– هوش زباني: عبارت است از توانايي استفاده از زبان به طور مؤثر (شاعران، روزنامه نگاران) (سپهريان، 1386،129).
– هوش منطقي-رياضي: عبارت است از توانايي استدلال منطقي، بويژه در علوم و رياضيات (دانشمندان، رياضيدان) (همان منبع، 136).
– هوش موسيقايي: عبارت است از توانايي خلق، درک، و ارج گذاري موسيقي (آهنگ ساز، نوازنده) (سيف، 1387).
– هوش بدني- جنبشي: عبارت است از توانايي استفاده ماهرانه از حرکات بدني و تجسم و کار کردن با اشياء (ورزشکاران، بازيگران) (همان منبع).
– هوش فضايي: عبارت است از توانايي تشخيص جزئيات امور و تجسم و تغيير اشياء ديداري به طور ذهني (ملوانان، خلبانان) (گاردنر، 2004).
– هوش برون فردي: عبارت است از توانايي تشخيص جنبههاي ظريف رفتارهاي ديگران (پزشکان؛ فروشندگان) (آرمسترانگ، 2009).
– هوش درون فردي: عبارت است از توانايي آگاه شدن از احساسات، انگيزهها، و اميال خود (شخص داراي آگاهي تشخيص مفصل و دقيق است) (گاردنر، 2004).
– هوش طبيعت گرايانه: عبارت است از تشخيص جنبه هاي مختلف طبيعت (زيست شناسان) (همان منبع).
– رضايت مشتري: به احساس يا نگرش يک مشتري نسبت به يک محصول يا خدمت بعد از استفاده از آن گفته ميشود (جمال و ناصر20، 2002، 147).
– فرهنگ سازماني: عبارت است از اعتقادات نسبتاً ثابت ارزشها و ادراکات مشترک که توسط اعضاي سازمان حفظ ميگردد، (گري21، 2007، 28).
– فرهنگ مشارکتي: به اعضاي سازمان در تصميمگيري امور و انتظارات محيط تمرکز دارد و در کارکنان احساس مسئوليت و مالکيت و تعهد بيشتر نسبت به سازمان ايجاد مي کند. اين فرهنگ به ميزان قابل ملاحظهاي مداخله و مشارکت کارکنان در امور را تشويق نموده و نوعي حس مالکيت و مسئوليت را در بين آنها پرورش ميدهد. چنين سازمانهايي تا حد زيادي به نظامهاي کنترل غيررسمي، داوطلبانه و ضمني متکي هستند. وجود حس مالکيت در افراد، تعهد سازماني آنها را افزايش داده و ظرفيت بيشتري را براي استقلال و تفويض اختيار به آنها فراهم مينمايد (دنيسون، 2000).
– فرهنگ کارآفريني: در اين فرهنگ تمرکز استراتژي سازمان بيروني است که براي دستيابي به نيازها و خواستههاي ارباب رجوع و مشتريان در محيط پويا و متغير عمل ميکند. در کارکنان تغيير، نوآوري، ريسک پذيري، آينده نگري، آزادي و استقلال و کار گروهي ايجاد ميکند (دفت، 2001).
– فرهنگ ماموريتي: خدمت به ارباب رجوع در محيط بيرون را مورد توجه قرار ميدهد، نياز به تغييرات سريع ندارد و کارکنان در مقابل سطح عملکرد مشخص پاسخگو هستند. ماموريت بيانگر جهتگيري سازمان در بلندمدت ميباشد. ماموريت از طريق تعريف نقش اجتماعي و اهداف بيروني براي سازمان، مقاصد اساسي را براي سازمان مشخص ميسازد و از طريق تعيين وضعيت مطلوب سازمان در آينده، مبنايي را براي اقدامات و رفتارهاي فعلي سازمان و کارکنان آن، فراهم ميآورد. به اين ترتيب هنگامي که افراد و سازمانها هدفگرا باشند، احتمال دستيابي به موفقيت در آنها بيشتر خواهد بود (همان منبع).
– فرهنگ بورکراتيک: تمرکز دروني دارد و با محيط ثابت سازگار است. در اين نوع فرهنگ مشارکت کارکنان کم است و نظارت و کنترل بر محيط شديد است، با زير دستان به شيوه خودکامه برخورد ميشود و به نظم، رتبه، جايگاه سازماني و رعايت سلسله مراتب اهميت زياد داده ميشود (دفت، 2001).

1-8-2- تعاريف عملياتي
– هوش زباني: نمرهاي است که آزمودني از مجموع سوالهاي 1 الي 5 پرسشنامه هوش چندگانه گاردنر چيسلت و چاپمن (2005)، بدست ميآورد.
– هوش منطقي-رياضي: نمرهاي است که آزمودني از مجموع سوالهاي 6 الي 10 پرسشنامه هوش چندگانه گاردنر چيسلت و چاپمن (2005)، بدست ميآورد.
– هوش موسيقيايي: نمرهاي است که آزمودني از مجموع سوالهاي 11 الي 15 پرسشنامه هوش چندگانه گاردنر چيسلت و چاپمن (2005)، بدست ميآورد.
– هوش جسمي-حرکتي: نمرهاي است که آزمودني از مجموع سوالهاي 16 الي 20 پرسشنامه هوش چندگانه گاردنر چيسلت و چاپمن (2005)، بدست ميآورد.
– هوش ديداري-فضايي: نمرهاي است که آزمودني از مجموع سوالهاي 21 الي 25 پرسشنامه هوش چندگانه گاردنر چيسلت و چاپمن (2005)، بدست ميآورد.
– هوش برون فردي: نمرهاي است که آزمودني از مجموع سوالهاي 26 الي 30 پرسشنامه هوش چندگانه گاردنر چيسلت و چاپمن (2005)، بدست ميآورد.
– هوش درون فردي: نمرهاي است که آزمودني از مجموع سوالهاي 31 الي 35 پرسشنامه هوش چندگانه گاردنر چيسلت و چاپمن (2005)، بدست ميآورد.
– هوش طبيعتگرا: نمرهاي است که آزمودني از مجموع سوالهاي 36 الي 40 پرسشنامه هوش چندگانه گاردنر چيسلت و چاپمن (2005)، بدست ميآورد.
– رضايت مشتري: نمرهاي است که آزمودني از مجموع سوالهاي پرسشنامه رضايت مشتري که داراي 30 سوال ميباشد، بدستميآورد.
– فرهنگ سازماني: نمرهاي است که آزمودني از مجموع سوالهاي پرسشنامه فرهنگ سازماني دفت (2001) که داراي 24 سوال ميباشد، بدست ميآورد.
– فرهنگ مشارکتي: نمرهاي است که آزمودني از مجموع سوالهاي 1 الي 6 پرسشنامه فرهنگ سازماني دفت (2001)، بدست ميآورد.
– فرهنگ کارآفريني: نمرهاي است که آزمودني از مجموع سوالهاي 7 الي 12 پرسشنامه فرهنگ سازماني دفت (2001)، بدست ميآورد.

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

– فرهنگ ماموريتي: نمرهاي است که آزمودني از مجموع سوالهاي 13 الي 18 پرسشنامه فرهنگ سازماني دفت (2001)، بدست ميآورد.
– فرهنگ بورکراتيک: نمرهاي است که آزمودني از مجموع سوالهاي 19 الي 24 پرسشنامه فرهنگ سازماني دفت (2001)، بدست ميآورد.

1 – Intelligence Quotint
2 – Wechsler
3 – Gardner
4 – Armstrong
5 – Mayer & Solovey
6 – Verbal – linguistic
7 – Logical – mathematical

8 – Musical
9 – Bodily- kincstic
10 – Visual – special
11 – Interpersonal
12 – Intrapersonal
13 – Naturalist
14 – Fernandez Gonzalez & Prado
15 – Law, et al
16- Korte & Chermack
17- Shuang Liu
18- Involvement, Entrepreneurship, Mission & Bureaucratic
19 – Denison
20 – Jamal, & Naser
21 – Gray
—————
————————————————————


پاسخی بگذارید