در ميان تعاريفي كه درباره رفتار خلاق و جنبه هاي گوناگون ان نظير نتايج, مراحل شخصيت و محيط بعمل آمده است تفاوت هايي به چشم مي خورد. برخي معتقدند كه نتيجه رفتار خلاق, بطور حتم بايد عيني و ملموس باشد در حاليكه عده اي ديگر, ابراز يك انديشه خلاق را نيز رفتاري خلاق مي دانند.
گروهي ديگر فكر مي كنند مراحلي كه در جريان يك رفتار خلاق طي مي شود در همه افراد يكسان است, در صورتي كه ديگران اعتقاد دارند اين مراحل در افراد گوناگون متفاوت است_ در مورد خصوصيات شخصيتي برخي بر اين باورند كه ويژگي هاي شخصيتي افراد خلاق جنبه ارثي دارد_ در حاليكه ديگران ضمن رد اين نظريه بر اكتسابي بودن آن تاكيد دارند و معتقدند در تكوين يك زفتار خلاق, محيط نقش اساسي دارد در صورتي كه مخالفان اين عقيده, نقش محيط را نفي مي كنند و مي گويند فردي كه رفتار خلاق دارد خصوصيات خود را هر جا كه باشد نشان مي دهد و محيط نمي تواند در آن نقشي داشته باشد
چه عواملي در پرورش خلاقيت دانش آموزان مي توانند موثر باشند؟
ذهني كه در جستجوي ثبات است راكد مي ماند مانند همان آبگير كنار رودخانه, اين ذهن به زودي پر از فساد و پوسيدگي خواهد شد تنها ذهني كه ديوار, مانع, مكان استراحتي ندارد, بطور كامل با زندگي بدون وقفه درحال جلو رفتن, كشف و انفجار است تنها چنين ذهني مي تواند شادمان باشد و تا ابد نو, زيرا چنين ذهني خود به خود خلاق است. خلاقيت كيفيتي است كه در همه انسانها وجود دارد و تفاوت تنها در ميزان آن است, مانند هوش كه مقدار آن در عده اي كم و در بعضي زياد و بسيار زياد است.
خلاقيت كم, نشانه يك فرد عادي است و خلاقيت زياد آدم هاي خلاق و مبتكر را از ديگران متمايز مي سازد در مورد ارتباط بين بهره هوشي و خلاقيت نمي توان به درستي رابطه اي را تصور كرد, زيرا بسياري از افراد خلاق, افراد باهوشي نيستند, همچنين نمي توان گفت افرادي كه هوش هاي بالا دارند, خلاق و مبتكرند جالب است بدانيم كه دانش آموزان خلاق به اندازه دانش آموزان باهوش مورد علاقه معلمان نيستند.
نتايج اين تحقيقات اگر چه قابل تصميم به كل است, هشداري است كه وضعيت كلاسهاي درسي را تا حدودي روشن مي سازد_ دانش آموزان موفق و مورد احترام معلم معمولاً آنهايي هستند كه خوب گوش مي دهند مطالب درس را عيناً حفظ مي كنند, عاري از تفكر و اگرا هستند و در هنگام پاسخ دادن به سئولات كليشه اي عمل مي كنند.
آموزگاران و معلماني كه به روش هاي سنتي علاقمند و پايبند هستند, معمولاً دانش آموزاني را دوست دارند كه سر به راه و دنباله رو و خالي از اشتباه باشند, دانش آموزاني كه با خيال پردازي ها, مسئله اي ايجاد نمي كنند و مسائل را آنگونه كه عرف و عادت سال هاي طولاني معلم است حل مي كنند.
در اين گونه كلاسها تفكرات و اگرا جايگاهي ندارد. احتمالاً ظرافت طبع يعضي دانش آموزان خلاق هم با بي توجهي آموزگار روبرو مي شود. وقت كم و حجم زياد دانش آموزان و ارزشيابي هاي آخر سال براي معلمان كه متعلق به نسل كهن هستند بهانه اي مناسب است.
خلاقيت انسان ها در همه ادوار و جوامع نيروي محركه اي بوده است كه بشر را از حالت غارنشيني به عصر فضايي امروز كشانده است. انساني كه از وضعيت خويش ناراضي بوده, به دنبال كسب رضايت و بهينه كردن محيط زيست و پاسخ دادن به كنجكاوي هايش كاوش گر و نو انديش و خلاق باشد.
يكي از انگيزه هاي خلاقيت, عدم رضايت است كه باعث مي شود نيروي ابتكار بشر شروع خلاقيت و آغاز جرياني نو و تازه را بشارت دهد.
انگيزه ديگر خلاقيت كنجكاوي است, كنجكاوي نسبت به رويدادها و پديده هاي محيط زندگاني هميشه موجد برخورد با مسئله مي شود_ گاه خلاقيت در شيوه حل مساله و گاه در طرح آن است.
عامل مهم ديگري كه با عث بروز خلاقيت مي شود, داشتن روحيه شاد و اميدوار است _ افرادي كه نسبت به رويدادها و مسائل محيطي ديدگاه منفي دارند, نمي توانند خلاق و نو انديش باشند_ مبارزه با درماندگي و آزاده بودن و آزاد زيستن شيوه زندگي انسانهاي خلاق است.
آنان با مردم محيط خود به راحتي مي جوشند و به آنها احساس نياز مي كنند تا با درك كاستي هايشان, نيروي خلاقه خويش را بكار گيرند و عامل خير و مبشر نيكي باشند.
استاد مطهري عقيده داشتند((آفرينندگي و خلاقيت يعني شكستن مرسومات متعارف. دانش آموزان در كلاسهاي درس بايستي دچار شك و ترديد شوند_ خلاقيت در شك و ترديدهاي موجود است)).
نقش مديران و معلمان در پرورش خلاقيت دانش آموزان:
1)نقش مديران درپرورش خلاقيت: سازمان خلاق نيازمند به مديرخلاقي است كه در ايجاد و حفظ فرهنگ اخلاق در درون سازمان و ترغيب, ترويج و بوجود آوردن انگيزه براي رفتار خلاق در افراد گروههاي درون سازمان كوشا باشد. در اين راستا, مديران سازمانهاي آموزشي بايد هم از تجربه مفيد در ايجاد چنين فرهنگي برخوردار بوده هم مورد تاكيد كاركنان سازمان خود باشند, زيرا چنين تائيدي علاقمندي و اشتياق افراد را افزايش مي دهد.
لازارسفلد(1963) مي گويد: مدير بايد تمهيدات و تدابيري براي رشد, نوآوري و تغييربه كار بندد_ در دنياي متحول و متغير, اشخاص و سازمانها بايد بتوانند با تغيير د دگرگوني سازگاري پيدا كنند و اين وظايف عمده مدير در سازمان مي باشد.
در واقع ترويج و ترغيب ويژگي هاي پيش گفته به عملكرد مدير بستگي دارد و مديران مي توانند تسهيل كننده بروز اين ويژگي ها باشند_ سئوال عمده اين است كه چگونه مي توان اين ويژگي ها را ترويج داد و كاركنان را به تفكر واداشت بطوري كه خود كاركنان در اين راستا به يادگيري خلاقيت و نوآوري بپردازند.
وارن بنس ( 1984) پس از بررسي هاي مستمر در مورد الگوهاي رفتاري رهبران سازمانهاي خلاق به اين عقيده رسيده است كه وجود 4 نوع مديريت و توانايي در رهبر در اين رابطه مي تواندسودمند باشد.
1) مديريت توجه (دقت): به توانايي شكل دادن بينش جمعي و شامل نمودن تمام كاركنان در اين بينش دلالت دارد.
2) مديريت معني: توانايي بين اين بينش را بطور محسوس, معنادار و با تاثير احساسي مد نظر قرار مي دهد..
3) مديريت اعتماد: توانايي بدست آوردن و نگه داشتن اعتماد كاركنان را شامل مي شود.
4) مديريت خويشتن: برآگاهي از توانائيها و خصوصيات ويژه خود و استفاده بهينه از آنان با حفظ روحيه موفقيت و دوري از شك و ترديد نسبت به خود دلالت دارد.
كاركناني كه از اين نوع رهبري برخوردار هستند براي دستيابي به اهداف سازماني تمايل بيشتري به ايفاي نقش موثر و فعال داشته تلاش بيشتري براي ارائه انديشه هاي خلاق نشان مي دهند.
خلاقيت به دلايل زير براي مديران آموزشي ارزشمند است:
* مديران خلاق به احتمال بيشتري مي توانند خود و مدرسه تحت مديريت خود را در مقابله با مشكلات و بهره گيري از فرصت ها سازگار نمايند.
* با خلاقيت بيشتر مدير و همكاري او كميت و كيفيت تصميمات و فعاليت ها افزايش مي يابد.
* مدير و معلمان از لحاظ فردي احساس چالش و رضايت بيشتري در ارتباط با كار خود مي كنند.
2) نقش معلمان در پرورش خلاقيتماهنامه فرهنگي _ آموزشي رشد معلم (آذر77)
شايد در ابتداي ايجاد نظام تعليم و تربيت, يادگيري آمرانه بهترين روش ياد گيري محسوب مي شد ولي امروزه نياز انسان به يادگيري از طريق پي جويي حقيقت و استفاده كردن از استعدادهاي خلاق امري كاملاً اثبات شده است حال بايد ديد در ايجاد شرايط بروز خلاقيت از معلمين چه كاري ساخته است.
1) ايجاد فرصت ها براي بروز و شكوفا شدن خلاقيت:
يكي از مناسب ترين راههاي ايجاد شرايط براي ياد گيري از طريق خلاقيت, تهيه برنامه هاي درسي است به نحوي كه در آن فرصت هاي بروز خلاقيت در نظر گرفته شده باشد, اين عمل به طرق مختلف قابل انجام است. بنابراين لازم است از روشهايي كه دانش آموزان را با ماهيت تفكر خلاق آشنا كرده و مهارت تحليلي آنها را تقويت مي نمايد استفاده نمود.
2) اعطاي جايزه به موفقيت هاي خلاق:
تحقيقات آموزشي نشان داده است كه دانش آموزان تمايل زيادي به يادگيري در مسيرهايي دارند كه در آنها جوايزي دريافت كرده اند اگر بخواهيم استعداد خلاق دانش آموزان شكوفا گردد, بايد نمودهاي خلاق آنان را تشويق كنيم دانش آموزان بايد تشويق شوند كه نظراتشان ارزش دارد اين عمل با گوش دادن به نظرات آنها, توجه و آزمايش كردن آنها و بازگو كردن براي ديگران تحقق مي يابد.
مابايد فرصت هايي براي رشد خود آموزيها فراهم نمائيم_ انتقاد از جزئي ترين روشهاي ياذگيري متخذه از سوي دانش آموز, فشارهاي سخت بر كلمه به كلمه حفظ كردن مطالب كتاب درسي, نداشتن راههايي براي ارزشيابي آموخته هاي غير درسي و غير مدرسه اي وتلاش براي افزايش مطالب درسي, بدون دادن هرنوع امكان بازتاب هم از مسائلي است كه به شدت هدف فوق را به مخاطره مي افكند.
3) تامين شرايط لازم براي رشد خلاقيت ها
4) برقراري رابطه اي خلاق با دانش آموزان
5) هدفدار بودن خلاقيت ها د رنويسندگي
6) پرورش روحيه با نگرش سازنده نسبت به اطلاعات دريافتي
7) دلگرم كردن و تشويق بيشتر فعاليت هاي خلاق.
8) تامين شرايط براي انجام برخي از كارهاي بدون ثبت نتايج و ارزشيابي .
9) دانش آموزان گروه بندي شده و بهتر است گروهها بر اساس استعدادهاي همگون انتخاب شوند.
ديدگاههاي خلاقيت1:
در مورد خلاقيت ديدگاههاي متفاوتي وجود دارد _ عده اي معتقدند كه محصول نهايي فرآيند خلاقيت بايد عيني و ملموس باشد و عده اي معتقدند كه بيان يك انديشه خلاق نيز رفتاري خلاق است.
در ارتباط با مراحل خلاقيت عده اي معتقدند كه مراحل خلاقيت در همه افراد روندي يكسان دارد ولي عده اي عقيده دارند كه اين مراحل در افراد مختلف متفاوت است, در ارتباط با خصوصيت شخصيتي, عده اي معتقدند كه ويژگي هاي شخصيتي افراد خلاق, جنبه ارثي دارد و عده اي عقيده دارند كه ويژگي هاي شخصيتي, جنبه اكتسابي دارد و مبتني بر يادگيري است, در ارتباط با محيط عده اي معتقدند كه محيط نقش اول را در فرآيند خلاقيت افراد دارد ولي عده اي ديگر عقيده دارند كه يك شخص خلاق هر كجا باشد, محيط نمي تواند نقشي بر او داشته باشد
براي رد واثبات نظرات بالا دلايلي وجود دارد قبل از آنكه وارد اين بحث شويم, ابتدا بايستي به همه اين موارد با ديدگاه تعديلي نگريست و به آنها توجه كرد_ در زير ديدگاههاي خلاقيت توضيح داده مي شود.
1) ديدگاه محصول نهايي رفتار خلاق:
شايد اين سئوال برا ي شما مطرح باشد كه چه رفتاري خلاق و چه رفتاري غير خلاق است؟ ديدگاهي معتقد است كه اگر محصول بدست آمده براي فردي كه آن را ايجاد كرد. چيزي تازه و ابتكاري تلقي شود درآنصورت مي توان آن را كوشش خلاق دانست هرچند ممكن است كه چنين چيزي قبلاً توسط فردي ديگر بوجود آمده باشد.
مكتب مخالف با ديدگاه بالا, بر اين باور است كه بايد چيزي را خلاقه دانست كه قبلاً به وجود نيامده و معيارهاي به خصوصي دارد. معيارهايي مانند تازگي, متفاوت بودن با اشياء متعارف و يا تغيير دادن افكار و وسايلي كه منجر به اختراع جديد شود.
ديدگاه سوم, معتقد است كه محصول نهايي يك تفكر خلاق با توجه به هدفهايي كه براي آن در نظر مي گيريم, مي تواند بسيار متفاوت و متغير باشد بعنوان مثال مي توان از دو اثر كه يكي جنبه كاربردي و عملي دارد و ديگري جنبه نظري و زيبايي شناسانه. آنچه در اينجا عامل تعيين كننده است, ارزشهاي خود شخص است كه به آن معتقد است حال در مقام مقايسه بايد سه عامل زير را مورد توجه قرار داد:
1) خود شخص 2) فرم هاي اجتماعي 3) معيارهاي خلاقيت
2) ديدگاه تجزيه و تحليل رفتار خلاق:
اين ديدگاه معتقد است كه گاهي بر چگونگي يك رفتار خلاق براي ابداعات و اختراعاتي كه مي خواهيم انجام دهيم امري ضروري است, امروزه روان شناسان به اين نكته رسيده اند كه مغز بشر چگونه فعاليت مي كند و چطور مي توان توانمندي هاي بالقوه او را بالفعل در آورد.
ممكن است اين سئوال برايتان مطرح شود كه آيا با توجه به آگاهي از روند و مراحل خلاقيت مي توان رفتار خلاق را فرا گرفت؟ در جواب بايد گفت كه شما مي توانيد آن تعداد از عواملي كه منجر به رفتار خلاق مي شود را از طريق مطالعه زندگي افراد خلاق, الگو قرار دادن رفتارهاي افرادخلاق, تمرين رفتارهاي الگوي خود و بودن در كنار افراد خلاق, بياموزيد و رفتار خلاق را در خود ايجاد كنيد زيرا رفتار خلاق در تعدادي از فرآيندهايش اكتسابي است. شما مي توانيد اصول و تكنيك هاي تغيير دادن را فرا بگيريد و مدتي از خط مشي يك راهنمايي خلاق استفاده كنيد با ايجاد روش, بعد از مدتي خود به خود احساس خواهيد كرد كه روند و جريان خلاقيت قرار گرفته ايد.
3) ديدگاه ويژگي هاي شخصيتي و رفتار خلاق:
اين سئوال مطرح است كه آيا هر شخص با هر خصوصيتي مي تواند يك شخص خلاق باشد؟ به اين مثال توجه توجه كنيد.
آيا فردي كه قصد دارد بازرگاني موفق شود, مي تواند شخصي خجالتي و كمرو باشد؟ آيا كسي كه مي خواهد خلبان شود مي تواند ترس از بلندي داشته باشد و يا از دست دادن به كوچكترين عمل جسورانه واهمه داشته باشد؟ مسلماً ويژگي هاي شخصيتي, پيش زمينه رفتارهاي خلاق و يا غير خلاق شما خواهد بود. اگر خصوصيات شخصي خلاق را داشته باشيد يقيناً روند حركتتان به سوي خلاقيت تندتر و سريعتر خواهد بود.
اگر بعضي از خصوصيات شخص خلاق را داشته باشيد و بعضي ديگر را نداشته باشيد آهنگ خلاقيت كندتر خواهد بود. اگر خصوصيات شخصيتي و شيوه زندگي تان با اهداف خلاقيت مغايرت داشته باشد, هيچگاه فردي خلاق نخواهيد شد چرا كه خصوصيات شما مانع خلاقيتتان خواهد شد. به بعضي از شاخص ها و ويژگي هاي افراد خلاق در قسمت هاي بعد خواهيم پرداخت.
4) ديدگاه محيط و رفتار خلاق : يكي از عواملي كه بايد در فرآيند رسيدن به رفتارخلاق مورد توجه قرار گيرد, محيط است كه شامل مدرسه_ خانواده, دوستان, محله زندگي و در موارد كلي تر شامل محيط روستا, شهر, استان و كشور مي باشد كه در اين مورد شكي نداريم كه درصدي بسيار زياد از شكوفايي رفتار خلاق بستگي به محيط زندگي تان دارد_ اگر فردي بسيار باهوش باشيد ولي در محيط خانواده بسيار ضعيفي چه از نظر مادي و چه از نظر معنوي باشيد قطعاً درصدي زياد از پتانسيل رواني شما به هدر خواهد رفت.
ويژگي هاي افراد خلاق1:
سازمان به خودي خود خلاق نخواهد شد مگر اينكه افراد خلاق با خصوصيات و ويژگي هاي خاص پيكره آن سازمان را تشكيل دهند, آنها هستند كه با تشكيل گروههاي مختلف, مجموعه اي را بوجود خواهند آورد كه توسط رهبر و مديري خلاق, خوب حمايت شوند و مديران با شناخت افراد خلاق و بكارگيري آن در پست هاي مختلف و مناسب مي توانند زمينه هاي لازم جهت خلاقيت و نوآوري را در سازمان براي هميشه فراهم آورند در اين راستا به برخي ويژگي هاي افراد خلاق كه توسط صاحبنظران بيان شده است اشاره مي شود.
تورنس: ويژگي هاي بسياري را براي افراد خلاق قائل است كه از جمله آنها مي توان به موارد زير اشاره كرد.
آزردگي از كارهاي تكراري, توان فكر كردن و پرداختن به چند موضوع در يك زمان, ايجاد شرايط نشاط و علاقه به موضوع در خويش, فرانگري در انجام تكاليف, تلاش در انجام كارها با روش غير معمول, درك سريع و صحيح از روابط بين پديده ها, مستقل بودن و نگراني نداشتن از اينكه نسبت به ديگران متفاوت به نظر آيند, خيالي بودن, انعطاف پذيري, كنجكاوي, مخاطره پذيري.

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

استادين (1974) مطالعات انجام شده درباره ويژگي هاي افراد آفريننده را مورد بررسي قرار داده و به اين نتيجه رسيده است كه افراد آفريننده داراي ويژگي هاي زير هستند.
1) انگيزه پيشرفت سطح بالا
2) كنجكاوي فراوادن
3) علاقمندي زياد به نظم و تربيت در كارها
4) قدرت ابراز وجود و خود كفايي
5) شخصيت غير متعارف, غير رسمي و كامروا
6) پشتكار و انظباط در كارها
7) استقلال
8) طرز فكر اعتقادي
9) انگيزه هاي زياد و دانش وسيع
10) اشتياق و احساس سرشاري
11) زيبا پسندي و علاقه مندي به آثار هنري
12) قدرت تاثير گذاري بر ديگران
13) علاقه كم به روابط اجتماعي و حساسيت زياد نسبت به مسائل اجتماعي
14) شوخ طبعي
15) گرايش به مقوله ها و كارهاي پيچيده
16) نداشتن تعصب نسبت به تغيير
17) ميل به ريسك كردن
18) اعتماد به نفس بالا
19) رك گويي و صراحت بيان
20) خوش بيني و اميد وار بودن به آينده و…..
21) خودخواه نبودن و داشتن ثبات عاطفي
22) تمايل به پيشرفت دائمي
23) اعتقاد به راستي و درستي بعنوان ابزار كار
24) حساسيت و اهميت قائل شدن نسبت به سرنوشت ديگران
25) شجاعت درپذيرش عيوب خود, توانايي تشخيص آنان و قدرت در ترك عادت هاي ناپسند_
موانع خلاقيت و نو آوري1:
خلاقيت و نوآوري و ارائه فكر و نظر جزء خصوصيات فطري همه افراد است كه در شرايط و محيط مطلوب با شيوه هاي مناسب قابل شكوفا شدن و توسعه يافتني است, اما مهم اين است كه اين خصيصه وقتي نياز به آن در بسياري موارد از طرف بعضي مديران مورد بي توجهي قرار مي گيرد. بنابراين رفتار و عملكرد مدير هم مي تواند مانع خلاقيت و هم ايجاد تقويت كننده آن باشد.
موانع خلاقيت و نو اوري را مي توان در سه دسته به شرح زير مد نظر قرار داد.
1) موانع فردي
2) موانع اجتماعي
3) موانع سازماني
1_ موانع فردي خلاقيت:
مهمترين موانع فردي خلاقيت, داشتن اعتماد به نفس و ترس از انتقاد و شكست, تمايل به همگوني و عدم تمركز است. دكتر الكس اس اسبورن به بعضي از موانع فردي در راه خلاقيت اشاره مي كند و مي گويد:
تاكيد بر عادتهاي پيشين, دلسرد شدن, كم رويي وعدم تحسين و تشويق به موقع, گل لطيف خلاقيت را مي خشكاند بطور كلي موانع خلاقيت را به شرح زير مي توان بيان كرد.
1) عدم اعتماد به نفس
2) محافظه كاري
2) متعهد نبودن
4) تمايل به همرنگي و همسويي
5) عدم توانايي در تحمل ابهام و تضاد

6) عدم پيچيدگي ذهني لازم براي بررسي مسائل
7) وابستگي و جمود فكري
8) ) ويژگري شديد و عدم دانش كافي در مورد علوم مربوط
9) عدم استفاده از طرفين مغز
10) عدم تمركز ذهني
11) مقاوم نبودن
12) كمروئي
13) عدم انعطاف پذيري
2_ موانع اجتماعي خلاقيت:
موانع اجتماعي آندسته از موانع است كه بطور مستقيم متاثر از محيط اجتماعي است و فرد خود به تنهايي نمي تواند به رفع آنان اقدام كند. اين موانع بيشتر در محيط هاي خانوادگي وآموزش تجلي پيدا مي كنند.
الف) خانواده: دوران كودكي نقش بسيار مهمي در شگفتي وباور شدن استعدادهاي مختلف كودكان ايفا مي كند بعضي عقايد تربيتي غلط وعدم آگاهي لازم شرايط نامساعد, بي توجهي به پرسش هاي كودكان و به عقايد اصيل غير عادي آنان, انتقاد وسرزنش كردن نابجا از كارهاي آنان وقضاوت نادرست در درون خانواده, بعضي از مواردي است كه مانع رشد وشكوفا شدن خلاقيت كودكان مي گردد.
ب ) محيط آموزشي: ازآنجايي كه نظام هاي آموزشي نقش اساسي در شكوفايي استعدادهاي بالقوه فراگيران دارند ونا كار آمد بودن اين نظام ها خود بزرگترين مانع بروز خلاقييت ونوآوري است براي جلوگيري ازخاموشي خلاقييت بزرگان تعليم وتربيت اصولي را پيشنهاد كرده اند كه رعايت آنان درمحيط هاي آموزشي بطور مرتب مداوم وهماهنگ كمك خواهد كرد تا به جاي خاموشي ,خلاقيت رشد وتوسعه پيدا كند.
براي جلوگيري ازخاموشي خلاقيت رعايت اصول زير توصيه مي شود:
براي پرسشهاي دانش آموزان, بايد اهميت قايل شد وآنان را راهنمايي كرد تاخودشان جواب پرسشها رابيابند عقايد اصيل غير عادي بايد مورد احترام قرارگيرد وارزش آنان براي دانش آموزان روشن گردد. _بايد به دانش آموزان نشان داد كه عقايدشان داراي ارزش ا ست وعقايدي راكه پذيرش آنان در كلاس ممكن باشند پذيرفتني هستند.
گاهي اوقات بدون اينكه تهديدي از جهت نمره ارزشيابي ويا انتقاد در كار باشد, بايد كودكان را آزاد گذاشت, تا كارهايي راكه خودشان مي خواهند انجام دهند.
هرگز نبايد قضاوتي درموردرفتار دانش آموزان بدون اينكه عدل ونتايج آن تشريح گردد به آن عمل آورد, همچنين جورج اف نلر مي گويد:
قبل ازهر چيز مي توانيم دانش آموزان را به داشتن انديشه هاي بكر تشويق كنيم:انديشه هايي كه كم و بيش براي خود آنان بكر است.بسياري ازجوانان, بطور طبيعي مستعد پذيرش انديشه هاي تازه هستند, نوجوانان هوسها ومدها را با اشتياق وآغوش باز مي پذيرند. نظام آموزشي بايد تلاش كند تا ميل افراد رابه ابداع تقويت كند ونگرش هاي محافظه كارانه و قراردادي را در آنان اعتدال بخشند.
اگر بخواهيم خلاقيت را پرورش دهيم بايد بيان خود جوش را مخصوصاً در كودكان كوچكتر, تشويق كنيم, همچنين بايد دانش آموزان را تشويق كنيم تا در ابراز نظرهاي خود راحت و روان باشند.
در شرايط مساوي هرچه نظرات بيشتري ارائه دهند, مسائل بيشتري را مي توانند حل كنند.
بنابراين علماي تعليم وتربيت بر اين نكته صحه گذاشته اند كه آموزش مبتني بر خلاقيت پر بارتر از اموزش بوسيله اعمال قدرت است, شاگردي كه بكار بستن حداكثر ظرفيت خود انگيزش دروني براي كار كردن پيدا مي كند ديگر نيازي به پاداش و تنبيه ندارد, پس سودمندترآن است كه نظام هاي آموزشي موفقيتي فراهم آورند تا با عبارت اصول, خود مانع خلاقيت نشوند.
3_ موانع سازماني خلاقيت:
موانع سازماني خلاقيت و نوآوري در ابعاد مديريت, ساختار سازماني فرهنگ سازماني وآموزش قابل بررسي وتامل ا ست زيرا چنانچه اين ابعاد با اهداف و رسالتي كه ساز مانها ي آ موزش دارند هما هنگ نبا شند سازمان, خودمانعي دررا ه خلاقيت ونوآوري خواهد بود موانع سازماني خلاقيت در مقوله هاي زير قرار مي گيرند.
الف مديريت : درا ين زمينه مي توان به موارد زير اشاره كرد :
1) شيوه هاي رهبري
2 )بكارگير ي روشها ي تشويق و تنبيه نادرست
3 ) نگرش منفي نسبت به تو ان زيردستا ن
4)عدم تحمل ا نتقا د
5 )عدم تحمل شكست
6 )ضرر و زيان محسوب نمودن هزينه هاي نا شي از خلا قيت ونوآوري
ب ساختار سا زما ني: در اين حوزه موارد زير مي تواند به عنوان مانع خلاقيت مطرح شوند.
1) ارتبا طا ت محدود سا زما ني


پاسخی بگذارید