اينجانب حسن يعقوبي دانشجوي دور? دکتري رشت? زبان و ادبيات فارسي دانشکد? علوم انساني دانشگاه سمنان تعهد مينمايم که تحقيقات ارائه شده در اين پايان نامه توسط شخص اينجانب انجام شده و صحت و اصالت مطالب، مورد تأييد ميباشد و در موارد استفاده از کار ديگر محققان، به مرجع مورد نظر اشاره شده است. همچنين گواهي مينمايم که مطالب مندرج در پاياننامه تا کنون براي دريافت هيچ نوع مدرک يا امتيازي توسط اينجانب يا فرد ديگري در هيچ جا ارائه نشده است و در تدوين متن پايان نامه چارچوب مصوّب دانشگاه را به طور کامل رعايت کردهام.

حسن يعقوبي
19/11/1393

تقديم به:
خوبيها و فداکاريهاي همسرم
و گلهاي هميشه بهار زندگيام، مهدي و سهيل
سپاس فراوان از راهنماييهاي عالمانه و مشفقان? استادان عزيزم؛
استاد راهنمايم: سرکار خانم دکتر عصمت اسماعيلي
استادان مشاورم: جناب آقاي دکتر ناصر رحيمي و جناب آقاي دکتر حسن ذوالفقاري
استادان داورم: جناب آقاي دکتر منصور ثروت، جناب آقاي دکتر سيدحسن طباطبايي و جناب آقاي دکتر محمد رضايي

تقدير و تشکر از:
محبّت و همراهي دکتر مهدي خواجـهپيري (رئيس مرکز ميکرو فيلم نور دهلي نو)، دکتر عليرضا قزوه، دکتر حميدرضا قليچخاني و دکتر هومن يوسفدهي
چکيده
آنندرام (Anand Ram)، متخلص‌ به‌ “مخلص‌”، شاعر و نويسندة پارسىگوي‌ قرن دوازدهم هجري، در سودهره (Sodhra) در بخش سيالکوت (Sialkot) از توابع‌ لاهور(Lahore) به‌ دنيا آمد. مخلص‌ در شاعري‌ از استاد خود ميرزا عبدالقادر بيدل‌ پيروي‌ مى‌كرد و از بهترين شاگردان‌ او بود، ولى‌ سخنش‌ از پيچيدگيها و نازك‌ خياليهاي‌ معماواري‌ كه‌ در شعر بيدل‌ ديده‌ مى‌شود، خالى‌ است‌. علاوه‌ بر قريحة سرشار آنندرام‌ در شاعري‌، ذوق‌ نكتهيابى‌ و نقادي‌ وي‌ نيز شايستة توجه‌ است و سبك‌ نگارش‌ او در نثر هم به‌ متانت‌ و روانى‌ مشهور بوده‌ است‌، به گونهاي که مخلص را يکي از بهترين نويسندگان آن روزگار خواندهاند.
هنگام? عشق، داستان منثور عاشقانهاي است که آنندرام مخلص در سال 1152ق. از هندي به فارسي ترجمه کرده، با نثري شاعرانه و زيبا به رشت? تحرير درآورده است. اين کتاب تا کنون تصحيح نشده و در اين پژوهش با کمک چهار نسخ? موجود، تصحيح گرديده است.
کارنام? عشق، اثر داستاني ديگر آنندرام مخلص است که در سال 1144ق. با نثري زيبا از هندي به فارسي برگردانده شده است. اين کتاب در اين پژوهش با کمک سه نسخه موجود، تصحيح گرديده است.
در پژوهش حاضر، ضمن ارائ? کلياتي راجع به نسخ خطي و تصحيح، وضعيت زبان و ادبيات فارسي، نثر فارسي و داستاننويسي در شبه قاره، به شرح حال و معرفي آثار مخلص به ويژه دو اثر داستاني “هنگام? عشق” و “کارنام? عشق”، بررسي وِيژگيهاي سبکي اين دو اثر، معرفي نسخهها و تصحيح انتقادي آنها، پرداخته شده است. همچنين در پايان، فرهنگ واژگان براي توضيح لغات هندي و دشوار اين دو اثر تهيه شده است.
کليدواژه‌ها: تصحيح انتقادي، نسخ? خطي، آنندرام مخلص، هنگام? عشق، کارنام? عشق
فهرست مطالب

عنوانصفحهفصل اول: کليات تحقيق …………………………………………………………………………………….1 1-1- عنوان تحقيق ……………………………………………………………………………………..2 1-2- بيان مسئله و ضرورت آن ………………………………………………………………….2 1-3- پرسشهاي تحقيق ……………………………………………………………………………2 1-4- فرضيههاي تحقيق ……………………………………………………………………………3 1-5- پيشين? تحقيق …………………………………………………………………………………..3 1-6- اهداف تحقيق …………………………………………………………………………………….4 1-7- روش تحقيق ………………………………………………………………………………………4فصل دوم: مباني نظري تحقيق ………………………………………………………………………….5 2-1- تعريف نسخ? خطي و تصحيح متن …………………………………………………..6 2-2- اهميت و ضرورت تصحيح متون ………………………………………………………..7 2-3- روشهاي تصحيح متن ……………………………………………………………………..8 2-3-1- تصحيح انتقادي …………………………………………………………………………….8 2-3-2- تصحيح التقاطي ……………………………………………………………………………9 2-3-3- تصحيح بينابين ……………………………………………………………………………..11 2-3-4- تصحيح قياسي ………………………………………………………………………………11 2-4- مراحل کار تصحيح …………………………………………………………………………….12 2-5- روش تصحيح در اين پژوهش ……………………………………………………………13 2-6- پيشين? زبان و ادبيات فارسي در شبه قاره ………………………………………..14 2-7- نثر فارسي در شبه قاره ………………………………………………………………………18 2-8- داستاننويسي در هند ………………………………………………………………………..21 2-8-1- داستاننويسي در هند در دور? سبک هندي ………………………………..22 2-8-2- داستانهاي عاشقانه در هند …………………………………………………………24 2-8-3- بنمايهها و خويشکاريهاي داستانهاي عاشقان? هندي ……………..25فصل سوم: پژوهش در احوال و آثار و سبک آنندرام مخلص………………………29 3-1- نام، شهرت و تخلص ………………………………………………………………………….30 3-2- زندگينامه آنندرام مخلص …………………………………………………………………30 3-3- خانواده و نياکان آنندرام مخلص ……………………………………………………….35 3-4- اوضاع سياسي اجتماعي هند در زمان آنندرام مخلص ……………………..37 3-5- اوضاع ادبي هند در زمان آنندرام مخلص ………………………………………….40 3-6- جايگاه ادبي آنندرام مخلص ……………………………………………………………….42 3-7- ديگر علائق مخلص …………………………………………………………………………….51 3-8- آثار آنندرام مخلص ……………………………………………………………………………54 3-9- هنگام? عشق ……………………………………………………………………………………..60 3-9-1- بررسي ارتباط هنگام? عشق با داستان پدماوت ……………………………61 3-10- کارنام? عشق ……………………………………………………………………………………71 3-11- ويژگيهاي سبکي هنگام? عشق و کارنام? عشق …………………………..73 3-11-1- ويژگيهاي زباني ………………………………………………………………………..73 3-11-2- ويژگيهاي بلاغي ……………………………………………………………………….96 3-11-3- بيان …………………………………………………………………………………………….113 3-11-2- ويژگيهاي فکري ………………………………………………………………………..118فصل چهارم: معرفي نسخهها …………………………………………………………………………….121 4-1- نسخههاي هنگام? عشق …………………………………………………………………….122 4-2- نسخههاي کارنام? عشق …………………………………………………………………….125 4-3- رسمالخط نسخهها ……………………………………………………………………………..132فصل پنجم: متن نسخ? هنگام? عشق ……………………………………………………………..135فصل ششم: متن نسخ? کارنام? عشق ……………………………………………………………..294فصل هفتم: نتيجهگيري ………………………………………………………………………………………405پيوستها ………………………………………………………………………………………………………………409 – تصوير نسخههاي هنگام? عشق و کارنام? عشق ………………………………………410فرهنگ واژگان ……………………………………………………………………………………………………….431فهرست منابع ………………………………………………………………………………………………………..452چکيد? انگليسي …………………………………………………………………………………………………….460
فصل اول
کليات تحقيق
1-1- عنوان تحقيق
تصحيح انتقادي آثار داستاني آنندرام مخلص(هنگام? عشق، کارنام? عشق) همراه با تحقيق در احوال و سبک نويسنده
1-2- بيان مسئله و ضرورت آن
تاريخ ادبي، علمي، اجتماعي يا سياسي هر ملتي، تنها زماني مي‏تواند به شيوه‏اي کاملاً عيني به‏ نگارش درآيد که بر مآخذ اصلي تکيه داشته باشد و بيترديد يکي از سرچشمههاي اين مآخذ اصلي، نسخههاي خطي است که آيينه فرهنگ و ادبيات ملتها محسوب ميشوند. احياي نسخههاي خطي يکي از وظايف مهم و مؤثر علاقهمندان فرهنگ و تمدن ايران و پژوهشگران و متخصصان زبان و ادبيات فارسي است. مجموعههاي نسخ خطي فارسي و عربي که در کتابخانههاي بزرگ ملّي و عمومي شبه قاره نگهداري ميشود، از بزرگترين سرمايههاي فرهنگي و تاريخي جهان اسلام است و بعضي از اين نسخهها از لحاظ قدمت و اهميت علمي، ادبي و تاريخي و يا از لحاظ تصاوير، تذهيبکاري و خطاطي در نوع خود در شمار نفيسترين آثار قرار دارند.
هنگام? عشق و کارنام? عشق، دو اثر داستاني آنندرام مخلص، از جمل? اين آثار است که با تصحيح و شناساندن آنها، ميتوان گامي هرچند کوچک در مسير معرفي گنجينههاي گرانسنگ ادب پارسي برداشت.
1-3- پرسشهاي تحقيق
1. ويژگيهاي بارز سبکي نثر مؤلف در اين دو اثر چيست؟
2. چه ارتباطي بين داستان هنگام? عشق و داستان پدماوت اثر ملک محمد جائسي وجود دارد؟
3. تصحيح انجام شده قبلي کارنام? عشق چقدر قابل اعتماد است؟
1-4- فرضيههاي تحقيق
1. بهرهگيري از اشعار فارسي خود و ديگر شاعران در جايجاي داستان، استفاد? فراوان از اصطلاحات نسخهپردازي، خط، نقاشي و کتابت در توصيفها، بهکاربردن عبارات وصفي بلند، ساخت اسامي مرکّب، استفاده از واژههاي هندي و بهرهگيري بسيار از صنايع لفظي و معنوي از ويژگيهاي بارز نثر هنگام? عشق و کارنام? عشق است.
2. با مقايس? گزارش اين دو داستان، درمييابيم که هنگام? عشق نميتواند ترجمهاي از پدماوت اثر ملک محمد جائسي باشد و گمان ميرود داستان ديگري از ملک محمد بوده، يا با احتمالي نسبتاً ضعيف، مخلص در داستان پدماوت، دخل و تصرّف فراواني کرده و تغييراتي اساسي در آن داده، يا از آنجا که مخلص داستان را از ديگري شنيده و بر اساس آن هنگام? عشق را به نگارش درآورده، ممکن است روايتگر داستان، در آن تغييراتي داده باشد. از اين روي، هنگام? عشق را نميتوان ترجمهاي از پدماوت دانست و اشتباه اشارهکنندگان به اين موضوع شايد عدم دقّت در بيان مخلص در مقدم? هنگام? عشق و نيز مقايسه نکردن اين دو داستان باشد.
3. با توجه به اينکه مصحّحان کارنام? عشق فقط از دو نسخه استفاده کردهاند و همچنين با وجود افتادگي در آغاز و پايان يکي از نسخ و نيز متأخّر بودن نسخ? اساس، اشکالات فراوان در تصحيح آن به چشم ميخورد. از اين رو ضرورت تصحيح دوباره با استفاده از نسخهاي قديميتر و دقيقتر، احساس گرديد.
1-5- پيشين? تحقيق
نسخ? هنگام? عشق تا کنون تصحيح و چاپ نشده است. کارنام? عشق، يک بار با استفاده از دو نسخه کتابخان? دانشگاه همدرد کراچي و کتابخان? مرکزي دانشگاه پنجاب لاهور، توسط محمداقبال شاهد و محمد صابر در سال 2007 م. تصحيح و توسط دانشگاه پنجاب لاهور چاپ شده که با توجه به افتادگي در آغاز و پايان نسخ? کراچي و نيز متأخّر بودن نسخ? اساس(پنجاب)، اشکالات فراوان در تصحيح آن به چشم ميخورد، به همين دليل با استفاده از نسخ? قديميتر، کاملتر و دقيقتر کتابخان? انجمن ترقي اردو دهلي، دوباره به تصحيح اين اثر اقدام گرديد.
1-6- اهداف تحقيق
1. تصحيح منقح اين دو اثر داستاني.
2. معرفي و شناساندن شاعر و نويسند? کمتر شناخته شده، آنندرام مخلص و آثار وي.
3. آگاهي از ويژگيهاي سبکي نثر مؤلف.
4. مقايس? داستان هنگام? عشق و داستان معروف پدماوت و بررسي ارتباط بين اين دو اثر.
1-7- روش تحقيق
در تصحيح اين دو اثر، تلاش شده با مقايس? چند نسخه از متون مورد نظر و مقابل? آنها و تحقيقات کتابخانهاي و گردآوري اطلاعات لازم و دستهبندي آنها، به تصحيح اين دو کتاب پرداخته شود. در اين کار، ضمن پيروي از شيو? تصحيح انتقادي، از متن ديگر نسخهها نيز غفلت نشده و متن کاملي از اين آثار ارائه گرديده است.
فصل دوم
مباني نظري تحقيق
2-1- تعريف نسخ? خطي و تصحيح متن
وجه تسمي? نسخه يا سبب خواندن کتاب خطي به نام نسخه، اين بوده است که چون کاتب بر اساس رونويسي از کتاب، رونويسي ديگر فراهم آورده، رونويس جديد، کاتب (يا خوانند? آن) را از رونويس مأخوذ بينياز ميداشته است و چون رونويس جديد (يا نسخ? نوشته شد? جديد) نسخ? قبلي يا رونويس مأخوذ را نسخ و ازاله ميکرده است، از اين رو به آن نسخه ميگفتهاند که مأخوذ از واژ? نسخ به معناي زدودن و زايل کردن است(مايل هروي، 1380: 26). البته در تعريفي کلّيتر، “نسخه عبارت است از هر دستنوشتهاي که داراي ساختار ظاهري کتاب باشد”(صفري آققلعه، 1389: 3).
در تعريف تصحيح متن آمده: “به حاصل آوردن نسخهاي از اثري که بر اساس عرض دادن و مقابله کردن نسخههاي خطي معتبر و موثّق آن اثر فراهم آمده باشد، طوري که نسخ? مذکور چه از جهت مفهوم و معني و چه از بابت لفظ و صورت، عين نسخهاي باشد که مؤلف عرضه داشته است و يا لااقل هيئتي داشته باشد که مؤلف اثر را به مانند آن و يا نزديک به آن فراهم آورده است”(جويا، 1378: 13-14).
مصحّح، ويراستار علمي متن و يا انشاءكننده و نويسند? آن نيست؛ يعني اگر در يك متن كهن نادرستيهاي محتوايي وجود داشته باشد كه از خود مؤلف و پديدآورند? متن سر زده است، مصحّح حق ندارد در آن متن تصرف كند و آن مطلب را صحيح گرداند. همچنين نميتواند در انشاء و نگارش متن با پديدآورند? اصلي شريك شود و به دلخواه خويش در پارهاي الفاظ و عبارات نويسند? اصلي دخالت نمايد.
تصحيح متن، به دست آوردن متني است که به متن اصلي نويسنده از همه نزديکتر باشد. مصحح در قبال متن، نه ويراستار علمي است و نه منشي و نويسنده، بلکه اميني است که ميکوشد غبار تصرفات کاتبان و اهل ازمن? پيش را از چهر? اثر بزدايد و بر مبناي دريافتي که از حيات و روزگار و زبان و باورهاي نويسند? اثر دارد، در چارچوب ضوابط علمي و احتياطات امانتدارانه، متني مطابق يا همانند آنچه مؤلف تسويد کرده است، ارائه دهد.(جويا، 1378: 13) “هدف و غايت نقد و تصحيح متون ادبي آن است که از روي نسخ خطي موجود، نسخ? اصلي‏ يا قريب به اصل يک اثر را احيا و مرتّب و مدوّن کنند و آن را به صورتي عرضه دارند که خوانند? اهل‏ تحقيق بتواند يقين و اطمينان حاصل کند که اگر اصل يک اثر را در دست ندارد، نسخهاي از آن را دارد که به صورت اصلي و شکلي که مصنّف و مؤلّف اصل نوشته است به نهايت درجه نزديک است”(زرينکوب،1371: 27).
2-2- اهميت و ضرورت تصحيح متون
در طول روزگاران و در كشاكش زمان، معمولاً نسخ? اصلي نوشتههاي پيشينيان مفقود گرديده يا از ميان رفته است و غالباً آنچه به دست ما رسيده، يك يا چند نسخه از نسخههايي است كه كاتبان مختلف در اعصار گوناگون كتابت كردهاند؛ ولي اين نسخهها معمولاً به طور کامل يكسان نيستند و در بعضي موارد با نوشت? اصلي پديدآورنده تفاوت دارند.
كاتبان كه معمولاً در يك پايه از دانش و دقّت و حوصله نبودهاند، گاه سهلانگاري كردهاند، دچار بدخواني شدهاند يا حتّي به عمد در متن كتاب تصرف نمودهاند. صاحبان نسخهها نيز به اقتضاي فهم و پسند خويش كاهش و افزايشهايي در متن پديد ميآوردهاند و تصحيحي مي‌كردهاند كه احياناً عين تغليط بوده است. اقتضائات سياسي، اجتماعي و مذهبي و گوناگوني ذوقها و پسندها هر يك تغييرها و تبديلهايي را به هنگام كتابت يا پس از آن، موجّه جلوه ميداده و افزون بر آن بيدقتي و بيامانتي برخي كاتبان سبب ميشده است در آنچه مينويسند از نسخ? اصل خود پيروي نكنند.
شيو? کهن رايج در کتابت نسخهها موجب ميشد که با هر بار استنساخ از روي نسخهها، نادرستيهايي به نسخههاي بعدي افزوده شود. اين نادرستيها بدين دليل بود که با هر بار استنساخ، بدخواني يا افتادگيهايي به نسخ? تازهتر منتقل ميگشت. گاهي نيز به دلايل فکري و عقيدتي، برخي کاتبان به دستکاري متن ميپرداختند. به همين دليل از همان روزگاران، براي جلوگيري از ورود نادرستي به نسخهها روشهايي را در پيش گرفته بودند که از آن با عنوان عمومي تصحيح نسخه ياد ميکنيم(صفري آق قلعه، 1389: 19).
نسخههاي خطي، از مهمترين و بازرترين دلايل و مدارک براي جلوه دادن هويت واقعي ملل و فرهنگ و تمدن اقوام مختلف است؛ چرا که در هر دوره، معمولاً بزرگان و دانشمندان قوم، دستي در کتابت داشتند و به دليل مشکلات در کتابت و کمبود ابزار آن، سعي بر اين بوده تا بهترين‏ تجربه‏ها و اندوخته‏ها تحرير گردد. نسخههاي خطي در هر زبان، سند هويت آن زبان و ابزار انتقال دانش و فرهنگ از نسلي به نسل ديگر است. با توجه به اينکه اين آثار در طي زمان با خطر دگرگوني و فراموشي روبرو هستند، ضرروي است که از طريق تصحيح، غبار فراموشي و نابودي از چهره آنها زدوده شود و به صورت مطلوب و مقبول به آيندگان عرضه گردد.
يکي از راههاي انتقال فرهنگ و دانش بشري از نسلي به نسل ديگر، آثار مکتوب است؛ از اين رو دانايان هر نسلي در ميان هر قومي ميکوشيدند تا آثار اسلافشان را به هيئتي صحيح و دور از تحريف و تعريف- که توسط نساخ بر اثر گذشت روزگار به آنها وارد شده است- عرضه کنند. از اينجاست که فن تصحيح متون در نزد دانايان عهد باستان امري رايج بوده است(مايل هروي، 1380: 383).
“انجام هرگونه نقد در متون ادبي، وابسته به وجود متني درست و معتبر است؛ زيرا منتقد بايد اطمينان حاصل کند که به بررسي همان اثري ميپردازد که اصالتاً از زير دست صاحب اثر بيرون آمده است.”(امامي،1337: 103) به قول ديويد ديچز (David Daiches): “تصحيح، مقدمهاي براي هرگونه ارزيابي انتقادي است.”(ديچز،1366: 502) تاريخ ادبي، علمي، اجتماعي يا سياسي هر ملتي، تنها زماني مي‏تواند به شيوه‏اي کاملاً عيني به‏ نگارش درآيد که بر مآخذ اصلي تکيه داشته باشد و بيترديد يکي از سرچشمههاي اين مآخذ اصلي، نسخههاي خطي است که آيين? فرهنگ و ادبيات ملتها محسوب ميشوند.
2-3- روشهاي تصحيح متن1
2-3-1- تصحيح انتقادي (تصحيح بر پاي? نسخ? اساس)
تصحيح انتقادي هر متن کهن يعني آماده کردن هر کتاب منثور يا منظوم که داراي ارزش ادبي، تاريخي يا فرهنگي است. در چنين کاري، هدف، تهي? نسخهاي خواهد بود که نزديکترين محصول به قلم نويسنده است. مقصود از روش انتقادي در تصحيح، انتخاب بهترين و اصليترين نسخه، پس از مطالع? موشکافانه و دقيق در ميان نسخههاي موجود است. در اين روش، اصليترين نسخه، قديميترين آنها از نظر تاريخ کتابت و يا کشف و اثبات نسخهاي است که به دست خود صاحب اثر تحرير شده باشد. اين روش زماني به کار ميرود که از يک اثر چندين نسخه در دست باشد. در اين صورت نسخ? مؤلف يا نسخ? قديميتر، به عنوان نسخ? اساس عيناً در متن خواهد آمد و متن نسخ ديگر به هيچ وجه در داخل متن آورده نخواهد شد و تنها به عنوان نسخه بدل از آنها استفاده ميشود؛ مگر در جايي که نسخ? اساس، دچار افتادگي، پوسيدگي يا ناخوانايي باشد. در اين روش اگر مؤلف نسخهاي به دست خود نوشته باشد و اين مطلب براي مصحّح با دلايل روشن ثابت شده باشد، همان، نسخ? اساس قرار خواهد گرفت. اگر نسخ متعدّد مکتوب از خود مؤلف وجود داشته باشد، آخرين نسخ? او بايد نسخ? اساس قرار بگيرد.
در استفاده از اين شيوه، به چند نكت? بسيار مهم بايد توجه داشت:
الف) زماني مي‏توان از شيو? تصحيح بر مبناي نسخ? اساس استفاده كرد كه يكي از نسخ، برتري و امتياز بر ديگر نسخه‏ها داشته باشد.
ب) همواره بهترين و صحيح‏ترين نسخه بايد “اساس” قرار گيرد، كه لزوماً “قديمي‏ترين” هم نيست.
ج) هرگاه نقص و نادرستي ضبط “اساس” محرز شد، ضبط نسخه‏اي جانشين آن مي‏شود كه در رده‏بندي اعتباري نسخ، بالاتر و معتبرتر تشخيص داده شده و اگر ضبط آن نسخه هم فاسد بود، باز به نسخه‏اي بايد مراجعه كرد كه در رده‏بندي، مقام بعدي را دارد.
د) تنها در صورتي مي‏توان از ضبط نسخ? اساس عدول كرد كه نادرستي آن محرز باشد؛ وگرنه به صرف ضعف ضبط اساس و قوّت ضبط نسخ? ديگر، نمي‏توان ضبط اساس را فرو نهاد.
2-3-2- شيو? التقاطي
وقتي كه هيچ نسخه مضبوط و معتبر درخورِ اعتنايي از متن مورد نظر وجود ندارد و هيچ‏يك از نسخه‏هاي موجود از حيث ضبط و اتقان و صحّت و اصالت، برتري كلّي بر ديگر نسخه‏ها نداشته باشند، نمي‏توان از شيو? “تصحيح انتقادي” استفاده كرد؛ زيرا نسخه‏اي نيست كه شايستگي “اساس” بودن را داشته باشد. در چنين مواردي مصحّح بايد از ميان نسخه‏هاي مختلف و با اجتهاد عالمانه، ضبطي را كه تناسب بيشتري با ذهن و زبان و موضوع مورد نظر پديدآورنده دارد، برگزيند و در متن بگذارد. اين، شيو? تصحيح التقاطي است كه از “التقاط” و در هم ريختن چند نسخ? غيرممتاز، يك متن نسبتاً صحيح و مضبوط فراهم مي‏آورد.
شرط تصحيح التقاطي، مهارت و استادي مصحّح در زبان و موضوع كتاب و مصطلحات نويسنده و زبان عصر مؤلف است، آنچنان كه بايد بتواند با دلايل استوار، موارد صحيح را در متن بگذارد و موارد مشكوك را در حاشيه. بنابراين اگر مصحّح، نسخه‌اي معتبر به دست آورد، مجاز به تصحيح التقاطي نيست؛ زيرا در اين صورت اَشكال درست در حاشيه و صورت‌هاي نادرست در متن قرار مي‌گيرد.
در کاربرد اين شيوه بايد توجّه داشت كه:
الف) منظور از “اجتهادِ عالمانه”، اعمال ذوق و پسند شخصي و يا ترجيح بلامرجّح نيست؛ بلكه به كاربستن و به دست آوردن قرائن و دلايل قابل اعتماد محتوايي و زباني و سبكشناختي است كه نشان دهد احتمال اصالت كدام ضبط بيشتر است و ضبط چه نسخه‏اي با زبان و سبك تحرير و موضوع مورد نظر مؤلّف تناسب بيشتري دارد.
ب) تصحيح التقاطي، از حيث دامن? وسيعي كه به “اجتهاد علمي” مي‏دهد، محتاج دقّت و اهليّت و احتياط و صرف وقت فراوان و تتبّع و جست و جوي بي‏حدّ و مرز در منابع و متوني است كه كوچك‏ترين قرينه‏اي براي اختيار و انتخاب ضبط صحيح به دست مي‏توانند داد.
ج) تصحيح التقاطي غير از تصحيح ذوقي و دل‏بخواهي است. ذوق و دريافتي كه در تصحيح التقاطي دخالت مي‏كند، ذوق تربيتشده و فرهيخته‏اي است كه بر اثر ممارست در متنپژوهي و خو گرفتن به زبان و بيان و شيوههاي نويسندگان قديم، خصوصاً نويسند? متن مورد نظر، مي‏تواند ضبط اصيل را از غير اصيل بازشناسد.
2-3-3- شيو? بينابين
تصحيح به شيو? بينابين، در حقيقت آميزه‏اي از “شيو? تصحيح انتقادي” و “شيو? تصحيح التقاطي” است. كاربرد اين شيو? تصحيح، در جايي است كه نسخ? ارجح نه آن ‏قدر ممتاز است و بر نسخه‏هاي ديگر رجحان دارد كه مبنا و اساس عليالاطلاق قرار گيرد و نه آن ‏قدر كمرجحان كه همسان و همپاي? ديگر نسخه‏ها قلمداد شود و داخل در تصحيح التقاطي گردد. در اين شيوه، نسخ? ارجح را به عنوان “اساس نسبي” ـ و نه “اساس مطلق”ـ مبنا قرار مي‏دهيم و لذا آن اندازه كه در شيو? تصحيح انتقادي بر حفظ ضبط اساس و عدول نكردن از آن، پافشاري مي‏كرديم، اصرار نميورزيم.
بدين ترتيب، شيو? بينابين از قوّت اجتهاد شيو? التقاطي و احتياط شيو? تصحيح بر مبناي نسخ? اساس و دقّتي روش‏شناختي كه مستلزم حركت در مرز دو شيوه پيش‏گفته مي‏باشد، ناگزير است. تجربه نشان داده كه شيو? بينابين در مورد بسياري از متن‏هاي فارسي و عربي، پاسخگو و كارآمد است.
2-3-4- شيو? قياسي
شيو? تصحيح قياسي معمولاً زماني به کار ميرود كه تنها يك نسخه از اثري بازمانده و آن هم چندان صحيح و مضبوط نيست. در اين شيوه، پژوهش‏گر از قوّ? حدس و قياس در تشخيص ضبط‏هاي صحيح بهره مي‏برد. بديهي است كه اين توانايي در ساي? ممارست در متنپژوهي و قياس از راه سنجيدن و مقايس? متون مربوط با متن مورد نظر به دست ميآيد. تصحيح قياسي وقتي مجاز است كه مصحّح اطلاعات معنوي و لغوي كافي در زمين? متن مورد نظر داشته باشد و از سير تحوّلات صرفي و نحوي و استعمال عصر مؤلف آگاه باشد و شواهد كافي براي آن فراهم كرده باشد.
در مواردي هم كه شيو? كلّي تصحيح متن، بر مبناي نسخ? اساس يا التقاطي يا بينابين است ولي ضبط هيچ يك از نسخه‏ها صحيح نيست، باز بايد در همان محدوده به “تصحيح قياسي” دست زد. بديهي است بهره‏وري از اين حدس و قياس چيزي است از جنس همان “اجتهاد علمي” كه در گفت و گو از تصحيح التقاطي ياد شد و نه تصحيح ذوقي و دل‏بخواهي. به همين سبب “تصحيح قياسي” محتاج اهليّت، تخصّص، ممارست، احتياط و دقّت فوق‏العاده است. از همين روي، حتّي مصحّحان و محقّقانِ خبير و كاردان، حتّيالمقدور از تصحيح قياسي پرهيز مي‏كنند و جز به هنگام ضرورتِ تمام به سراغ آن نمي‏روند.

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

با توجه به اوصاف، اقتضائات و كاربري‏هاي هر يك از چهار شيو? مذکور، آشکار است كه در رويارويي با يك متن، ما مختار نخواهيم بود كه هر شيوه‏اي را براي تصحيح آن برگزينيم، بلكه تنها يك شيوه از چهار شيو? گفته شده، با آن متن متناسب خواهد بود.
هنر مصحّح در آن است كه اوّلاً با تفطّن نسبت به آن متن و نسخه‏شناسيِ آن، شيو? متناسب را معيّن و اختيار نمايد، ثانياً با توجّه به مقتضيات متن، به پاره‏اي تصرّفات در آن شيوه و اجتهاد روش‏شناختي دست يازد. هر يك از متون، اقتضائات بيروني و دروني گوناگون و سرگذشت منحصر به فرد دارند و لذا بيشتر متون را نمي‏توان دقيقاً در يكي از اين چهار قالب جاي داد، بلكه بايد به تناسب متن، قدري روش را منعطف ساخت. يك معناي كليدي كه در هم? اين روش‏ها دخالت و بر هم? اعمال مصحّح سيطره دارد، “امانت” است كه از مفهوم تصحيح متون منتج مي‏شود؛ زيرا چنانكه گفته شد مصحّح، ناقل است، نه منشي و فقط در محدوده‏اي حقّ تصرّف دارد كه متن موجود را از آنچه هست به نوشت? نويسند? اصلي نزديك‏تر گرداند.
2-4- مراحل كار تصحيح
1. جمع‌آوري هم? مآخذي كه مصحّح را در يافتن نسخه‌هاي خطي كتاب مورد نظر ياري مي‌دهد.
2. تهي? نسخه‌ها يا عكس و ميكروفيلم از آنها: در اين مرحله، مصحّح بايد در مجموعه‌ها، تذكره‌ها و كتاب‌هايي از اين دست جستجو كند تا اگر بخش‌هايي از كتاب مورد نظر را بعضي از مؤلفان در آثار خود نقل كرده باشند، از آنها نيز در صورت لزوم در تصحيح استفاده كند.
3. بررسي مشخّصات صوري نسخه‌ها و تعيين افتادگي‌هاي احتمالي آن.
4. مطالعه و بررسي نسخه‌ها با توجه به ادوار نسخهنويسي فارسي و انواع نسخه‌هاي خطي فارسي.

5. طبقهبندي نسخه‌ها و تعيين سلسله نسب آنها: در نتيج? اين طبقهبندي، نسخ? اساس تعيين مي‌شود و مصحّح ارزش ساير نسخه‌ها را نسبت به نسخ? اساس مي‌سنجد.
6. استنساخ نسخ? اساس: مصحّح در استنساخ بايد امين باشد و در قرائت كلمات بسيار دقت كند و رسم خط نسخه و شكل كلمات را از نظر ابدال‌ها و قلب‌ها رعايت كند و از دست بردن در متن بپرهيزد. در اين مرحله بايد غلط‌هاي كاتب – نه غلط‌هاي مؤلف – را با دقّت و احتياط تصحيح كند و اَشكال اصلي را در پاورقي ثبت كند. در استنساخ نسخ? اساس، در مواردي كه لازم باشد و ترتيب كتاب بر هم نخورد، بايد فصول و ابواب كتاب را از آغاز صفحه شروع كند و در هر صفحه مطالب را به بندها يا پاراگراف‌ها تقسيم كند.
7. مقابل? نسخه‌هاي ديگر با نسخ? اساس و ضبط نسخه بدل‌ها: در اين مرحله، مصحّح حق ندارد به صرف ضعيف تشخيص دادن يا نامشهور بودن ضبط نسخ? اساس، آنها را مردود بشمارد و يكي از نسخه‌ها را در متن قرار دهد، مگر آن كه دلايل و شواهد متقن داشته باشد. بنابراين هنگامي كه نسخ? اساس او معتبر باشد، تصحيح بايد بر مبناي نسخ? اساس انجام شود.
8. مقدّمه، تعليقات و فهارس فنّي: پس از تصحيح و تنظيم متن، مصحّح مواردي را كه لازم بداند، شرح و توضيح مي‌دهد و آنها را با عنوان تعليقات به پايان متن مي‌افزايد. همچنين در مقدّم? كتاب، نسخه‌هاي خطيِ يافته و مورد استفاده را معرفي ميکند و درج? اهميّت هر يك را باز مي‌نماياند و شيو? كار خود را توضيح مي‌دهد. در پايان كتاب بايد فهرست‌هاي گوناگون و لازم افزوده شود تا استفاده از متن و تعليقات آسان‌تر باشد. نسخه بدل‌هاي متن را معمولاً در پاورقي ذكر مي‌كنند؛ اما بعضي از مصحّحان، آنها را در پايان كتاب و بعد از متن قرار مي‌دهند.
2-5- روش تصحيح در اين پژوهش
شيو? تصحيح در اين دو اثر، تصحيح انتقادي است که بر پاي? نسخ? اساس انجام شده است. متن نسخ? اساس به طور کامل حروفچيني و در موارد اختلاف نسخه بدلها با آن، روي کلم? موردنظر شماره گذاشته شده، در پاورقي بدان مورد اشاره گرديده است. در صورتي که در نسخه بدل، کلمه يا عبارتي آمده که در نسخ? اساس نيست، در پاورقي با علامت بعلاوه (+) نشان داده شده و در صورتي که در نسخه بدل، کلمه يا عبارتي نباشد، اما در نسخه بدلي آمده باشد، با علامت منها (-) نشان داده شده است.
براي مثال:
آ ، پ: – بود.
نشانگر آن است که در نسخه بدل “آ” و “پ” ، کلم? “بود” نيامده، اما در نسخ? اساس آمده است.
غ: + باشد.
نشان ميدهد که در نسخه بدل “غ”، کلم? “باشد” آمده، اما در نسخ ديگر از جمله نسخ? اساس، نيامده است.
در موارد غلط بودن يا ناقص بودن نسخ? اساس، از نسخه بدلها براي رفع نقص، استفاده شده، در پاورقي در اين باره توضيح داده شده است. ضمناً اگر در تصحيح، بر متن نسخ? اساس، کلمه يا عبارتي افزوده شده باشد، داخل [ ] آمده است. پايان صفحات نسخه نيز با نشان? [ ] مشخص گرديده، به اين صورت که در آن، براي صفحات سمت راست برگه، حرف a و براي صفحات سمت چپ، حرف bدرج شده است. براي مثال [4b] نشانگر پايان صفحه سمت چپ برگ? شماره 4 است. همچنين سعي شده با رعايت رسمالخط واحد و نيز با نشانهگذاري و پاراگرافبندي، متني پاکيزه و پيراسته، از آثار تصحيح شده ارائه شود.
2-6- پيشين? زبان و ادبيات فارسي در شبه قاره
دربار? پيشين? رواج زبان فارسي در شبه قاره هند، از مدارک تاريخي چنين برميآيد كه در سد? سوم هجري، براي نخستين بار، هندوان فرصت يافتند تا با فارسيزبانان آشنايي مؤثر پيدا كنند. زبان و ادبيات فارسي، به دليل غناي فرهنگي، ادبي، هنري و علمي خود، پس از نفوذ در شبه قاره هند، از زمان محمود غزنوي، بسيار مورد توجه و ستايش عارفان، شاعران، نويسندگان، مورّخان و دانشمندان هندي قرار گرفت، به گونهاي که آنان نيز در پرورش اين زبان، نقش بهسزايي داشتند و با خلق آثار و شاهکارهاي ادبي و علمي، عشق و علاق? خود را نسبت به آن ابراز کردند .
در عصر غزنويان، شاعران نامداري در شبه قاره به عرصه آمدند. عوفي در تذكر? لبابالالباب، فصلي را به شعراي غَزنه و لاهور اختصاص داده و اين نشان ميدهد كه در روزگار غزنويان، زبان و ادب فارسي در هند شمالي رونق داشته است. در همين عصر بود كه مسعود سعد سلمان، اولين شاعر مسلمان ايرانيالاصلي كه در هند ميزيسته، ظهور كرده است. وي به هر سه زبان عربي، فارسي و هندي شعر گفته و ديوان داشته كه امروز ديوان هندي او در دست نيست. ادبيات صوفيانهاي كه بعدها در قالب نظم و نثر، در مراكز خانقاهي شبه قاره پديد آمد، از ديگر عرصههاي بسيار مهم و مؤثر فكري و فرهنگي ايراني اسلامي بود كه در آن سرزمين، آثاري ماندگار از خود برجاي گذاشت. كشفالمحجوب علي بن عثمان هجويري، كه در سد? پنجم هجري در لاهور نوشته شد، در واقع، نخستين تأليف مستقلي است كه به زبان فارسي دربار? تصوف نوشته شد و به عنوان يكي از مهمترين منابع اين رشته درآمد.


پاسخی بگذارید