3- 3- فصول ديني يا گاهنبارهاي شش‌گانه‌ 304
3- 4- چهار فصل سال 304
3- 5- جهات چهارگانه‌ 305
3- 6- سيارات اباختري‌ 305
3- 7- ستارگان‌ 306
3- 8- منازل قمري 27 گانه‌ 307
3- 9- طبقات ديني آسمان‌ 308
3- 10- طبقات سنتي آسمان از بالا به مرکز زمين‌ 310
3- 11- سلسله مراتب اختري و اباختري‌ 311
3- 12- سرشتهاي چهارگانه کواکب‌ 311
3- 13- طبايع چهارگانه کواکب‌ 311
3- 14- اهلّ? ماه‌ 312
3- 15- ساير واژگان مربوط به ماه‌ 312
3- 16- واژگان مربوط به تنجيم‌ 313
3- 17- واژگان کلي مربوط به نجوم‌ 315
3- 18- ساير واژگان نجومي 316
3- 19- واژگان کلي مربوط به گاه‌شماري‌ 317
3- 20- ماههاي دوازده‌گانه‌ 319
3- 21- سي روز ماه 320
3- 22- پنج روز گاهاني‌ 322
3- 23- پنج گاه روز‌ 322
فصل چهارم: نتيجه گيري‌ 325
– كتابنامه‌ 329
الف) منابع فارسي‌ 329
ب) منابع لاتين 331
– چکيده به زبان انگليسي 339
فهرست‌ شکل ها‌

عنوان‌ صفحه‌
شکل شماره‌ي 1: مدار ماه يا گوزهر-مار92
شکل شماره‌ي 2: طول شبانه روز در سال به روايت بندهشن114
شکل شماره‌ي 3: مکان ثابت اوتاد نسبت به افق و دايرةالبروج155
شکل شماره‌ي 4: نيمروز و خط نيمروزان167
شکل شماره‌ي 5: شبيه سازي مسير حرکت سيارات ‌ 209
شکل شماره‌ي 6: مسير ظاهري حرکت سيارات210
شکل شماره‌ي 7: وضعيت سپاهبدان اختري226
شکل شماره‌ي 8: مکان طلوع و غروب خورشيد در بلندترين و کوتاهترين روز281
شکل شماره‌ي 9: مطابقت فصلها، گاهنبارها، ماهها، بروج فلکي و منازل قمري288
شکل شماره‌ي 10: نمودار زايچ? کيهان (طالع عالم) بر اساس بندهشن296
شکل شماره‌ي 11: نمودار زايچ? کيهان و مطابقت آن با اوتاد دوازده‌گانه297
فهرست‌ نشانه‌هاي اختصاري‌

الف) نشانه هاي فارسي:
ب = بند
پ = پانوشت
س = سطر
ص = صفحه
صص = صفحات
ف = فرگرد
ب) نشانه هاي لاتين:
A = آرامي
Av. = اوستايي
J = فارسي يهودي
M = فارسي ميانه مانوي
MP = فارسي ميانه
N = فارسي نو
P = فارسي ميانه اشکاني
Paz. = پازند
PI = ايراني آغازين
PIE = هند و اروپايي آغازين
PII = هند و ايراني آغازين
Ps. = زبور
Skt. = سانسکريت
ج) دستنويسهاي بندهشن:
TD1 = بنياد فرهنگ ايران (1970 الف)
TD2 = انکلساريا (1908)
DH = بنياد فرهنگ ايران (1970 ب)
K20 = کريستنسن (1931)
K20b = کريستنسن (1931)
MH6 = هوگ (1854)
K43 = کريستنسن (1936)
M51 = دستنويس چاپ نشد? مونيخ

1- مقدمه‌
1-1- طرح موضوع
کتاب بندهشن که از لحاظ غناي واژگان و گستردگي موضوعات به اتفاق نظر محققين مهمترين اثر پهلوي مي‌باشد، چنان که از عنوان آن برمي آيد رساله اي است در باب هستي شناسي و آفرينش. اين کتاب داراي دو ويرايش اصلي مي‌باشد که به نام هاي بندهشن ايراني (يا بندهشن بزرگ) و بندهشن هندي معروفند. مؤلف آن موبدي به نام فْرَنْبَغ ملقب به دادَگي است که بنا بر بخش پاياني از بندهشن ايراني، در سال 527 پارسي آنرا تأليف کرده که با در نظر گرفتن محاسبات مؤلف برابر با سال 110 هجري شمسي (732 م.) است (بهار، 1378: 197). با اين وجود تاريخ کتابتِ قديمي ترين نسخه موجود از آن در حدود 600 سال بعد از تأليف آن است و به همين جهت است که اشتباهات و تفاوت هاي فاحشي بين نسخه هاي موجود وجود دارد که حاصل دخالت کاتبان بوده است.
عنوان کتاب برگرفته از دو واژه “bun” به معني “بن، اساس، آغاز” و “dahis?n” به معني “دهش، آفرينش” بوده که مجموعاً به معناي “آفرينشِ آغازين” است چرا که مؤلف، در ابتداي متن، اين واژه را در تقابل با واژه “فرجام” قرار داده است (بهار، 1378: 5). هنينگ (1942: 229) و وست (1880: 22-23 از مقدمه) به دليل اينکه مؤلف، کتاب را با عبارت “هان! زندآگاهي …” و تعريف اين واژه آغاز کرده است، عنوان اصلي آن پيش از دخالت کاتبان را “زندآگاهي” محسوب کرده اند. اين نظريه درست به نظر مي‌رسد چرا که متن کتاب حاوي اطلاعاتي است که دانستن آن از ملزومات فهم و درک مطالب اوستا مي‌باشد. با اين وجود، بهار معتقد است “بکار گرفتن اين اصطلاح در آغاز سخن مي‌تواند اشاره به منبع اصلي کتاب باشد نه نام آن” (1378: 6).
بندهشن کتابي است که کليه موضوعات مورد توجه دوران باستان از قبيل هستي شناسي، فرجام شناسي، مذهب، تاريخ، جغرافيا، جانورشناسي، گياه شناسي و … را مورد بحث قرار مي‌دهد. از جمله موضوعاتي که در اين کتاب مورد بررسي قرار گرفته است و دانستن آن براي درک بهتر برخي بخش هاي اوستا لازم است مطالب نجومي و تنجيمي است. اگر چه امروزه بين نجوم (که يک علم کاملاً فيزيکي است) و تنجيم (که استفاده از اين علم در جهت درک امور متافيزيکي است) تفاوت بسياري وجود دارد؛ اين دو موضوع در دنياي باستان چنان با هم درآميخته بوده اند که واژه نجوم به تنهايي بجاي هر دو واژه به کار مي‌رفته است و شايد بتوان گفت که ستاره شناسي يا نجوم تنها به مثاب? ابزاري بوده است براي تنجيم يا علم احکام نجوم که وظيفه اش پيش بيني آينده و توجيه حوادث گذشته بوده است.
منجمين باستان، آسمان پر ستاره را همچون کتابي مي‌ديده اند که در آن جواب تمام سؤال هاي بي جواب آفرينش به صورت رمزگون نوشته شده است. آسمان جايگاه و موطن خدايان محسوب مي‌شده و خدايان سرنوشت انسان را رقم مي‌زده‌اند. از اين رو شناخت ساکنان آسمان و قلمرو آنان، يعني اجرام آسماني و نقشه آسمان، براي فهم ماوراءالطبيعه و مسايل مذهبي امري ضروري محسوب مي‌شده است. در نتيج? همين طرز تفکر است که مي‌بينيم، به طور مستقيم و غير مستقيم، اجرام آسماني و پديده هاي نجومي در جاي جاي کتب مذهبي باستاني ديده مي‌شوند. بنابراين، براي محققين امروزي، درک صحيح از واژگان نجومي و معادل هاي امروزي آنها اهميت ويژه اي پيدا مي‌کند.
مؤلف بندهشن در برخي فرگردها، از جمله فرگرد دوم درباره آفرينش صور فلکي، فرگرد بيست‌وپنجم درباره سال ديني، و خصوصاً فرگرد پنج-الف و پنج-ب درباره زيج گيهان (يعني طالع عالم و وضعيت اجرام آسماني به هنگام آفرينش جهان)، به طور مستقيم به ذکر اصطلاحات نجومي-تنجيمي و اهميت آنها مي‌پردازد. در ساير بخش ها، اطلاعات نجومي يا بطور گذرا عنوان شده و يا به طور غيرمستقيم مورد استفاده قرار گرفته است. با توجه به اين که گاه‌شماري نيز يکي از علوم ناشي از نجوم و تنجيم محسوب مي‌شود، اين کتاب شامل بيشترين واژگان نجومي در پهلوي است.
اين نکته که زبان بندهشن فارسي ميانه است باعث شده تا مجموعه واژگان نجومي اين کتاب بتواند به عنوان پلي بين معادل هاي اوستايي واژگان نجومي و معادل هاي فارسي نو آن عمل کند. اما از آنجا که حجم عظيمي از کتب اوستايي در گذر زمان از بين رفته است نمي‌توان براي تمام واژگان نجومي معادل هاي اوستايي آنها را ذکر کرد.
تنجيم يا بکارگيري اصطلاحات نجومي در بيان مسايل غيرنجومي همچون داستان آفرينش و رخدادهاي اساطيري از موارد چشمگير بندهشن است. مثلاً تقسيم بندي دايره البروج به دوازده برج فلکي که هر يک 30 درجه است، يک مسئله نجومي است اما کاربرد آن در تقسيم بندي پيمانه 12000 ساله آفرينش نمايانگر کاربرد و معناي تنجيمي اين بروج فلکي است.
در بندهشن پس از آن که زمان درنگْ خداي يا کرانه مند بوجود مي‌آيد، ظرف زمان به مدت 12000 سال يا 12 هزاره تعيين مي‌شود که هر يک از اين هزاره ها به نام يکي از اختران يا بروج فلکي نام گذاري مي‌شوند. در سه هزاره اول، يعني هزاره بره، گاو و دوپيکر، اهورامزدا به آفرينش موجودات اهورايي مي‌پردازد و اهريمن با ديدن اين موجودات نيک سرشت از حسادت دست به خلق موجودات اهريمني مي‌زند. در اين سه هزار? اول، موجودات در حالت مينوئي اند يعني “بي انديشه، بي حرکت و ناملموس” (بهار، 1378: 34). با فرا رسيدن هزاره چهارم، يعني هزاره خرچنگ، اهريمن آهنگ جنگ مي‌کند و هرمزد پس از آنکه نمي تواند اهريمن را به صلح قانع سازد، از روي آينده بيني براي کارزار زمانِ پايان تعيين مي‌کند و دوران آميختگي به مدت 9000 سال تعيين مي‌شود. اما پس از بستن اين پيمان، هرمزد پايان کار را با خواندن دعاي اَشِم وُهوو به اهريمن مي‌نماياند و اهريمن تا 3000 سال به گيجي فرو مي‌رود که شامل هزاره هاي خرچنگ، شير و خوشه است. از اينروست که با فرا رسيدن هزاره ترازو و برخاستن اهريمن از گيجي، دوران آميختگي آغاز مي‌شود و اين گونه است که در هزاره هاي ترازو، کژدم، نيمسب، بز، دلو و ماهي، اهريمن به پيکار با آفريده هاي هرمزد ادامه مي‌دهد تا با پايان هزاره ماهي پيمانه به آخر مي‌رسد و زمان کرانه‌مند در سرآغاز هزار? بره از حرکت مي‌ايستد و اهريمن را در تاريکي ابدي بي نيرو رها مي‌کند و بدين گونه، چرخش گيتي – به کمک ابزار زمان – با پيروزي هرمزد پايان مي‌پذيرد.
در دوران آميختگي جنگ اهورا و اهريمن به صورت تضادهاي موجود در گيتي نمود مي‌يابد و جنگ پديده هاي سماوي و نجومي نيز از نمودهاي همين جدال عميق است. از اينروست که اختران (يعني ثوابت = ستارگان) با اباختران (متحيرات = سيارات) به ستيز مي‌پردازند و تمام تلاش خود را بکار مي‌گيرند تا آسمان و گيتي را از شر پليدي هاي اهريمني بر حذر دارند. نقش اجرام آسماني و ارتباط آنها با يکديگر در تعيين سرنوشت گيتي و موجودات درون آن در قالب اصطلاحاتي تنجيمي همچون کده (= بيت)، بالِست (= شرف)، نِشيب (= هبوط)، و پِتيارگ (= وبال) از جمله مسايل مطروحه در بندهشن است.
هدف از تحرير کتاب بندهش به طور واضح شناسايي و معرفي اجزاي آفرينش بوده است و از اينرو مکان آفرينش يعني گيتي و در نتيجه نقشه گيتي اهميت مي‌يابد. نقشه گيتي شامل دو قلمرو است: يکي قلمرو آسمان که به علم نجوم مربوط ميشود و قلمرو زمين که به علم جغرافيا ارتباط دارد. بنابراين طبقات آسمان و پديده هاي نجومي و عملکرد آنها در صحنه گيتي بخش مهمي از اين کتاب را در بر مي‌گيرد.
کليدي بودن نقش بندهشن از لحاظ گستردگي واژگاني در مجموعه کتب پهلوي و طبيعتِ دايرةالمعارف-گون آن موجب شده است تا کليه کتب پهلوي ديگر به نوعي به آن مربوط شوند. از طرف ديگر، تشريح زمان آفرينشِ گيتي و موقعيتِ پديده هاي نجومي در آن هنگامْ (= طالع عالم)، در کتاب بندهش، ايجاب مي‌کند تا مؤلف بندهشن بيشترين اصطلاحات و واژگان نجومي را بکار گيرد و در نتيجه بندهشن به غني ترين کتاب پهلوي در رابطه با نجوم بدل شود. از اينرو واژگان نجومي بندهشن و شناخت دقيق آنها، در درک مطالب نجوميِ سايرِ متون زردشتي، به يک امر کاملاً کليدي و تعيين کننده بدل مي‌شود و اين اهميت تنها به متون پهلوي محدود نمي‌باشد چرا که بندهشن مهمترين کتاب نجومي در ادبيات ايرانِ پيش از اسلام نيز هست.

1-2- اهميت و ضرورت تحقيق
عليرغم ترجمه هاي متعدد بندهشن و مقالات گوناگون که در مورد آن نوشته شده است، تاکنون هيچ اثري، بطور ويژه و يکجا، به بررسي و تحليل و تطابق اصطلاحات نجومي و تنجيمي بندهشن با واژگان نجومي و تنجيمي اوستايي، فارسي نوين، عربي و انگليسي نپرداخته است. از طرف ديگر، گذشته از اينکه در شناسايي دقيق برخي پديده هاي نجومي اختلاف نظرهاي گوناگوني ديده مي‌شود، در بررسي هاي موجود هنوز اصطلاحات و مسايلي هست که توضيح و تشخيص آنها مورد چشم پوشي قرار گرفته است. علم نجوم و احکام آن تنها منحصر به يک کشور و يا يک دوره زماني خاص نبوده و ريشه اي ديرينه در فرهنگ و مذهب کليه ملل دنيا دارد، از اينرو عدم اشتباه محقق و درک صحيح او از اين علوم، که ناشي از درک درست اصطلاحات مربوطه مي‌باشد، براي هر دانش پژوهِ علاقمند يک امر ضروري محسوب مي‌شود که مي‌تواند او را در رمزگشايي و فهم دقيق مسايل نجومي و اهميت آنها ياري دهد. از اين گذشته، بندهشن مهمترين و جامع ترين اثر نجومي فارسي ميانه است و مقايسه اطلاعات آن با ديگر کتب موجود بدون وجود يک منبع جامع و قابل اطمينان امکانپذير نمي‌باشد.

1-4- هدف تحقيق
اين پايان‌نامه بر آن است تا با تنظيم يک واژه نامه مفصل که در برگيرنده کليه اصطلاحات نجومي و تنجيمي بندهشن است کار محقق را در حيطه نجومي تسهيل کرده و باعث جلوگيري از اختلاف آراء در ترجمه و تطبيق واژگان نجومي و تنجيمي گردد. از سوي ديگر، در اين پايان‌نامه سعي خواهد شد تا با استفاده از اشکال و نمودارهاي لازم کليه واژگان نجومي ارايه شده در بندهش به زباني ساده و قابل فهم براي محققينِ علاقه مند تشريح و توصيف شود. از آنجا که مفاهيم نجومي و تنجيمي از دوران باستان تا ظهور مسيحيت در غرب و ظهور اسلام در شرق داراي پيوستگي مداوم و اعتبار ويژه بوده و سهم بسيار عظيمي در مذاهب باستاني و تعيين زمان مناسک مذهبي داشته است، پس از توضيحات لازم و مطابقت واژگان، محقق خواهد توانست با ذهنيت نجومي منجمان قديم آشنا شود و در صورت برخورد با اين مفاهيم در کتب مختلف قديمي دچار سرگشتگي و اشتباه نگردد. با توجه به اينکه معادل هاي اين اصطلاحات در زبانهاي مختلف از قبيل اوستايي، فارسي ميانه، فارسي نو، عربي و انگليسي ارايه مي‌شود، از اختلاف نظرها و خطاهاي آتي به شدت کاسته خواهد شد.

1-4- پيشينه تحقيق
در راستاي هدفِ اين پژوهش – که تدوين يک لغتنامه نجومي بندهشن براي اولين بار است – به دليل جديد بودن کار و نبودن نمون? قبلي، لازم شده است تا واژه نامه حاضر با اتکاء به چهار نوع منبع و مأخذ امکانپذير گردد:
الف) ترجمه ها، تفاسير و مقالات مربوط به قسمت هاي نجومي بندهشن؛
ب) کتابها و مقالات کلّيِ مربوط به علم نجوم و علم احکام نجوم؛
ج) واژه نامه هاي عمومي و تخصصي؛
د) نرم افزار کامپيوتري نجوم.

الف) کتب و مقالات مربوط به قسمت هاي نجومي بندهشن:
از آنجا که کتاب بندهشن يکي از نادرترين آثار پهلوي از لحاظ گستردگي موضوعات و وسعت واژگان مي‌باشد، از زماني که نسخه هاي مختلف متن دستنويس بندهشن تحت عناوين TD1, TD2, DH, K20, K20b, MH6, K43, MH7 به دست محققين افتاد، تاکنون ترجمه ها و بررسي هاي گوناگوني از آن چاپ و منتشر شده است که تاريخچه مختصري از آن را مي‌توان در توضيحات مکنزي (1989: 547-551) پيرامون بندهشن و نيز مقدمه بهار (1378: 5-17) بر ترجمه بندهشن يافت. اکثر اين ترجمه هاي اوليه، همانگونه که بهار (1378: 8) نيز متذکر شده است، “داراي کمبودهاي بسيار” بوده‌اند و در فرايند تحرير اين پژوهش سودمند واقع نشده‌اند. در اين ميان ترجمه هاي انکتيل دوپرون (1771)، يوستي (1868) و وست (1880)، جزو کاملترين ترجمه هاي اوليه از بندهشن مي‌باشند. اما مشکل اصلي اين ترجمه ها اين بوده است که اکثر آنها، نسخ? هنديِ بندهشن يا بندهشن کوچک را اساس خود قرار داده‌اند و در نتيجه، بخشهاي نجوميِ بندهشن مورد ترجمه قرار نگرفته است. از اين گذشته، تمرکز بيشترِ ترجمه ها و پژوهش هاي اوليه، بر بخشهاي مربوط به داستان آفرينش و تاريخ اساطيري و ساير قسمتهاي آن قرار گرفته است و به دلايل مختلف، از جمله ثقيل بودن متن و عدم دسترسي مترجمان به يک متن انتقادي جامع از بندهشن، پر از اشتباه بوده است. وست (1880: 26 از مقدمه) نيز معتقد است، اتکاء به ترجمه هاي قديميِ بندهشن به دليل اشتباهات و عدم مقايس? دستنويس هاي مختلف، بيش از آنکه کمک حال مترجمين بعدي بوده باشند، مانعي براي اراي? ترجمه‌اي بهتر بوده‌اند. با اين وجود، در ترجمه خودِ او از بندهشن نيز، که در مجموعه کتابهاي مقدس شرق، جلد پنجم، در سال 1880 منتشر شده است و قابل اعتمادترين ترجمه موجود تا آن زمان است، همچون ترجمه هاي پيشين، گامي در جهت روشن شدن ريشه‌شناسي، تلفظ و معناي واقعيِ اساميِ منازل قمري برداشته نشده است و از آنجا که بندهشن هندي منبع ترجم? وست بوده، بخش مربوط به زايچه گيهان، که تنها بخش کاملاً نجومي بندهشن است، همچنان ترجمه ناشده باقي مي‌ماند. پس از وست، ترجم? کامل ديگري از بندهشن هندي، توسط مودي (1901) و به زبان گجراتي منتشر مي‌گردد که چيزي به يافته هاي وست اضافه نمي‌کند. يونکر (1923) اولين کسي است که دست به ترجمه اختصاصيِ بخش نجومي زايچ? گيهان مي‌زند؛ با اين حال، او نيز از تحليل دقيق مفاهيم نجومي بندهشن باز مي‌ماند. پس از او، نيبرگ (1929) دست به بررسي مجدد فصل مربوط به منازل قمري بندهشن مي‌زند، اما تمرکز او بر جهانبيني بندهشن است و در نتيجه او نيز نمي‌تواند از مشکلات نجومي باقيمانده در بندهشن چيزي بکاهد. پس از او، ترجم? بِيلي از بندهشن، در قالب رساله دکتري اش در سال 1933 ارايه مي‌گردد. از آنجا که تمرکز بيلي بيشتر بر ريشه شناسي و معادل يابي است، او قادر مي‌شود برخي از ابهامات نجومي را برطرف سازد؛ اما، به دليل اينکه مبناي کار وي تنها يک دستنويس بوده است، او نيز موفق به تشخيص معنا و تلفظ دقيق اسامي منازل قمر نمي‌شود. پنج سال بعد، تقي زاده در گاه شماري ايران قديم (1316 ه.ش.=1938 م.) که به بررسي و تحليل مفصل تاريخچ? تقويمي و نجومي ايران مي‌پردازد، موفق مي‌شود بسياري از مفاهيم نجومي بندهشن را روشن ساخته و اشکالات قبلي را رفع و رجوع کند. در اين تلاش گسترده، او براي اولين بار مسائل ظريفي را مشخص مي‌کند که قبل از او ناگفته مانده بود. نظرات تقي‌زاده در اين اثر جامع، مبناي کار کليه پژوهشهاي آتي در زمينه نجوم، تنجيم و گاه‌شماري بندهشن بوده است. پس از تقي زاده، هنينگ (1942) برخي از ابهامات باقيمانده را برطرف مي‌کند، اما ترجمه او تنها بخش دوم يعني بخش مربوط به منازل قمر را در بر ميگيرد. با اين وجود، تمرکز هنينگ بيشتر بر تطابق منازل قمر پهلوي با نامهاي نجومي و مدرن آنهاست و تنها به طور گذرا و به صورت پاورقي است که اسامي برخي از اين منازل را ريشه يابي مي‌کند. در سال 1956، بهرام گور انکلساريا، در ادامه کار پدرش، تهمورث دينشاه، و با اتکاء به نسخه‌هاي TD1 و TD2، دست به يک ترجم? کامل از بندهشن ايراني مي‌زند که تاکنون اعتبار خود را حفظ کرده است. ترجمه انکلساريا (1956) تنها ترجم? انگليسي موجود است که کليه بخشهاي بندهشن ايراني را در بر مي‌گيرد. پس از او، مکنزي (1964) با توضيح و تفسيرِ دوبار? قسمتهاي نجومي بندهشن و مقايسه آن با ديگر آثار زردشتي به روشن سازي و تحليل بيشتر پديده هاي نجومي بندهشن مي‌پردازد. با آنکه او مطالب نجومي بخش پنجم يعني زايچه کيهان را با اشکالات بسيار کم ترجمه و تفسير مي‌کند، اما او نيز از مسايل حل نشده و مبهمِ مربوط به فصل دوم که دربار? منازل قمر است، پرهيز مي‌کند و در اين مورد چيزي بر يافته هاي هنينگ اضافه نمي‌کند. در نهايت، ترجمه هايي از بندهشن به فارسي نيز صورت مي‌گيرد. براي نمونه ترجمه بندهشن هندي توسط رقيه بهزادي (1368 ه. ش. = 1990 م.) که فاقد بخش نجومي است. اما، از همه اين ترجمه ها مهمتر، ترجمه بهار از بندهشن ايراني است که يک بار به عنوان قسمتي از کتاب پژوهشي در اساطير ايران (1375 ه. ش. = 1997) و يک بار تحت عنوان بندهشن (1378 ه.ش. = 2000 م.) به طبع رسيده است. ترجمه بهار، در حال حاضر، کم اشتباه ترين و کاملترين ترجمه موجود از بندهشن ايراني مي‌باشد. او در اين ترجمه، نظرات و تفاسير پژوهشگران قبلي بندهشن را مد نظر قرار داده و تلاش کرده است تا اثري جامع ارائه دهد. پس از او، رافائلي (1999)، بدون افزودن مطلبي جديد، در مقاله‌اي تحت عنوان “جداول زايچه کيهان” به مقايسه جدولهاي زايچه کيهان در سه نسخه دستنويس TD1، TD2، و DH مي‌پردازد. لازم به ذکر است که کليه پژوهشگران و مترجمان خارجي پس از ترجمه هاي هنينگ (1942) و مکنزي (1964)، از ترجمه، تفسير و تصحيحِ مطالب و فصلهاي نجومي بندهشن اجتناب کرده‌اند. براي نمونه چرتي (2003) و (2007) در ترجمه جديد خود از بندهشن، فرگرد يک، يک-الف، و سوم را ترجمه کرده است؛ اما از ترجمه فرگرد دوم که حاوي منازل قمر است، دوري کرده است.
اخيراً پاکزاد (2005) با استفاده از کليه دستنويسهاي مختلفِ بندهشن دست به تصحيح بندهشن و اراي? يک متن انتقادي از آن شده است. از آنجا که اين اثر، در حال حاضر، معتبرترين متن انتقادي از بندهشن محسوب مي‌شود و پاکزاد در اين کتاب از شيو? آوانويسي مکنزي تبعيت کرده است؛ در پژوهش حاضر، اين متن به عنوان منبع اصلي آوانويسي بندهشن مورد استفاده قرار گرفته است. با اين وجود، به دليل اينکه اين اثر، خالي از خطا و اشتباه نيست، نگارنده مجبور بوده است براي ثبت صورتهاي املايي سرواژه هاي مهم از جمله نام منازل قمري يه نسخه هاي اصلي بندهشن مراجعه کند.

ب) کتابها و مقالات کلّيِ مربوط به علم نجوم و علم احکام نجوم:
در جهت تشريح و تحليل مفاهيم نجومي و مطابقت واژگان ايراني با معادل هاي لاتين و عربي آنها، مراجعه به کتابها و مقالات نجومي جديد و قديم امري ضروري محسوب مي‌شود. در اين راستا برخي از منابع مورد استفاده عبارتند از: آثار الباقيه ابوريحان بيروني که به سه زبان عربي (به تصحيح اذکائي)، انگليسي (به ترجمه زاخائو) و فارسي (به ترجمه داناسرشت) موجود است و مقايسه مطالب اين کتابها با يکديگر دقت تحقيق را افزايش مي‌دهد؛ دو کتاب ديگر از ابوريحان بيروني تحت عناوين، احکام نجوم (1318) و التفهيم لاوائل صناعه التنجيم (1352)، که هر دو به تصحيح جلال‌الدين همائي به چاپ رسيده‌اند، در اين رساله نقش کليدي ايفا مي‌کنند. کتاب صورالکواکب (1351) اثر عبدالرحمن صوفي مکان دقيق ستارگان و منازل قمري را نشان داده است. دايره المعارف فارسي (1387) به سرپرستي غلامحسين مصاحب به طور جامع و کامل بسياري از اصطلاحات نجومي و تنجيمي را تشريح مي‌کند. در اين رساله، جهت شناسايي نامهاي علمي و جديد ستارگان و پديده هاي نجومي بندهشن، از دايره المعارف هاي نجومي و تنجيمي لاتين نيز استفاده شده است. برخي از اين منابع عبارتند از: اطلس ستارگان (1896) اثر آپتن، راهنماي عمومي نجوم (1913) اثر جاکوبي، گاه شماري در دوران باستان (1968) اثر بيکرمن، دايره المعارف نجوم فيليپ (2002) اثر پاتريک مور، کتاب تنجيم: دايره المعارف تأثيرات سماوي (2003) اثر لويس، نجوم باستان: دايره المعارف آفرينش و اساطير (2005) نوشته راگلز، تاريخچه نجوم باستان (2007) اثر راجر بِک.

ج) واژه نامه ها:
معادل يابي و ريشه شناسي واژه هاي نجومي ايجاب ميکند که واژه نامه هاي بسياري مورد استفاده قرار گيرد. برخي واژه نامه هاي مورد استفاده عبارتند از: واژه نامه ايراني باستان (1904) اثر بارتولومه، متون اوستايي (1911) اثر رايشلت، فرهنگ سانسکريت به انگليسي (1960) اثر مونيرويليامز، فرهنگ کوچک زبان پهلوي (1971) اثر مکنزي معناي ساده واژه هاي پهلوي بعلاوه حرف نويسي و آوانويسي آنها را مشخص مي‌کند؛ دستورنام? پهلوي، جلد دوم (1974) اثر نيبرگ از لحاظ ريشه شناسي واژگان پهلوي مورد استفاده قرار گرفته است؛ فرهنگ ريشه شناختي هندوآريايي باستان، درسه مجلد (1992-1996-2001) اثر مايرهوفر در جهت ريشه شناسي و شناسايي صورتهاي سانسکريت و ايراني سرواژه‌ها مورد استفاده قرار گرفته است؛ براي شناسايي ريشه ها و صورتهاي ايراني و هند و ايراني آغازين سرواژه ها، فرهنگ ريشه شناختي افعال ايراني (2007) اثر چئونگ و واژگان موروثي هندوآريايي اثر لوبوتسکي (2009) مورد استفاده قرار گرفته است؛ واژه نامه بندهشن (1345) نوشته مهرداد بهار که به طور کوتاه و کلي حرف نويسي، آوانويسي و معاني واژگان را ارائه مي‌کند؛ و لغتنامه دهخدا (1365) در 50 مجلد اثر علام? دهخدا (در قالب لوح فشرده) منبع بسيار مهمي جهت آگاهي از معناهاي مختلف يک اصطلاح در فارسي نو و گهگاه معادل هاي آن در زبانهاي ديگر خصوصا زبان عربي است.

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

د) نرم افزار کامپيوتري نجوم:
از آنجا که در اين پژوهش تلاش بر آن بوده که واژگان نجومي با شفافيت کامل توضيح داده شوند، در تحليل برخي مفاهيم نجومي همچون مسير ظاهري حرکت سيارات، طول بلندترين و کوتاهترين روز سال و مکان سپاهبدان اختري در آسمان از معتبرترين نرم افزار نجومي موجود تحت عنوان Starry Night Pro نسخ? 6.0.3 (1997-2006) محصول شرکت Imaginova در کانادا استفاده شده است.
1-5- روش تحقيق
در اين رساله به شيوه‌ي کتابخانه اي فيش برداري شده است بطوري که پس از نوشتن کليه اصطلاحات نجومي و تنجيمي موجود در بندهشن، اطلاعات مربوط به اين واژگان که در منابع و مآخذ موجود يافت مي‌شده، به رديف هاي مربوطه در اين فيش ها اضافه شده است. رديف هاي مورد نظر عبارتند از: حرف نويسي، آوانويسي، ريشه شناسي، معادل نويسي، تعريف و توضيحات اضافي که به فهم بيشتر آن واژه کمک مي‌کند و در مواردي که مفهوم اصطلاح نامشخص بوده، درستيِ معادلِ انتخابيِ نگارنده تحليل و اثبات گرديده است. هر جا ممکن بوده است، براي فهم بيشتر مطلب، تعاريف و توضيحات با اشکال يا نمودار همراه شده اند. لازم به ذکر است که در اين رساله، هر جا از نظرات و اظهارات محققان و نويسندگان مختلف استفاده شده است، با ذکر دقيق منابع مربوطه همراه گشته است. بديهي است که ساير مطالب، منعکس کنند? نظرات نگارنده است.
اين پايان نامه شامل چهار فصل اصلي است که شرح آن در زير آمده است:
الف) فصل اول، شامل مقدمه، طرح موضوع، اهميت وضرورت تحقيق، هدف تحقيق، پيشين? تحقيق، و روش تحقيق مي‌باشد.
ب) فصل دوم، تحت عنوان واژه نام? نجومي و تنجيمي بندهشن دربرگيرند? کليه واژگان نجومي و تنجيمي بندهشن است که به صورت آوايي و به ترتيب الفباي لاتين مرتب شده اند.
ج) فصل سوم تحت عنوان واژه نامه موضوعي بندهشن، در بر گيرند? کليه واژگان نجومي و تنجيمي موجود در بندهشن است که بر حسب موضوع طبقه بندي شده و معادلهاي فارسي و عربي آنها ارائه شده است.
د) فصل چهارم: تحت عنوان نتيجه گيري، پس از شرح کاستي ها و اشکالات موجود در تحقيقات کنوني، راهکاري براي پژوهش هاي جامع تر در اين زمينه ارائه کرده است.
فصل دوم:
واژه نام? نجومي و تنجيمي بندهشن
2- واژه نامه نجومي و تنجيمي بندهشن‌
اين فصل، دربرگيرند? واژه نام? نجومي و تنجيمي بندهشن است و روي هم رفته شامل 261 سرواژ? اصلي، متشکل از کليه واژگان نجومي و تنجيمي موجود در بندهشن است، که در اينجا به صورت آوايي و به ترتيب الفباي لاتين مرتب شده اند. علاوه بر اين، 231 اصطلاح ترکيبي ديگر نيز در بندهشن بوده است که توضيح، تعريف، يا ترجم? آنها تحت سرواژه هاي مربوطه آمده است.
در اينجا، پس از ثبت سرواژه يا مدخل، در صورت امکان، حرف نويسي و صورتهاي مختلف سرواژه در زبانهاي ايراني آمده است. اين صورتها عبارتند از: اوستايي، فارسي باستان، فارسي ميانه، پازند، فارسي ميانه مانوي، فارسي ميانه اشکاني، فارسي نو، فارسي يهودي، و آرامي.
پس از آن در سطري جداگانه و درون قلاب، گروه و طبقه بندي موضوعي سرواژه مورد نظر آمده است. برخي طبقات موضوعي عبارتند از: نجوم، احکام نجوم، منازل قمر، بروج فلکي، ستارگان، سيارات، طبقات آسمان، فصول، گاهنبارها، و غيره.
سپس، در سطري جداگانه، صورت و معادلهاي فارسي سروا‌ژ? مربوطه نوشته شده است. در اين قسمت، هر جا که لازم بوده است، براي جلوگيري از ابهام و بدفهمي، معادل انتخابي با تعريف و توضيح کوتاهي همراه شده است. اين توضيحات کوتاه بيشتر براي سرواژه هايي نوشته شده‌ است که در حوزه هاي معنايي مختلف داراي معاني متفاوت بوده‌اند و يا معادل فارسي آنها داراي معاني متفاوت بوده است.
پس از قسمت معادل يابي، هرگاه صورت املايي يا تلفظِ صحيح سرواژه مورد اختلاف نظر پژوهشگران بوده است، در بخشي تحت عنوان بسامد و خوانش، صورتهاي املايي سرواژه در بخشهاي مختلف بندهشن و خوانش هاي پژوهشگران مختلف ثبت شده است. سپس نگارنده با بکارگيري روش علمي و استدلال، به تحليل و اثبات خوانش صحيح سرواژه پرداخته است. براي نمونه، از آنجا که اسامي منازل قمر در بندهشن، بيشتر با املاي پازند ثبت شده‌اند و پژوهشگران مختلف در اين مورد اختلاف نظر دارند، بسامد و خوانش کلي? اسامي منازل قمر مورد بحث و بررسي قرار گرفته است.
نگارنده، سپس در قسمتي جداگانه تحت عنوان توضيحات، به شرح و توضيح سرواژ? مربوطه پرداخته است. در اين قسمت، معنا و مفهوم سرواژ? مربوطه با توجه به منابع نجومي لاتين و فارسي، متن بندهشن و ديگر متون پهلوي و اوستايي تشريح و توصيف شده است. از آنجا که برخي از سرواژه ها داراي معاني غيرنجومي نيز هستند، در اين قسمت، پس از شرح کوتاهي از معاني مختلف آن سرواژه، تمرکز بحث بر معناي نجومي آن سرواژه در متن بندهشن بوده است. هر گاه سرواژ? مربوطه داراي چند معناي نجومي متفاوت بوده است، هر يک از اين مفاهيم در بندي جداگانه و تحت عنوان توضيحات 1، توضيحات 2، و … مورد بررسي قرار گرفته است. هرگاه منابع معتبر موجود، در مورد ترجم? سرواژ? مربوطه و يا جمله‌اي که در آن بکار رفته، دچار اشتباه شده‌اند، نگارنده در بندي تحت عنوان تصحيحات، ترجم? صحيح سرواژه، عبارت، يا جمل? مربوطه را ارايه کرده است. در ساير موارد هر جا که منابع موجود در حرف نويسي، خوانش، توضيحات، و ريشه شناسي دچار اشتباه شده‌اند، تصحيحات لازم در ذيل بند مربوطه به عمل آمده است.
پس از توضيحات و تصحيحات، در بندي تحت عنوان ريشه شناسي، به تجزيه و تحليل عناصر زبان شناختيِ متشکل? سرواژ? مربوطه پرداخته شده است. در اين قسمت، ابتدا اجزاي مختلف سرواژه شامل پيشوند، ريشه، پسوند و معناهاي آنها مشخص شده است. سپس، هر جا نظر پژوهشگران گوناگون متفاوت بوده، اظهارات آنان نيز ذکر شده و مورد بحث قرار گرفته است. در ادام? اين قسمت، صورتهاي مختلف سرواژ? مربوطه يا اجزاي متشکل? آن در زبانهاي مختلف از جمله، هند و ايراني آغازين، سانسکريت، اوستايي، فارسي ميانه، و فارسي نو ثبت شده است. در پايانِ اين بند، صورت انگليسي و معادلهاي انگليسي و عربي سرواژ? مربوطه نيز آمده است.
پس از ريشه شناسي و معادل يابي سرواژه ها، کليه عبارات و ترکيبات موجود در بندهشن که با سرواژ? مربوطه ساخته شده بوده‌اند، در بخشي تحت عنوان ترکيبات، با ذکر معني و ترجمه برشمرده شده اند.
در نهايت، هر جا که لازم بوده است، براي روشن سازي مفاهيم نجومي و تنجيمي از اشکال مختلف استفاده شده است. بيشتر اشکال طوري طراحي شده‌اند که ارتباط ميان کليه سرواژه هاي مربوط به يک يا چند طبقه موضوعي را نشان دهند. براي نمونه، شکل شمار? 9، بطور همزمان دربرگيرند? اسامي فصلها، گاهنبارها، ماههاي تقويم اوستايي، بروج فلکي، منازل قمري هندي، عربي، پهلوي و ارتباط ميان آنها است.
A
apa?dya?ba?n [?p??ty?p??n’]
(تقسيمات روز)
* اپاديابان: شامگاه، نيم? اول شب، گاه چهارم از شبانه روز
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
توضيحات: اين واژه به گاه چهارم از پنج گاه شبانه روز يعني شامگاه اشاره دارد. اين گاه از پيدايي ستاره (غروب آفتاب) آغاز مي‌شود و تا نيمشب ادامه دارد. نام ديگر اين گاه در پهلوي E?bsru?srim است. (همچنين رک. Asnyanam و E?bsru?srim)
ريشه شناسي: معناي اين واژه در متن بندهشن آمده است، اما پژوهشگران از بررسي ريشه شناسي آن چشم پوشي کرده‌اند. به احتمال زياد، تلفظ صحيح اين واژه بر خلاف نظر بهار که در جايي (بهار، 1345: 12) آن را ava?dya?va?n و در جايي ديگر (بهار، 1378: 166) که آنرا aba?dya?van خوانده است، apa?dya?ba?n بوده و از واژ? پهلوي pa?dya?b [p?ty?p?] به معني “طهارت” (مکنزي، 1971: 63) مشتق شده است. از آنجا که، آيين پادياب و طهارت مذهبي (شامل طهارت فردي و تطهير همه ابزارهاي مورد نياز براي تهيه هوم)، با بيدار شدن فرد از خواب در هاون گاه (و يا سپيده دم) آغاز مي‌شده (بويس، 1991: 286) و در نتيجه، با فرا رسيدن شب و خوابيدن فرد در گاه چهارم از شبانه روز (که نقط? مقابل هاون گاه است) عملاً باطل مي‌شده است؛ واژ? apa?dya?ba?n که مرکب از: (پيشوند منفي ساز a- + pa?dya?b + پسوند نسبت -a?n) مي‌باشد، روي هم رفته، به معني “زمان پايان طهارت” يعني “شب هنگام” بوده است. چرتي (2007: 30) با آنکه اذعان مي‌دارد املاي اين واژه در نسخ مختلف، به خوانش *aba?dya?wa?n اشاره دارد، اما خود اين واژه را به *xwaro?fra?n تصحيح کرده است و معتقد است که اين واژه در اصل *aba?dya?wand به معني “ضعيف” بوده، و به آن گاه از شبانروز اشاره دارد که در آن ديوها و نيروهاي شر، “قوي” و نيروهاي خير، “ضعيف” مي‌شوند [؟!]؛ فارسي نو: مشتق از پادياو، پادياب (لغتنام? دهخدا)؛ معادل انگليسي: evening ؛ معادل عربي: خُفوق “غروب و گذشتن بيشتر از شب” (دهخدا).
§§§
abar a?madan, abar a?y- [QDM YATWN-tn’]
(نجوم)


پاسخی بگذارید