جدول 10-4 ميزان تحصيلات پدران در گروه نمونه48
جدول 11-4 ميزان تحصيلات مادران در گروه نمونه48
جدول 12-4 شاخص هاي توصيفي نتايج پرسشنامه49
جدول 13-4 تحليل شماره يک: تحليل رگرسيون متغير مهارت هاي اجتماعي بر متغير تجربه بازي50
جدول 14-4 اطلاعات مربوط به ضرايب رگرسيون و ضريب تعيين تحليل شماره يک 50
جدول 15-4 تحليل شماره دو: تحليل رگرسيون متغير مهارت هاي اجتماعي بر متغير حضور ديگران در محل بازي51
جدول 16-4 اطلاعات مربوط به ضرايب رگرسيون و ضريب تعيين تحليل شماره دو51
جدول 17-4 تحليل شماره سه: تحليل رگرسيون متغير مهارت هاي اجتماعي بر متغير محل بازي52
جدول 18-4 اطلاعات مربوط به ضرايب رگرسيون و ضريب تعيين تحليل شماره سه52
جدول 19-4 تحليل شماره چهار: تحليل رگرسيون متغير مهارت هاي اجتماعي بر متغير ميزان مشغوليت با بازي53
جدول 20-4 اطلاعات مربوط به ضرايب رگرسيون و ضريب تعيين تحليل شماره چهار53
فصل اول
کليات پژوهش

1-1 مقدمه

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

دوران کودکي و نوجواني سنين بسيار حساسي است که باعث شکل گيري شخصيت افراد مي شود. آنها در اين سنين ياد مي گيرند چگونه در جامعه در کنار ديگران زندگي کنند و با آنها رابطه داشته باشند و نيازهاي خود را برآورده سازند؛ اما اگر در اين دوران مهارت هاي لازم را فرا نگيرند در آينده نمي توانند افراد موفقي باشند.
يکي از راه هاي فراگيري اين مهارت ها بازي کردن است. کودک در خلال بازي نه تنها روحيه شادابي پيدا مي کند، بلکه مهارت هاي اجتماعي را نيز مي آموزد.
مسئله اي که امروزه والدين با آن درگير هستند و براي آنها نگراني ايجاد کرده بازي هاي رايانه اي است.
بازي هاي رايانه اي از نظر محتوا، گرافيک و نحوه ي برنامه ريزي شدن، چنان جذاب هستند که کودکان و نوجوانان و حتي افرادي با سنين بالاتر نيز جذب آنها مي شوند و دوست دارند اين بازي ها را انجام دهند. وقتي فرد شروع به بازي مي کند، مي خواهد تا آخرين مرحله پيش برود و اگر نتوانست بارها تلاش مي کند. اين عمل باعث مي شود او نسبت به مابقي کارهايي که بايد انجام دهد و همچنين زمان غافل شود. براي اين افراد فقط بازي مهم است. اگر اين افراد به حال خود رها شوند فراموش مي کنند نيازهاي اوليه خود مانند غذا خوردن را برآورده سازند. در انجام بازي هاي رايانه اي بايد حد اعتدال را رعايت کرد وگرنه علاوه بر بيماري هاي جسماني و رواني که فرد ممکن است با آن درگير شود، باعث مي شود کودکان و نوجوانان زمان کمتري را براي يادگيري علوم اختصاص دهند و درنتيجه دچار افت درسي شوند؛ البته بيشتر والدين سعي مي کنند بر کارهاي فرزندانشان نظارت داشته باشند؛ اما برخي از نوجوانان چنان درگير اين بازي ها مي شوند که ديگر قابل کنترل نيستند. آنها از رفتن به ميهماني سرباز مي زنند تا ساعات بيشتري را بتوانند صرف اين بازي ها بکنند، دوست، آشنا، فاميل و همچنين غذاي آنها اين بازي ها مي شود. در اين جاست که آنها نه تنها به خود آسيب مي رسانند، بلکه جامعه را در آينده با مشکلاتي مواجه مي کنند؛ زيرا فردي که بايد سال هاي بعد اداره جامعه را در دست گيرد به علت آموزش نديدن، توانايي لازم براي زندگي کردن را ندارد و نمي تواند در جهت رشد و توسعه کشور نقشي را ايفا کند.
2-1 تعريف مسئله
ازروزگارباستان تا عصر حاضر، “ارتباط” مورد توجه بسياري از انديشمندان در حوزه هاي گوناگون هنر، فلسفه و سياست بوده است. تنها در روزگار اخير است که صاحبنظران و پژوهشگران علوم اجتماعي، خاصه در رشته هايي چون مردم شناسي، علوم سياسي، روانشناسي اجتماعي وجامعه شناسي، “ارتباط” را موضوع مطالعه علمي قرار داده اند. امروزه گستره نوپاي نظريه ارتباط، به صورت يک رشته علمي در آمده است.
بدون شک جهان معاصر، تفاوتي کيفي، نسبت به دو سه دهه پيش دارد که اين امر مرهون پديدآيي و تحول سريع رايانه ها و گسترش و فراگيري دسترسي به آنهاست. يکي ازپيامدهاي اين گسترش وتحول، ظهور بازيهاي رايانه اي ويديويي مي باشد.(اولسون1377)
پيدايش اين پديده جديد، موجي از نويدها و نگراني ها به دنبال داشته است. در حالي که برخي بشارت گشايش دنيايي جديد وخلاق را براي کودکان و نوجوانان به همراه داشته اند و اين بازيها را مقدمه اي براي آشنايي بيشتر با رايانه، آموختن زبان، افزايش مهارتهاي هماهنگي چشم ودست وسر وسامان بخشيدن به اوقات فراغت کودکان و نوجوانان مي دانستند، عده اي ديگربا نگراني به محتواي بازيها چشم دوخته اند که با افزايش ميزان واقع گرايي وحداکثر بهره گيري از دانش علوم رايانه، فيزک و ساير علوم مرتبط، سعي در هرچه بيشتر مجذوب ساختن مخاطبين خود به دنياي خشن بازيها دارند. حتي برخي، اين بازيها رااز مصاديق تهاجم فرهنگي دانسته که مضاميني ضد ارزشي وضدفرهنگي دارند و در بسياري از موارد از جاذبه هاي جنسي، بهره گيري مي کنند (امين صارمي، 1375). علاوه بر توجه به محتواي بازيها و بررسي پيامدهاي آن پرداختن به بازيهاي رايانه اي في نفسه بحث و پيگيري هايي را به دنبال داشته است: آيا اين بازيها مي تواند باعث اعتياد گردند؟ آيا تحرک فيزکي وجسماني فرد را کاهش داده وضمن محدود کردن فرصتهاي کنکاش وتفحص در محيط باعث عوارضي چون درد مفاصل وگردن ويا چاقي مي گردند؟ آيا از تعاملات اجتماعي فرد مي کاهند واو را به انزواي اجتماعي سوق مي دهند؟(منطقي، 1379).
ازآنجا که بازيهاي رايانه اي وويديويي، جزو يکي از سرگرمي هاي رايج کودکان ونوجوانان درآمده است، داشتن امکانات اين بازيها در منزل، چيز دور از انتظاري نيست. افزون بر فضا ومحيط پرداختن به بازي، گاه خود بازي، ازطريق محتوا فرد را چنان درگير ومشغول مي سازد که از ديگران و وجود وحضور آنان غافل مي گردد وبازي وپرداختن به آن را جذاب تر ورضايت بخش تر از تعامل با ديگران مي يابد. با کاهش تماس و تعامل با ديگران فرد فرصت آموختن اصول وقواعد حاکم بر روابط رضايت بخش ومفيد و موثر را ازدست مي دهد، اين ضعف ايجاد شده در مهارت هاي اجتماعي؛ که همان رفتارهاي آموخته شده، مقبول جامعه، موثر و مفيد است؛ خود، اندک معاشرت ها و مراودات باقي مانده را تحت تاثير قرار مي دهد و فرد که خود را در مديريت روابط بين شخصي با افراد ديگر و برقراري و حفظ و ادامه آن ناتوان مي يابد، به سوي دنياي بازي ها که عاري از اين تنش ها و نگراني ها است، بازمي گردد و بازي ها را چون مصاحبي دلنشين و جايگزين کاستي ها مي يابد(منطقي 1379).
در عصر حاضر با پيشرفت وسايل ارتباط جمعي، الکترونيکي و سرگرم کننده، که يکي از نمودهاي بارز آن بازيهاي رايانه اي ويديويي است، روبرو هستيم و مي دانيم که نوجوانان، مخاطبين اصلي واوليه آن مي باشند ونيز مي دانيم که نوجواني يکي از حساسترين وسرنوشت سازترين مراحل زندگي آدمي است، جاي آن دارد که به اثر وپيامد اين بازيها بر نوجوانان ودنياي آنان بينديشيم. در اين ميان بر کارايي نوجوان در روابط وتعاملات آنها با ديگران يا به عبارتي” مهارتهاي اجتماعي” تمرکز کرده ايم واين سوال مطرح گرديده است که: ” آيا ميان بازيهاي رايانه اي- ويديويي و مهارت اجتماعي در نوجوانان رابطه معنا داري وجود دارد؟” يا به صورت واضح تر: آيا پرداختن به بازي هاي رايانه اي و ويديويي، کاهش مهارت هاي اجتماعي در نوجوانان را به دنبال دارد؟
3-1 ضرورت انجام تحقيق
انسان مخلوقي گروه دوست واجتماعي است که براي برآوردن نيازهاي عاطفي، اجتماعي وزيستي خود احتياج به تعامل با ديگران دارد. بدون توانايي ارتباط برقرار کردن با ديگران، روزگار ما بي رنگ، تنها وتهي از گرما، معنا ومهر ورزي خواهد بود ونيازهاي اساسي ما در زندگي برآورده نخواهد شد. همان گونه که مردم زندگي مي کنند، مهارت اجتماعي شان به آنها اجازه مي دهد که از علايق و فرصتهايشان استفاده کرده، با احساس تر زندگي کنند. بيشتر اوقات، موفقيتها در زندگي اجتماعي يک فرد به تدريج، مهارتهاي ارتباطي موثرتري را در او شکل مي دهد وموجب کفايت اجتماعي وشادماني او مي شود. والدين، دوستان وقهرمانان رسانه ها، نقش مهمي را در اين مورد بازي مي کنند. آنها موجب مي شوند که مردم مهارت هاي بياني را به وسيله فرايند تقليد و همانند سازي فرا بگيرند( ده بزگي، 1372).
از سوي ديگر رابطه مثبتي ميان مهارت هاي اجتماعي و رشد اجتماعي وجود دارد. يکي از عوامل سازگاري افراد در تعاملات گروهي، مهارت هاي اجتماعي يعني توانايي ايجاد ارتباط و احساس رضايت از ديگران است.
يکي از عواملي که احتمال مي رود به نارسايي مواجهه با سرمشق هاي مناسب و تنزل مهارت هاي اجتماعي در اثر استفاده منجر شود، پديده نوظهور رسانه هاي جمعي؛ بازي هاي رايانه اي- ويديويي است.
4-1 اهداف تحقيق
هنگام با رشد روزافزون صنعت بازيهاي رايانه اي و ويديويي، پژوهش درباره تاثيرات رواني و اجتماعي اين قبيل بازيها نيز مورد توجه علماي روانشناسي وجامعه شناسي قرارگرفته است. در کنار توجه عمده به خشونت روزافزون بازيها که نگرانيها و واکنشهاي بسياري را به دنبال داشته است، به موضوعاتي چون عزت نفس، ريخت شخصيتي، دوستي الکترونيکي و انزواي اجتماعي نيز پرداخته شده است. جاي تعجب ندارد که هنگامي که مخاطبين اصلي نوجوانان مي باشند، قشري که درگير تغييرات سريع فيزيولوژيک و جسماني، شکل دهي هويت و ورود به دنياي بزرگسالان مي باشند، حساسيت توجه به آثار و پيامدهاي بازي ها به چشم بخورد، افزون بر اين که نو و جديد بودن پديده، کنجکاوي ها و کنکاش هاي بسياري را مي طلبد و به دنبال دارد.
گرچه ادعا شده است که کودکان ونوجوانان، محتوا و برنامه هايي راکه رسانه ها دريافت مي کنند، چون مصالح و مواد خام، جهت شکل دهي چارچوب ذهني وشخصيتي خود به کار مي برند (منطقي 1379)، بنابراين ارتباط مستقيم ويک شاخه اي بين دريافت اين محتوا و بروز رفتار وجود ندارد و عوامل بسياري چون خصوصيات شخصيتي هر فرد و زمينه اي که در آن محرک را ادراک مي کند، در اين امر دخيل اند؛ اما بايد توجه کرد که نوع مصالح ومواد جهت تاسيس بناي شخصيتي وذهني نيز مهم مي باشد. در کنار آن، فضايي که بازيهاي رايانه اي و ويديويي خلق مي کند ودنيايي که به روي آنها گشوده مي گردد نيز بايد مورد توجه قرار گيرد.
با وجود اين که عمر تحقيق در مورد بازيهاي رايانه اي و ويديويي وآثار و پيامدهاي آن در دنيا به بيش از بيست سال بر مي گردد، در کشور ما که نوجوانان و جوانان بالاترين قشر تشکيل دهنده آن مي باشند؛ و شيوع و پيشرفت بازيهاي رايانه اي و ويديويي چشمگير است؛ جاي پژوهش وتحقيق مستقل در اين راستا خالي مي باشد وکارهاي انجام شده در اين حيطه بسيار کم وانگشت شمار است.
5-1 پيشينه تحقيق
طبق بررسي هاي به عمل آمده، در اين زمينه پژوهش هاي زيادي در مقطع کارشناسي، کارشناسي ارشد و دکتري انجام شده است. که از آن جمله عبارتند از:
تحقيقي با عنوان “بررسي استفاده از بازي هاي رايانه اي و ارتباطات ميان فردي نوجوانان” که توسط آقاي مجيد شمسه با راهنمايي خانم راودراد در دانشکده علوم اجتماعي دانشگاه تهران در سال 1385 انجام شده و نتيجه حاصل از آن اين بود که بازي هاي رايانه اي سبب کاهش ارتباط ميان فردي نوجوانان با خانواده و افزايش ارتباط ميان فردي آن ها با دوستانشان مي شود.
“بررسي اثر بخشي آموزش مهارت هاي اجتماعي در درمان افسردگي” اين تحقيق توسط آقاي ده بزرگي در مقطع کارشناسي ارشد با راهنمايي آقاي مکّي در دانشگاه علوم پزشکي ايران در سال 1372 انجام شده و نتيجه به دست آمده از آن اين بود که، فراگيري مهارت هاي اجتماعي در بهبود و درمان افسردگي اثر دارد و در برخي موارد جاي دارو درماني را مي گيرد.
تحقيق بعدي “مقايسه اثر بخشي آموزش مهارت هاي اجتماعي و ترکيب آن با دارو درماني در بيماران زن افسرده خو” است. اين تحقيق توسط آقاي عناصري کاخکي در مقطع کارشناسي ارشد با راهنمايي خانم متولي در دانشگاه علوم پزشکي ايران در سال 1373 انجام شد و به اين نتيجه رسيد که، زناني که در کنار دارو درماني، مهارت هاي اجتماعي را آموزش مي بينند، سريع تر درمان شده در ضمن احتمال بازگشت بيماري آن ها کمتر است.
تحقيق “کابرد روش درماني آموزش مهارت هاي اجتماعي در کاهش رفتار پرخاشگرانه کودکان پرخشگر” توسط آقاي ناظر در مقطع کارشناسي ارشد با راهنمايي خانم سقايي در دانشگاه علوم پزشکي ايران در سال 1372 انجام شد ومطابق آن هر چه آموزش مهارت هاي اجتماعي کودکان بيشتر باشد رفتار پرخاشگرانه در آن ها کاهش مي يابد.
فصل دوم
گستره نظري

1-2 نوجواني
نوجواني به صورتي که امروز آن را مي شناسيم، پديده اي نسبتا جديد است وقبل از قرن بسيتم کسي نوجواني را به هيچ وجه به منزله دوره اي يا مرحله اي از تحول قلمداد نمي کرد، کودکان با رسيدن به بلوغ بلافاصله به عنوان کار آموز در جهان بزرگسالان قدم مي نهادند. پس آشنايي با مفهوم نوجواني از ره آوردهاي روانشناختي در گستره جديد تمدن است.
نوجواني به پهنه سالهايي اطلاق مي شود که کودکي به بزرگسالي مي پيوندند. شروع نوجواني با تغييرات بدني همزمان مي شود ودر نتيجه رديابي ظاهري آن آسانتر، است در حالي که پايان آن بر حسب شکل گيري ساختهاي عقلي وتغييرات عاطفي و اجتماعي نوساني تر در نظر گرفته شده است. به همين دليل براي کساني که به ضابطه هاي ظاهري تکيه کرده اند شروع نوجواني را زيست شناختي وپايان آن را فرهنگي دانسته اند. بدون آن که بتوان لزوماً وابستگي بين بلوغ ونوجواني را مورد تاييد قرار داد، گستره دگرگونيها نشان مي دهند که از لحاظ تحول عقلي ونقش محوري آن در شکل گيري جنبه هاي عاطفي و اجتماعي، نوجواني با استقرار فکر انتزاعي از کودکي متمايز مي شود و نوجوانان پس از تامين شرايط لازم براي ورود به جامعه بزرگسالان به جرگه بزرگسالان مي پيوندند( منصور1378).
نوجواني دوره اي است که بدن کودک دبستاني به بزرگسالي بالغ تغيير شکل مي يابد و همين تغييرات زمينه ساز اضطراب و نگراني در فرد مي شود و به خصوص هنگامي که نوجوان از ويژگي ها و تغييرات مربوط به اين دوره آگاهي چنداني نداشته باشد. اغلب آن ها سؤالات زيادي در مورد مسايل مربوط به خود دارند و مي توانند پاسخ آن ها را از والدين و مربيان و معلمان خود بپرسند؛ اما اين در حالي است که بسياري از والدين راحت نيستند در مورد اين مسايل، با فرزند خود صحبت کنند. در نتيجه آن ها بيشتر با دوستان همسال و همکلاسي هاي شان در مورد اين مسايل صحبت مي کنند وگاهي اوقات به اشتباه يکديگر را راهنمايي مي کنند. بسياري از نوجوانان احساس ناامني مي کنند و قرار گرفتن در ميان دوستان را بر والدين و در کنار آن ها بودن ترجيح مي دهند و هر زمان که فرصت يابند به دوستان پناه مي برند. بنابراين اهميت دوستان در اين دوره بسيار زياد است. نوجوان داراي مشکلات ويژه اي هستند که در دوره کودکي کمتر مشاهده مي شود. ماهيت اين مشکلات با مشکلات دوره بزرگ سالي متفاوت است. اگر والدين و معلمان مايلند که نوجوانان به راحتي اين دوره را طي کنند، بايد مشکلات نوجوانان را به خوبي بشناسند. به هر حال نوجواني يک دوره ي مشکل و نامتعادل و غير قابل پيش بيني و داراي مشکلات بسياري است که بايد به شيوه اي رضايت بخش، هم براي نوجوان و هم براي والدين و افراد جامعه حل و فصل شود. زيرا نوجواني براي خود فرد نيز مشکل زاست و نوجوان با نقش جديد خود در زندگي سازگار نشده و در نتيجه سردرگم و پرخاشگر و مضطرب است.
2-1-1 اهميت نوجواني
نوجواني يکي از مراحل زندگي است که از چند بعد داراي اهميت مي باشد. نوجوان اغلب براي سازگاري با اين ابعاد تلاش مي کند. در ادامه به بعضي از موارد اشاره مي کند. 1-شروع نوجواني: بسياري از افرادي که وارد اين دوره مي شوند از دنياي کودکي فاصله مي گيرند و در دنيايي سرشار از خيالات و توهمات سير مي کنند. آن ها در اين سال ها تغييرات بسياري را در جسم و روان خود تجربه مي کنند. .
2- تفکر انتزاعي: در اين دوره، تفکر نوجوان نسبت به کودکي رشد يافته و او اينک داراي تفکر انتزاعي است و مي تواند بسياري از مسايل را درک و به موضوع هاي مختلف فکر کند و بسياري از مشکلات خانوادگي و مشکلات مربوط به خود را با آگاهي حل نمايد. 3-تغييرات عاطفي: تغييرات عاطفي نوجوان آشکار و او نسبت به اتفاقات و مسايل پيرامون خود حساس است. بسياري از هيجان هاي مثبت چون شادي ، بر خورد والدين و افتخار کردن، آسودگي خيال، هيجانات منفي چون اضطراب و نگراني، پشيماني ، غم و اندوه و عصبانيت و خشم و … باعث تغييرات عاطفي و رفتاري در نوجوان مي شود. احساساتي که نوجوان تجربه مي کند بسيار متفاوت تر از احساسات يک کودک يا بزرگ سال است و در مقايسه با بزرگسالان، احساس نوجوان افت و خيز بيشتري را نشان مي دهد. البته والدين نبايد نگران باشند زيرا اين احساسات طبيعي و زودگذر است. 4- تغييرات اجتماعي: در اين دوره نوجوان از لحاظ اجتماعي ديگران را بر والدين و خانواده ترجيح مي دهد و بيشتر مسايل خود را با همسالان حل و فصل مي کند. آن ها در گروه هاي دوستانه به دنبال نشان دادن قدرت و استقلال راي هستند و در ميان آن ها سازگاري بيشتري نشان مي دهند. اين در حالي است که در محيط خانواده سرکش و پرخاشگر مي شوند. والدين و مربيان با برخورد مناسب و دادن مسؤوليت و احترام به استقلال آن ها در انجام وظايف مربوط به خودشان مي توانند روحيه پذيرش مسؤوليت و انجام وظايف محوله را در آن ها تقويت کنند.
5-هويت: بسياري از نوجوانان به دنبال کشف هويت و شخصيتي جذاب هستند تا در چارچوب آن شخصيت قرار گيرند. آن ها هم چنين در مورد فلسفه زندگي و مرگ ابهامات بسياري در ذهن دارند که پاسخ به اين ابهامات از سوي والدين و خصوصاً معلمان ديني در مدارس صورت مي گيرد. تقويت روحيه خداجويي و رسيدن به کمال نيز از وظايف اساسي والدين و معلمين است تا با تکيه بر اين روحيه معنوي مانع لغزش هاي نوجوانان شود(اي برک1380).
2-1-2 اجتماعي شدن
اجتماعي شدن فرايندي است که طي آن فرد به تدريج به شخصي خودآگاه، دانا و ورزيده در شيوه هاي فرهنگي که در آن متولد گرديده است تبديل مي شود. (گيدنز 1376 ) . اجتماعي شدن به انسان راه هاي زندگي کردن در جامعه را مي آموزد، شخصيت مي دهد و ظرفيت هاي او در جهت انجام وظايف فردي به عنوان عضو جامعه توسعه مي بخشد.(کوئن 1372 ) .
مفهوم اجتماعي شدن بازگو کننده تمام تجربياتي است که از طريق آن اعضاي جوان و تازه وارد جامعه فرهنگ جامعه خويش را مي آموزند و اين قسمتي است که از ديدگاه جمعي به اين مفهوم نگاه مي کنيم اما از ديدگاه فردي از طريق فرايند اجتماعي شدن انسان آمادگي رفتاري را در رابطه با زندگي گروهي کسب مي کند به زبان ديگر اجتماعي شدن فرايندي است که انسان ها از طريق آن ها اعتقادات گرايش ها هنجارها و عادات را از فرهنگ اخذ مي کنند اين فرايند هم چنين به فرد امکان مي دهد تا شخصيت ويژه اي را براي خويش کسب کند(محسني1375).
اجتماعي شدن در دوران نوجواني در حقيقت پلي در ميان حال و آينده است. مرحله اي که ميان کودکي و بزرگسالي وابستگي و استقلال. از بسياري جهات در مرحله نوجواني، افراد براي پذيرش نقش هايي که مي بايد در طول حيات خود در آينده به عهده گيرند آماده مي شوند هدف هاي بنيادين فرايند اجتماعي شدن را مي توان به قرار زير خلاصه کرد:

1- شخص بايد مهارت هاي ضروري را که براي زندگي در جامعه ضروري است، فرا بگيرد.
2- شخص بايد بتواند به صورت موثري با ديگران ارتباط برقرار کند و توانايي خواندن، نوشتن و سخن گفتن پيدا کند.
3- شخص بايد بتواند ارضاء نيازهاي بدني خود را به شيوه هاي قابل قبول جامعه فرا بگيرد.
4- فرد بايد ارزش ها و اعتقادات اساسي جامعه خود را در ذهن خود متمرکز کند (کوئن 1372).
الف) عوامل اجتماعي شدن
نهادهاي جامعه که در طي مراحل رشد، شيوه هاي زندگي وبه طور کل فرهنگ را انتقال مي دهند، عوامل اجتماعي شدن ناميده مي شود (محسني 1375 ). خانواده، گروه همگنان، مدرسه و رسانه هاي گروهي ازجمله عوامل اجتماعي شدن هستند. خانواده عامل اصلي اجتماعي شدن کودک در دوران طفوليت است . اما در مراحل بعدي زندگي فرد، بسياري از عوامل ديگر در اجتماعي شدن نقش دارند . يکي از اين عوامل که تاثيري بسزا در اجتماعي شدن فرد دارند، رسانه هاي همگاني مي باشند.
روزنامه ها، نشريات ادواري و مجلات از پايان قرن هجدهم به بعد در غرب رواج يافتند، اما تعداد خوانندگان آنها نسبتاً اندک بود. تنها در يک قرن پس از آن بود که اين گونه مطالب چاپي جزيي از تجربه هرروزه ميليون ها نفر گرديده و نگرش ها و عقايد آنها را تحت تاثير قرار دادند. گسترش رسانه هاي همگاني متکي بر اسناد چاپي، به زودي با ارتباطات الکترونيکي همراه گرديد. کودکان انگليسي، معادل تقريباً يکصد روز مدرسه را در سال صرف تماشاي تلويزيون مي کنند. بزرگسالان نيز تقريباً به همين اندازه به تماشاي تلويزيون مي پردازند. يک مطالعه پژوهشي نشان داد که اگر يک گزارش خبري در تلويزيون با گزارش روزنامه متفاوت باشد، تعداد افرادي که گزارش تلويزيون را باور مي کنند بيش از دو برابر کساني است که گزارش روزنامه را باور کرده اند. روزنامه ها، کتابها، راديو و تلويزيون، فيلم ها، موسيقي ضبط شده و مجلات عمومي ما را در ارتباط نزديک با تجاربي قرار مي دهند که به گونه ديگري نمي توانستيم آگاهي چنداني از آنها داشته باشيم. امروزه جوامعي که کاملاً از تاثير رسانه هاي همگاني بر کنار مانده باشند، حتي در ميان فرهنگ هاي سنتي تر، بسيار معدودند. ارتباطات الکترونيکي حتي در دسترس کساني که کاملاً بي سوادند قرار دارند و در دورافتاده ترين نواحي کشورهاي جهان سوم، مردمي که راديو و تلويزيون دارند، امري عادي است(گيدنز1376).
هاج و تريپ(1986، به نقل از گيدنز،1373) تاکيد مي کنند که واکنش هاي کودکان به تلويزيون متضمن تفسير آنچه مي بينند است و نه فقط ثبت محتواي برنامه ها. آنها اظهار مي دارند که اکثر تحقيقات، پيچيدگي فرايندهاي ذهني کودکان را در نظر نگرفته اند. تماشاي تلويزيون، حتي تماشاي برنامه هاي کم اهميت، ذاتاً يک فعاليت ذهني سطح پايين نيست؛ کودکان برنامه را با ربط دادن آنها به ساير نظام هاي معنا در زندگي روزمره شان تفسير مي کنند. براي مثال حتي کودکان خردسال مي فهمند که خشونت تلويزيون، واقعي نيست. بنا به گفته هاج و تريپ خشونت برنامه هاي تلويزيوني نيست که بر رفتار تاثير دارد، بلکه بيشتر چارچوب کلي نگرش هايي است که خشونت در آن ارائه و تفسير مي شود.
ب) رسانه هاي همگاني و نوجوانان
همان طور که بچه ها از سن مدرسه به سمت نوجواني رشد مي کنند، کمتر درگير محيط خانواده مي شوند و بيشتر قادر به خلق محيط خودشان به وسيله جستجوي تجارب بيروني، منطبق با علايق و ترجيحاتشان مي گردند. در بسياري از تحقيقات رايج، الگوي مسلط يکي از آنهايي است که در آن، نوجوانان به صورت فعل پذير، توسط نيروهاي محيطي دستکاري مي شوند. نوجوانان پرخاشگر، شنونده موسيقي پرخاشگرانه مانند “هوي متال” و “رپ” هستند و موسيقي الهام بخش پرخاشگري آنهاست. اما بسياري از مقالات نيز، نوجوانان را همچون انتخابگران فعال رسانه ها توصيف کرده اند. نوجوانان رسانه ها را براساس نيازها و شخصيت خاص خودشان انتخاب مي کنند. جنبه هايي از رسانه ها که آنها انتخاب مي کنند، منعکس کننده جنبه هاي مهم خودشان راجع به دنيا است. انتخاب رسانه هاي خاص، همچون راهي براي تشريح و گاه اعتراض به وضعيت جاري است. انتخاب رسانه ها و پاسخ به آن، بسته به سن مصرف کننده، متفاوت مي باشد. بچه ها و بزرگسالان از نوجوانان بيشتر تلويزيون مي بينند و نوجوانان نسبت به بچه ها، به موسيقي هاي بيشتري گوش مي دهند. نوجوانان عمده موسيقي هاي پاپ عرضه شده را خريداري مي کنند. مخاطبين اصلي فيلم هاي پرتحرک با سطوح بالايي از خشونت، نوجوانان مذکور هستند. دختران نوجوان سفيد پوست، در ميان مصرف کننده هاي مشتاق مجلات قرار دارند (آرنت، لارسون وافر، 1995 به نقل از منطقي 1379).
استفاده هاي خاص از رسانه ها در ميان نوجوانان، بيشتر از ساير افراد، به صورت مشترک ديده مي شود. تمرکز انتخاب هاي نوجوانان از رسانه ها، بر موضوعات نقش هاي جنسي، تمايلات جنسي و روابط عاشقانه است.
رسانه ها براي نوجوانان از بچه ها و بزرگسالان اهميت بيشتري دارند، چرا که نوجوانان از رسانه ها همچون راهي براي نشان دادن مطابقت يا مخالفت با ارزش هاي بزرگسالان استفاده مي کنند (آرنت، لارسون وافر، 1995 به نقل از منطقي 1379).
2-2 بازيهاي رايانه اي- ويديويي
بازي رايانه اي- ويديويي، رسانه اي است که از سال 1972، در ارتباطات جمعي به کار گرفته شده است ومخاطبين اصلي آن را نوجوانان تشکيل مي دهند.
مطالعه در حيطه بازي هاي رايانه اي- ويديويي، مطالعه اي بين رشته اي است که در بر گيرنده حوزه هايي چون ارتباطات، جامعه شناسي وروان شناسي مي باشد (منطقي، 1379).
1-2-2 ارتباط
“انتقال اطلاعات، ايده ها، انگيزه ها، مهارت ها و غيره با استفاده از نماد ها، واژه ها، تصاوير، نمودارها و غيره؛ که عمل يا فرايندي انتقالي محسوب مي شود” معمولاً ارتباط ناميده مي شود (برلسون و اشتاينر،1964 به نقل از محسنيان راد 1368).
ارتباط را مي توانيم به اجزا و عناصر زير تقسيم کنيم:
– فرد الف که پيام را فرستاده يا ارتباط را برقرار و شروع کرده است(فرستنده)
– مطلب منتقل شده در قالب حروف و کلمات به صورت نوشتار يا گفتار و … (پيام)
– وسيله اي که جهت ارسال پيام استفاده شده است(تلفن، نامه، رايانه و …) (رسانه يا کانال يا مجرا)
– فرد ب که پيام را دريافت کرده است(گيرنده يا مخاطب)
– اثري که اين پيام بر شخص گيرنده، گذاشته است.
به طور کلي، در هر ارتباطي مي توانيم جهت تشخيص عناصر تشکيل دهنده آن، سوال زير را مطرح سازيم:” چه کسي، از چه چيزي، در چه مجرايي، با چه کسي و با چه تاثيري سخن مي گويد؟”(لاسول 1948 به نقل از السون1376)
2-2-2 ارتباط جمعي
ارتباط جمعي، داراي پنج ويژگي است:
الف) تعداد گيرندگان وسايل ارتباط جمعي نسبتاً زياد است. ب) ترکيب گيرندگان، بسيار متنوع است. ج) با ارسال پيام از طريق وسايل ارتباط جمعي، نوعي تکثير به وجود مي آيد. د) توزيع پيام سريع است. ه) هزينه براي مصرف کننده کم است.(محسنيان راد 1368)
از آنجا که ارتباط معمولاً حاوي پيام و هدفي است، ارتباط جمعي نيز از اين اصل مستثنا نخواهد بود و داراي عملکردهايي مي باشد که اين عملکردها عبارتند از:
الف- نظارت بر محيط: اين فعاليت، درباره گردآوري و توزيع اطلاعات مربوط به رويدادها، هم در خارج و هم در داخل جامعه است.
ب- کمک به جامعه در پاسخ به محيط خود: اين فعاليت شامل تعبير رويدادهاي محيط و تجويز سلوک يا شيوه رفتار مناسب در برابر اين رويدادها است.
ج- انتقال ميراث اجتماعي: عموماً به عنوان فعاليت آموزشي شناخته مي شود و همان رسانش آگاهي ها، ارزش ها و هنجارهاي اجتماعي از نسلي به نسل ديگر، يا از اعضاي جامعه يا گروه تازه به واردان است.
د- سرگرمي و تفريح: اين فعاليت درباره آن دسته از کنش هاي ارتباطي است که اصولاً به منظور تفريح و سرگرمي، در نظر گرفته شده است( هارولدسن1378).
3-2-2 رسانه هاي گروهي (همگاني)
اصطلاح رسانه هاي گروهي، غالباً به وسايل يا تدابير فني که ارتباط جمعي از طريق آنها به وقوع مي پيوندد، اطلاق مي شود.
رسانه هاي گروهي را مي توان مشتمل بر موارد زير دانست:
الف) رسانه هاي چاپي: روزنامه، مجله، کتاب، جزوه، تابلوهاي تبليغاتي و ديگر تدابير فني که پيامي را با توسل به حس بينايي به توده ها مي رساند.
ب) رسانه هاي الکترونيک که عبارتند از: برنامه هاي راديو که متوسل به حس شنوايي مي شوند. برنامه هاي تلويزيون، فيلم هاي سينما، برنامه هاي ضبط شده بر نوار ويديو که به حس شنوايي و هم به حس بينايي متوسل مي شوند (هارولدسن 1378).


پاسخی بگذارید