هر يك از هدفهاي آموزشي معلم معرف نوع بخصوصي از انواع يادگيري است. بنابراين، معلمان بايد در تمام مراحل تهيه طرح آموزشي خود و اجراي آن به يافته هاي روانشناسي يادگيري مراجعه كنند تا از انواع، ‌شرايط، قوانين، و نظريه هاي يادگيري اطلاع حاصل نموده آنها را در بهبود فعاليتهاي آموزشي خود مورد استفاده قرار دهند. علاوه بر اطلاعات مربوط به روانشناسي يادگيري، آگاهي از يافته ها و نظريه هاي مختلف انگيزشي و تأثير عوامل انگيزشي بر يادگيري نيز معلم را در فعاليتهاي آموزشي‌اش ياري مي‌دهد.
مرحله 3 : فعالتيهاي ضمن آموزش :
معلم بايد براي آموزش هدفهاي مختلف آموزشي به يادگيرندگان، روشهاي مناسب آنها را به كار گيرد ؛ يعني بنا به اقتضاي هدفها و ويژگيهاي دانش‌آموزان، از فنون و روشهاي مختلف آموزشي، ‌از جمله روشهاي سخنراني، اكتشافي، بحث گروهي، ‌آموزش فردي، ‌آموزش برنامه اي، ‌و غيره استفاده نمايد.
مرحله 4 : فعاليتهاي ضمن آموزش و پس از آموزش :
به كارگيري درست مدل آموزشي مورد بحث، استفاده از وسائل و روشهاي مختلف ارزشيابي را، هم در ضمن آموزش و هم در پايان آموزش، ‌ايجاب مي‌كند. معلم بايد در پايان هر واحد آموزشي، مثلاٌ در آخر هر فصل كتاب درسي، با اجراي آزمونهاي مختصر ودقيقي كه هدفهاي آن واحد يادگيري را به دقت اندازه مي‌گيرند. ميزان يادگيري دانش‌آموزان را تعيين كند، و با استفاده از نتايج حاصل، به رفع مشكلاتي كه دانش‌آموزان در يادگيري آن هدفها با آنها مواجه مي‌شوند بپردازد. همچنين در پايان دورة آموزشي، معلم بايد، با اجراي يك آزمون جامع نهايي، ميزان پيشرفت كلي دانش‌آموزان و دانشجويان را بسنجد و بر كم و كيف يادگيري آنان آگاهي حاصل كند. علاوه بر اجراي آزمونهاي متعدد، معلم بايد در ضمن دورة آموزشي و در پايان آن، به سنجش عملكرد يادگيرندگان در فعاليتهاي مختلف، مانند انجام پروژه هاي كار عملي، نوشتن گزارشها و مقاله هاي تحقيقي، انجام كارهاي آزمايشگاهي، و جز اينها اقدام كند تا ارزشيابي كاملتري از يادگيري آنان به عمل آورد.
مرحله 5 : فعاليتهاي پس از آموزش :‌
پس از اجراي آزمون جامع و نهايي و سنجش عملكرد يادگيرندگان هم در شرايط امتحاني و هم در شرايط به غير از شرايط امتحاني و به دست آوردن نتيجة حاكي از ميزان پيشرفت يادگيرندگان، معلم بايد به قضاوت در بارة طرح آموزشي خود بپردازد. اگر اكثر دانش‌آموزان يا دانشجويان به اكثر هدفهاي آموزشي دست نيافته باشند، معلم در فعاليتهاي مختلف خود كه در مراحل بالا ذكر شدند موفقيت كامل به دست نياورده است بايد در طرح آموزشي خود تجديد نظر كند. مشكلات فرآيند آموزش – يادگيري را بايد در مراحل مختلف مدل آموزشي جستجو كرد. عدم موفقيت كامل معلم يا ناشي از روش غلط انتخاب و بيان هدفهاي آموزشي است، ‌يا به علت وجود نقص در نحوة تعيين ويژگيهاي ورودي و سنجش آغازين است، يا به سبب انتخاب اصول نامناسب يادگيري است، ‌يا در نتيجه انتخاب و اجراي غلط روشهاي آموزشي است، و يا حتي به علت ارزشيابي نادرست از ميزان يادگيري دانش‌آموزان است. با حصول اطمينان از اينكه كدام مرحله يا مراحل بالا اشكال داشته اند، معلم بايد به تجديد نظر در فعاليتهاي خود بپردازد تا در استفادة مجدد از طرح آموزشي آن را از اشكالات موجود بي عيب كند.
مدل عمومي آموزشي را ميتوان براي طرح‌ريزي مراحل مختلف فعاليتهاي آموزشي در تمام سطوح تحصيلي، از ابتدايي گرفته تا دانشگاه، و در همه موضوع هاي درسي، از زبان گرفته تا علوم و هنر و رياضي و غيره به كار بست. به همين دليل به اين مدل نام عمومي‌داده اند. معلمان ميتوانند در همة درسهاي خود اين مدل را به عنوان الگويي براي تهيه طرح درس مورد استفاده قرار دهند.
5-2- منابع انتخاب هدفهاي آموزشي :‌
تهيه و تدوين هدفهاي آموزشي اولين مرحله از مراحل فعاليتهاي آموزشي معلم است. در اين مرحله معلم تصميم مي‌گيرد چه درس بدهد و در نتيجه آموزش از دانش‌آموز خود چه انتظاراتي داشته باشد. هنگام انتخاب هر هدف آموزشي معلم بايد پرسشهاي زير را مورد توجه قرار دهد :
1- چرا دانش‌آموزان بايد به هدف مورد نظر برسند ؟‌
2- آيا دانش‌آموزان آمادگي كافي براي رسيدن به هدف مورد نظر را دارند ؟‌
3- آيا امكانات آموزشي آن چنان هستند كه دستيابي دانش‌آموزان را به هدف آموزشي تضمين كنند ؟‌
چنانچه پاسخ معلم به پرسشهاي فوق مثبت باشد، ‌ميتواند با اطمينان هدف مورد نظر را برگزيند. تصميم گيري در باره پرسشهاي شماره 2 و 3 بالا عمدتاٌ بر عهدة معلم است. يعني او مي‌تواند تعيين كند كه دانش‌آموزان براي رسيدن به هدفهاي درس تازه چه نوع دانش و مهارتي را بايد از قبل كسب كرده باشند و چه امكاناتي بايد فراهم شوند تا يادگيري دانش‌آموزان را در درس جديد تضمين نمايند. اما تصميم گيري در بارة پرسش شماره 1، يعني اينكه پس از پايان دورة آموزشي دانش آموازن بايد قادر به انجام چه كاري باشند، تصميمي است خارج از اختيارات معلم و كسان ديگري به جز او بايد در اين باره نظر بدهند.
6-2- طرح هفت قدمي هدف گزيني :
يكي از متخصصان آموزشي و پرورشي به نام رالف تايلر ( 1970 ) در كتاب خود با نام اصول اساسي برنامه‌ريزي تحصيلي كه به وسيله دكتر تقي پور ظهير ( 1358 ) به فارسي ترجمه شده است.
سه منبع انتخاب هدفهاي كلي عبارتند از نيازهاي دانش‌آموزان و دانشجويان، نيازهاي جامعه، و نظر متخصصان موضوع هاي درسي، ‌منظور اين است كه برنامه‌ريزان و هدف نويسان آموزش و پرورش هم بايد نيازهاي يادگيرندگان را در نظر بگيرند. هم احتياجات جامع را تأمين كنند و هم نظر متخصصان موضوعهاي درسي را در تعيين هدفهاي مختلف منظور بدارند.
هدفهاي انتخاب شده از منابع سه گانة بالا هدفهاي كلي و موقتي هستند كه بايد از دو صافي فلسفة آموزش و پرورش و روان شناسي پرورشي و يادگيري بگذرند تا به صورت هدفهاي قطعي قابل تجزيه و تحليل و تبديل به هدفهاي دقيق آموزشي در آيند. ضرورت مراجعه به ملاكهاي فلسفه پرورشي و روان شناسي پروش يكي اين است كه هدفهاي موقتي استخراج شده از منابع فوق غالباٌ بسيار زياد و گاه متناقض هستند كه بايد از ميان آنها هدفهاي مناسب و همخوان با يكديگر را انتخاب كرد.
علت ديگر ضروري بودن ملاكهاي فوق اين است كه ممكن است برخي از هدفهاي انتخابي با فلسفه اجتماعي و تربيتي حاكم بر جامعه مغايرت داشته باشند يا از لحاظ يافته‌هاي روان شناسي پرورشي و يادگيري قابل آموزش نباشد كه اينها نيز بايد كنار گذاشته شوند يا تغيير و تعديل يابند.
پس از رعايت ملاحظات فوق، هدفهاي پذيرفته شدة كلي را بايد از طريق تجزيه و تحليل و شكستن به اجزاء تشكيل دهندة آنها به صورت هدفهاي دقيق آموزشي در آورد. آنچه در رابطه با طرح فوق به عهدة معلم گذاشته مي‌شود همين قسمت اخير است.
7-2- هدفهاي آموزشي رفتاري :
هدفهاي آموزشي رفتاري هدفهايي هستند كه مقاصد آموزشي معلم را بر حسب رفتار قابل اندازه گيري يا اصطلاحاٌ عملكرد يادگيرنده بيان ميكنند.
تفاوت عمده بين هدفهاي رفتاري و هدفهاي غير رفتاري در اين است كه هدفهاي رفتاري بر حسب عملكرد يا رفتار و اعمال قابل اندازه گيري يادگيرنده توصيف مي‌شوند، ‌در حالكيه هدفهاي غير رفتاري با كلمات و عبارات مبهم و نامشخص بيان مي‌شوند و در نتيجه به سهولت قابل اندازه گيري نيستند.
فرض كنيد يكي از هدفهاي درس معلم دستور زبان فارسي به صورت زير بيان شده باشد :‌
دانش‌آموز بايد در پايان سال دستور زبان فارسي بداند.
منظور جمله بالا نه براي معلم كاملاٌ مشخص است نه براي دانش‌آموز. آيا منظور اين است كه دانش‌آموز خواهد توانست تعدادي اصطلاح دستوري را حفظ بگويد. يا فاعل و فعل را تعريف كند، يا جمله هايي با ساختمان درست دستوري بنويسد ؟
معلم بايد پيش از اقدام به عمل آموزش، براي اين گونه سئوالها جوابهاي دقيق پيدا كند، ‌يعني هدف نسبتاٌ كلي و مبهم بالا را بشكند و اجزاء رفتاري تشكيل دهندة آن را مشخص نمايد، ‌آنگاه هدفهاي آموزشي خود را بر اساس تغييرات مطلوبي كه مي خواهد در رفتار و اعمال دانش‌آموزان و دانشجويان ايجاد كند، بنويسد. آنچه از اين راه به دست خواهد آمد همان هدفهاي دقيق رفتاري هستند كه تغييرات مورد نظر را در قالب عباراتي كه حاكي از رفتار و اعمال اندازه گيري در يادگيرنده هستند بيان مي‌كنند.
8-2- فوايد استفاده از هدفهاي رفتاري :
1- اولين فايده بيان هدفهاي آموزشي بر حسب رفتار و اعمال يادگيرنده اين است كه استفاده از اين نوع هدفها كار طرح و اجراي آموزش را براي معلم آسان مي‌كند. هر فعاليتي، از جمله آموزش، در صورتي موفقيت آميز است كه شخص از پيش بداند به چه منظوري به آن فعاليت مي پردازد.
2- فايده ديگر كاربرد هدفهاي رفتاري آسان كردن عمل ارزشيابي معلم از آموخته هاي دانش‌آموزان و دانشجويان است. يكي از راههاي كمك به ارزشيابي تحصيلي بيان هدفهاي آموزشي به صورت هدفهاي رفتاري است.
3- استفاده از هدفهاي رفتاري در آموزش فوايد ديگري دارد و آن كمكي است كه به دانش‌آموزان دانشجويان در امر يادگيري مي‌كند. اگر يادگيرنده از پيش بداند كه معلم در پايان كار از او چه انتظاراتي خواهد داشت و اين انتظارات را به طور دقيق و آشكار به يادگيرنده بگويد، يادگيرنده با آرامش خاصر و آمادگي بيشتر به يادگيري آنها خواهد پرداخت. اما اگر هدف درس براي يادگيرنده مشخص نباشد و نداند كه در پايان كار معلم از او چه خواهد خواست، نسبت به كارش دلسرد خواهد بود و انگيزه كمتري براي يادگيري مطالب خواهد داشت. همچنين بيان هدفهاي آموزشي در قالب عبارات روشن رفتاري در آغاز درس يادگيرنده را در راهي كه در پيش خواهد گرفت و به آنچه كه قرار است برسد ياري خواهند داد، و در جريان يادگيري با مقايسه پاسخاي يادگرفته خود با آنچه درهدفها گنجانده شده، مرتباٌ به ارزشيابي از يادگيريهاي خود و رفع نواقص آنها خواهد پرداخت.
9-2- روش تهيه هدفهاي رفتاري :
اگر هدفهاي آموزشي را به دقت مورد توجه قرار دهيم خواهيم ديد كه همه آنها از سه جزء اصلي فاعل، فعل، و مفعول تشكيل مي‌شوند به هدف زير توجه كنيد :
از دانشجو انتظار مي رود بتواند بدون كمك گرفتن از كتاب تمام فوايد استفاده از هدفهاي رفتاري گفته شده در كتاب را بگويد.
در هدف بالا، دانشجو فاعل جمله است. اين فاعل در همه جملات هدفهاي رفتاري يكسان است. هر چند گاهي اين فاعل دانشجو است. زماني دانش‌آموز يا كارآموز و گاهي هم يادگيرنده يا عناويني ديگر است. اما آنچه در اين هدفها تغيير مي‌كند، يكي فعل جمله و ديگري مفعول آن است. مفعول جملة هدف رفتاري در برگيرندة بخشي از موضوع يا محتواي درس و فعل آن نشان دهندة عمل يا رفتاري است كه يادگيرنده در رابطه با آن موضوع يا محتوا بايد انجام دهد. مثلاٌ در هدف بالا مفعول جمله ” فوايد هدفهاي رفتاري ” است بخشي از محتواي فصل حاضر است، ‌و فعل آن يعني ” گفتن اين فوايد ” نشان دهنده عمل يا رفتار يادگيرنده در رابطه با آن موضوع است.
مطابق آنچه گفته شد، ‌براي تهيه هدفهاي رفتاري بايد در انتخاب مفعولها و فعلهاي جمله هايي كه براي بيان هدفها به كار مي‌بريم دقت كنيم يعني بايد مفعول جمله را از ميان موضوعها و مطلبهايي كه آموزش ميدهيم انتخاب كنيم و فعل آن را طوري برگزينيم كه نشان دهد يادگيرنده در رابطه با آن موضوع چه كاري بايد انجام دهد. براي اينكه تمام موضوعات و مطالب مهم را در بيان هدفهاي آموزشي رفتاري خود منظور نماييم و چيزي را فراموش نكنيم، ‌استفاده از جدول مشخصات درس يك تدبير بسيار مفيد است.
جدول مشخصات :

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

جدول مشخصات درس يك جدول دو بعدي است با تعدادي رديف وستون متناسب با محتواي درس و هدفهاي آموزشي معلم.
روش تهيه هدفهاي رفتاري كامل :
نخستين گام در نوشتن هدفهاي آموزشي رفتاري بيان اين هدفها در قالب عبارات و جملات روشن و قابل اندازه گيري است. به سخن ديگر، يك هدف آموزشي در صورتي رفتاري خوانده مي‌شود كه به صورت عملكرد يادگيرنده يعني عملي كه در پايان درس يا دورة آموزشي از او انتظار ميرود بيان شود. علاوه بر اين ويژگي مهم، ‌هدفهاي كامل رفتاري داراي دو ويژگي مهم ديگر هستند كه شرايط عملكرد و ملاك عملكرد نام دارند.
رابرت ميگر، ‌پرچمدار نهضت هدفهاي رفتاري، در كتاب معروف خود با نام تدارك هدفهاي آموزشي ( 1961، ترجمه زنگنه و شمشيري، 1355 ) ويژگيهاي فوق را به شرح زير مشخص كرده اند :
1- بيان هدف به صورتي عيني و قابل مشاهده و قابل اندازه گيري، يعني برحسب عملكرد دانش‌آموزان.
2- توصيف شرايطي كه با توجه به آن يادگيرنده بايد عملكرد خود را نشان دهد.
3- ملاكهاي يا معيارهايي كه به وسيلة آن ميزان پيشرفت يادگيرنده در رسيدن به هدفها سنجيده مي‌شود.
براي تعيين ملاك يا معيار عملكرد، نويسندة هدف بايد بكوشد تا از طريق ازفزودن كلمه يا كلمه هايي به بيان هدفها كه ميزان موفقيت يا دقت يادگيرنده را نشان مي‌دهد نوع يا سطح عملكرد مورد قبول را مشخص كند. اين ملاك نشان دهندة حداقل سطح يا مقدار عملكرد مورد قبول است. ميگر در كتاب تدارك هدفهاي آموزشي راههاي مشخص كردن ملاك عملكرد را به شرح زير بيان كرده است :‌
1- با استفاده از محدوده زماني : يعني از طريق محدود كردن زمان انجام عملكرد، مثلاٌ دانشجو بايد بتواند با استفاده از فرمول ضريب همبستگي، حداكثر در پانزده دقيقه، ضريب همبستگي بين دو دسته عدد را كه معلم به او مي‌دهد حساب كند.
2- با توجه به تعداد پاسخها : يعني از طريق تعيين تعداد پاسخهاي درست، ‌مثلاٌ دانش‌آموز بايد بتواند، از ميان فهرستي از نام شعرا و نويسندگان گذشته ايران كه معلم در اختيار او ميگذارد، حداقل نام پنج شاعر و نويسنده دوره غزنويان را نام ببرد.
3- با توجه به درصد يا نسبت : يعني از طريق ذكر درصد يا نسبت پاسخها، مثلاٌ دانش‌آموز بايد بتواند، بدون كمك معلم يا هر كس ديگر، ‌حداقل 90 درصد مسائلي را كه معلم به او مي‌دهد درست حل كند.
4- با توجه به ويژگيهاي عملكرد : ‌يعني از طريق مشخص كردن ويژگيهاي مهم عملكرد درست، مثلاٌ يادگيرنده بايد، ‌با استفاده از يك ترازوي دقيق كه در اختيار او گذاشته مي‌شود، مواد شيميايي را تا ميلي گرم اندازه گيري كند.
” يا ” دانش‌آموز بتواند با استفاده از وسايل مورد نياز كه در آزمايشگاه فيزيك موجودند، يك زنگ اخبار بسازد، طوري كه با طرح داده شده در كتاب فيزيك دقيقاٌ مطابقت كند.
10-2- انواع هدفهاي آموزشي رفتاري ( هدفهاي ورودي – هدفهاي بين راه – هدفهاي نهايي ) :‌
هدفهاي آموزشي رفتاري را ميتوان به سه دستة هدفهاي پاياني يا نهايي، ‌هدفهاي واسطه‌اي يا بين راه، و هدفهاي ورودي تقسيم كرد. هدفهاي پاياني يا نهايي به آنچه كه يادگيرنده بايد در پايان درس يا دورة آموزشي انجام دهد اشاره مي‌كند، اما هدفهاي بين راه نشان دهندة اعمالي هستند كه يادگيرنده، بعد از يادگيري بخشي از درس و پيش از اتمام تمام درس، ‌انجام خواهد داد.
هدفهاي نهايي، به خودي خود، داراي اهميت هستند و معمولاٌ يادگيري آنها در دنياي واقعي ( خارج از آموزشگاه ) به كار يادگيرنده مي آيند. اما هدفهاي بين راه، به خودي خود، چندان اهميتي ندارند و يادگيري آنها از سوي يادگيرنده تنها از آن نظر مفيد است كه يادگيرنده را در يادگيري هدفهاي نهايي ياري مي‌دهد. در حقيقت هدفهاي بين راه نقش پل ارتباطي را ايفا مي‌كنند كه از طريق آنها يادگيرنده از هدفهاي ورودي به هدفهاي نهايي دست مي‌يابد.
نوع سوم هدفهاي رفتاري، هدف ورودي است. هدف ورودي كه نام ديگر آن رفتار ورودي است، ‌همچنانكه از اسم آن پيداست عبارت است از رفتارهايي كه يادگيرنده در موقع ورود به يك واحد يادگيري با خود به همراه مي آورد. بنابراين، هدف ورودي يا رفتار ورودي برآمادگي فرد يا هدفهاي قبلي آموخته شده از سوي او دلالت دارد. يادگيري بيشتر هدفهاي آموزشي نياز به آن دارد كه يادگيرنده از قبل نوعي آمادگي كسب كرده باشد.
هدفهاي ورودي يا رفتارهاي ورودي را دانش‌آموز بايد در درسها يا دوره هاي آموزشي قبلي آموخته باشد و توجه معلم به آنها از اين لحاظ اهميت داردكه معلوم كند يادگيرندگان براي شروع يادگيري درس جديد به آن آمادگي يا پيش نياز دسترسي دارند يا نه، اما هدفهاي آموزشي نهايي و بين راه هدفهاي درس فعلي معلم هستند كه او بايد آنها را آموزش دهد و در پايان واحد يا دورة آموزشي از آنها ارزشيابي به عمل آورد.
11-2- طبقه بندي هدفهاي آموزشي :
يادگيري سطوح انواع گوناگون دارد. ما مطالب مختلف درسي و غير درسي، چون حساب، فيزيك، شيمي، ‌ادبيات، ‌هنر، ‌آداب و رسوم و غيره را ياد مي‌گيريم. ما دوست داشتن، كينه توزي، ابراز محبت، ‌خشمگين شدن، و عواطف ديگري را ياد ميگيريم. همچنين ما ورزشهاي مختلف، حرفه هاي گوناگون، دوچرخه سواري، اتومبيل راني و بسياري كارهاي ديگر را ياد مي‌گيريم. تهيه فهرست كاملي از آنچه انسان در طول زندگي و از راه آموزش رسمي و غيره رسمي‌ياد مي‌گيرد بسيار دشوار شايد غير ممكن است. از آنجا كه يادگيري هدف آموزش است، ‌به همان نسبت كه يادگيريها متنوع هستند، هدفهاي آموزشي نيز گوناگونند. براي شناسائي انواع هدفهاي آموزشي شناسايي انواع يادگيري يا سطوح مختلف يادگيري ضرورت دارد. متخصصان آموزشي جهان، براي اين منظور، ‌يادگيري ها و هدفهاي آموزشي را طبقه بندي كرده اند.
12-2- طبقه بندي بلوم از هدفهاي آموزشي :‌
معروفترين طبقه بندي هدفهاي آموزشي كه به وسيلة گروهي از متخصصان آموزش و اندازه گيري و ارزشيابي تدوين شده است، به نام بنجامين بلوم كه سرپرستي آن گروه را بر عهده داشته شهرت يافته است ( بلوم و همكاران 1956 ). در اين طبقه بندي هدفهاي آموزشي ابتدا به سه حوزه يا حيطه با نامهاي شناختي، عاطفي، و رواني – حركتي تقسيم شده اند حوزة شناختي دانش و معلومات و توانائيها و مهارتهاي ذهني را شامل است. حوزة شناختي دانش ومعلومات و توانائيها و مهارتهاي ذهني را شامل است. حوزة عاطفي با علاقه انگيزش و نگرش سروكار دارد. و حوزة رواني – حركتي به فعاليتها و مهارتهايي كه هم جنبة رواني و هم جنبة جسماني دارند. مربوط مي‌شود.
13-2- حوزه شناختي :
هدفهاي آموزشي حوزة شناختي به فرآيندهايي چون دانستن، ‌شناختن، فهميدن، ‌انديشيدن، استدلال كردن، و قضاوت كردن مربوط مي‌شوند. براي مثال، ‌وقتي معلمي از اين بابت نگران است كه يكي از دانش‌آموزان او در حل مثال، وقتي معلمي از اين بابت نگران است كه يكي از دانش‌آموزان او در حل كردن مسائل درس حساب با مشكل مواجه است. نگراني او را در رابطه با مشكل دانش‌آموز به حوزة شناختي مربوط مي‌شود. طبقه بندي حوزه شناختي را بلوم و همكاران ( 1956 ) تهيه كرده اندو مسعود رضوي ( 1346 ) و سيف و علي آبادي ( 1368 ) آن را به فارسي برگردانده اند. حوزه شناختي به دوبخش دانش و توانائي ها و مهارت هاي ذهني تقسيم شده است، و هر يك از اين دو بخش نيز داراي تقسيماتي به شرح زير است :
00/1 – دانش : دانش شامل يادآوري و بازشناختي امور جزيي و كلي، روشها و فرآيندها، الگوها، ‌ساختها، يا موقعيتهاست. در واقع دانش عبارت است از يادآوري و بازشناسي مطالب قبلاٌ آموخته شده. ” براي مثلا اگر ذهن را به صورت يك بايگاني تصور كنيم، مسئله مربوط به يك موقعيت امتحاني سنجش دانش عبارت است از پيدا كردن نشانه ها، سرنخ ها، ‌يا قراين مناسب كه به بهترين وجهي دانش ذخيره شده يا بايگاني شده را فرا مي خواند ” ( بلوم وهمكاران 1956، ص 201 )
10/1- دانش امور جزيي :
11/1- دانش اصطلاحات :
– تعريف كردن اصطلاحات علمي و فني درس فيزيك.
– بيان معاني لغات تازة درس زبان خارجي.
12/1- دانش واقعيتهاي مشخص :‌
– گفتن وقايع مهم تاريخي مربوط به كشور مورد مطالعه.
– بيان خواص فيزيكي و شيميائي عناصر مختلف.
20/1- دانش راهها و وسايل برخورد با امور جزئي :‌
21/1- دانش امور قراردادي :
– توضيح دادن قواعد نقطه گذاري مورد استفاده در نوشته هاي گوناگون.
– بيان قواعد و قوانين آداب معاشرت در فرهنگهاي مختلف.
22/1- دانش روالها و توال ها :‌
– توضيح دادن تأثيرات صنعتي شدن يك جامعه بر روابط فرهنگي و روابط بين‌المللي آن جامعه.
– بيان تأثير مشترك عوامل ارثي و محيطي بر رشد فرد.
23/1- دانش طبقه بندي ها و طبقات :
– گفتن نقش وهدف رشته هاي گوناگون علمي.
– بيان اشكال مختلف مالكيت بازرگاني.
24/1- دانش ملاكها :
– بيان ملاكهاي مورد استفاده در تعيين ارزش غذايي مواد خوراكي.
– بيان ملاكهاي طبقه بندي علوم و هنرهاي مختلف.
25/1- دانش روشها يا روش شناسي :
– نام بردن روشهاي مناسب بررسي مسائل علوم اجتماعي.
– بيان روشهاي مورد استفادة دانشمندان براي پاسخ دادن به سئوالهايي كه در بارة جهان طرح مي‌شوند.
30/1- دانش‌آموز كلي و مسائل انتزاعي يك رشته
31/1- دانش اصل ها و تعميم ها :
– بيان اصول مهم يادگيري مورد استفاده در آموزش كلاسي.
– بيان قوانين زيست شناسي مربوط به توليد مثل و وراثت.
32/1- دانش نظريه ها و شناختها :
– بيان اصول و نظريه هاي درس شيمي.

– توضيح دادن نظريه هاي مه مربوط به فرهنگهاي مختلف.
تواناييها و مهارتهاي ذهني :‌
هدفهاي مربوط به توانائيها و مهارتهاي ذهني بر فرآيندهاي ذهني سازمان دهي و تجديد سازمان مطالب آموخته شده كه براي منظوري معين لازمد، تاكيد مي‌كنند. اين هدفها درك و فهم مطالب، قابليت استفاده از آنها در موقعيتهاي تازه، تجزيه و تحليل، ‌ابداع و ايجاد آثار تازه، و داوري و قضاوت را شامل مي‌شوند. فعاليتها و مهارتهاي ذهني از پنج طبقه به شرح زير تشكيل يافته اند :‌
../2- فهميدن يا فراگيري :
فهميدن يعني درك مطالب كه فرد از آن طريق در مي‌يابد كه هدف اصلي مطالب مورد نظر چيست، ‌بدون اينكه نياز داشته باشد كه آن مطلب را با مطالب ديگر ربط دهد يا موارد استفاده كامل آن را بداند. خرده طبقه هاي طبقة فهميدن به قرار زيرند :
10/2- ترجمه : انتقال معني از شكلي از گفتار به شكلي ديگر.
– توانايي برگرداندن يك مطلب مفصل به شكلي خلاصه و انتزاعي.


پاسخی بگذارید