اينك ارتباط منطقي بين عوامل ياد شده راتحت عنوان كلي مسئوليت مورد تجزيه و تحليل
قرار دهيم.

ب) مفهوم كلي مسئوليت
براي اينكه مفهوم كلي مسئوليت از نظر كلي مصداق پيدا كند وجود دو دست از عوامل و شرايط ضرورت دارد. دسته اول ، عوامل ابتدايي يا مقدمات مسئوليت ، دسته دوم شرايط مسئوليت كه به ترتيب به بررسي آنها مي پردازيم.

عوامل مسئوليت
1- وجود انسان مكلف و آگاهي كه اهليت لازم براي انجام يا خوداري از انجام ممنوعيت هاي قانوني را داشته باشد.
2- وجود آمر يا مقامات صلاحيت داري كه حق وضع هر قاعده و يا قانون و يا تكليفي را دارا باشند.
3- وجود قواعد و مقررات مشروع قانوني و يا اجتماعي كه مطابق آن وظايف و تكاليف
اطاعت كنندگان از قانون به خوبي مشخص و معلوم شده باشد با توجه به اين مقدمات حال اگر از بين عوامل سه گانه فوق الذكر وجود عامل و همچنين وجود قواعد و مقررات قانوني را به طور ثابت در نظر بگيريم و در ارتباط با تعيين نقش سومين عامل در مراتب مذكور هرگاه انساني مرتكب انجام يا ترك يكي از ممنوعيت هاي قانوني گردد موضوع مسئول شناختن او مطرح خواهد شد و اين همان مطلبي است كه ما در صدد بررسي آن هستيم.
ناگفته نماند كه حصول هر يك از مراتب و عوامل ابتدايي سه گا نه بالا نيازمند فراهم شدن مراتب يا مقدمات خاص ديگري است كه اين مختصر تاب تفضيل همه آنها را ندارد ولي براي نمونه تنها به مشروعيت “وجود آمر صلاحيت دار” اشاره ميكنيم يعني براي اين كه معلوم شود آيا آمر صلاحيت توانايي و مشروعيت قانوني لازم را براي وضع قوانين و تكاليف مورد نظر داشته و يا اينكه به ناحق به وضع چنين مقرراتي پرداخته است فرض كنيم در يك موسسه اي مطابق اساسنامه مصوبه و شرح وظايف و روش جاري مدير كل حق و صلاحيت دارد كه براي بهبود وضع و اداره امور آن موسسه در مواقع مقتضي دستوراتي صادر كنند و به موقع به اجرا بگذارد مثلا از اعضاء و كارمندان موسسه بخواهد براي انجام كارهاي عقب مانده به صورت يك ماه هر روز يك ساعت زودتر در محل كار حاضر شوند. صدور چنين دستورالعملي از ناحيه مدير كل آن موسسه به عنوان آمري قانوني و صلاحيت دارهرگاه در چارچوب ضوابط و اختيارات برقرار گرديده باشد علي القاعد بايد او را عاملي صلاحيت دار ، براي اتخاذ وضع چنين دستورالعملي بدانيم در نتيجه هرگاه عضوي از اعضاي موسسه پس از اطلاع از وجود چنين دستوري اگر از انجام آن سر پيچي كند مسئول شناخته مي شود.
نكته اساسي ديگري كه در اين گفتار داراي اهميت فوق العاده اي است آن است كه هر قاعده و قانون و يا تكليفي كه از آن ناحيه آمر و يا مقامات صلاحيت دار وضع و برقرار مي گردد حتما بايد به خاطر نوعي مصلحت و فايده و يا براي دفع مفسده و جلوگيري از ضرر و زيان فردي و يا اجتماعي باشد.
ج) مسئوليت در قرآن كريم
در قرآن كريم، راجع به مسئوليت و مشتقات آن آيات فراواني وارد شده است به طور كلي شأن نزول، مفاهيم و موارد استعمال مسئوليت را در بعضي از اين آيات مي توان به ترتيب زير مورد مطالعه
قرار داد.
اثر وضعي اعمال و رفتار آدمي
از جمله در آيه سوره مدثر و آ يه 21 سوره طور و آيه 7 سوره اسراء و 202 سوره بقره آمده است كل نفس بما كسبت رهينه. كل امري بما كسب رهين ، هركس درگرد اعمال و دستاورد خويش است.ان احسنتم احسنتم لا نفسکم و اساتم فلها. اُولائِكَ لَهُم نَصيب مما كَسَبوا وا… سَريعُ الحِساب. در منطق قران افعال ارادي انسان معيار سنجش مسئوليت قرار خواهد گرفت و هر نوع اعمال و رفتار انسان با حسابگري دقيق محاسبه مي شود و هر عملي داراي عكس العملي متناسب است و به همين جهت در روز قيامت هر انساني در مقابل آنچه كه به دو دست خويش به انجام رسانيده است جوابگو خواهد بود.
– پرسش از ماهيت پديده ها

ازجمله خداوند در آيه اول سوره شريفه انفال مي فرماييد: يسئلونك عن لانفال ، اي محمد در مورد انفال و حكم غنائم بدست آمده از كفار از شما مي پرسند .

– مورد بازخواست قرار گرفتن
از جمله در آيه 56 و93 سوره نحل وآيه 24 سوره صافات و آيه 23 انبياء آ مده است: تا لله لتسئلن عما كنتم تفترون ولتسئلنّ عما كنتم تعلمون . و وقفوهم انهم مسئولون. لا يسئل عما يفعل و هم يسئلون. مسلماً انسانها در برابر اعمالي كه انجام مي دهند مورد بازخواست قرار خواهند گرفت.
– شخصي بودن مسئوليت
در منطق قرآن كريم پديده مسئوليت واجد خصيصه شخصي است. چنانچه در آيه 164 سوره انعام و آيه 18 سوره فاطر و آيه 28 سوره النجم ولاتزر وازره وزراخري. در آيه 286 سوره البقره، لها ما كسبت و عليها ما اكتسبت و آيه 6 و7 سوره زلزال.
فمن يعمل مثقال ذره خيرا يره و من يعمل مثقال ذره شرا يره وان ليس للا نسان الا ما سعي و ان سعيه سوف يري. سوره النجم آيه 39 و40.
به موجب آيات فوق “آثار نتايج كردار نيك و يا بد هر كس ، نه تباه مي شود ونه به ديگري بر
مي گردد. بلكه اين خود انسان است كه نتايج كار نيك و يا كيفر و اعمال زشت را خواهد ديد و قرآن با صراحت ويژگي شخصي بودن مسئوليت انسان را تبيين مي كند كه بر طبق آن هر كس پاسخ گوي اعمال زشت و رفتار خويش است و مسئوليت هيچ كس به عهده ديگري واگذار نمي شود.

– مسئوليت در مقابل نعمت هايي كه خداوند عطا كرده
چنان چه در آيه 7 سوره تكاثر و آيه 36 سوره آسرا آمده است لتسئلن يومئذ عن النعيم ان السمع و الصبر والفواء. كل اولئك كان عنه مسئولا . تواناييها واستعداد ها وداده هاي الهي مسئوليت آور است و هر كس به نسبت آن چه كه از اين توانايي ها و داده ها دارد مسئول خود سازي و ساختن محيط خويش است قلمرو اين مسئوليت در نزد انسان به نحو دقيق گسترش يافته است تا آنجا كه هر عضوي از اعضاي آدمي در مقابل آنچه كه مي شنود يا مي بيند و يا درك مي كند مسئول و پاسخگو خواهد بود.

– هر كس به اندازه قدرت و توانايش مسئول است
خداوند كريم هيچ كس را بيش از قدرت و تواناييش مسئول قرار نخواهد داد چنان كه در آيه سوره انعام 286 سوره بقره آيه 7 سوره طلا مي فرمايد لا نكلف نفسا الا و سعها لا نكليف ا… نفسا الا وسعها لا نكلف ا… نفسا الا ما اتها. كسي را جزء به اندازه وسع و تواناييش مكلف انجام تكليف نمي كنيم حتي در مورد پرداخت نفقه زوج جزء به اندازه توانايي و آنچه كه به او عطا شده مكلف نيست و به اين ترتيب بر طبق قرآن مسئوليت و انجام تكليف هيچ گاه افزودن از توانايي و طاقت از كسي خواسته نخواهد شد.
آنچه كه از مجموع مفاهيم آيات فوق و ساير آيات وارده درباري مسئوليت در قرآن كريم آورده استفاده مي شود اين است كه در منطق قرآن كريم نظام هستي بر پايه تكليف پذيري و مسئوليت انسان استوار شده و فلسفه آفرينش پديد آوردن انسانهاي آگاه و متفكر و مسئول است و رمز مسئوليت انسان نيست متكي بر توانايي ها استعداد آگاهي نيروي اراده و قدرت تصميم گيري و انتخاب اوست و در نتيجه هر كس در انجام تكاليف فردي و اجتماعي اش در حدود استعداد و توانايي و آگاهي كه از رفتار خود دارد مسئول خواهد بود و به سخن كوتاه در منطق قرآن مسئوليت بعنوان اثر وضعي رفتار آدمي قابل توجيه است يعني هر گونه پاداش و كيفر دنيوي و اخروي اعمال خوب و بد انسان تعلق خواهد گرفت و اين مطلبي است كه همواره مورد توجه مفسرين و صاحب نظران اسلامي بوده است فقها و دانشمندان اسلامي با توجه به تفسير آيات احاديث و روايات دارد در اين باره در كتب و آثار خود به ترسيم ابعاد شخصيت انسان مسئول پرداختند و از اين ديدگاه انسان مسئول موجودي است كه داراي سرشتي خاكي و ملكوتي است چون آگاه و آزاد آفريده شده و به نيروي عقل و اراده مجهز مي باشد قادر است در پرتو فروزان پيامبر باطن يعني عقل و خرد و ساير توانايي هايش در برابر عوامل طبيعي و اجتماعي ايستادگي مي كند و به كمك انديشه تحليلگر و خرد و روشنگر خود را از تاثير نفوذ جبري عوامل گوناگون آزاد كند در راه صحيح و در ميان دو يا چندين راهي كه عرصه زندگي در پيش پاي او گسترده است برگزيند .انا هَديناهُ سَبيلاً اِما شاكراً و اِما كفورا1.
پس انسان با به كار گرفتن نيرو و عقل و اراده به حق انتخاب ميرسد بدين ترتيب انسان مسئول از ديدگاه قرآن موجودي است متفكر، متعالي، مختار، انتخابگر كه مسئوليت خودسازي و ساختن محيط خويش را بعهده دارد2.

د) مسئوليت اخلاقي
– اخلاق فردي: مسئوليت اخلا قي شامل آن دسته از قواعدي است كه وظايف انسان را نسبت به نفس خويش معين مي كند عدم رعايت بعضي از قواعد اخلاقي و فردي علاوه بر پشيماني دروني به جهت آنكه داراي مفاسد ضرر و زيان شخصي و اجتماعي است در قالب نظامات كيفري با رعايت شرايطي موجب مسئوليت كيفري مرتكب آن خواهد شد مانند نوشيدن مشروبات الكلي.
– اخلاق ديني: آن دسته از قواعدي است كه تكاليف انسان را نسبت به خداي خود معين مي كند اين قبيل دستورات اخلا قي برقرار كننده تكاليف و وظايفي است كه سرپيچي و يا ترك بيجهت آنها موجب مسئوليت و عقوبت اخروي است و در پاره اي از موارد تخلف و عدم رعايت آنها موجب مسئوليت كيفري بوده با مجازات دنيوي همراه خواهد بود مانند جرم ارتداد كه در آيين يهبود و وسعيت و در مرتكب اسلام موجب مسئوليت كيفري است.

هـ) مسئوليت اجتماعي

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

مسئوليت اجتماعي شامل آن دسته از وظايف و تكاليفي است كه هر فردي در ارتباط با ساير همنوعان خود و در حيات جمعي عهده دار خواهد شد بديهي است كه تخلف از اصول و قواعد اخلاق اجتماعي كه قالبا از طريق قانون گذاري همايت مي شود در اكثر موارد علاوه بر ندامت موجب مسئوليت كيفري
مي گردد.

جنبه هاي فردي و اجتماعي مسئوليت در فقه
براي درك ماهيت مفهوم فردي و اجتماعي مسئوليت در فقه با اينكه در نظام حقوقي اسلام مانند ساير نظام نظام هاي حقوق موضوعه ، قوانين و مقررات را استخراج كرد بنابراين براي شناخت مفهوم و مشخصات مسئوليت از نظر اسلام بايد آيات و احاديث معتبر ناظر به اين نهاد را بررسي کنيم.
الف) جنبه هاي فردي مسئوليت
با توجه به جاودانگي احكام قرآن كريم كه متکي به علم وحكمت الهي است كه از طرق وحي و به وسيله پيامبر(ص) به مسلمانان رسيده است و نظر به شئون اجتماعي برخي از آيات قرآن كريم كه با توجه به نياز نوع بشر و ناظر به مسائل حيات جمعي است مدارك و مختصات مسئوليت فردي را از برخي از اين آيات مي توان به ترتيب زير استشهاد كرد.
1- خصيصه تكليف پذيري انسان و مسئوليت: آنچه از مفاد برخي از آيات قرآن كريم به دست
مي آيد اين است كه مسئوليت هر شخصي از توانايي ها و استعدادهاي فطري او ناشي مي شود و هر كس به مقتضاي توانايي هاي جسمي، فكري، عاطفي، روحي و ساير استعدادها، مسئول پاسخگوي اعمال خود خواهد بود1.

بنابراين در منطق قرآن توانايي هاي فطري انسان مبناي مسئوليت است چون انسان مسئول از نظر اسلام تنها موجودي است كه با تكيه بر نيروي عقل و تصميم گيري توانايي در تكليف پذيري را دارا
مي باشد بدين معني كه مي تواند در برابر سائقه اميال و غرايز دروني و عوامل بيروني و محيط زندگي خود ايستادگي كند تا آنجا كه قادر است مسير فعاليت خود را در چارچوب قواعد حاكم بر جامعه تنظيم كند1.
اين ويژگي بزرگ انسان را به صورت موجودي تكليف پذير در آورده است.
بنابراين در نظام حقوق بر اساس ويژگي تكليف پذيري انسان هر كس در مقابل انجام هرگونه اعمال و رفتار اعم از تكاليف عبادي يا وظايف و مقررات اجتماعي پاسخگو و مسئول خواهد بود بعلاوه قلمرو مسئوليت فردي انسان در قرآن كريم به نحو دقيق و مشخصي معيين شده است تا آنجا كه هر عضوي از اعضاي بدن انسان ملزم به پاسخگويي است2.
2- ملاك مسئوليت در منطق قرآن كريم هر كس در گروء اعمال و رفتار خويش است3، چون عدالت ايجاب مي كند كه هر كس پاسخگوي آثار و نتايج خوب يا بد اعمال خود باشد4.
3- شخصي بودن مسئوليت بنابر مفاد برخي از آيات قرآن كريم آثار و نتايج خوب و يا بد اعمال هر كس به ديگري منتقل نمي شود بلكه اين خود انسان است كه كيفر اعمال زشت خود را خواهد ديد قرآن كريم در آيات متعددي5 با صراحت ويژگي شخصي بودن مسئوليت انسان را بيان كرده است به موجب اين آيات هر كس شخصا پاسخگوي آثار و نتايج اعمال و رفتار آگاهانه و عهدي خويش است بعلاوه مسئوليت هر كس به اندازه قدرت و توانايي اوست به طوري كه در منطق قرآن انجام تكليف هيچ گاه افزودن از توانايي و طاقت از كسي خواسته نخواهد شد6.
آنچه از مفاهيم و مفاد آيات وارده در زمينه ي مسئوليت به دست مي آيد اين است كه در منطق قرآن نظام هستي و جيات بر پايه تكليف پذيري و فلسفه آفرينش پديد آوردن انسان هاي آگاه متفكر و مسئول است و هر كس در انجام تكاليف فردي خود در حدود استعداد و توانايي هايش پاسخ گوي اعمال و رفتارش خواهد بود بعلاوه مفاد احاديث و روايات نيز حاكي است كه هيچ كس به اتهام جرمي كه ديگري كه انجام داده است مورد مواخذه قرار نگيرد بلكه شخص مرتكب پاسخگوي آثار و نتايج رفتارش
خواهد بود.

ب) جنبه هاي اجتماعي مسئوليت در فقه
1- دركتاب: يكي از مدارك مسئوليت اجتماعي در يك حكومت اسلامي نهاد امر به المعروف و نهي از منكر است كه در برخي از آيات قرآن كريم و سخنان فقها و احاديث و روايات به اين فرضيه ديني تاكيد شده است مطالعه و بحث تفصيلي در باره مفهوم و جنبه ترتيبي و فقهي امر به المعروف و نهي از منكر و شرايط و مراتب اجرايي اين فريضه و واجب شرعي مستلزم تحقيق جداگانه است كه از حوصله اين مختصر خارج است. مع هذا براي آشناشدن با نقش اين نهاد در روابط حقوقي اعم از حقوق عمومي و روابط خصوصي مردم و تأثير اجراي صحيح و دقيق اين نهاد در تنظيم روابط اجتماعي و پيشگيري از گناه و تعدي و تجاوز به قانون در جامعه اسلامي به طور اختصار به مباني فقهي نهاد امربه المعروف و نهي از منكر اشاره مي کنيم.
صرف نظر از آيات متعددي كه خداوند در قرآن كريم مسلمين را دعوت به انجام كارهاي نيك و خير مي كند آنچه از ديگر آيات اين كتاب آسماني استفاده مي شود اين است كه در منطق قرآن كريم دعوت مردم به اقامه كارهاي نيك و اجراي احكام شرعي و جلوگيري از كارهاي زشت و ناپسند در چارچوب نظام اسلامي به عنوان نظارت عمومي و مسئوليت اجتماعي مسلمين نسبت به يكديگر يك فرضيه ديني شناخته مي شود به همين مناسبت تدوين كنندگان قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران نيز نهاد امر به الامعروف و نهي از منكر را در اصل ششم اين قانون وظيفه همگاني و متقابل بر عهده مردم نسبت به يكديگر و دولت نسبت به مردم و مردم نسبت به دولت با رعايت شرايطي كه قانون معين مي كند.
بنابراين در جامعه اسلامي مردان مومن و زنان مومنه اولياء همديگر هستند و امر به معروف و نهي از منكر مي كنند همين طور مسلمانان از نظر قران كريم بهترين امت هستند كه در بين مردم مبعوث شده اند براي اينكه به كارهاي شايسته امر مي كند و از كارهاي زشت نهي مي نمايند1. در بيان مفهوم معروف و منكر به طور اجمال اشاره مي كنيم ، معروف در لغت به معني شناخته شده و در اصطلاح فقهي “معروف” آن چيزي است كه عقلاً يا شرعاً معروف و پسنديده باشد و منكر در لغت به معني كار زشت و ناپسند مي باشد انكار شده است و از نظر فقهي هر چيزي است كه عقلاً يا شرعاً ناپسند باشد1.
بنابراين در جامعه اسلامي مستفاد از آيات قرآن كريم هر مسلماني موظف است كه ديگري را به صفات پسنديده اخلاقي از قبيل انجام واجبات شرعي و همين طور رعايت و اجراي قوانين اجتماعي توصيه كند. چنين مسلماني بايد ديگران را به ترك كاره هاي زشت و ناپسند شرعي و قانوني راهنمايي كنند2. پس نهاد امر به معروف و نهي از منكر بعنوان يك واجب كفايي بدين معني است كه هرگاه از ناحيه كسي به حد كافي براي اجراي آن قيام شود تكليف از ديگران ساقط مي شود مشروط بر اينكه كسانيكه مي خواهند اقامه به كارهاي شايسته كنند و يا از اجراي كارهاي زشت شرعي و قانوني جلوگيري نمايند بايد بدانند و آگاه باشند آن امري را كه ديگري ترك كرده از نظر شرع و قانون واجب است. همين طور آنچه را كه در حال انجام است از نظر قانون و شرع حرام است و اجراي اين وظيفه فطير در شرايط فعلي كشورمان حائز كمال اهميت است.
هر مسلماني موظف است كه ديگري را به اجراي مقررات به كمك اسلامي در چارچوب نظام حاكم توصيه كند و همينطور به خودداري از تعددي و تجاوز به حقوق عمومي و خصوصي نهي كند.
2- در سنت: لزوم اقامه امر به المعروف و نهي از منكر در جامعه اسلامي در احاديث و روايات دارد از معصومين نيز مورد تاكيد قرار گرفته است در اينجا به نمونه اي از آن اتكاء مي كنيم. پيامبر اكرم(ص) درباره امر به المعروف و نهي از منكر ميفرماييد: تا وقتي كه آنها و امر به المعروف و نهي از منكر در ميان امت من رواج داشته باشد مردم در خير و سعادت زندگي خواهند كرد اما همين كه مسلمين رعايت اين فريضه ديني را ترك كنند خير و بركت از آنان گرفته مي شود به طوري كه بعضي از آنان بر ديگران مسلط خواهند شد و مورد رحمت خداوند قرار نخواهند گرفت3.
همچنين در زمينه مسئوليت اجتماعي مسلمين از آن حضرت نقل شده است هر گاه مسلماني در ارتباط با همنوعان خود براي انجام امور و در رفع مسائل و مشكلات مسلمين تلاش و كوشش كه مي تواند بكند به انجام نرساند او را نبايد در زمره مسلمين قلمداد کرد4.
بدين ترتيب ملاحضه مي شود كه تاكيد قرآن كريم و روايات وارده از مسئولين درباره فريضه امر به معروف و نهي از منكر مبين مسئوليت اجتماعي مسلمين است كه به موجب آن هر مسلماني موظف است كه در حد توانايي خود در اقامه معروف و انجام كارهاي نيكو و جلوگيري از منكرات به ديگران را دعوت به اجراي اين فرضيه ديني بنمايد به ويژه جنبه هاي ارشادي اين نهاد يكي از روشهاي تربيتي محسوب
مي شود و نقش سازنده آن غير قابل انكار است زيرا انسان طبيعطا راهنمايي و ارشاد را مي پذيرد پس زماني كه فردي براثر راهنمايي و ارشاد صميمانه متوجه نيك و بد رفتار خود مي شود در خود احساس ندامت و مسئوليت مي كند و ميل دارد براي رفع آثار سوء رفتارش از تكرار آن اعمال خودداري كند اين مكانيزم رواني و احساس مسئوليتي كه در اثر اجراي صحيح امر به معروف ونهي از منكر در نزد ديگران حاصل
مي شود درك مسئوليت اجتماعي افراد را تقويت مي كند در زمينه اصلاح و پيشگيري از منكرات را افزايش مي دهد پس اين نتيجه به دست مي آيد كه نظارت بر اجراي احكام شرعي و قوانين و مقررات اجتماعي در چارچوب نظام اسلامي كشور ما يك وظيفه همگاني مردم نسبت به يكديگر و دولت نسبت به مردم است و مسئوليت ناشي از اين وظيفه نيز منشاء فقهي دارد و لازم الرعايه است در نهايت نظر به مشكلات عملي اجرايي اين نهاد در وضع فعلي و عدم پيش بيني مقررات ناظر شرايط حدودو كيفيت اجراي اين نهاد در قانون از طرف مجلس شوراي اسلامي لزوما بايد يك سازمان مجهز وظيفه خطير امر به معروف و نهي از منكر را در جامعه ما عهده دار گردد تا ضمينه اجرايي صحيح اين نهاد در جامعه اسلامي ما فراهم شود.

فصل دوم
مفاهيم مسئوليت کيفري

مفاهيم مسئوليت كيفري
در تعريف مسئوليت كيفري اتفاق نظر وجود ندارد، با اين حال مي توان تعريف هاي گوناگوني را كه حقوقدانان براي آن ارائه داده اند به يكي از سه تعريف زير ارجاع داد:
1- مسئوليت كيفري عبارتست از “قابلّيت” يا “اهلّيت”، شخص براي تحمل تبعات جزايي رفتار مجرمانه خود1.
2- مسئوليت كيفري عبارتست از اينكه تبعات جزايي رفتار مجرمانه شخص بر او “الزام” يا
“تحميل” گردد2.
3- “التزام” يا “مجبور بودن” شخص نسبت به تبعات جزايي رفتار مجرمانه خود مسئوليت كيفري ناميده مي شود3.
بطوركلي مسئوليت يعني تعهد به پاسخگويي به نتايج حاصل از عمل خود از نظر حقوق جزا. مسئوليت يعني تعهد به پاسخگويي به نتايج ارتكاب اعمال مجرمانه يعني تحمل مجازات تعيين شده براي آنها از ديدگاه كيفري، ارتكاب جرم يا هر نوع تخطي؟ از قوانين و مقررات جزايي تنها و بخودي خود موجب مسئوليت كيفري نيست ، بلكه براي اينكه مرتكب جرم را از نظر اخلاقي و اجتماعي مسئول و قابل سرزنش و مجازات بدانيم لازم است كه :
اولاً: وقوع رفتار مجرمانه يا پديده جزايي از ميل و اراده آگاهانه مرتكب آن نشأت گرفته باشد و نيز نحوه پندار وكردار و جريان تصميم گيري او را مشخص كند.
ثانياً: عمل مجرمانه كه با انديشه و قصد و ميل مرتكب در خارج تحقق يافته است بايد حاكي از سوء نيت مرتكب يا ناشي خبط و خطاي او باشد.
رعايت نكات فوق الذكر در امر رسيدگي به مسائل كيفري ، متداول و لازم الاجراست و احراز وقوع جرم از ناحيه مرتكب شرط اساسي و پايه اوليه مسئوليت كيفري محسوب مي شود.
ثالثاً: به نظر عدالت كيفري ،براي اينكه جرم را مسئول بشناسيم ، علاوه بر اراده ارتكاب و سوء نيت يا تقصير جزايي، بايد بين جرم انجام يافته و فاعل آن ، قابليت انتساب موجود باشد، تا بتوان او را مستحق مجازات دانست.
لذا قابليت انتساب نيز از اجزاي لازم مسئولبت كيفري است كه به آن اشاره مي كنيم.
به طور كلي، هر كس كه با علم و اطلاع ، دست به ارتكاب جرم مي زند لزوماً مسئول شناخته


پاسخی بگذارید