3-2-6- زيست سنجي 25
3-2-7- کنترل عوامل فيزيکي و شيميايي آب 25
3-2-8- تغذيه ماهيان 25
3-2-9- نمونه برداري 26
3-2-10- شاخصهاي مورد مطالعه 26
3-2-10-1- شاخصهاي رشد 26
3-2-10-1-1- افزايش وزن بدن …………………………………………………………………………………………………..26
3-2-10-1-2- درصد افزايش وزن بدن …………………………………………………………………………………………26
3-2-10-1-3- ضريب رشد ويژه ………………………………………………………………………………………………….27
3-2-10-1-4- فاکتور وضعيت …………………………………………………………………………………………………….27
3-2-10-2- شاخصهاي تغذيه ايي 28
3-2-10-2-1- کارايي غذا 28
3-2-10-2-2- ضريب تبديل غذايي 28
3-2-11- شاخصهاي رنگي شدن 28
3-2-12- تجزيه و تحليل آماري 29
فصل چهارم
4- نتايج 32
4-1- پارامترهاي رشد و شاخص‌هاي تغذيه‌اي 32

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

4-1-1- درصد افزايش وزن 32
4-1-2- ضريب رشد ويژه 33
4-1-3- ضريب تبديل غذايي 33
4-1-4- فاکتور وضعيت 34
4-1-5- کارايي غذا ……………………………………………………………………………………………………………………..35
4-2- شاخصهاي رنگي شدن ……………………………………………………………………………………………………..36
فهرست مطالب
عنوان صفحه
فصل پنجم
5- بحث و نتيجه‌گيري 39
5-1- اثر منابع رنگدانه طبيعي و مصنوعي بر شاخصهاي رشد ماهي فلاورهورن 39
5-2- اثر رنگدانههاي طبيعي و مصنوعي بر رنگي شدن ماهي فلاورهورن 41
5-3- نتيجه‌گيري کلي 43
1- پيشنهادات اجرايي 44
2- پيشنهادات پژوهشي 44
منابع 46
فهرست جدول‌ها
عنوان صفحه
جدول ‏3-1- مواد مصرفي مورد استفاده در تغذيه ماهيان 22
جدول ‏3-2- مواد مصرفي مورد استفاده در انجام آزمايشها 22
جدول ‏3-3- مواد غير مصرفي مورد استفاده در تحقيق ‌23
جدول ‏4-1- خصوصيات فيزيکي و شيميايي آب طي دوره پرورش ماهي فلاورهورن ‌31
فهرست شكل‌ها
عنوان صفحه
شکل ‏4-1- دادههاي درصد افزايش وزن ماهيان فلاورهورن تغذيه شده با جيرههاي آزمايشي 31
شکل ‏4-2- دادههاي نرخ رشد ويژه ماهيان فلاورهورن تغذيه شده با جيرههاي آزمايشي 32
شکل ‏4-3- دادههاي ضريب تبديل غذايي ماهيان فلاورهورن تغذيه شده با جيرههاي آزمايشي 33
شکل ‏4-4- دادههاي فاکتور وضعيت ماهيان فلاورهورن تغذيه شده با جيرههاي آزمايشي 33
شکل ‏4-5- دادههاي کارايي غذا ماهيان فلاورهورن تغذيه شده با جيرههاي آزمايشي 35
شکل ‏4-6- دادههاي غلظت کاروتنوئيد ماهيان فلاورهورن تغذيه شده با جيرههاي آزمايشي 43
فصل اول
مقدمه و کليات

1-1- مقدمه
يکي از بيشترين جذابيتها در مخلوقات آبزي رنگهاي درخشان آنها است. که منابع اين رنگها از محيط طبيعي آنها به دست ميآيد. ماهيهاي زينتي به ماهي هاي زيبا و رنگارنگي گفته ميشوند كه ارزش آنها به دليل زيبايي شكلها و رنگهاي خيرهكننده آنها است( کپ1 و دورماز2، 2007).
يکي از مهمترين مشکلات توليد کنندههاي گونههاي تجاري و پرورش دهندگان، بر روي گونههايي است که رنگشان را طي فرايند توليد از دست ميدهند. بنابراين تقاضاي مصرف کنندهها براي آنها پايين است. غذايي که به اين گونهها داده ميشود بايد اجزاء غذايي مورد نياز را براي به دست آوردن رنگ مطلوب داشته باشد ( کپ و دورماز، 2008). اگرچه بعضي از توليد کنندگان براي جذب مصرف کنندهها، بالاتر بردن سودشان و توليد ماهياني با رنگهاي روشنتر و درخشانتر از هورمونها و رنگهاي مصنوعي استفاده ميکنند. با اين وجود رنگهايي که از اين روش به دست ميآيند ثابت نيستند و پس از مدتي ماهي رنگ خود را از دست ميدهد و تلفات بالا ناشي از استرس دستکاري قبل و بعد از بيهوشي و ورود ماده رنگي به درون خون ماهي، رخ ميدهد (مقدسي و همکاران، 1389).
رنگها به عنوان يک عامل مهم در زندگي همه موجودات زنده نقش عمدهايي را ايفا ميکنند. رنگ بدن موجودات زنده تابع دو عامل ژنتيکي و تغذيه ايي ميباشد، اما اطلاعات کافي از اين که چه موادي و با چه دوزي روي گونهها استفاده شود وجود ندارد و همين موضوع باعث جذب محققين شده است (کپ و دورماز، 2007). در حال حاضر در پرورش انواع موجودات آبزي از انواع رنگدانهها استفاده ميشود تا به اين ترتيب از اين افزودني به عنوان يک عامل خوشرنگ کننده پوست بدن آبزيان، بهرههاي لازم تجاري برده شود. رنگدانهها نقش مهمي در جيره غذايي حيوانات و صنعت توليد خوراک دام ايفا ميکنند.
رنگ ماهيان عمدتاٌ بدليل حضور کروماتوفور که محتوي رنگدانه است بوده که معمولا بر روي پوست حضور دارند. چهار گروه رنگدانه اصلي مسؤول ايجاد رنگ در بافت و پوست حيوانات و گياهان مي باشند که عبارتند از : ملانين ، پورين ، پريديوم و کارتنوئيد. کارتنوئيدها که به راحتي درچربي حل مي شوند دامنه رنگي زرد تا قرمز را در پوست ايجاد مي نمايد. همچنين مسئول رنگهاي نارنجي و سبز در تخم ، پوست و گوشت ماهيان مي باشد (فوجي3، 1969).
همچنين در صنعت پرورش ماهي، تغذيه مهمترين عامل تعيين کننده در رشد و بقا آبزيان است و تهيه غذا يکي از مهمترين ارکان در توليد ماهيان زينتي به شمار ميرود. هزينه غذا به طور معمول 60 درصد کل هزينه لازم را براي يک مجموعه توليد ماهيان، تشکيل ميدهد. بنابراين غذاهاي مصنوعي بايد با توجه به اصول علمي فرموله شوند (افشار مازندران، 1381). استفاده از ترکيبات غذايي گياهي بعنوان منبع توليد رنگدانه کاربرد دارد و امروزه تحقيقاتي بر روي پتانسيل بکارگيري اين مواد در حال انجام است (گوويا4 و همکاران، 1997؛ ريماندو5 و همکاران، 2005). منابع رنگدانه مصنوعي رايجتر بوده که علت در راحتي بدست آوردن آن ميباشد که البته داراي قيمت بالايي در بسياري از کشورها ميباشند که هزينه بالاي آن سبب شده تا آکواريوم داران تمايل چنداني به استفاده نداشته باشند (سالس6 و جانسس7، 2003).
رنگ پوست سيکليدها از ترکيبات رنگي بسيار متفاوتي تشکيل شده است. سيکليدهاي نر رنگهاي روشنتر و درخشانتري دارند در حاليکه مادهها تيرهتر هستند. به همين دليل مصرف کنندگان ماهيان نر را بيشتر ترجيح مي دهند و مادهها را براي رنگين شدن بيشتر توسط هورمونها تغيير جنسيت ميدهند. در کسب و کار ماهيهاي زينتي، توانايي پاسخگويي به نيازهاي مشتريان براي توليد ماهي هاي با کيفيت بالا است که هميشه عامل حياتي است (چوان ليم8 و همکاران، 2003).
مطالعات چنداني درباره تأثير رنگدانههاي مصنوعي و طبيعي بر روي ماهيان سيکليد صورت نپذيرفته است. بنابراين اين تحقيق براي مقايسه ميان رنگدانههاي مصنوعي بتاکارتن وآستاگزانتين با رنگدانههاي طبيعي موجود در موادي همچون فلفلدلمهاي قرمز و پوست گوجهفرنگي انجام شد.
1-2- کليات
1-2-1- مشخصات ماهي فلاورهورن و زيستگاه آن
فلاورهورن يکي از زيباترين ماهيهاي آب شيرين است که نسبت به سيکليدهاي ديگر قيمت بالايي دارد و داراي گونهها و رنگهاي متنوعي ميباشد. براي هرچه زيباتر شدن رنگ فلاورها ميتوان آنها را با غذاهاي زنده، غذاهاي گياهي حاوي بتاکاروتن طبيعي و يا رنگدانه هاي مصنوعي تغذيه کرد. اين ماهي از گونههاي مهم اقتصادي ميباشد و دورگهايي از ماهيان سيکليد گلد تريماکو9، ماهي ميداس10 و سيکليد سر قرمز11، که متعلق به آمريکاي جنوبي هستند، ميباشد. که به دليل ويژگيهاي جذابش بين مصرف کنندهها محبوب است.
پرورش متراکم اين ماهي رو به رشد است و بخش مهم اقتصاد در بعضي از کشورها مانند تايلند را در بر ميگيرد، که به طور گسترده اين ماهي را پرورش ميدهند ( کوپيتايانت12 و کينکارن13، 2011؛ نيکو14و همکاران، 2007). از آنجا که اين ماهي ساخته انسان است نام علمي ندارد، نام فلاورهورن از ترجمهي نام آسياي شرقي آن “لو هان15” گرفته شده است. نام ديگر اين ماهي کرين سيکليد است (نيکو و همکاران، 2007). اين ماهي در سالهاي اخير از نظر استقبال ماهي دوستان در ردهي ماهيهايي نظير ديسکاس و آروانا قرار گرفته است. برخي از کارشناسان فکر ميکنند که اين ماهي ساخته شده ناشي از شوک فيزيکي و شيميايي (حبيبي16، 2009) است. نام فلاورهورن براي شکل سر مشخص و رنگهاي واضح آن است، که در دهه گذشته جزء ماهيان محبوب شده است (هردر17 و همکاران، 2012). شرايط سخت آکواريوم را از لحاظ دما، سختي آب و پ هاش18 و نيترات رو تحمل ميکند ولي بهترين پ هاش براي انها 7 تا 8/7 و دماي 27 تا 32 است.
فلاورهورن معمولا تا 30 سانتيمتر رشد ميکند که نمونههاي 40 سانتيمتري و بيش از 40 سانتيمتري آن هم ديده شده است. اين ماهي زينتي در جنوب شرق آسيا براي صادرات به کشورهاي غربي پرورش داده ميشود (سندفورد19، 2007).
لازم به ذکر است که اين ماهي بسيار مهاجم و قلمروطلب است وهيچ ماهي را نميتوان در کنار اين ماهي نگهداري کرد. اين ماهي حتي به ماهي لجنخوار داخل آکواريوم رحم نميکند و ممکن است آن را مورد حمله قرار دهد. اين قلمروطلبي حتي در مورد فلاورهاي ديگر هم صدق ميکند. اين موضوع باعث شده است که جفت زدن اين ماهي تا حدودي مشکل باشد.

1-2-2- رنگدانه20
معمولا مواد رنگي را به دو دسته پيگمانها ( رنگدانه‌ها ) و رنگها طبقه‌بندي مي‌کنند. رنگدانه با رنگ متفاوت مي‌باشد. تفاوت آنها در اين است که رنگ بايستي توسط ماده مورد رنگرزي جذب شود در حاليکه رنگدانه فقط سطح جسم را رنگي مي‌کند. رنگدانه‌ها در آب نامحلول هستند. اما مي‌توان آنها را مانند رنگدانه‌هاي مورد مصرف در نقاشي ، توسط حلال مناسبي به صورت سوسپانسيون در آورد. اگر ساختمان شيميايي رنگدانه را بتوان اندکي تغيير داد بطوري که در آب انحلال پذير گردد، در اينصورت ممکن است بتوان آن را به عنوان رنگ در رنگرزي مصرف کرد.

1-2-2-1- کاروتنوئيدها
کاروتنوئيدها که بطور عمده توسط گياهان و فيتوپلانکتونها توليد ميشوند و به دو گروه کاروتن و زانتوفيل تقسيمبندي ميشوند، گروهي از رنگدانههاي طبيعي و جزء ريز مغذيها ميباشند و يکي از منابع اصلي تامين رنگ بدن آبزيان به شمار ميروند و ضروري است که به جيره غذايي آبزيان اضافه شوند ( کريستيانسن21 و همکاران، 1994؛ گوئرين22 و همکاران، 2003). اگرچه بيش از 600 نوع کاروتنوئيد در طبيعت يافت شده است اما تعداد کمي از آنها به عنوان ماده افزودني در غذاي جانوران، داروها، مواد آرايشي و رنگ غذا مورد استفاده قرار ميگيرند (بريکاد23 و همکاران، 1998؛ انگ24 و تي25، 1992). استفاده از رنگدانههاي طبيعي و مصنوعي سودمندتر است، زيرا علاوه بر تاثير روي رنگ ماهي، اين مواد سيستم ايمني را قويتر ميکنند و به رشد سريع آنها کمک ميکنند ( تاناکا26 و همکاران، 1976؛ تاکون27، 1981). کارکردهاي کاروتنوئيدها به وسيله بسياري از محققان بررسي شد که شامل کارکرد شبه آنتي اکسيداني، فعاليتهاي پروويتاميني براي ويتامين A، تحريک دستگاه ايمني، مهار جهشزايي، نقش حياتي در توليد مثل و همچنين استفاده در مراحل لاروي يا مراحل تغذيه آغازياند (افشار مازندران، 1381). در اين راستا، کاروتنوئيدهاي سنتزي مختلف مانند آستاگزانتين، بتاکاروتن، کانتاگزانتين و منابع طبيعي ( مخمر، باکتري، آلگ و پودر سختپوستان) براي افزايش رنگي شدن ماهي و سخت پوستان به رژيم غذايي اضافه ميشوند (شهيدي28 و همکاران، 1998؛ کالينوسکي29 و همکاران، 2005).
1-2-2-2 ساختار کاروتنوئيدها
همه کاروتنوئيدها از ساختار خطي پايه Polyisoprenoidنشات گرفتهاند که شامل 40 اتم کربن و 13 پيوند دوگانه ميباشند. کاروتنوئيدها از اين ساختار والد به واسطه Cyclization زنجيره Polyene ( مثل تشکيل زنجيره هيدروکربني حلقوي -ionone? و يا ?-ionone) با يک (مثل ?-caroten) يا دو پايانه (مثل -caroten??-caroten – ) و يا به وسيله فرايند دهيدروژنز و يا اکسيداسيون سرچشمه گرفتهاند (دورينگ30 و هاريزون31، 2004).
ايزومرهاي نوري و هندسي دو فرم مهم و فراوان کاروتنوئيدها ميباشند که در اثر پديده معمول ايزومره شدن در دنياي کاروتنوئيدها به خصوص موقعي که کاروتنوئيدها در برابر گرما و نور قرار ميگيرند، به وجود ميآيند. هر پيوند دو گانه از زنجيره Polyene ممکن است که در دو شکل موجود باشند: ايزومرهاي Cis يا Trans. در طبيعت ايزومرهاي all-E (در ابتدا all-Trans) فراوانترين هستند. از نظر ترموديناکي، ايزومرهاي Cis پايداري کمتري نسبت به ايزومرهاي Trans دارند (بريتون32، 1995).
مولکولهاي کاروتنوئيدي ميتوانند آثار مهمي بر ضخامت، طول و سياليت غشاها داشته باشند و از اين طريق بر بسياري از عملکردهاي آنها اثر بگذارند (دورينگ و هاريزون، 2004).
تعداد پيوندهاي دو گانه متصل به هم در کاروتنوئيدهاي ماهي معمولا 11 عدد است. تعداد زياد پيوندهاي دوگانه در اين ترکيبات باعث ناپايداري آنها ميشود، به راحتي تخريب ميشوند و در دماهاي بالا و يا شدت نور بيرنگ ميشوند (چوبرت33، 2001). غالبترين کاروتنوئيدهاي موجود در بدن انسان بتاکاروتن، آلفاکاروتن، ليکوپن و بتاکريپتوگزانتين ميباشند (دورينگ و هاريزون، 2004).

1-2-2-3- هضم و جذب کاروتنوئيدها
رنگها به واسطه ذخيره کاروتنوئيدهايي مثل آستاگزانتين و بتاکاروتن ايجاد ميشوند. رنگدانهها بايد به جيره اضافه شوند، چون ماهيان مانند ساير حيوانات قادر به سنتز رنگدانه نيستند. با اين وجود کاروتنوئيدها به طور ضعيفي به وسيله ماهي مورد استفاده قرار ميگيرند (جرکنگ34 و برگ35، 2000). يکي از دلايل اين امر، جذب ضعيف کاروتنوئيدها در روده ميباشد. وضعيت جيره غذايي و دماي آب بر قابليت هضم کاروتنوئيدها اثر ميگذارند (توريزن، 1985؛ چوبرت و همکاران، 1991؛ ترستيل36 و همکاران، 2005). ممکن است ميزان جيره بر قابليت هضم اثر بگذارد. همچنين اعتقاد بر اين است که جذب در روده با مکانيسم انتشار غير فعال صورت ميگيرد که شامل جندين مرحله شکستن ترکيبات پيجيده غذا، قابليت انحلال کاروتنوئيدها درون نمکهاي صفراوي، حرکت از ميان لايه آبي غير قابل حل در مجاور ميکروويلي، جذب به وسيله انتروسيت و همچنين چيلوميکرونها ميباشد (فور37 و کلارک38، 1997).
قسمت جلويي روده، مکان اصلي جذب کاروتنوئيدها ميباشد (وايت39 و همکاران، 2002). غلظت کاروتنوئيدهاي پلاسما به عنوان يک شاخص خوب در مقدار کاروتنوئيد در دسترس، براي رنگدهي پوست آزاد ماهيان مورد توجه قرار گرفته است. زيرا هم با غلظت کاروتنوئيدهاي جيره و هم ذخيره سازي آنها در ماهيچه در ارتباط است (استورباکن40 و گوسوامي41، 1996). يک غذا با اندازه درشتتر، سريعتر از غذاي کوچکتر دفع ميشود، به همين دليل زمان ماندگاري در روده در اولي کاهش يافته است و ممکن است اين امر، بر قابليت هضم مواد غذايي که جذب ضعيفي دارند مثل کاروتنوئيدها، اثرات منفي داشته باشند. دفعات غذا دهي، تخليه معده را تحريک ميکند، در حاليکه توقف غذادهي، سرعت دفع آخرين غذاي هضم شده را پايين ميآورد (تالبوت42 و همکاران، 1984). بعد از هضم، رنگدانههاي کاروتنوئيدي ميتوانند به طور کامل از طريق مدفوع دفع يا جذب شده و يا تغيير شکل يابند. مواد تغيير شکل يافته ميتوانند به نوبت دفع شوند و يا دوباره به وسيله موکوسهاي رودهايي جذب شوند (چوبرت، 2001).
از آنجاييکه کاروتنوئيدها ترکيبات محلول در چربي هستند، اضافه کردن چربيها به غذا قابليت هضم رنگدانه را بالا ميبرد و باعث افزايش تجمع رنگدانهها در بافها ميشود. قابليت هضم به طور اصلي به شکل و نوع کاروتنوئيدها وابسته است. بنابراين قابليت هضم آستاگزانتين ميتواند از 10 تا 60 درصد متغير باشد و برخي اوقات فقط به منشا آنها بستگي دارد. در حاليکه قابليت هضم کانتاگزانتينها تنها به 20 تا 30 درصد ميرسد. آستاگزانتين به شکل استري، قابليت هضم بالاتري نسبت به شکل آزاد دارد (چوبرت، 2001).

1-2-2-4- تبديل متابوليکي کاروتنوئيدها
اصولا موجودات دريايي از لحاظ قابليت تبديل کاروتنوئيدهاي موجود در جيره آستاگزانتين در سه دسته کلي قرار ميگيرند (ميرز43، 1997؛ چوبرت، 2001؛ افشارمازندران، 1381).
1- آنهايي که مانند ماهي آزاد و قزلآلا فقط ميتوانند از خود آستاگزانتين استفاده کنند، در واقع حيواناتي که نميتوانند تبديلي انجام دهند (سالمونها).
2- آنهايي که ميتوانند لوتئين يا زگزانتين را به آستاگزانتين تبديل کنند (کپور ماهيان).
3- آنهايي که ميتوانند آستاگزانتين را از بتاکاروتن بسازند و زگزانتين و ساير رنگدانههاي واسط مانند کانتاگزانتين را نيز به آستاگزانتين تبديل کنند (تقريبا همه سخت پوستان).

1-2-2-5- آستاگزانتين
منابع طبيعي کاروتنوئيدها، اغلب حاوي ترکيبي از رنگدانههاي مختلف ميباشد، غلظت آنها ثابت نيست و رنگي که ايجاد ميکنند خيلي غيريکنواخت است و به نسبت کاروتنوئيدهاي مختلف وابسته است. اما استفاده از کاروتنوئيدهاي سنتزي رايجتر بوده که علت آن دسترسي آسان آن بوده و اينکه هميشه حاوي يک رنگدانه خاص ميباشند (سلز و جانسنز، 2003). آستاگزانتين، مهم ترين رنگدانه کاروتنوئيدي است که امروزه به صورت چشمگيري در صنعت آبزي پروري مورد استفاده قرار ميگيرد ( کريستيانسن و توريزن، 1997).
آستاگزانتين متعلق به يک دسته از ترکيبات به نام ترپنوئيدها است (گوئرين و همکاران، 2003). اين رنگدانه زيستي مهمترين رنگدانه کاروتنوئيدي استخراج شده از بدن موجودات آبزي بالاخص آزاد ماهيان ميباشد (کريستيانسن و توريزن، 1997).اين ماده در جانوران دريايي به طور گسترده پراکنده شده، رنگ قرمز تا صورتي ماهي آزاد، قزلآلا و سختپوستان به اين کاروتنوئيد نسبت داده شده است (موري44 و همکاران، 1989).
وجود پايانههاي هيدروکسيل و کتو روي هر حلقه Ionone در آستاگزانتين، برخي ويژگيهاي بينظيري مثل توانايي استر شدن، فعاليت انتي اکسيداني بالاتر و وضعيت قطبيتري را نسبت به ديگر کاروتنوئيدها ايجاد ميکند (گوئرين و همکاران، 2003). آستاگزانتين عملکردهاي زيستي مهمي را از جمله جلوگيري از اکسيده شدن اسيدهاي چرب غير اشباع PUFA، حفاظت از اثرات منفي نور ماوراءبنفش، پيش ساز ويتامين A، ايجاد واکنشهاي ايمني، خاصيت رنگدهي زيستي و همچنين بهبود رفتارهاي توليدمثلي را کنترل ميکند (توريزن و همکاران، 1989؛ لورنز45 و سيسوسکي46، 2000).

1-2-2-5-1 منابع آستاگزانتين
آستازاگزانتين مهمترين رنگدانه کاروتنوئيدي ميباشد که در جانوران آبزي يافت ميشود و در بسياري از غذاهاي دريايي مانند ماهي آزاد، قزلآلا، سيم دريايي قرمز47، ميگو، لابستر و تخم ماهي وجود دارد (گوئرين و همکاران، 2003). با اين وجود آبزيان نميتوانند کاروتنوئيدها را در بدن خود بسازند. تنها گياهان و پروتيستها (باکتر، جلبک و قارچ) ميتوانند کاروتنوئيدها را بسازند. بنابراين آبزيان متکي به جيره غذايي ميباشند تا کاروتنوئيد مورد نياز خود را از طريق آن فراهم نمايند (جنتلز48 و هارد49، 1991). در محيط طبيعي آبزي، آستاگزانتين به وسيله ريزجلبکها يا فيتوپلانکتونها در زنجيره غذايي توليد ميشوند و سپس مورد تغذيه زئوپلانکتونها، حشرات يا سختپوستان قرار ميگيرند و آستاگزانتين را در بافتهاي بدن ذخيره کرده و به نوبت به مصرف ماهي ميرسد.
در سازگانهاي آبي منابع متنوعي از آستاگزانتين وجود دارد که مهمترين آنها مخمر Phaffia rhodozyma، جلبک Haematococcus spp، ميگوي کريل و خرچنگ دراز Craw fish ميباشند (توريزن و همکاران، 1989). عقيده بر اين است که ريزجلبک Haematococcus pluvialis بيشترين مقدار آستاگزانتين را در طبيعت در خود ذخيره ميکند (گوئرين و همکاران، 2003). همچنين مقدار بالايي از آستاگزانتين در زيست توده مخمر Phaffia rhodozyma که به صورت استري شده و ايزومر نوري (‘R3، R3) است، وجود دارد (توريزن وهمکاران، 1989). ولي توانايي دسترسي زيستي آستاگزانتين موجود در آن در مقابل آستاگزانتين سنتزي به دليل ديوارههاي سلولي غير قابل هضم، کم ميباشد. بنابراين هضم آنزيمي ديواره سلولي يا شکستن مکانيکي در اين مخمر ميتواند سبب بهبود دسترسي زيستي آستاگزانتين موجود در آن شود ( جنتلز و هارد، 1991).
منابع رنگدانهايي مختلفي وجود دارد که ميتوان آنها را به سه دسته تقسيم کرد. دسته اول مواد خام (بهخصوص مخمر، جلبک و کريل) ميباشد. دسته دوم از منابع رنگدانهاي شامل مشتقات صنعتي (مواد زائد ميگو يا خرچنگ) ميباشد. ميزان کاروتنوئيد در مشتقات ميگو وخرچنگ از 119 تا 148 ميکروگرم متغير است و آستاگزانتين آنها معمولا به صورت آزاد يا استري شده با اسيدهاي چرب ميباشد (سياپارا50 و همکاران، 2006). دسته سوم نيز شامل ترکيبات خاص (پودر ميگو) است. اگرچه منابع متنوعي از آستاگزانتين موجود ميباشد ولي عمدهترين منبع براي استفاده از اين رنگدانه در صنعت آبزيپروري، آستاگزانتين صنعتي ميباشد که حاوي آستاگزانتين با طبيعت يکنواخت و به فرم آزاد ميباشد. مقدار بالاي آستاگزانتين و فرمولاسيون يکسان آن باعث ايجاد يک محصول پايدار، پر مصرف و جا افتاده به نام Carophyl pink شده که از سال 1964 توسط شرکت سوئيسي F-Haffmon-la Roche-Basel ساخته و به بازار عرضه شده است. اگرچه شرکتهاي تجاري آستاگزانتين را به فرمهاي متفاوتي عرضه کردهاند ولي کاروفيل صورتي يکي از قديميترين و جاافتادهترين منابع آستاگزانتين است که در امر آبزيپروري مطرح و امروزه استفده از آن بسيار متداول است.

1-2-2-6 بتاکاروتن
بتاکاروتن يک رنگدانه طبيعي با طيف رنگي زرد تا قرمز است که يکي از مهمترين ترکيبات کاروتنوئيدي ميباشد و به سهولت در بسياري از گياهان سبز و برخي از جلبکها و ميکروارگانيسمهاي فتوسنتزکننده يافت ميشود. به علاوه اين ماده هم يک آنتياکسيدان قوي بوده و هم به عنوان پيش ساز ويتامين A در انسان و حيوانات به کار ميرود (گراس51، 1991). امروزه بتاکاروتن به عنوان يک رنگ طبيعي به طور وسيعي در صنايع غذايي، بهداشتي، دارويي و دام وطيور آبزيان مورد استفاده قرار ميگيرد. بتاکاروتن پرکاربردترين رنگ غذايي در دنياست. اين ماده براي بهتر کردن رنگ و ظاهر غذاها به منظور جلب توجه مشتريان به کار ميرود. در غذاهايي مثل: مارگارين، پنير، انواع آب ميوههاي صنعتي، محصولات لبني، ماکاروني، شيرينيجات و… از بتاکاروتن براي رنگدهي استفاده ميشود (زاجيک52، 1964).
بتاکاروتن عمدتا شامل دو نوع ايزومر (Cis-9) و (Trans-all) ميباشد. خصوصيات فيزيکوشيميايي بتاکاروتن (Cis-9) با بتاکاروتن (Trans-all) تا اندازهايي متفاوت است. بتاکاروتن (Trans-all) در چربي نامحلول بوده و به راحتي متبلور ميشود، در حاليکه بتاکاروتن (Cis-9) در حلالهاي آب گريز و چربي نسبتا قابل حل بوده و به سختي متبلور ميگردد. بتاکاروتن مصرفي انسان بيشتر سنتزي ميباشد که بيش 99 درصد آن ايزومر (Trans-all) است، درحاليکه بتاکاروتن موجود در ميوهها و سبزيجات مخلوطي از ايزومرهاي (Trans-all) و(Cis-9) ميباشد.
عليرغم اينکه بتاکاروتن در برخي از گياهان موجود است و بتاکاروتن موجود در گياهان نوع طبيعي بتاکاروتن ميباشد (گراس، 1991)، اما به دليل پايين بودن ميزان درصد بتاکاروتن در گياهان، امروزه از روشهاي استخراجي گياهي به منظور توليد صنعتي بتاکاروتن کمتر استفاده ميشود. از طرفي بتاکاروتني که از طريق سنتز شيميايي توليد ميگردد از نظر ايزومر فضايي بيشتر به صورت ايزومر ترانس است و تبديل شدن به ويتامين A در بدن در مقايسه با انواع طبيعي کمتر است (گراس، 1991؛ نليس53 و دلنهير54، 1991).
علاوه بر استخراج گياهي و سنتز شيميايي، بسياري از ميکروارگانيسمها نظير مخمر Rhodotorula rubra، جلبک Dunaliella salina و کپک Blakeslea trispora نيز توانايي تبديل بتاکاروتن را دارا هستند که به عنوان بتاکاروتن نوع طبيعي در نظر گرفته ميشود. توليد نسبتا بالاي بتاکاروتن توسط اين ميکروارگانيسمها که ساختمان نوع طبيعي بتاکاروتن را دارا هستند، باعث شده تا امروزه از روش توليد بتاکاروتن توسط ميکروارگانيسمها به عنوان يک روش جايگزين به جاي استخراج از منابع گياهي و سنتز شيميايي استفاده شود (لامپيلا55 و همکاران، 1985).

در تحقيقي که توسط مقدسي و همکاران (1389) روي روشهاي رنگآميزي مصنوعي سيکليد گرين ترور56 انجام شد، بروز تلفات بالا ناشي از استرس دستکاري قبل و بعد از بيهوشي و ورود ماده رنگي به درون خون ماهي، مشاهده شد. بنابراين با توجه به نتايج اين تحقيق در مشاهدات اثر سوء ناشي از دستکاري و تزريق بر ماهيان، توليد و خريد و فروش ماهيان زينتي رنگآميزي شده با روش تزريق براي رعايت حقوق حيوانات به هيچ وجه توصيه نميشود.

1-3- فرضيه‌ها

فرضيه‌هاي اين تحقيق عبارتند از:
1- رنگدانه هاي طبيعي اثر معني داري روي افزايش رنگ ماهي فلاورهورن دارند.
2- اثر رنگدانه هاي طبيعي کمتر از رنگدانه هاي مصنوعي ميباشد، اما ميتوانند جايگزين مناسبي براي آنها باشند.

1-4- اهداف
هدف از انجام اين تحقيق:
1- تاثيرات رنگدانه هاي طبيعي و مصنوعي بر شاخصهاي رشد و رنگ پوست ماهي فلاورهورن

فصل دوم
مروري بر مطالعات انجام شده
2- مروري بر مطالعات انجام شده
2-1- تحقيقات داخل کشور
بازيارلاکه و همکاران (1384) اثر غلظت آستاگزانتين جيره غذايي مولدين ماده قزلآلاي رنگينکمان را بر تجمع آن در تخمک و در نتيجه درصد لقاح مورد بررسي قرار دادند. نتايج نشان داد که رنگدانه آستاگزانتين در افزايش قابليت لقاح تخم قزلآلاي رنگينکمان موثر است و استفاده از اين رنگدانه در جيره غذايي مولدين ماده پيشنهاد شد.
احمدي و همکاران (1385) گاماروس درياي خزر57 را به عنوان يک منبع مهم کاروتنوئيدي در رنگين کردن ماهيچه قزلآلاي رنگينکمان به کار بردند. براساس نتايج به دست آمده اعلام شد که افزودن گاماروس درياي خزر به ميزان 2 تا 4 درصد در غذاي ماهي به طور مشخص بهبود رنگ گوشت ماهي را به دنبال دارد.
غياثوند و شاپوري (1385) در تحقيقي به مدت 60 روز به مقايسه اثر رنگدانههاي طبيعي و مصنوعي بر روي ماهي اسکار سفيد (Astronotus ocellatus sp.) پرداختند، و در پايان آزمايش مشاهده کردند تيمارهاي تغذيه شده با غذاي حاوي رنگدانه شيميايي آستاگزانتين درصد بيشتر تجمع رنگدانه را در بافت نشان داده ولي تيمارهاي تغذيه شده با غذاي حاوي رنگدانه طبيعي نيز تجمع رنگدانه در پوستشان ديده شده که داراي مقادير کمتري بود.
علوي يگانه و همکاران (1386) افزايش ميزان رشد و بقا در لاروهاي قزلآلاي رنگينکمان را از طريق تغذيه با مکمل آرد گاماروس رودخانهايي و دريايي در چهار سطح 10، 25، 50 و 100 درصد در مقايسه با غذاي تجاري به مدت 60 روز سنجيدند و نتيجه گرفتند که تغذيه لارو ماهي با 10درصد مکمل آرد گاماروس دريايي با توجه به ارزش غذايي و ميزان کاروتنوئيد کل باعث افزايش رشد و بقا ميشود.
عمادي و همکاران (1389) تاثير جلبک دونالييلا سالينا (Dunaliella salina) در سطوح محتلف بر تغييرات رنگ پوست در ماهي قزلآلاي رنگين کمان را سنجيدند و مشاهده کرند که غلظت رنگدانه بتاکاروتن با افزايش مقدار جبلک دونالييلا و زياد شدن وزن، افزايش يافت.
همچنين مشعلچي و همکاران (1389) به بررسي مقايسه اثر آستاگزانتين و جلبک دوناليا سالينا بر رنگ پوست ماهي اسکار سفيد پرداختند، رنگ سنجي پوست ماهيان نشان داد که تجويز خوراک حاوي آستاگزانتين و دوناليا باعث تغيير رنگ معنيدار پوست ماهيان شد.

2-2 تحقيقات خارج کشور
هابس58 و استاونهاگن59 (1958)، اثر کمبود مواد کاروتنوئيدي را بر بقاي ماهي دارتر مورد بررسي قرار داده و مشاهده کردند که مولديني که از جيره غذايي با کاروتنوئيد کم تغذيه کرده بودند، طي نمو جنيني تلفات بالايي داشته ولي ماهياني که از جيره غذايي حاوي ويتامين A يا اسفناج تغذيه کرده بودند، بازماندگي بالاتر و تلفات کمتري در طي مرحله نمو جنيني داشتند.
افزايش رشد در آزاد ماهي در اثر استفاده ار رنگدانه آستاگزانتين (توريزن، 1984)، افزايش رشد در تيلاپياي قرمز60 در اثر استفاده از رنگدانه آستاگزانتين حاصل از پودر ميگو (آنپراسرت61 و بونياراتپالين62، 1989)، افزايش رشد در کپور هندي در اثر استفاده از رنگدانه بتاکاروتن و کانتاگزانتين (گوسوامي63، 1993)، از جمله ديگر مطالعات در زمينه تاثير رنگدانهها در افزايش رشد ماهي است.
کريستيانسن و توريزن (1997) ميزان رشد و بقاي ماهيان سالمون جوان اقيانوس اطلس Salmo salar را که از سطوح مختلف آستاگزانتين در جيره استفاده کرده بودند مورد بررسي قرار دادند و گزارش کردند که اثر آستاگزانتين جيره بر رشد ماهيان معني دار بوده، به طوري که در ماهياني که از جيره فاقد آستاگزانتين تغذيه کرده بودند کاهش وزن مشاهده شد. غلظت آستاگزانتين و ويتامين A موجود در بدن ماهي به ميزان آستاگزانتين موجود در جيره وابسته بود و بالاترين مقدار آن در ماهياني که از بالاترين مقدار آستاگزانتين استفاده کرده بودند، مشاهده شد. بقا نيز در ماهيان تغذيه شده با مکمل آستاگزانتني در جيره، بالاتر از گروه کنترل بود.
در اثر استفاده از رنگدانههاي آستاگزانتين، بتاکاروتن و کانتاگزانتين بر ميگوي ژاپني Penaeus japonicas اثر معني داري بر رشد و بقا ميگوها مشاهده نشد (يامادا64 و همکاران، 1990).در مطالعهايي ديگر رنگدانههاي بتاکاروتن و آستاگزانتين در جيره ميگوي ببري سياه Penaeus monodon اثر معنيداري بر رشد، ضريب تبديل غذايي و بقا نداشته است (بونياراتپالين65 و همکاران، 2001).
آمار66 و همکاران (2001) تاثير کاروتنوئيدهاي سنتزي مختلف (آستاگزانتين، بتاکاروتن و کانتاگزانتين) را در جيره بر رشد و مکانيسمهاي دفاع زيستي در قزلآلاي رنگينکمان Oncorhynchus mykiss بررسي و مشاهده کردند که رشد در بين تمام گروهها يکسان بود ولي فعاليت کمپلماني سرم و فعاليت فاگوسيتوزي در دو گروه بتاکاروتن و آستاگزانتين همراه با مکملهاي ويتاميني به طور معنيداري بالاتراز گروه کنترل بود.


پاسخی بگذارید