در گذشته اين نظريه وجود داشت که نفت منشأ معدني دارد و در اثر واکنش آب و دي اکسيد کربن به کمک انرژي حرارتي درون زمين يا انرژي خورشيد بوجود مي آيد. اما اين نظريه امروز منسوخ شده و دانشمندان اثبات کرده اند که نفت و گاز داراي منشأ آلي بوده و جانداران آبزي بويژه پلانکتون ها منشأ اين دو ماده مي باشند؛ بقاياي اين جانداران در شرايط ويژه (دور از اکسيژن و درون گل و لاي) و بر اثر وجود باکتري هاي هوازي و فشار، طي ساليان متمادي ماده اي به نام ساپروپل44 را تشکيل داده که اين ماده در مرحله بعد بر اثر تغييرات فيزيکي و شيميايي، ترکيبات نفتي را توليد مي کنند45. بقاياي گياهان نيز در صورت ته نشين شدن در لايه هاي زمين، در اثر فعل و انفعالات زمين شناسي نفت توليد مي کنند. به عبارت ديگر صرفنظر از منشأ گياهي و جانوري، شرط لازم براي تشکيل نفت و گاز، توليد، تجمع و حفظ مواد آلي است46.
مطابق نظريه آلي، با مدفون شدن مواد آلي در داخلي رسوبات و به وجود آمدن ضخامت کافي از رسوبات روي آنها، مولکول هاي مواد آلي در اثر عوامل بيوژنتيک و فيزيکي و شيميايي به مولکول هاي هيدروکربوري تبديل مي شوند47. بر اثر ته نشين شدن پيکر موجودات نفت ساز همراه با رسوبات رسي ريزدانه و آهکي که سنگ هاي مناسبي براي نگهداري پيکر اين موجودات هستند، پس از گذشت ميليون ها سال “سنگ مادر”48 به وجود مي آيد49. با گذشت زمان چنانچه سنگ مادر در اثر فشار و دماي زياد به اعماق پايين تر رود، فشار و دماي زياد باعث تجزيه و از بين رفتن آن مي شود. همچنين، اگر لايه هاي نفت زا به سطح زمين راه يابند هيدروکربن هاي سبک تبخير مي شوند و هيدروکربن هاي سنگين به صورت توده اي از مواد جامد يا ذرات پراکنده در محل تراوش نفت باقي مي مانند50.
به هرحال، پس از تشکيل سنگ مادر، ذرات پراکنده هيدروکربن ها و آب و نمک همراه آن، از درون ترک ها و شکاف هاي موجود در لايه هاي رسوبي به نقاط با فشار کمتر، حرکت مي کنند. طول اين مسير گاهي به صدها کيلومتر مي رسد. اين حرکت در اثر فشردگي لايه هاي رسوبي بر اثر افزايش وزن رسوبات جديد، حرکت و جا به جايي پوسته زمين و … به وقوع مي پيوندد و نفت تحت فشار زياد به سمت رسوبات متخلخل حرکت مي کند که به اين جا به جايي “مهاجرت اوليه”51 مي گويند52.
حرکت نفت کماکان تداوم دارد تا به سنگ مخزن53 برسد. سنگ مخزن فضاهاي خالي ظرف زيرزميني نفت و گاز را تأمين مي کند. اين فضاها را خلل و فرج بين ذرات کانيها ايجاد مي کنند. هر سنگي که به اندازه کافي فضاي خالي براي تجمع هيدروکربن داشته و هنگامي که چاهي در داخل آن حفر مي گردد، سيال ذخيره شده را در چاه تخليه کند، مي تواند سنگ مخزن باشد. سنگ ها کم و بيش داراي فضاي خالي يا تخلخل مي باشند، ولي تنها سنگهايي که داراي خلل و فرج بيشتر و مرتبط با يکديگرند سنگ هاي مخزني مفيد را تشکيل مي دهند. منظور از تخلخل هر سنگ، نسبت حجم فضاي خالي موجود در سنگ به حجم کلي سنگ است54. در قسمت بالاي سنگ مخزن لايه اي وجود دارد که به آن پوش سنگ55 مي گويند که سطح غيرقابل نفوذي مي باشد و مانع از ورود نفت به سطح زمين مي گردد. پوش سنگ به مثابه سدي نفوذ ناپذير در قسمت بالاي سنگ مخزن عمل مي کند و تخلخل موجود در سنگ مخزن باعث مي شود که نفت در آن ذخيره شود و ارتباط بين خلل و فرج هاي سنگ سبب حرکت آسان نفت در درون آن مي گردد
پس از ورود نفت به سنگ مخزن نيروي گرانش56 وارد عمل مي شود. اين نيرو باعث مي شود تا سيال داراي چگالي کمتر به سمت بالا حرکت کند و در نتيجه سيالات دو سنگ مخزن بر حسب چگالي از هم جدا شوند. گاز در قسمت بالاي مخزن، نفت در وسط آن و آب و نمک در زير قرار گيرد. اين فرايند را مهاجرت ثانويه57 مي گويند. بعد از اين به کمک نيروي مويينگي58 سيالي که خاصيت ترکنندگي بيشتري دارد، همانند فتيله چراغ به سمت بالا حرکت كرده و در نتيجه به لحاظ وجود اين خاصيت در آب و عليرغم سنگيني وزن آن بيشتر از نفت به سمت بالا حرکت مي کند و در نهايت با نيروي گرانش به حالت تعادل مي رسد.
محدوده مکاني و ظرف تجمع نفت و ديگر سيالات در زيرزمين را نفت گير يا تله نفتي59 مي گويند. نفت و سيالات در اين مکان محبوس شده و پوش سنگ، مانع از حرکت آن به سمت بالاتر شده است60. همچنانکه براي جمع نمودن قطرات باران وجود ظرف معقري لازم است، براي جمع شدن قطرات نفت و گاز نيز وجود يک ظرف معقر ضروري مي باشد که نفت گير داراي چنين خاصيتي است. جداره نفت گير را سنگ پوش و فضاي داخلي آنرا روزنه هاي سنگ مخزن تشکيل مي دهد. لذا ديواره ظرف بايد سالم و بدون درز باشد تا سيال به خارج نشت نکند61. اگر مواد نفتي موجود در زير پوشش سنگ به صورت پراکنده باشد، از نظر اقتصادي قابل برداشت نمي باشد62 .بنابر اين مواد نفتي بايستي به صورت متمرکز وجود داشته باشند. نفت گيرها را به انواع مختلف ساختماني63، چينه اي64 و ترکيبي65 تقسيم کرده اند که به لحاظ رعايت اختصار از بيان جزئيات آنها خودداري مي شود.در يک تقسيم بندي کلي،منابع نفت وگاز به شکل مخزن،حوضه،ميدان ومنطقه قابل شناسايي هستند.
گفتار سوم: ظرفيت مكاني نفت وگاز
منظور از ظرفيت مكاني نفت وگاز ،نحوه تجمع نفت وگاز در قلمرو مكان يا مكانهاي تجمع اين مواد در اعماق زمين اعم از خشكي و زير بستر درياست كه شامل مفاهيمي چون ميدان ، مخزن ،حوضه وبلوك يا ناحيه مي شود.
بند اول: مخزن66 نفت و گاز
مخزن ساده ترين شکل جمع يک ذخيره هيدروکربني در زيرزمين و کوچکترين واحد از نظر اقتصادي است. فشار هيدروستاتيک آن که به فشار مخزن67 هم معروف است در تمام نقاط آن يکسان و به يک اندازه بوده و بخشهاي نفت و يا گاز در آن تحت آن ميزان واحدي از فشار قرار دارند. اندازه و سطح مخازن نفتي به مقادير مختلف از چند صد مترمربع تا چند صد کيلومتر مربع تغيير مي کند. محتواي مخزن ممکن است گاز يا گاز و نفت يا نفت باشد. مخازن عمده68 شامل مخازني مي شوند که داراي بيش از 50 ميليون شبکه نفت ذخيره داشته باشند.69

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

بند دوم: ميدان70 نفت و گاز
وقتي چند مخزن يا گروهي از مخازن در وضعيت مشترک و خاص زمين شناسي اعم از ساختماني و يا چينه شناسي، قرار گرفته باشند. آنرا ميدان نفتي مي گويند. مخازن مختلفي که در يک ميدان قرار دارند، ممکن است داراي ابعاد مختلفي باشند و مثلاً در افقهاي مختلف استراتيگرافيک در يک ساختمان طاقديسي واقع شده و يا در محلهاي مختلف ولي در يک مجموعه رسوبي- چينه اي مشخص گستردگي پيدا کرده باشند. ملاک تعيين و تفکيک مخازن و ميدانهاي نفتي، ميزان توليد و يا ذخيرة نفتي آنها مورد نظر نيست بلکه شکل و حدود جغرافيايي و ظرفيت نفت گيري آنها مورد توجه است. حتي امکان دارد برخي از مخازن نفتي در مناطقي نظير خاورميانه از بسياري از ميدانهاوحتي حوضه هاي نفتي دنيا بيشتر باشد.71

بند سوم : حوضه نفت و گاز
حوضه نفتي منطقه يا محدوده جغرافيايي است که در آن ميدانها و مخازن متعددي، وجود دارد که همه آنها در يک مجموعه زمين شناسي مربوط به شرايط محيطي و رسوبي معين و مستقل گرد آمده اند. حوضه هاي نفتي با ويژگي هاي چينه شناسي خاص خود مشخص شده و از ساير حوضه هامتمايز مي گردند. به عنوان مثال مي توان از حوضه زاگرس در غرب و جنوب غرب ايران در منطقه خليج فارس و حوضه قفقاز در آذربايجان نام برد.72
بند چهارم: منطقه-بلوک-ناحيه73


پاسخی بگذارید