 59 زيرنظر خانم دکتر نوابي نژاد تحت عنوان فوق انجام گرفته که مؤيد مشخصه هاي فرد مضطرب بيان شده است.
که پلان و سادوک الگوهاي اضطراب را بسيار دگرگون مي دانند. و معتقدند که بعضي از بيماران علايم قلبي و عروق دارند. تندي طپش قلب و تعرق، برخي علائم گوارشي پيدا مي کنند. مثل تهوع، استفراغ، احساس خلاء درون شکم يا پروانه در شکم دردهاي مربوطه به گازهاي روده يا حتي اسهال، بعضي تکرر ادرار دارند، بعضي ها نيز تنفس سطحي و تنگي قفسه سينه پيدا مي کنند.
تمام علائم فوق واکنشهاي احشائي است. معهذا در بعضي از بيماران، تنش عضلاني پيدا شده و موجب شکايت از سفتي عضلاني و اسپاسم، سردرد، پيچش گردن مي گردد5.
در کتاب مختصر روان پزشکي، پيرامون خصايص شخص مضطرب آمده است که فرد همواره سر چيزهاي جزئي غصه بيهوده مي خورد تا نيمه راه به استقبال مشکلات مي رود و با نگراني مسائل و مشکلات را که در راهند پيش بيني مي کند. هميشه پيش از وقوع حادثه نگران است.
در مورد خود و هر چيز ديگر دچار تنش، دلشوره و نگراني است و پيوسته نيازمند است که به او اطمينان خاطر بدهند.
رابطه اضطراب، تعارض و ناکامي :
دانشجوياني که درباره امتحان مضطرب است با انديشيدن درباره راه و چاره اي مانند شرکت نکردن در امتحان و پيدا کردن بهانه اي براي به عقب انداختن امتحان از يک حالت تعارض رنج مي برد. او احتمالاً در مي يابد که اضطراب آنچنان در عملکردهاي وي مداخله نموده است که نتيجه نامطلوبش تعارض در اوست که به نوبه خود به ناکامي او براي گرفتن نمره خوب مي انجامد. همان طور که اشاره شد اضطراب يکي از وجوع مشترک شخصيت در جوانان است. همه دانشجويان عملاً از اضطراب امتحان رنج مي برند. شايد دانشجويان زرنگي که اغلب نمر? بالا مي گيرند بيش از دانشجوياني که توانشان از متوسط کمتر است از امتحان دلهره و اضطراب داشته باشند. به طور کلي مي توان گفت که حتي در مورد دانشجوياني که داراي تواناييهاي ذهني متوسط هستند. اضطراب به گونه اي قابل ملاحظه در پيشرفت تحصيل آنان مداخله مي کند. براي اينگونه جوانان برنامه اي صحيح راهنمايي مشاوره مفيدترين راه مقابله با اضطراب است. مطالعات زياد در اين زمينه و نيز تجارب شخص نويسنده نشان مي دهد که از جلسات فردي و گروهي مشاوره نتايج قابل ملاحظه اي گرفته است.
رابطه اضطراب با ترس و نگراني :
زماني که نگراني فرد شدت يابد فرد دچار اضطراب مي گردد. از جمله ويژگي هاي اضطراب ترس، ناراحتي و پيش بيني مهلکه اي است که از راه فرار ندارد و معمولاً با احساس درماندگي دريافتن چاره و راه حل است. با آنکه اضطراب از ترس و نگراني ناشي مي شود ولي تفاوتهاي مشخصي با آن دو دارد اضطراب از ترس مبهم تر است و فرد مضطرب اغلب از علت اضطراب خويشتن آگاهي ندارد و نمي داند که اضطراب از احساس ناامني درون است و يا از موقعيت خارجي است که او ترس خود را در آن مي افکند.
اضطراب مانند نگراني معلول تخيل است ولي در عين حال از دو جهت با نگراني تفاوت دارد :
از يک جهت نگراني مربوط به موقعيت خاص مي شود مانند امتحانات و مشکل مالي و … در حالي که اضطراب يک حالت عاطفي تعميم يافته است. نگراني در مورد مشکلات عيني است، حال آنکه اضطراب ناشي از يک مشکل ذهني است. در همين زمينه فرويد مي گويد : “اضطراب عيني و اضطراب روان رنجوري با هم تفاوت دارند به اين ترتيب که اولي را پاسخ واقع بينامه در برابر خطر بروني و همساني با ترس و دومي را اضطراري که ريشه در آن تعارض ناهشياري دروني محسوب مي گردد.”
در اضطراب – روان رنجوري چون تعارض خود يک امر ناهشياري است، بنابراين آدمي سبب اضطرابش را نمي داند. هنوز بسياري از روان شناسان تمايز بين ترس و اضطراب را معتبر مي شمارند کاپلان و سادوگ در تفاوت ترس و اضطراب مي گويند :
اضطراب يک علامت هشدار دهنده است، خبر از خطر قريب الوقوع مي دهد و شخص را براي مقابله با تهديد آماده مي سازد. ترس، علامت هشدار دهنده مشابه، از اضطراب با خصوصيات زير تفکيک مي شود. ترس واکنشي، تهديد معلوم، خارجي و قطعي و از نظر منشاء بدون تعارض است. اضطراب واکنش در مقابل خطري نامعلوم، درون و از نظر منشاء و همواره با تعارض است.
انواع اضطراب :
اضطراب را به چهار نوع مي توان طبقه بندي نمود که هر کدام از اينها داراي ويژگيهاي خاص خود مي باشد که عبارتند از :
1 ) اضطراب مربوط به مفهوم مطلق زمان، شامل اين حالت فرد قبل از اتمام زمان يا تاريخي معين بايد کاري را به انجام برساند و همچنين احساس اين وضعيت که زمان در حال گذر است و در اين مکان رخ خواهد داد.
2 ) نگراني يا اضطراب مربوط به حادثه يا واقعه اي که اتفاق خواهد افتاد بدون توجه به وجود پايه و اساس براي آن اينگونه اضطراب پايه و اساس اضطراب موقتي است.
3 ) اضطراب ناشي از گرفتاريها در موقعيت يا وضعيت خطرناک و خارج از کنترل فرد مثل از دست دادن شغل يا موقعيت اجتماعي و غيره.

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

4 ) اضطراب ناشي از برخورد يا مراوده فردي يا افرادي ديگر که احساس ناخوشايند و نامطلوب درباره آنها داشته باشد و يا اينکه نتواند رفتار متقابل را پيش بيني نمايد6.
علل اضطراب :
در بسياري از موارد افرادي که اضطراب را تجربه مي کنند در بيان اضطراب خويش درمانده اند البته مواردي نيز وجود دارد که علت اضطراب را در آنها مي توان مشخص نمود. مثلاً اضطراب امتحان پيش بيني يک امتحان واکنشهاي عاطفي توليد مي کند.
اضطراب طبيعي :
شامل آن لحظات اضطراب آوري است که براي مثال شخصي قبل از ورود به جلسه امتحان تجربه مي کند. مقدار بهنجار از اضطراب مي تواند خود يک انگيزه براي رفتار باشد اين اضطراب مي تواند او را برانگيزد و وادار به فعاليت کند تا درس را به خوبي ياد بگيرد و بر آن حالت ناراحتي خويش غلبه کند.
اضطراب نابهنجار و غيرطبيعي :
شامل احساسات و رفتاري است که از کارايي علمي شخص جلوگيري به عمل آورد. در اضطراب شديد شخص در يک حالت فشار و تنيدگي ناشي از تعارضات دروني قرار مي گيرد که با وجود به کار گرفتن انواع مکانيسمهاي دفاعي نيز قادر به تخفيف آن نخواهد بود. چنين فردي معمولاً از سردرد، پشت درد، و دل به هم خوردگي شکايت دارد و همه اوقات احساس خستگي مي کند و احساس شديدي از ناکامي دارد بدون آنکه بداند از چه مي ترسد اين حالت ترس مي تواند از چند دقيقه تا چندين روز و ماه دوام يابد.
به بيان ديگر علل ايجادکننده واکنشهاي عصبي بسيارند. از ميان آنها به چند علت اصلي اشاره مي شود:
1 ) شرايط خانوادگي بيمار :
اغلب مبتلايان به واکنشهاي عصبي، در طفوليت در شرايط محيطي خاص درخانواده قرار داشته اند که در آن والدين سخت گير و عصبي به آنان فرصت و امکان آشکار ساختن انگيزه هاي دروني و نهادي را نهاده اند و پيوسته با فشار وجدان مواجه بوده اند و در نتيجه اضطراب در آنان به وجود آمده است.
2 ) شرايط نامناسب محيطي :
در زندگي روزمره در جوامع مختلف مسائل اجتماعي فراوان سبب ايجاد ناکاميهايي خواهد شد و در برابر ناکاميها معمولاً تضاد، پرخاشگري و اضطراب به وجود مي آيد. چنين شرايطي احتمالاً در پاره اي موارد موجبات ايجاد و بروز واکنشهاي عصبي را فراهم مي سازد.
علل ترس و اضطراب امتحان :
بنابر تحقيقات انجام شده در ايران و گزارش هفته مشاوره استان فارس علل اضطراب امتحان به شرح زير مشخص شده است :
1 ) نداشتن آمادگي کافي براي امتحان.
2 ) وجود رقابت درسي زياد بين دانشجويان.
3 ) سختگيري بيش از حد خانواده.
4 ) بعضي مسائل و مشکلات رواني مثل وسواس و غيره.
“وين” wine در مطالعات خود در زمينه نقش عوامل شناختي در ايجاد اضطراب به اين نتيجه رسيد که بچه هاي پراضطراب نسبت به بچه هاي کم اضطراب بيشتر به تکاليف بي ربط و حرف زدن با خود مي پردازند.
هولاندورت (Hollandswor THC) معتقد است که افراد پراضطراب افکار و مشغله ذهني زيادي دارند که موجب تضعيف عملکرد اين گونه افراد مي شود و در مقابل بچه هاي کم اضطراب افکار و مشغل? ذهني پاييني دارند که موجب تسهيل در افکار اين دانشجويان مي شوند. تحقيقاتي را که روي بزرگسالان در زمينه اضطراب در زمان امتحان صورت مي گرفت نشان داد که افراد پراضطراب نسبت به افراد کم اضطراب در زمان امتحان بيشتر داراي افکار تضعيف کننده تکليف هستند.
بعد ترس :
در اغلب بحثهاي مربوط به هيجان، ترس جاي مهمي را به خود اختصاص داده است. وقتي آن را به عنوان علت اصلي اختلالات عصبي شناخته اند اين هيجان شديد از آن جهت اهميت ويژه اي دارد که در آن حالت فشار و تخريب به طور بالقوه از نظر مقدار و اهميت بر حالت سازندگي تفوق دارد. و معمولاً آمادگي براي بروز واکنشهاي اجتنابي بيشتر از آمادگي براي کنشهاي اکتسابي است. مدارکي که تاکنون از تحقيقات داروشناسي به دست آمده نشانگر اين مطلب است که آدرنالين ترشح شده در حين ترس با افزايش توليد اسيد لاکتيک و تغيير در مصرف گلوکز و اکسيژن باعث کاهش تحريک عضلاني مي شود. در حالي که ترس کم (همچون بيم ضعيف) ممکن است واقعاً باعث افزايش عملکرد فرد مي شود. چون همانطوري که ترن (1945) نشان داده است هنگامي که ترس ضعيف باشد آدرنالين قدرت انتقال بافتهاي عصبي خود را زياد مي کند و به هنگام ترس شديد، قدرت انتقال آن را کاهش مي دهد اين نکته بين آن است که ترس ضعيف موجب آن مي شود که کارايي عضلاني به حد مطلوب خود برسد.
نظريه هاي اضطراب :
اضطراب به عنوان يک تعارض ناهشيار :
فرويد اضطراب روان رنجور را نتيجه يک تعارض ناهشياري مي دانست که بين تکانه هاي نهاد و محدوديتهاي که خود و فراخود اعمال مي کنند، ايجاد مي شود. از آنجائيکه بسياري از تکانه هاي نهاد يا ارزشهاي اجتماعي يا شخصي در تضاد هستند. آدمي را دستخوش تهديد مي کند. دختر جوان ممکن است احساسات بسيار خصمانه اي را نسبت به مادرش دارد به هشياري خود راه ندهد. چون اين احساسات با عقايدش به اينکه فرزند بايد پدر و مادرش را دوست داشته باشد در تعارض است.
هرگاه اين دختر به احساسات حقيقي خود اذعان کند، در آن صورت خودپنداره اش را نسبت به عنوان “دختري مهربان” مخدوش کرده و با خطر از دست دادن محبت و حمايت مادر روبرو مي شود. هر بار که وي نسبت به مادرش احساس خشم مي کند، اضطرابي در او به وجود مي آيد که خود هشداري است براي خطي که در پيش است در اين هنگام وي براي راندن تکانه هاي اضطراب زا از بخش هشيار ذهن خود به تدابير دفاعي دست مي زند.
اضطراب به عنوان پاسخ آموخته شده :
در نظريه يادگيري اجتماعي به جاي تعارض هاي دروني، شيوه هايي در مدار توجه قرار مي گيرد که طي آن اضطراب را از يادگيري با برخي موقعيتها مرتبط مي شود دختر بچه اي که والدينش او را به خاطر عصيان در برابر خواسته هايشان و پافشاري بر خواسته هاي خودش تنبيه کرده اند، سرانجام ياد مي گيرند که درد تنبيه را به رفتار ابراز وجود پيوند دهد از اين راه بعدها هر بار دختر به فکر ابراز وجودي و ايستادگي در برابر والدين خود مي افتد، مضطرب مي شود. پژوهشهايي که با حيوانها انجام شده نشان مي دهد که خاموش شدن پاسخدهي اجتنابي تا چه اندازه اي مي تواند دشوار باشد. حيوان که ياد گرفته اجتناب از ضربه برخي در جعبه دو سره از روي مانعي بپرد ممکن است ياد بگيرد که با دريافت نشانه هشدار همواره از روي مانع بپرد اگرچه به جز چند کوشش سخت در همه کوششهاي بعدي به دنبال هشدار ضربه اي در کار نباشد. اين ميزان حتي يک بار هم به فرصت يادگيري اين نکته را به خود مي دهد که ضربه برق قطع شده است7.
اضطراب در معنا نداشتن کنترل :
در سومين ديدگاه گفته مي شود احساس اضطراب دست مي دهد که آدمي با موقعيتي روبرو مي شود که کنترلي بر آن ندارد. ممکن است با موقعيت تازه اي روبرو گرديم و مجبور شويم آن را با ديدي که از دنيا و خودمان داريم در هم آميخته و سازمان بدهيم در غالب نظريه هاي اضطراب کنترل ناپذير بودن آنچه روي مي دهد و احساس درماندگي در برابر آن، هسته و مدار نظريه است. مثلاً طبق نظريه روانکاوي، اضطراب هنگامي ايجاد مي شود که تکانه هاي کنترل ناپذيري خود را به خطر مي اندازد. مطابق نظريه يادگيري استماعي، هنگامي که آدميان مضطرب مي شوند که با محرک دردآوري روبرو مي شوند که فقط از راه اجتناب مي توان آن را کنترل کرد. کمي بعد خواهيم ديد که درجه و شدت اضطرابي که در موقعيتها فشار زا احساس مي شود تا حد زيادي بستگي به اين دارد که در نظر شخص آن موقعيت تا چه اندازه در اختيار و کنترل است.
عوامل کمک کننده به ايجاد اضطراب نگراني :
به طور کلي بايد دانست که ايجاد اضطراب و نگراني از امتحان به هيچ وجه به استعداد کم لياقت توانايي و مهارت و قدرت خلاقه بستگي ندارد بلکه به عوامل زير بستگي دارد
1 ) به فشار وارده از ديگران به خود و يا از خود به خود
2 ) به چگونگي ارزيابي خود
3 ) به اهميت و ارزش هر امتحان
4 ) به نحوه زندگي در زمانهاي گذشته و آينده
5 ) به داشتن و نداشتن حق انتخاب روشهاي ديگر
6 ) به چگونگي روبرو شدن با شکست يا موفقيت
7 ) به داشتن روحيه رقابتي سالم و يا ناسالم
8 ) به نظريه (بايد) در مقابله نظريه (مايل بودن و خواستن)
9 ) به تمرکز و يا پراکندگي فکر
10 ) به وجود تفکر و تصور و بدبينانه و خوش بينانه
11 ) به داشتن يا نداشتن نحوه يادگيري مؤثر و مفيد مطالب موردنظر
12 ) به داشتن و نداشتن روش به خاطر آوردن مطالب درسي
12 ) به ميزان آمادگي براي امتحان
14 ) به ميزان مطالب دانسته شده در مورد هر امتحان
15 ) به افکار، احساسات، تصورات، نظريات، حالات شخص درباره خود، انتخاب محل تحصيل (مدرسه يا دانشگاه) و شکل امتحان و زندگي.
به نتيجه اي که مي توان از موارد فوق گرفت اين است که اگر موفقيت شخص در زندگي و تحصيل به برنده شدن وي محدود ومشخص شود به بيشتر در معرض فشار رواني و اضطراب و نگراني واقعي مي شود8.
کنار آمدن با اضطراب (رفع يا کاهش آن ) :
کنار آمدن با اضطراب يا از راه تمرکز يافتن بر خود مسئله صورت مي گيرد (يعني جستجوي شيوه هاي تغيير موقعيت اضطراب زا يا اجتناب از آن موقعيت) يا از راه تمرکز يافتن درهيجان حاصل (يعني يافتن راههاي براي کاهش احساس اضطراب). مکانيزمهاي دفاعي تدابيري هستند که آدمي به کمک آنها احساس اضطراب خود را بدون درگير شدن با خود مسئله کاهش مي دهد.
براي کنار آمدن با اضطراب (رفع يا کاهش آن) در نوجوانان راهها و اقداماتي وجود دارد که مشاوران آگاه و روانشناسان مي توانند به وسيله آنها در کمک به نوجوانان اقدام کننده از آن جمله مي توان به موارد زير اشاره کرد :
1 ) بايد در صورت امکان کشف که چند عاملي، کودک يا نوجوانان را مضطرب ساخته است بحث در اين زمينه گاه مي تواند از شدت يافتن و گسترش اضطراب به خوبي جلوگيري کند.
2 ) بايد نوجوانان را در جهت کاهش دادن جنبه تهدي آميز محرکي که اضطراب را در او به وجود آورده است ياري کرد.
3 ) بايد به گونه اي توانايي عملکرد کودک يا نوجوانان را حتي در هنگام اضطراب افزايش داد. براي مثال کودکي که از فکر امتحان دادن اضطراب تمام وجودش را فرا گرفته است و به همين جهت امتحانش خراب مي شود و به خوبي مي توان پي برد که عوامل چندي اين وضع را به وجود آورده اند از جمله فرد در خانه تحت فشار شديد براي گرفتن نمره خوب است احتمالاً او به علت آنکه والدينش فکر مي کنند که او هرگز کاري را به نحو شايسته انجام نمي دهد. احساس ناامني مي کند و يا به علت شکستهاي پياپي اعتماد به نفس در انجام موفقيت آميز کارها را از دست داده است. به خاطر وجود اين دلايل هر موقعيتي که کودک را به نوعي مورد ارزشيابي قرار دهد او را به شدت مضطرب مي سازد از سوي ديگر اضطراب در عملکرد فرد تأثير مي گذارد به نحوي که حالت اضطراب او هنگام امتحان دادن به طور منفي تقويت مي گردد اين ادامه مي يابد تا زماني که کودک حتي از کوشش کردن براي نيل به اين موفقيت نيز خودداري مي کند يا از امتحان دادن طفره مي رود.
راههاي کاهش اضطراب امتحان :
کمد زرين حميد (1374) پيرامون راههاي کاهش اضطراب امتحان روشهاي ذيل را پيشنهاد مي کند:
1 ) روش حساسيت زدايي تدريجي
2 ) روش آموزش توجه
3 ) روش آموزش مهارتهاي کنار آمدن
4 ) روش الگوسازي.
جايگاه انگيزش در روان شناسي و ديدگاههايي دربار? انگيزش :
امروز روان شناسان به عقايد کانت و ولف مبني بر اين که روان از سه بخش مجزاي تفکر، احساس و اراده تشکيل شده و مکانيزمهاي رواني متأثر از اين سه بخش است توجهي ندارد و اکثر آنها به جاي واژ? اراده از انگيزش و هيجان براي توصيف رفتار استفاده مي کنند پديد? انگيزش غالباً به علل رفتار و اينکه چرا انسان در مواقع مختلف دست به رفتارهاي متفاوت مي زنند پاسخ مي دهد در اين زمينه به نقل پاره اي از نظريه ها مي پردازيم :
* انگيزش دربر گيرنده ي مباحثي است که بيان مي کند منشاء رفتار چيست چگونه ادامه مي يابد، منحرف مي شود، منع مي گردد و چه کنش فاعلي در آن هنگام در موجود زنده روي مي دهد. (جونز، 1955 )
* پژوهشهاي انگيزشي به بررسي کيفي اثر يادگيريهاي گذشته و ادراک خود همراه با ديگر عواملي که بر رفتار انسان در يک موقعيت خاص، جهت، قوت و ثبات مي بخشد محدود مي گردد. (اتکينسون، 1975 )
* پژوهشهاي انگيزشي دربر گيرنده ي چگونگي آغاز و خاتمه ي فعاليت، رفتار هدفدار، مباني انگيزشي لذت و در دو نقش هويت و رفتار است. (بيندرا، استوارت، 1971 )
* در الگوهاي انگيزشي سعي بر آن است که هدف رفتار و تفاوت رفتار افراد در انتخاب کنش ها و شدت تداوم رفتار توضيح داده شود. (هک هاوزن، 1977 )
به نظر هانت مسائل اساسي روانشناسي انگيزشي عبارتند از :
1 ) چگونگي شروع و خاتمه ي رفتار موجود زنده
2 ) شدت و انرژي فعاليت
3 ) وقوع رفتار تقربي و اجتنابي و تأثير اصل لذت درد
4 ) دلايل تصاحب موضوع مورد علاقه و روابط هيجاني
5 ) اتخاذ تصميم در مورد رفتارهاي ميعن
6 ) انتخاب اهداف دراز مدت
7 ) مباني تغييرات رفتار و يادگيري
8 ) ثبات در رفتار معين براي دستيابي به هدف با وجود تغيير شرايط.
با توجه به نظريات عنوان شده در وهله ي اول چنين استنباط مي گردد که روان شناسي انگيزش با مسائل و پديده هايي سروکار دارد که کل روان شناسي با آن روبروست ولي با کمي دقت نظر مي توان دريافت که پژوهشگران و روان شناسي انگيزش مسائل اساسي عبارتند از اينکه :
چرا رفتار خاصي پديد مي آيد؟ چرا رفتار هدفدار است؟ چرا رفتار معيني براي مدت زماني طولاني ادامه مي يابد؟ چرا رفتار به صورت پيوسته و متناوب اتفاق مي افتد؟ چرا رفتارها از لحاظ درجه ي شدت با يکديگر متفاوتند؟ و بالاخره چرا در برخي از رفتارها گرايش به تکرار وجود دارد.

(دکتر محمدکريم خداپناهي، انگيزش و هيجان، 1381 ، ص 9 )
انگيز? پيشرفت چيست؟
انگيزه پيشرفت عبارتند از : نيروي انجام دادن خوب کارها نسبت به استانداردهاي عالي.
ويويد مک کله لند و جان اتکينسون که ماهيت انگيزش پيشرفت را در چهل سال اخير مطالعه کرده اند نياز به پيشرفت را اينگونه تعريف مي کنند. جستجو کردن موفقيت در رقابت با استانداردهاي عالي (1953).


پاسخی بگذارید